شایا گلدوست

«به دلیل این که من یک پسر بودم و لباس منتسب به مردانه پوشیده بودم‌، من را از دوستانم جدا کردند و روبه‌روی دیواری روی یک صندلی نشاندند. ماموری از من خواست که بایستم تا مرا بازجویی بدنی کند و من از ترس این‌که با دست زدن به بدنم بفهمد که یک ترنس هستم، دچار اضطراب شدید شدم. وقتی که گفت لخت شو و شلوارت را هم در بیاور، مجبور شدم که بگویم نمی‌توانم، من یک ترنس هستم.»

این‌ حرف‌های «شروین» است؛ مرد ترنسی که تجربه ناخوشایندش از برخورد پلیس و ماموران انتظامی را تعریف می‌کند: «به همراه چند نفر از دوستانم که همگی دختر بودند، تصمیم گرفتیم تعدادی پوستر با محتوای آزارهای خیابانی علیه زنان را تکثیر و در جاهای مختلف شهر نصب کنیم تا همه ببینند، شاید بیشتر مراقب رفتارهای خشونت‌آمیز و آزاردهنده خود علیه زنان و دختران در سطح جامعه باشند. تعدادی پسر نوجوان برای سرگرمی به پلیس زنگ زدند و دو مامور زن هم به سرعت خودشان را به ما رساندند و ما را پیدا کردند و شروع کردند به سوال پیچ کردن که این چه کاری است که انجام می‌دهید؟

سعی نکردیم از دست‌شان فرار کنیم، چون معتقد بودیم که کار اشتباهی انجام نمی‌دهیم اما بعد از چند دقیقه چند مامور دیگر همراه ماشین آمدند و ما را به پلیس امنیت منتقل کردند.»

شروین از رفتارهای توهین‌آمیز ماموران با خودش در چند ساعتی که در پلیس امنیت بوده است، می‌گوید: «وقتی گفتم که ترنس هستم، با بی‌تفاوتی گفت به من ربطی ندارد. چون متوجه منظورم نشده بود. گفت من مشکلی با ترنس‌ها ندارم اما باید لباس‌هایت را دربیاوری تا بازرسی بدنی انجام دهم. مگر هنوز یک مرد نیستی؟ پیش خودش فکر کرده بود که من بدنی منتسب به مردانه دارم.

از استرس زیاد نمی‌توانستم به درستی صحبت کنم و برایم بسیار سخت بود که جزییات را توضیح دهم. سوال پیچم کردند و پرسیدند مردی یا زنی؟ گفتم مرد هستم. گفتند اگر مردی، باید لخت شوی. گفتم بدنم شبیه به مردان دیگر نیست و اندام جنسی‌ من منتسب به زنانه است. با تمسخر گفتند این چه طرز حرف زدن است، چرا مثل دکترها حرف می‌زنی؟ خیلی راحت بگو که در شورتت چه داری…؟»

شروین تعریف می‌کند که آن‌قدر ترنس بودن او برای ماموران تبدیل به موضوع جالبی شده بود که فراموش کرده بودند برای چه دستگیرشان کرده‌اند. دورش جمع شده بودند و درباره ترنس بودنش، روابط جنسی او و… سوال می‌کردند: «همه افرادی که آن‌جا بودند، کنجکاو شده بودند و در سکوت به سوالات مامور و حرف‌های من گوش می‌دادند. نمی‌دانم می‌توانید تصور کنید که فضا تا چه اندازه سنگین و تحقیرآمیز بود یا نه؟ وقتی سوال پیچ کردن‌هایش تمام شد، با لحنی که سعی در تحقیر کردن من داشت، گفت ببخشید "خانم"، من نمی‌دانستم که چنین شرایطی داری. ما با هرکس مطابق با ظاهرش رفتار می‌کنیم. حلال کن "خواهر". او با تکرار چندین باره کلمه خانم و خواهر، سعی می‌کرد به هویت مردانه‌ام توهین کند. راستش ترجیح می‌دادم معذرت خواهی نکند اما مثل مردهای دیگر با من رفتار کند که متاسفانه انگار توقع نابه‌جایی بود.»

