«هویت». چه کسی تردید دارد که برای دفاع از هویت باید بسیج شد و کاری کرد؟ مشکل اما زمانی آغاز می‌شود که از چیستی این هویت سئوال کنیم یا از حدود آن. این که چرا مثلا تاریخ بخشی از هویت ماست اما کیفیت محیطی برای ما اهمیت چندانی ندارد پرسش مهم دیگری است.

چرا در اندیشیدن به کیستی خود، تقریبا بلافاصله به یاد هویت تاریخی و اجتماعی خود می‌افتیم اما از ارتباط و اتصال خود با محیط اطراف و طبیعت غافل می‌شویم؟ شاید چون امروز در اندیشه بسیاری از ما طبیعت و محیط زیست نقشی در شکل دادن به هویت‌مان ندارد و بر‌ آن اثرگذار نیست. بنابراین، در زمانه‌ای که «هویت طلبی» و دفاع از هویت‌های متکثر و به راه انداختن خرده جنبش‌های اجتماعی در دفاع از این «هویت‌های در معرض خطر» به یک روند اجتماعی تبدیل شده، عواملی که ‌‌آن‌ها را هویت‌ساز قلمداد نمی‌کنیم از دایره توجه بیرون می‌مانند.  نمونه حاد این مساله را می‌توان در دفاع از نام تاریخی خلیج فارس از یک سو و از سوی دیگر بی‌توجهی به اقدامات نابود کننده زیست محیطی در آن نشان داد.

مرگ در خور موسی

در تازه‌ترین نمونه از آسیب‌های حیرت‌انگیز و باورنکردنی  به خلیج فارس، مواد سمی که به خور موسی وارد شده بیش از بیست هزار قطعه ماهی را در این آبراهه از بین برده است. خور موسی یک شاخه آبی از خلیج فارس در استان خوزستان است که داخل خشکی پیشرفت کرده و گفته می شود نزدیک به دو هزار نفر با ماهیگیری در آن زندگی می گذرانند. مهمترین بندرهای اطراف این آبراهه بندر امام خمینی (شاهپور سابق) و بندر ماهشهر است. مجتمع عظیم پتروشیمی بندر امام نیز در کنار خور موسی واقع شده است. عمق خور موسی که در برخی نقاط به بیش از هفتاد می‌رسد اجازه کشتی‌رانی می‌دهد. خور موسی همچنین محل زندگی آبزیان و پرندگان گوناگونی است. برخی از پرندگان مهاجر زمستان‌گذرانی خود را در این محل انجام می‌دهند. جزایر کوچک بونه، دارا و قبر ناخدا جزو جزایر معروف خور موسی هستند.

خور موسی همراه با تالاب شادگان و خور العمیه جزو بیست و چهار تالاب و زیستگاه آبی ثبت شده‌ ایران در فهرست جهانی پیمان رامسر است. پیمان یا کنوانسیون رامسر سندی جهانی برای حفاظت از تالاب‌هاست که از دولت‌های عضو می‌‌خواهد زمینه حفاظت و بهره‌برداری مناسب از تالاب‌ها را که ذخیره‌گاه‌های مهم زیست محیطی است، فراهم کنند.

آن‌چه در مهرماه سال ‌جاری در خور موسی اتفاق افتاد، حکایت از ورود مواد بسیار سمی به آب‌های خور دارد. طبق گفته مسئولان سازمان محیط زیست ایران، این مواد سمی از طریق مجتمع پتروشیمی بندر امام وارد خور موسی شده‌ است. آزمایش‌های سازمان محیط زیست نشان می‌دهد این مواد سمی حاوی جیوه و همچنین ماده سمی استایرن بوده‌‌ است. استایرن که با نام وینل بنزن نیز شناخته می‌شود مایعی است بی‌رنگ که درجه اشتعال بالایی دارد و جزو مواد شیمیایی خطرناک طبقه بندی می‌شود. به گفته کارشناسان سازمان محیط زیست، شواهد محکمی در دست است که مجتمع پتروشیمی امام به طور اضطراری اقدام به تخلیه این مواد سمی در کرانه شمالی خور موسی کرده است. 

