close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
بلاگ

کمپین تغییر چهره مردانه مجلس چرا ساکت است

۲۷ بهمن ۱۳۹۴
مهرانگیز کار
خواندن در ۵ دقیقه
کمپین تغییر چهره مردانه مجلس چرا ساکت است
کمپین تغییر چهره مردانه مجلس چرا ساکت است

کمپین تغییر چهره مردانه مجلس آغازی بود بر پایانی تلخ. دشواری کار این کمپین از پیش قابل گمانه زنی بود. ولی تعهدی که یک کمپین برای خود ایجاد می کند، تا زمانی که خبری از سرکوبی آن انتشار نیافته، به قوت خود باقی است و کسانی که آن را بر پا داشته اند، باید به مردمی که به کمپین دل بسته یا حامی آن بوده اند، خبر رسانی کنند. از این کمپین خبر دندان گیری نشنیده ایم. خود را تبدبل به یک منبع خبری در مقطع حساس انتخابات نکرده است. این گونه اعلام حضور و سپس سکوت پیرامون ماجراهای دو انتخابات پیش رو در مقطعی حساس از تحولات سیاسی کشور، بیش از آن که به زنان برای مطالبات شان، انرژی ببخشد، آنها را تضغیف می کند.

کمپین مدعی شده بود که با نامزدها از حیث نظرات شان نسبت به حقوق زن و نقش هایی که احتمالا در صورت ورود به مجلس پیرامون حقوق زن ایفا می کنند، گفت و گو کرده، به پیشینه آنها نگاه کند و نتیجه را در اختیار زنان رای دهنده بگذارد تا چنانچه نامزد انتخاباتی در نقطه مقابل بهبود موقعیت حقوقی زنان و در توجیه نابرابری ها پیشینه ای داشته یا اظهار نظری کرده باشد، به صورت گسترده اطلاع رسانی کنند و با این ساز و کار موانعی در برابر ورود او به مجلس فراهم نمایند. اگر کمپین در این باره کاری کرده که اطلاع رسانی پیرامون آن با مشکلات امنیتی مواجه شده، لازم است متناسب با دلیل وجودی و اعلام شده اش، از آن مشکلات بگوید و علت سکوت و بی عملی خود را اعلام کند.

این خواسته از جمله خواسته هایی نیست که با ضرب المثل "از دور نشسته ای و می گوئی لنگ اش کن"، تناسبی داشته باشد. بی شک اگر ادعائی در کار نبود و کمپینی با کلی تعهد اعلام وجود نمی کرد، آن ضرب المثل مصداقی می شد. اما در شرایطی که جمعی بانوی سرد و گرم روزگار چشیده، با احتیاط و دور اندیشی کامل، دور هم نشسته اند و کمپینی تاسیس کرده و خط مشی ئی انتخاب کرده اند که  حساسیت های امنیتی را به حداقل می رساند، باید علل کم کاری خود را با افراد و دستجاتی که از آنها حمایت کرده، یا به آنها چشم دوخته و از آنها حرکت موثری ندیده اند، انتشار دهند. در غیر این صورت کمپین سازی می شود گونه ای ویترین سازی که نفعش بیشتر به حکومتی می رسد که می خواهد به هر ترفندی بگوید آزادی نقد و دخالت در امور کشوری و نظارت جامعه مدنی در امور، بر قرار است و دشمن بی جهت ادعا می کند آزادی در آن کشور مفقود است.

از این رو در شرایط کنونی بسیار اهمیت دارد که گامهای سنجیده، کوتاه و مصون از تعرض امنیتی، در نیمه راه ایستا نشود و امیدهای کوچک را بر باد ندهد.

تا امروز با ماجراهای بزرگ در ماههای نزدیک به انتخابات مواجه شده ایم. رد صلاحیت تمام زنان داوطلب شرکت در مسابقات مجلس خبرگان رهبری، تنها یکی از این ماجراهاست که کمپین تغییر چهره مردانه مجلس به فرض هم که ادعا کند فقط  تعهداتش به انتخابات مجلس شورای اسلامی محدود است، نمی تواند سکوت خبری کمپین پیرامون آن را توجیه کند و با این وصف به حضور خود در صحنه ای حساس و سیاسی اعتبار بدهد.