اعضای جامعه رنگین‌کمانی به دلیل این که گرایش جنسی و یا هویت جنسیتی خود را متفاوت با آن‌چه در جامعه هنجار تلقی می‌شود تعریف می‌کنند، از جهات زیادی مورد خشونت و تبعیض قرار می‌گیرند و متاسفانه در فضای اجتماعی، فرهنگی و قانونی ایران که هر گرایش جنسی غیر از دگرجنس‌گرایی جرم‌انگاری شده و دیدگاه عموم به افراد با هویت‌های جنسیتی مختلف بیمارانگارانه است، این افراد در مواجهه با خشونت در دسترسی به مکانیزم‌های قانونی نیز با محدودیت مواجه می‌شوند و در موارد زیادی قانون‌گذار و مجری قانون خود عاملی برای اعمال خشونت هستند: «حس بسیار بدی داشتم که تنها مانده‌ام و یک عده که هیچ چیز از من نمی‌فهمند، هویت و شخصیتم را به تمسخر گرفته‌اند. از هر کلمه و اصطلاحی برای تحقیر من استفاده کردند؛ با این که "تو که یک مرد نیستی و تکلیفت روشن نیست"، "تو که نمی‌توانی یک مرد واقعی باشی و برای مرد بودن به اندازه کافی هیکل درشت و قد بلند نداری" و  با خطاب قرار دادنم با اسمی که در اوراق قانونی‌ام بود و...»

می‌گوید تلفنش را هم گرفته بودند و اجازه نداشت به تماس‌های خانواده که نگران حالش بودند، پاسخ دهد. گوشی تلفن و اطلاعات خصوصی آن و عکس‌هایش را زیر و رو‌ کرده بودند؛ عکس‌هایی مربوط به چندین سال پیش که برخلاف میلش مجبور به پوشیدن لباس منتسب به زنانه شده بود و موهایش بلند بود. شروین می‌گوید دور هم نشسته بودند و به عکس‌های خصوصی‌ او نگاه می‌کردند و با تمسخر نقدش می‌کردند و می‌خندیدند: «خلاصه نیمه شب توانستم با خانواده‌ام صحبت کنم تا بیایند دنبالم. مجوزی که از دادگاه برای تردد با پوشش منتسب به مردان دارم را نیز آوردند، چون فکر می‌کردند به این دلیل دستگیر شده‌ام. با تعهدی که گرفتند، اجازه دادند که برویم. اما در این چند ساعت آن‌قدر فشار روانی و توهین و تمسخر را تحمل کردم که شاید در طول زندگی‌ام تجربه نکرده بودم. تا قبل از این‌که بگویم که یک مرد ترنس هستم، با من مثل مردهای دیگر رفتار می‌کردند اما وقتی فهمیدند، انگار از نگاه آن‌ها دیگر به اندازه کافی مرد نبودم و به خودشان اجازه می‌دادند هر طور که می‌خواهند، رفتار کنند. این مساله بسیار آزارم می‌داد که هویت مردانه‌ام بازیچه نادانی آن‌ها است.»

داستان شروین من را به یاد تجربه مشابه خودم در ایران انداخت؛. وقتی با لباس منتسب به زنانه دستگیر شده بودم، در صورتی که در اوراق قانونی‌ام یک مرد شناخته می‌شدم. صدای ماموران هنوز در سرم می‌پیچد که با خنده می‌گفتند بازرسی بدنی‌اش کنیم و من از ترس به خود می‌لرزیدم.

ترنس‌ها با وجودی که در ایران از نظر قانونی مجرم شناخته نمی‌شوند اما مشابه این رفتارها را در خانواده و اجتماع به دفعات تجربه می‌کنند زیرا از نظر جامعه، آن‌ها به اندازه کافی منطبق با معیارها و کلیشه‌های زنانه و مردانه نیستند و هویت‌شان به رسمیت شناخته نمی‌شود. افراد به خودشان اجازه می‌دهند که آن‌ها را قضاوت کنند و مورد تبعیض و خشونت قرار دهند، تنها به دلیل تفاوتی که با معیارهای اشتباه نهادینه شده در جامعه و افکار آن‌ها دارند؛ نگاه دوقطبی جنسی و جنسیتی که هر فردی به غیر از فرد همان‌جنسیتی دگرجنس‌گرا را به حاشیه می‌راند یا حتی محکوم به نابودی می‌داند

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}