امیر جواهری لنگرودی

اول تیر ۹۹، روز معلمان مدارس غیردولتی کشور، معلمان مدارس غیرانتفاعی" مقابل مجلس تجمع کرده بودند تا اعتراضشان را نسبت به سطح نازل حقوق، شرایط کاری ونداشتن امنیت شغلی به نمایش بگذارند. پس از آن ما شاهد اعتراض معلمان مدارس خصوصی کشور برای دومین بار در تیر ۹۹ و در ادامه اعتراضات دامنه دارشان نسبت به بالتکلیفی شغلی و معیشتی و انعکاس هر چه بیشتر صدای حق طلبانه شان بودیم. آنها خود را به پایتخت رساندند و دست به تجمع مقابل مجلس زدند.

معلمان آزاد شاغل در مدارس غیرانتفاعی حاضر در تجمع اعتراضی که تحت پوشش قانون کار به صورت ساعتی کار می کنند و بیمه آنها به صورت ساعتی به حساب سازمان تامین اجتماعی واریز می شود، یک صدا می گویند: «ما همان کار معلمان رسمی را انجام می دهیم. اما یک سوم آنها هم حقوق نمی گیریم. از همه مزایای شغلی محروم هستیم.حتی بیمه ما کامل پرداخت نمی شود. نمایندگان مجلس باید فکری به حال ساماندهی اشتغال ما بکنند.»

 معلمان معترض می گویند: «دستمزد ما گاه از حداقل حقوق کارگری هم کمتر است. یعنی ما حتا کارگر ساده هم به حساب نمی آییم. معلمانی که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و حتی کارشناسی ارشد هستند و چندین سال سابقه کار با کیفیت دارند، اما در بدترین شرایط شغلی به سر می برند.»

در مردادماه ۹۹ نیز ما شاهد تجمع معلمان نهضت سوادآموزی - که از آنان به نام " آموزشیاران" یاد می شود - در برابر مجلس بودیم . در برابر این حرکت اعتراضی، تعدادی از نمایندگان مجلس به آنها وعده دادند تا بعد از تعطیلات ماه محرم، موضوع طرح جذب شش هزار نفر نهضتی پذیرفته نشده را در صحن علنی مجلس مطرح و پیگیری خواهند کرد.

در مرداد ماه ۹۹ تجمع کنندگان اعلام کردند: «جمع ما به دلیل اینکه که از طرف برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای پیگیری مشکلات ما، وعده اصلاح طرح استخدامی را داده اند، به تجمع خود پایان دادیم.»

 معلمان تجمع کننده در پایان گفته بودند: «در حال حاضر چند نفر از همکاران به نیابت از سایرین برای پیگیری وضعیت استخدامی ما در تهران باقی مانده اند.»

در ۲۶ مردادماه ۱۳۹۹ نیز جمعی از «معلمان مربی قرآن قراردادی» کشور هم خود را به بهارستان تهران رساندند تا با تجمع مقابل مجلس اعتراض شان را نسبت به عدم تبدیل وضعیت اعلام کنند. یکی از این معلمان جذب شده در سال ۱۳۹۷ حاضر در این تجمع اعتراضی گفته بود: «جذب پنج هزار معلم از میان افراد توانمند هر استان بر اساس ظرفیت در عرصه تدریس قرآن در دوران وزارت حمیدرضا حاجی بابایی، انجام شد. افراد متقاضی پس از گزینش و سپری کردن روند اداری به عنوان مربی پرورشی با رویکرد فعالیت قرآنی وارد مدارس شدند.»

او در ادامه با اعلام اینکه در ابتدای جذب، قرار بود پس از حداکثر یک سال، وضعیت پیمانی شدن ما معلوم شود: «حتی دستورالعمل آموزش و پرورش مبنی بر جذب منتشر و برای چهار هزار و پانصد و پنجاه معلم تبدیل وضعیت صورت گرفت، اما به دلیلی نامعلوم معلمان چند استان از این امر جا ماندند.»

در سال ۱۳۹۷ آگهی رسمی برای استخدام پنج هزار "معلمان مربی قرآن" در تمام استانها منتشر شد. این معلمان با عنوان قراردادی، جذب شدند و در همان بدو جذب به آنها وعده داده شد که پس از سپری شدن کمترین مدت با آنها قرارداد پیمانی بسته شود. از این تعداد حدود چهار هزار و ۵۵۰ نفر از استانهای مختلف تبدیل وضعیت شدند. اما هنوز پس از گذشت هشت سال تعدادی به دلایل نامعلوم در بالتکلیفی هستند. معلمانی از استانهای البرز، آذربایجان غربی، قم، سمنان، مرکزی و...  

می بینیم تا امروز تمام این وعده به مانند دهها وعده دیگری که مجلسیان به تجمع کنندگان معترض در برابر مجلس مانند بازنشستگان، کارگران هفت تپه، معلمان، زنان و معلمان قرآن قراردادی کشور و...داده اند، دل خوشی موقتی بوده و هیچگاه پیگیری نشده است.

از این جاست که ما شاهد تجمع سریالی "آموزشیاران نهضت سواد آموزی" سراسر کشور که تعداد آنان را بالای ۲ هزار نفر اعلام شده، در کنار "معلمان حق التدریس پیش دبستانی" و "سرباز معلمان " در هفته های اخیر هستیم. آنها اعتراض خود را به بلاتکلیفی خود در شرایط گشایش زود هنگام مدارس در دوران کرونایی اعلام می دارند. اعتراض آنان به بلاتکلیفی امر استخدام و وعده های توخالی مجلس نشینان و سیاست های کج دار و مریض، در مرحله اول متوجه وزارت آموزش وپرورش دولت حسن روحانی است. چرا که مساله پذیرش آنان در آزمون استخدامی را پیش شرط استخدام شان می شناسد. اخیرا نیز طی بخشنامه ای به دفاتر استان ها و شهرستان ها، ترک کار نهضتی هایی که در آزمون پذیرفته نشده اند، ابلاغ نموده و تاکید کرده است که آنان حق کار ندارند .