عبدالرضا کرباسی، معاون دریایی سازمان محیط زیست ایران می گوید مسئولان محیط زیست استان خوزستان به هنگام حادثه و در زمان تخلیه این مواد شیمیایی در محل حضور داشته اند و شاهد تخلیه آن‌ها بوده‌اند. اما در همان زمان واحد دیگری در مجتمع پتروشیمی بندر امام خمینی اقدام به تخلیه مواد سمی دیگری کرده است. بنابراین، مطابق گفته مسئولان سازمان محیط زیست، در یک فاصله کوتاه زمانی، دو واحد مختلف در مجتمع پتروشیمی اقدام به تخلیه مواد سمی درون خور موسی کرده‌اند. اینک نخستین پرسش آن است که اگر در فاصله زمانی چنین کوتاهی دو واحد مختلف اقدام به چنین تخلفی کرده‌اند، چگونه می شود اطمینان داشت که این عمل در گذشته انجام نشده است؟

تعهداتی که به آن‌ عمل نمی شود

پاسخ سازمان محیط زیست به سئوال بالا ساده است: این نخستین بار نیست که چنین فاجعه‌ای در کرانه خلیج فارس اتفاق می‌افتد و مجتمع عظیم پتروشیمی بندر امام تاکنون از عمل به تعهدات خود شانه خالی کرده است. همچنین به گفته سازمان محیط زیست ایران، در سال‌های گذشته این مجتمع پتروشیمی متعهد شده بود  جیوه را از خط تولید برخی محصولات خود خارج کند و روش‌های جدیدتر و منطبق با محیط زیست را جایگزین آن سازد. با این حال اجرای این تعهدات بیش از هشت سال است که به تعویق افتاده است.  

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت از محیط زیست ایران همچنین به واقعیت مهم دیگری در مورد مجتمع پتروشیمی بندر امام خمینی اشاره می‌کند. به گفته آقای کرباسی، واحدهای صنعتی و مجتمع‌های پتروشیمی گاهی اوقات برای جلوگیری از بروز یک فاجعه مانند آتش‌سوزی ناچار به تخلیه اضطراری مواد سمی خود می‌شوند تا به این ترتیب احتمال بروز حادثه را کاهش دهند. در چنین مواقعی و طبق استانداردهای موجود، واحدهای صنعتی باید مواد سمی را در حوضچه‌های اضطراری تخلیه کنند. اما مجتمع پتروشیمی بندر امام فاقد این حوضچه‌های اضطراری است که در نتیجه مواد سمی در محیط رها می‌شوند.

مجتمعی که حوضچه اضطراری ندارد

بندر امام خمینی با داشتن ۳۶ بارانداز بزرگترین بندر ایران است. واحدهای پتروشیمی بندر امام خمینی، رازی، فارابی و منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی که بخشی از بزرگ‌ترین واحدهای صنعتی کشور هستند در این شهرستان واقع شده‌‌اند. سئوال این‌جاست چرا مجتمع پتروشیمی بندر امام به عنوان یکی از بزرگ‌ترین واحدهای پتروشیمی کشور فاقد حوضچه‌های تخلیه است؟ چگونه است که سازمان محیط زیست ایران که باید بر فعالیت واحدهای صنعتی نظارت داشته باشد تا عملکرد آن‌ها مطابق با معیارها زیست محیطی باشد نتوانسته است این واحد را مجبور به رعایت استانداردهای زیست محیطی کند؟ چرا با گذشت هشت سال از تعهدات رسمی این واحد پتروشیمی هنوز خروج جیوه از خط تولید محصولات آن عملی نشده، و چرا این مجتمع به حوضچه‌های تخلیه اضطراری مجهز نیست؟

پاسخ مسئولان سازمان محیط زیست و البته مسئولان پتروشیمی بندر امام به این سئوال‌ها گرچه متفاوت است اما هر دو به یک واقعیت تلخ اشاره دارد که همان نادیده گرفته شدن محیط زیست در طرح‌های کلان کشور است. عبدالرضا کرباسی، در پاسخ به پرسش خبرگزاری مهر که چرا این مجتمع فاقد حوضچه اضطراری تخلیه بوده و چرا سازمان محیط زیست بر عملکرد آن نظارت نداشته پاسخی اداری می دهد و می گوید که ارزیابی صنایع پیش از استقرار و بعد از احداث، برای کنترل آلاینده‌ها و حسن اجرای موازین زیست محیطی، بر عهده «واحد ارزیابی معاونت انسانی» در سازمان محیط زیست است و معاونت دریایی مسئولیتی در این زمینه ندارد.