آیا چهره یک دست مردانه مجلس خبرگان رهبری، در حالی که همه بانوان موسس و عضو کمپین می دانند جمعی از بانوان مجتهده و واجد صلاحیت ( به موجب قانون اساسی که مبنای کار کمپین بوده )، داوطلب ورود به آن بوده اند،  موضوعی در خور ایجاد بحث و خبر و موضع گیری کمپین یا حداقل بررسی تطبیقی آن با اصول قانون اساسی نبوده است؟ 

رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی چطور؟  آیا کمپین تغییر چهره مردانه مجلس نسبت به این رویداد دغدغه خاطر یا تعهد از پیش تعیین شده ای نداشته است؟  منظور این نیست که کمپین تعهد داشته فقط از رد صلاحیت زنان بگوید و آن را بررسی کند، بلکه منظور این است که کمپین اصل و اساس رویداد را به صورت گسترده و در ارتباط با حقوق زن مورد توجه قرار دهد. چند در صد از مردانی که رد صلاحیت شده اند، می توانسته اند در صورت تایید صلاحیت و احیانا ورود به مجلس کمک به حال بهبود حقوق زن بوده باشند؟  و چند در صد از زنان رد صلاحیت شده؟

در شرایط حاضر که انتخابات هر دو مجلس تا چند روز دیگر آغاز می شود، کمپین تغییر چهره مردانه مجلس به کدام نتیجه گیری رسیده و چگونه می تواند مردم همراه با آرمان خود را، یاری کند تا نامزدهای تایید صلاحیت شده را از حیث نگرش های جنسیتی بهتر بشناسند؟

لازم است این کمپین که در زبان فارسی گونه ای "کارزار" را تداعی می کند و با درک کامل از اوضاع سیاسی و امنیتی کشور اعلام حضور کرده، صریح و روشن گزارشی انتشار دهد در بر گیرنده جزئیات فعالیت هائی که در هماهنگی با ادعای کمپین به آن عمل کرده است.

آنچه مسلم است جمعی از ایرانیان، موافق یا مخالف یا منتقد نظام سیاسی کشور، با این استدلال که می خواهیم اندکی گشایش در وضعیت اقتصادی خود ایجاد کنیم، به سمت صندوق های رای می روند. بی گمان نیمه ای از آنان یا بیشتر "زن" هستند. برای آنها در جای رای دهنده کدام توصیه ها را مهیا کرده اید؟  کدام نامزدها را صرفنظر از این که اصولگرای افراطی هستند یا معتدل یا اصلاح طلب یا مستقل یا اعتدالی، پیشنهاد می کنید و چرا؟  آیا متقاعد شده اید که آنها در مجلس یا مجالس مواضع بهتری نسبت به حقوق زن خواهند داشت؟ چگونه متقاعد شده اید؟  بر پایه پیشینه یا با مصاحبه؟

چیزی به پایان راه نمانده. کمپین تغییر چهره مردانه مجلس تا کنون ساکت تر از آن بوده که گمان اش می رفت. با این وصف ایکاش در این آخرین لحظات از کمپین بشنویم.

 

 

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

amu2014
۳۰ بهمن ۱۳۹۴

حتی از مرده های بهائی هم میترسند

Afam
۲۷ بهمن ۱۳۹۴

نوشته خانم کار عمیقأ غیر واقع بینانه است. در حالی که " خانه از پای بست ویران است" خانم مهرانگیز کار به نحو غیر قابل باوری"در بند نقش ایوان است"
حالا فرض بگیرید ای " خانم های مجتهده" خانم کار داوطلب مجلس خبرگان میشدند، در این صورت توقع این بود که از سد شورای نگهبان بتوانند بگذرند یا توق ع بسیار دورتر از واقعیت این بود که آنها وقتی هم که به فرض از سد شورای نگهبان جنتی و یزدی گذشتند بروند در مجلس خبرگان از حقوق زنان دفاع کنند؟ آیا پای خانم کار روی زمین است که اینها را مینویسد؟ مگر ایشان نمی داند که زنان عضو مجلس شورای اسلامی حکومت اسلامی بسیار از مردهای همان مجلس بیشتر علیه حقوق انسانی زنان هستند؟ آنوقت توقع اینست که مجتهده هایش بروند در آن مجلس شدیدأ ارتجاعی و ضد حقوق اساسی مردم ایران ( چه زن و چه مرد ) از حقوق زنان دفاع کنند؟ مگر زن در نظر آن مجتهده ها بجز شستن و رفتن و تمکین جنسی و بچه زاییدن حقوقی هم دارد؟
یک مجتهده نشان بدهید که یک کلمه خلاف آنچه اینجا نوشته شد گفته و یا نوشته باشد. این گوی و این میدان خانم کار!
... بیشتر

استان تهران

چلوکبابی نایب تهران پلمب شد

۲۷ بهمن ۱۳۹۴
خواندن در ۱ دقیقه
چلوکبابی نایب تهران پلمب شد