آموزشیاران نهضت سوادآموزی که ماهها و هفته های پیش هم دست به اعتراض زده بودند این بار در واکنش به ابلاغیه وزارت آموزش و پرورش روز شنبه 27 شهریور، از سراسر کشور به پایتخت آمدند تا با برپایی تجمعی دیگر مقابل مجلس اعتراض شان را نسبت به بلاتکلیفی استخدامی و وعده های توخالی مقامات به گوش مجلس برسانند.آنان در بیرون مجلس به اعتراض ایستادند. همان جا درون چادرها در هوای آزاد خوابیدند تا فردای آن روز نیز به اعتراض خود ادامه دهند .

نهضتی های بلاتکلیف می گفتند: «سازمان آموزش و پرورش به عنوان متولی ما نهضتی ها، ملاک ادامه فعالیت ما را قبولی در آزمون اعلام کرده و به همه سازمان های متبوع خود در سطح استان ها و شهرستان ها ارسال داشته است. این در حالی است که این جمع وسیع چند هزار نفری هر یک به سهم خویش پس از ۱۰ تا ۱۵ سال فعالیت شغلی در نقاط محروم کشور به عنوان آموزشیار و آموزش دهنده نهضت سوادآموزی، بعد از پذیرش نشدن در آزمون استخدامی بیستم تیر ماه ۹۹ شغل مان را از دست داده ایم.»

 آنانی که در برابر مجلس تجمع کرده بودند، اعلام کردند: «در بدو شروع به کار به ما گفته بودند، پس از دو سال کار در نهضت سوادآموزی، در وزارت آموزش وپرورش استخدام می شویم. اما حالا بعد از ۱۴ سال ، پشت سد آزمون جا مانده ایم.«

در همین رابطه آموزشیاران نهضت سواد آموزی می گویند : «دولت و نظام آموزش و پرورش برای سایر گروهها مثل "سرباز معلمان"، "حق التدریسی ها"و... آزمون استخدامی را حذف کرده است. چرا در حق ما چنین نابرابری روا می دارند. جمع ما

آموزش دهندگان نهضت سواد آموزی سالها با کمترین دستمزد در مناطق دورافتاده و روستایی کشور کار کرده ایم و سختی همه فشار ها را به جان خریده ایم و یکایک ما استحقاق توجه بیشتر مسئولان کشور را داریم. نه اینکه بعد از سالها خدمتی چنین دشوار و با کمترین دستمزد در نقاط بد آب و هوا و به دور از شهر و خانه خودمان، شغلمان را هم از ما بگیرند و ما را به حال خود رها کنند.»

اعتراضات گروههای مختلف معلمان در برابر مجلس در هفته های اخیر بر سه نکته اساسی تاکید دارد :

اول: اعتراضات غیرمستمر، چنانچه تجربه معلمان نهضتی نشان می دهد جز به مجموعه ای از وعده های توخالی نمی انجامد. اعتراضات فقط وقتی می تواند مسئولان آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس را ناچار از پاسخگویی واقعی کند که حاوی فشار موثر و مستمری باشد.

تجربه جنبش مطالباتی نشان می دهد که اعتراضات مستمر و زنجیره ای همراه با تبلیغات گسترده در شبکه های اجتماعی و درخواست های صریح برای حمایت و همبستگی هم سرنوشتان، بهتر جواب می دهد و کارا تر است.

دوم: شرط مقابله موثر با تبعیض ساختاری شده در میان لایه بندی های مختلف مزدی معلمان، تبدیل مطالبه امنیت شغلی به محورهمبستگی صنفی همه گروههای معلمان است. همین مطالبه می تواند نهضتی، حق التدریسی، سرباز معلم، دانشجو معلم و خرید خدمتی را با معلم استخدامی در صفی مشترک علیه تبعیض و بی حقی در آموزش و پرورش متحد کند. در این میان نقش تشکل های صنفی معلمان در سامان دهی حمایت های لازم از گروههای فرودست تر مزدی معلمان از اهمیت حیاتی برخوردار است. این در حالی است که اکنون حتی شاهد پوشش خبری ساده تجمعات صنفی و مطالباتی گروههای  مختلف معلمان در شبکه های خبری و ارتباطی تشکل های صنفی رسمی و انتشار فراخوان های آنان در این شبکه ها نیستیم.

ساز و کار موازی روشنی هم برای رفع این نقیصه و دور محدودیت های احتمالی ناشی از پوشش رسانه ای مورد اشاره وجود ندارد.

سوم: نه فقط فرهنگیان که بازنشستگان، کارگران، کارکنان و حقوق بگیران بخشهای مختلف اقتصاد کشور، در حمایت و همبستگی با گروههای حداقل بگیر و بدون ثبات کار فرهنگیان ذینفع اند. چرا که پاره پاره کردن اشتغال در مشاغل دارای ماهیت مستمر، شکل دادن به لایه های محروم تر مزدی، ایجاد دسته بندی میان فعالان صنفی و جلوگیری از وحدت صنفی آنان برای درهم شکستن هر چه بیشتر مزد و مزایا و برده دارانه تر کردن شرایط اشتغال، نپرداختن دستمزدها و حق بیمه ها شتری است که پشت در همه بخش های اقتصاد کشور و همه مزد و حقوق بگیران خوابیده است.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}