آقای کرباسی قاعدتا به لحاظ ساختار اداری درست می‌گوید و معاونت تحت نظر او مسئولیتی در این زمینه ندارد، اما این چیزی از مسئولیت کل سازمان محیط زیست ایران کم نمی‌کند. فارغ از این پاسخ، توجه به این نکته نیز مهم است که به اعتراف همین مسئولان محیط زیست دریایی این مجتمع پتروشیمی حداقل هشت سال در عمل به وعده‌های خود کوتاهی کرده است. آیا در این هشت سال امکان بازرسی و گوشزد کردن تعهدات و وظایف زیست محیطی به مجتمع پتروشیمی بندر امام وجود نداشته است؟

توجیهات مسئولان پتروشیمی

از سوی دیگر مسئولان مجتمع پتروشیمی بندر امام به کلی منکر نقش این واحد صنعتی در آلوده کردن آب‌های خور موسی و کشتن بیش از بیست هزار ماهی هستند. به گفته رضا امیری، مدیرعامل این مجتمع پتروشیمی، بررسی‌های این واحد صنعتی نشان می‌دهد نفوذ ماده سمی استایرن باعث مرگ ماهیان خور موسی نشده است. به گفته او میزان این ماده اگر به ۲۶۵۰ میلی‌گرم در کیلو برسد می‌تواند خطرناک باشد، در صورتی که استایرن وارد شده به آب دریا در حدود ۵۰ میلی‌گرم در هر کیلوگرم بوده است. او ضمن تایید نشت استایرن به محیط آن را ناشی از نشتی یکی از تانکرهای انتقال می داند. 

 به گفته آقای امیری، تاخیر در انجام تغییرات در خط تولید نیز به دلیل محدویت‌های بین‌المللی و تحریم‌ها بوده است. او وعده داده با برطرف شدن این محدودیت‌ها، کار تبدیل خط تولید ماده کلر الکالی نیز به زودی انجام شود. مدیرعامل مجتمع پتروشیمی همچنین گفته است برای خرید تجهیزات منطبق با محیط زیست، طرح  خود را به برنامه زیست محیطی سازمان ملل متحد نیز نشان داده‌ تا بتواند تجهیزات و تکنولوژی‌های لازم را خریداری کند. 

فارغ از اختلاف نظر سازمان محیط زیست با مجتمع پتروشیمی، واقعیت اما این است که بیست هزار ماهی در خور موسی مرده‌اند و محیط زیست با مواد سمی بشدت آلوده شده است. سازمان محیط زیست ایران گفته است این پرونده بزرگ را در مراجع قضایی پیگیری خواهد کرد و مجتمع پتروشیمی بندر امام خمینی نیز از سازمان محیط زیست خواسته به جای «تشویش اذهان عمومی» به دنبال یافتن مقصر اصلی باشد.

آلودگی خلیج فارس تاریخی

این اما نخستین فاجعه زیست محیطی در خلیج فارس و دیگر زیستگاه‌های دریایی ایران نیست. در هر سال فجایعی مشابه این با شدتی کمتر یا بیشتر در سواحل و یا در آب‌های خلیج فارس رخ می‌دهند. از نشت نفت از طریق لوله‌های انتقال یا نفت‌کش‌ها تا ورود انواع فاضلاب‌های صنعتی و کشاورزی، خلیج فارس را آلوده کرده‌اند. همین سال گذشته، معاون محیط زیست دریایی سازمان محیط زیست اعلام کرد سالانه بیش از یک میلیون و دویست هزار بشکه نفت خام وارد آب‌های خلیج فارس می‌شود.

در این میان اما این پرسش باقی می‌ماند که چرا حساسیت‌هایی که بدرستی در مورد نام و تاریخ خلیج فارس داریم در مورد حیات طبیعی و محیط زیست آن نداریم؟ آن کارزارهای پرشور و حرارتی که در شبکه‌های اجتماعی به راه می‌افتد تا مقابل تحریف تاریخ بایستد، چرا مقابل نابودی زیست محیطی امروز آن کمتر حساسیت به خرج می‌دهد؟ آیا فاصله ما با طبیعت و محیط زیست چندان زیاد شده است که دیگر حفظ آن را برای وجود خود و موجودات دیگر ضروری نمی‌دانیم؟ شاید معنای هویت را باید دوباره  جستجو کرد.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}