دوشنبه هفته گذشته ایران، امریکا و پنج قدرت دیگر جهان بر سر آینده برنامه اتمی ایران به توافق دست پیدا کردند. باراک اوباما، رییس جمهور امریکا از توافق جامع بلندمدتی سخن گفت که ایران را از دست‎یابی به سلاح اتمی باز می دارد.

حسن روحانی، رییس جمهور ایران، از فصل جدیدی در تاریخ خبر داد که می تواند پایانی باشد بر بی اعتمادی میان ایران و کشورهای دیگر. او تأکید کرد که ایران هرگز به دنبال سلاح های هسته ای نبوده و هرگز نیز نخواهد بود.

ولی نخست وزیر اسراییل، «بنیامین نتانیاهو» راضی نیست. او گفته حالا ایران در مسیر مطمئنی به سوی سلاح های هسته ای قرار گرفته و توافق به دست آمده را «اشتباه تاریخیِ حیرت انگیز» خوانده است.

در نوشته زیر، «ایران وایر» به مخالفت اسراییل با توافق وین و تأثیرات احتمالی آن بر آینده خاورمیانه خواهد پرداخت.

پیش از هر چیز، نظر «ییفتا کوریل» (Yiftah Curiel)، سخن‎گوی سفارت اسراییل در لندن را درباره دلایل مخالفت اسراییل با توافق جویا شدیم. کوریل می گوید: «شما حتماً حرف های نخست وزیر و دیگر مقامات ما را شنیده اید؛ می دانید که ما بدون هیچ شکی از این توافق ناراضی هستیم. از نظر ما، بخش اعظمی از زیرساخت های اتمی ایران که توافق فعلی آن ها را سر جای خود باقی می گذارد، به ایران امکان خواهد داد که تا آینده ای نه چندان دور، به قابلیت های نظامی هسته ای دست پیدا کند.
نکته مهم دیگر این است که این توافق تاریخ انقضا دارد؛ موقتی است و ما چشم به سوی آینده داریم.»

 

از سوی دیگر، اوباما معتقد است که توافق جامع تمام مسیرهای ممکنِ ایران را برای دست‎یابی به سلاح اتمی می بندد. حال آن که اسراییل درصدد بوده است تا در روند مذاکرات، خواسته های زیادتری مطرح و فشارهای بسیار بیش‎تری بر ایران اعمال شود.

کوریا می گوید: «ما می خواستیم تمام زیرساخت های اتمی ایران به زیر کشیده شوند؛ یعنی سایت های اتمی که ایران به شکل مخفیانه درست کرده است. این ها تخطی از قطع‎نامه های شورای امنیت سازمان ملل و پیمان «ان تی پی»(NTP) محسوب می شود. می بینیم که سایت هایی مثل نطنز و فردو هم‎چنان دایر هستند و دارند به فعالیت خود ادامه می دهند. هدف ما این بود که "برنامه تحقیق و توسعه" هم متوقف شود؛ چیزی که در توافق مطرح نشده یا دست کم آن طور که اسراییل می خواهد، بر آن تأکید نشده است. هدف ما این است که بعد از ۱۰ یا ۱۵ سال با کشوری روبه رو نشویم که به تمام قابلیت ها و ظرفیت های لازم برای گسترش و اجرای فعالیت های نظامی هسته ای دست یافته باشد.»

اوباما در پاسخ به منتقدان خود، از جمله سران اسراییل گفته است این توافقی نیست که با دوستان خود امضا می کنید. او توافق فعلی را با آن توافق تسلیحاتی مقایسه کرد که روزگاری امریکا با اتحاد جماهیر شوروی امضا کرده بود. ولی اسراییل خود و نه امریکا را در نوک پیکان حمله های ایران می داند.

کوریل می گوید: «اسراییل شاهد اقدامات فعلی ایران در منطقه است و در عین حال، شاهد بوده که در سال های گذشته ایران دست به چه کارهایی در منطقه زده است. ایران حامی اصلی گروه های تروریستی است که هدفشان نابودی اسراییل است و مصرانه و فعالانه در این مسیر حرکت می کنند؛ گروه هایی مثل "حماس" و "حزب الله". ایران سال گذشته در بسیاری از کشورها عملیات تروریستی علیه اسراییل و یهودیان انجام داده است. برای همین ما فارغ از مسأله هسته ای، واقعاً نگران اقدامات ایران هستیم. این که ایران با این اقدامات و اهداف عملاً به دنبال توانایی های نظامی هسته ای نیز باشد، بسیار بسیار خطرناک است.»

