از روزی که به دلیل پایین بودن نمره درس تعلیمات دینی تجدید شدم، بیش از دو دهه می گذرد. مدیر مدرسه در یادداشتی جداگانه از والدینم خواست به مدرسه بیایند تا به اوضاع من رسیدگی شود.

سخت‌گیری ها  شروع شد؛ باید هر روز کتاب قرآن و تعلیمات دینی را می‌آوردم تا مادرم اشکالاتم را برطرف کند. بعد هم از سوی معلم پرورشی تصمیم گرفته شد که هنگام برگزاری آیین صبح‌گاهی، پیش از رفتن به کلاس تلاوت قرآن با من باشد.

این تنها روایت بخشی از زندگی من نیست، نمونه ای است از سال ها تلاش و پافشاری سیستم آموزشی مدرسه ها برای تربیت دینی دانش آموزان و اسلامی کردن مدرسه ها .

تغییر محتوای کتاب‌های درسی و تغییر نظام آموزشی، مهم‌ترین و نخستین گامی بود که پس از انقلاب سال ۵۷ سیستم آموزشی جمهوری اسلامی با آن روبه رو بود.

قوانین مصوب شده در سال 66  و تغییرات به وجود آمده در نظام آموزش و پرورش، درصدد تربیت دانش آموزانی بود که وفادار به ارزش‌های دینی سیاسی و پایبند به ولایت فقیه باشند. این سیاست ها در سه دهه گذشته ادامه داشته اند. سال گذشته آیت الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاست‌های کلی را با عنوان «ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور» به رؤسای قوای سه گانه و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ کرد.

در جریان این تغییرات، کتاب‌های دینی حجیم تر شدند و مبحث دین و دینداری به یکی از ابعاد اصلی گفتمان آموزشی ایران تبدیل شد.

حضور آشکار و پنهان دین و انگاره های دینی در کتاب های تاریخ، فارسی، تعلیمات اجتماعی و حتی بخش های علمی، یک دستور کار ثابت به شمار رفت؛ برای نمونه، اگر در درس علوم تجربی درباره رشد گیاهان و نقش اکسیژن مبحثی طرح شده، اشاره‌ای هم به دین و آیات قرآن در این رابطه شده است.

«سعید پیوندی»، جامعه شناس و استاد دانشگاه در کشور فرانسه به «ایران‌وایر» می‌گوید که پژوهش‌های انجام شده نشان می دهند آموزش مستقیم دینی در مدرسه ها در مقایسه با پیش از انقلاب، از 6 درصد به ۱۲ درصد افزایش داشته است: «این آمار تنها مربوط به کتاب های درسی دینی است و دیگر مطالب دینی در سایر کتاب های درسی و فعالیت های خارج از کلاس در این پژوهش به حساب نیامده است. با محاسبه سایر موارد، می توان گفت در حدود یک چهارم زمان آموزشی هفتگی در مدرسه ها به امور دینی اختصاص دارد که این میزان 4 برابر متوسط جهانی است.»

چنین نرخی به طور مستقیم متاثر از دیدگاه های رهبر جمهوری اسلامی است. او اردیبهشت امسال به مناسبت روز معلم، ساخت جامعه نمونه را از وظایف آموزش و پرورش و با تکیه بر اسلام و قرآن ممکن دانست؛ وظیفه ای که به گفته آیت الله خامنه ای بر عهده نیروهای متدین و انقلابی است.

 پیوندی در تحلیل چنین درخواست های کلانی، با اشاره به این که تجربه بشری نشان داده ادغام دانش و انگاره‌های مذهبی، کاری عقلانی و روش‌مند نیست، می‌گوید: «در حال حاضر در کشورهایی چون عربستان و یمن دین‌داری و آموزش مسایل دینی به صورت افراطی در محافل آموزشی در جریان است. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، باورهای دینی از دیگر علوم آموزشی جدا هستند. برخی از کشورها هم آموزش دینی را از دیگر علوم آموزشی تفکیک کرده و یا در خارج از محیط مدرسه انجام می دهند. مشکل این جا است که بسیاری از باورها و انگاره‌های دینی دارای بعد قدسی هستند و چند و چون کردن پیرامون آن‌ها برای پیروان آن مذهب چندان خوشایند نیست. در حالی که علوم سکولار و تجربی را می توان به گونه ای عقلانی و روش‌مند مورد پرسش و نقد قرار داد.»