جدا از حماس و حزب الله که شاید بخواهند اسراییل را نابود کنند، نتانیاهو به طور مشخص گفته که ایرانِ اتمی، تهدیدی برای وجود و بقای اسراییل است.
در داخل اسراییل، رابطه ایران با حماس و حزب الله چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد و بیم و هراس از ایرانِ هسته ای نیز فراگیر شده است. با این اوصاف، همه موضع نتانیاهو را در مورد توافق وین و مسأله هسته ای ایران در پیش نگرفته اند.

«کارلو استرنگر»، (Carlo Strenger)، پروفسور فلسفه و روان‎شناسی در دانشگاه «تل‌آویو» و وبلاگ‎نویس در روزنامه «هاآرتص»، روزنامه لیبرال و پرنفوذِ اسراییل در این باره می گوید: «شکی نیست که در این مقطع، هر توافق مناسب و معقولی بهتر از نبود توافق است. سیستم تحریم ها دیگر کار نمی کرد چون روسیه و چین هم داشتند از صحنه بیرون می رفتند. بنابراین، از نگاهی کاملاً مصلحت اندیشانه، مهم بود که به چنین توافقی دست یابند. تا آن جایی که من متن توافق را خوانده ام، به نظرم کاملاً توافق معقولی است چون تضمین می کند که سلب اعتمادهایی که ایران تا به حال در مسأله هسته ای مرتکب می شد، دیگر دست کم به این آسانی تکرار نخواهد شد.» 

استرنگر انگیزه های نتانیاهو را این گونه توضیح می دهد: «نتانیاهو مردی است با یک جهان بینیِ به شدت مانوی؛ نیروهای خیر در مقابل نیروهای شر. پدر او، "بنزیون نتانیاهو"، مورخی بوده که در تمام عمر خود به این نکته باور داشته که رهبران یهود در سراسر تاریخ خود با نشناختن خطرهایی که یهودیان را تهدید می کرده، همواره مرتکب اشتباه های هولناکی شده اند و این عواقبِ بسیار فاجعه آمیزی در پی داشته است. آقای نتانیاهو با این بیم زندگی می کند که هولوکاست بعدی همین دم ایستاده است. من فکر می کنم او واقعاً به این حرف باور دارد. نمی خواهد بازی در بیاورد، واقعاً اعتقاد دارد.»

ولی برای بعضی از اسراییلی ها، سؤال اصلی این است که آیا این نوع نگاه اصلاً در جهت منافع اسراییل هست یا نه. به هرحال، این نگرش تا همین جا باعث شده که رابطه اسراییل با کاخ سفید بر سر مذاکرات هسته ای به شدت تیره و تار شود. علاوه بر این، اسراییل را با دیگر قدرت های اصلی که در جهت دست‎یابی به توافق گام برداشته اند، سرشاخ کرده است.

«داوید مناشری» (David Menashri)، پروفسور تاریخ خاورمیانه در دانشگاه تل آویو در مورد این نگرش حکومت اسراییل، شک و تردیدهای جدی مطرح می کند: «با توجه به رفتار اسراییل در تاریخ مذاکرات هسته ای، به نظر من تمام اشتباه ها ممکن هستند. به عنوان یک اسراییلی، من تا اندازه ای از سیاست های اسراییل ناخشنودم. من سال ها است مخالف این سیاست ها بوده ام؛ حتی مخالف استفاده از همین عبارت "تهدید وجودی" برای اشاره به ایران. حتی اگر این حرف درست باشد، یعنی اگر واقعاً ایران تهدیدی برای وجود اسراییل به شمار رود، بازهم به نظر من نباید به ایرانی ها گفت که شما ما را زهره ترک می کنید. در ضمن، من با یکی شمردنِ رژیم ایران با رژیم نازی موافق نیستم. این حرف سازنده نیست. در این مقطع، حکومت اسراییل تمام همت خود را برای مخالفت با این توافق خرج می کند که به اعتقاد من، کار بیهوده ای است. فکر نمی کنم از طریق مخالفت و ستیز با توافق چیز زیادی عایدمان شود.»

 اما در حالی که اسراییل واهمه های خود را ابراز و مخالفت ها را با متحدانش بیان می کرد، ایران به پیروزی دیپلماتیک دست یافت. در این مورد، مناشری چنین می گوید: «باید به پرزیدنت روحانی امتیاز زیادی داد. در تابستان سال ۲۰۱۳، پیش از انتخابات ریاست جمهوری، به مردم وعده داد که اعتبار گذرنامه هایشان را به آن ها باز می گرداند. یعنی دوباره آن ها را عضوی از جامعه بین المللی می کند؛ کشوری با وقار و احترام، کشوری که کشورهای بسیار دیگری به دنبال رابطه با آن هستند. روحانی به این دست یافته است. ایران حالا کشوری است که جامعه جهانی به آن خوش آمد می گوید و کشورها به دنبال تجارت با ایران هستند. از حمایت روسیه برخوردار است و با قدرت های اروپا در ۱+۵، چین و امریکا به توافق رسیده است. به نظر من، ایران توانست اوضاع را به سود خود تعییر دهد و به آن چه می خواسته، دست پیدا کند.»

اینک که توافق نهایی شده، اسراییل با یک شکست دیپلماتیک، با یک واقعیت جدید رو به رو است. تا به حال واکنش نتانیاهو این بوده که هشدار دهد. او هشدار داده است که اسراییل خود را هیچ ملزم به توافق نمی داند.

از ییفتا کوریل پرسیدیم منظور نتانیاهو از این حرف چیست؟ گفت: «نتانیاهو موضع دیرینه اسراییل را تکرار می کند؛ یعنی این که اسراییل خودش از خودش محافظت خواهد کرد و نیز می داند چه گونه باید این کار را انجام دهد.»

در ادامه از کوریل پرسیدیم آیا معنای این حرف آن است که اسراییل هم‌چنان گزینه نظامی را علیه تأسیسات هسته ای ایران لحاظ می کند؟ او چنین پاسخ داد: «خودِ پرزیدنت اوباما هم به تازگی گفته که این گزینه هنوز روی میز است و اسراییل هم بارها گفته که برای جلوگیری ایران از دست‌یابی به سلاح های هسته ای، دست به هر کاری خواهد زد. بنابراین، جواب سؤال شما مثبت است.»

به این ترتیب، نه استرنگر و نه مناشری نگاه امیدوارکننده ای نسبت به مقاصد و اهداف ایران در خاورمیانه ندارند. هر دو نگران حمله های ایران به اسراییل و نیز بلندپروازی های ایران در منطقه اند. آن ها معتقد نیستند که توافق وین همه راه ایران را برای ساخت سلاح اتمی بسته باشد ولی در عین حال، ارزش زیادی برای سیاست اوباما در قبال ایران قائل هستند. 

استرنگر می گوید: «به نظر من، تلاش های بی وقفه پرزیدنت اوباما برای توافق با ایران مبتنی بر یک فکر بسیار مثبت و سازنده بوده است؛ این که ایران پیش از هر چیز باید در جامعه بین الملل ادغام شود و این که وضع موجود نه فقط برای مردم ایران فاجعه بار است- این را هم بگویم که برای من، میان مردم و رژیم ایران تمایز شفافی وجود دارد- بلکه یکی از منابع اصلی تنش در دنیا هم محسوب می شود. اوباما به نوعی امیدوار است که از طریق ایجاد یک رابطه مثبت با ایران، بتواند این کشور را در مسیری قرار دهد که به نفع همه باشد. من منطقِ پشتِ این نگاه را می فهمم و به طور کلی، مدافع آن هستم.»

مناشری هم این گونه مسأله را بیان می کند: «دلیلی که امریکا تا این حد خود را وقف این کرده تا با ایران گفت‎وگو کند، این است که هر دولتی که سر کار باشد، می خواهد با توجه به وعده هایی که داده، موفق و سربلند بیرون بیاید. امریکا سعی کرد در جهت حل و فصل مسأله اسراییل-فلسطین حرکت کند. امریکا بر این نظر بود که هم اسراییلی ها و هم فلسطینی ها هیچ تمایلی ندارند به جایی برسند. از سوی دیگر، اوباما در کمپین انتخاباتی سال ۲۰۰۸، موضوع مذاکره با ایران را بارها مطرح و از آن دفاع کرد. هدف او از ابتدا این بود که این مذاکرات را پیش ببرد. من به عنوان یک اسراییلی، به جای آن که وقت و انرژی زیادی صرف انکار توافق کنم، خیلی بیش تر علاقه مندم ببینم از این جا به بعد در چه مسیری خواهیم رفت.»

در دوران پساتوافق، یک سؤال اساسی برای همه این است که ایران چه گونه تغییر خواهد کرد؟ آیا دوران جدیدی از دیپلماسی و روابط اقتصادی باعث می شود تا از ایدئولوژیِ حاکم بر ایران کاسته شود؟ و یا این که اموالی که پس از برداشت تحریم ها نصیب ایران می شود، این کشور را ستیزه جوتر خواهد کرد؟