این استاد دانشگاه با اشاره به الگوهای گوناگون آموزشی دینی در دنیا گفت: «در کشورهایی مانند فرانسه، آموزش دین خاص در مدرسه‌های دولتی وجود ندارد چون نظام آموزشی عمومی بر اساس باورهای مذهبی نیست و حق جانب‌داری از دین و مذهب خاصی را ندارد. در این گونه کشورها، آموزشی که پیشنهاد می شود بیش‌تر بعد تاریخی، فلسفی و یا جامعه شناسانه دارد و پدیده دین بدون ره‌یافت هوش و یا جانب‌داری از دین خاص مورد بررسی قرار می‌گیرد. در کشورهای دیگری چون آلمان، دین درس اجباری محسوب نمی‌شود و نمره آن در کارنامه دانش آموز درج نخواهد شد.»

اما وجه دیگر این ماجرا به حضور گروه های اقلیت مذهبی در مدرسه‌ها باز می گردد.  «آناکین»، دانش آموز ارمنی ساکن یکی از شهرستان‌های استان فارس است.  پدر این دانش آموز ارمنی درباره مسایل مربوط به دین و نگاره‌های دینی در کتاب‌های درسی به «ایران وایر» می‌گوید: «آناکین دانش آموز کلاس هفتم است. از آن جا که در شهرستان زندگی می‌کنیم، به مدرسه عادی می‌رود و تنها بر سر کلاس‌هایی که مربوط به امور دینی است، می‌تواند شرکت نداشته باشد. ابتدا می گفتند که اگر او بیرون از کلاس باشد، بچه‌ها را تشویق می کند که به درس گوش ندهند اما بالاخره رضایت دادند که او در این ساعت سرکلاس دیگری باشد.»

او با اشاره به این که در این مدت بارها درباره اسلام با پسرش صحبت کرده اند، می گوید: «چندین بار به مدرسه رفتیم و از آن‎ها خواهش کردیم که در امور دینی ما دخالتی نداشته باشند اما متاسفانه در تمام کتاب‌های درسی صحبت از دین و مسایل دینی است و آن‌ها به نوعی فرزندم را تشویق به گرویدن به دین اسلام می‎کنند.»

چندی پیش «محمدرضا عاقل زاده»، معاون اقامه نماز اداره کل قرآن، نماز و عترت وزارت آموزش و پرورش خبر از اجباری شدن زنگ نماز و ابلاغ آن به مدرسه‌های سراسر کشور داد. بر اساس این مصوبه، مدرسه ها ملزم هستند 30  دقیقه از برنامه رسمی روزانه خود را به وقت نماز اختصاص دهند. اگر چه قانون آمارگیری برای تعداد دانش آموزانی که در صفوف نماز شرکت می‌کنند، منسوخ شده است اما این یک واقعیت پذیرفته شده که در ایران بسیاری از دانش آموزان مانند سایر مردم، به اجبار ناچارند خود را همراه و موافق فرهنگ رسمی، به ویژه ابعاد مذهبی آن نشان دهند. در واقع، در یک برآیند کلی، مهم ترین دستاورد این تجربه، تحمیل خواسته یا ناخواسته ریاکاری اجتماعی بوده است.

سعید پیوندی، کارشناس مسایل آموزشی هم با تاکید بر این که شرایط وضعیت تحصیلی اقلیت های مذهبی بر خلاف قوانین رایج جهانی است، می‌گوید: «بر اساس قانون، دانش آموزانی که به اقلیت های دینی به رسمیت شناخته شده تعلق دارند، می توانند درس تعلیمات دینی خاص خود را انتخاب کنند. اما این دانش آموزان در دیگر دروس از جمله فارسی و تاریخ به ناچار باید بحث های مربوط به دین اسلام و مذهب شیعه را به خوبی بیاموزند، به ویژه آن که در کتب درسی ایران تلاش شده هویت دین شیعه و اسلام به شکل غلیظ و بسیار هدفمند برجسته شود.»

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}