استرنگر معتقد است اسراییل باید هشیار و گوش به زنگ باشد ولی در عین حال، باید اتفاقاتِ درون ایران را به خوبی رصد کند: «اسراییل نباید از یاد ببرد که در ایران نیروهایی وجود دارند که تا حد بسیار بسیار زیادی از تندروهایی که تصمیم های کشور را می گیرند و سخن‎گویان رسمی نظام هستند، متفاوتند. جمعیت شهری ایران بسیار بیش از این تندورها، درهای دنیا را به روی خود باز می گذارد، به آشتی و نزدیکی با غرب بسیار علاقه مند است و احتملاً از ستیزه جویی رژیم با همسایگان خود و نیز با اسراییل و غرب سود چندانی نمی برد. ما باید این امکان را در نظر داشته باشیم و به آن روی خوش نشان دهیم که نخبگان ایران شاید بتوانند از شدت مواضع ایران کم کنند. منظورم نیروهای حکومتی نیست بلکه از نخبگان اقتصادی، فرهنگی و روشن‎فکری کشور حرف می زنم. اسراییل باید چشم های خود را باز نگه دارد. باید متوجه شود که لزومی ندارد این خصومتی که با انقلاب سال ۱۹۷۹ [۱۳۵۷] شروع شد، تا ابد ادامه پیدا کند.»

شکی نیست که توافق وین، امید را در دل بسیاری از ایرانی ها زنده کرده است؛ بسیاری از ایرانی هایی که لزوماً طرف‎دار و حامی حکومت نیستند. این نکته را با ییفتا کوریل درمیان گذاشتیم. می خواستیم واکنش او را بشنویم. پاسخ او این بود: «اسراییل در تاریخ خود روابط بسیار خوبی با ایران داشته است. ما با ایرانی ها و به ویژه یهودیانِ متولد ایران هم روابط بسیار خوبی داشته ایم. شکی نیست که ما هم می خواهیم شاهد آینده متفاوتی در روابط خود با ایران و ایرانی ها باشیم. ولی اسراییل از اقدامات رژیم کنونی ایران در عذاب است و صدمه های زیادی را متحمل می شود. ما شاهد ایران معتدل تری نیستیم. همین یکی دو هفته پیش بود که [در مراسم روز قدس] پرچم اسراییل را در مقابل حسن روحانی به آتش کشیدند. هنوز شعار "مرگ بر اسراییل" و "مرگ بر امریکا" سر می دهند. ولی شما، ایرانیِ آزادی خواه و لیبرال تر، از ما می خواهید به حرف‎تان اعتماد کنیم، یا به حرف جامعه جهانی اعتماد کنیم که ایران تا 10 سال آینده عوض می شود. سؤال من از شما این است که نتیجه این مذاکرات چیست؟ جواب ما این است که این مذاکرات به ایرانی های اصلاح طلب اندکی زمان و فرصت می دهد که تا به حال آن را نداشته اند. البته این نکته شاید از چشم اسراییلی هایی که ذهنیت امنیتی دارند، قمار بزرگی به نظر برسد ولی بیش از پیش معلوم می شود که بهترین گزینه از میان گزینه های موجود است.»

داوید مناشری هم این طور مطلب را بیان می کند: «هیچ چیز باعث نمی شود اسراییل خوش‎بین بشود. ولی در عین حال، باید واقعیات را هم در نظر داشت. ایران در برنامه هسته ای خود خیلی جلو رفته است. حتی حمله نظامی هم نمی تواند روند آن را معکوس کند بلکه فقط می تواند سرعتش را کُند کند و چند سالی فرآیند آن را به عقب بیاندازد. از نظر سیاسی، بخش خوش‌بین کننده اش این است که برنامه هسته ای ایران به تعویق افتاده، حتی بیش از چیزی که حمله نظامی قادر به انجام آن باشد. حمله نظامی  ۵ یا ۱۰ سال به عقب افتاده است.»

با این حال، مناشری خود را در شور و شعفی که توافق در واشنگتن و تهران ایجاد کرده، سهیم نمی بیند: «بینید! اسمش را می گذراند دست‎آورد یا توافقی تاریخی. من خودم دانشجوی تاریخ بوده ام. همه عمرم را وقف تاریخ کرده ام. آدم هایی که از توافقی تاریخی حرف می زنند؛ باید این را هم در نظر داشته باشند که در عمر تاریخ، ۱۰ سال یعنی همین فردا صبح. بنابراین، این که چندسالی جریان را به تعویق بیاندازند، آن قدرها هم مایه دلخوشی و تسلی نیست.»

از نگاه ایران، دل‌نگرانی های امنیتی اسراییل مبتنی بر تزویر هستند زیرا اسراییل خود تنها قدرت هسته ای در خاورمیانه است. جنگ غزه در سال گذشته نشان داد که اسراییل حاضر است تهدیدهای جدی و سنگین خود را بر جان غیرنظامیان آوار کند. ولی حتی همین نکات هم در چارچوب منطق جدید مذاکره جای می گیرند. اگر ایران واقعاً بخواهد خاورمیانه، عاری از سلاح های هسته ای باشد، اگر ایران واقعاً دل‎مشغول شهروندان غیرنظامی غزه است، باید بالاخره یک روز یکی از مقامات ایرانی گوشی تلفن را بردارد و بگوید: «شالوم!» [سلام]

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}