شایا گلدوست

یک پیکان هیلمن تولید سال ۱۹۷۴ که اهدایی «محمدرضا شاه پهلوی» به رییس‌جمهور دیکتاتور وقت رومانی بود، در روز چهارم اکتبر در شهر میامی ایالت فلوریدا در آمریکا با نقاشی‌هایی از «علیرضا شجاعیان»، هنرمند کوییر که موضوع آن اقلیت‌های جنسی و جنسیتی ایرانی بود، به نمایش گذاشته شد. در این برنامه عده کثیری از جمله فعالان حقوق بشر ایرانی و کشورهای مختلف دنیا حضور داشتند. موسسه «پیکان آرت» که با حمایت یک نهاد حقوق بشر برگزار‌کننده این طرح است، می‌گوید که درآمد حاصل و کمک‌های مالی این پروژه به نفع جامعه رنگین‌کمانی ایرانی هزینه می‌شود. این پروژه با هدف اعتراض به نقض حقوق بشر آغاز شد و صدایی است برای انسان‌هایی که حقوق آن‌ها نقض و صدای آنها شنیده نمی‌شود.

«علیرضا شجاعیان»، هنرمند کوییر ۳۳ ساله که بیشتر از پنج سال است ایران را ترک‌ کرده و در حال حاضر ساکن فرانسه است، می‌گوید: «ایران را به این امید ترک کرده‌ام که بتوانم هنرمند باقی بمانم و‌ روی موضوعاتی که دوست دارم کار کنم.»

او می‌گوید که کار کردن با موضوع اقلیت‌های جنسی و جنسیتی از یک دغدغه شخصی شروع شد و ادامه پیدا کرد و او‌ از این طریق سعی کرده است مسائلی را که نمی‌تواند با کلام روایت کند، با هنرش به تصویر بکشد.

پروژه «پیکان آرت» در نظر دارد تا هر بار با نقاشی بر روی یک پیکان توسط یک هنرمند و به نمایش گذاشتن آن، به مسائل و موضوعات حقوق بشری در ایران بپردازد و دیدگاه عموم و جامعه جهانی را به آن جلب کند. این اولین پیکان از این پروژه است که به موضوع اقلیت‌های جنسی و جنسیتی اختصاص داده شده است.

در این پروژه «علیرضا شجاعیان» با استفاده از هنر تاریخی ایرانی و با الهام از «حسین قوللر آغاسی» که یک نقاش قهوه‌خانه‌ای ایرانی بوده است توانسته داستان «رستم و سهراب» شاهنامه فردوسی را بر روی پیکان که نمادی از دوران ترقی و ایران مدرن است به تصویر بکشد. نکته‌ای که در این کار هنری بسیار اهمیت دارد، به تصویر کشیدن ظلم، خشونت و تبعیض وارده به جامعه رنگین‌کمانی ایرانی بر روی ماشینی‌ است که متعلق به یک دیکتاتور‌ بوده است، شبیه به آن چیزی که در ایران امروز در حال وقوع است.

«علیرضا شجاعیان» از انگیزه خود برای همکاری در این پروژه این‌طور‌ می‌گوید: «این پروژه را بهترین فرصت برای جلب توجه جامعه جهانی به نقض حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی در ایران توسط جمهوری اسلامی دیدم، به این دلیل که این پیکان توجه ایرانیان بسیاری را به خود جلب کرده بود. با به تصویر کشیدن عشق بر روی خودرویی که زمانی متعلق به یک دیکتاتور بود، تمام سعی‌ام را کردم تا قدرت زمان را نشان دهم. اینکه این خودرو امروز پیام صلح و امید به فردایی بهتر را با خود حمل می‌کند.»

«علیرضا شجاعیان» این پروژه را فضایی مناسبی برای خود می‌داند که بتواند پیامش را به گوش جامعه ایرانی و فارسی‌زبانان برساند، فضایی که در کشور خودش ایران به واسطه سانسور هرگز به او‌ داده نشد. وی در ادامه می‌گوید داستان «رستم و سهراب» داستان پدری‌ است که پسر خود را می‌کشد و شنیدن صدای «علیرضا فاضلی» که به جرم همجنسگرایی توسط خانواده‌اش به قتل رسید، در این خودرو تکان‌دهنده است. صدایی که در آن می‌گوید من را تهدید به مرگ می‌کنند و پدرم نیز پشت آن‌هاست. از نظر «علیرضا شجاعیان» گویی این فرزندکشی در فرهنگ ما جا افتاده است.

در سوی دیگری از پیکان، بدن سهراب را می‌بینیم که طناب دار بر گردن او آویخته شده و نشان‌دهنده حکم اعدام برای رابطه بین دو فرد همجنس در قانون مجازات اسلامی است. علاوه بر آن نشان دهنده اتفاق تلخی‌ است که جمهوری اسلامی برای «نوید افکاری» رقم زد. او کشتی‌گیری شیرازی بود که در اعتراضات مردمی بازداشت و با اتهام قتل یک کارمند دولت اعدام شد. اعدام نوید افکاری با واکنش شدید افکار عمومی روبه‌رو شد و در شبکه‌های اجتماعی مورد اعتراض قرار گرفت. این در حالی است که در مورد قتل «علیرضا فاضلی» این همبستگی و اتحاد و اعتراض به آن شکل به وجود نیامد.

 شجاعیان می‌گوید:

«من با به تصویر کشیدن این دو اتفاق می‌خواستم از جامعه این سوال را بپرسم که چرا در همدلی و اعتراض به قتل دو جوان که یکی از آن‌ها مرد همجنسگرا است این همه تفاوت وجود دارد؟ و از طرف دیگر بپرسم که آیا این نتیجه انسانیت‌زدایی حکومت نسبت به بدن همجنسگرایان در جامعه نیست؟»

نکته بسیار با اهمیت و قابل توجه پلاک این پیکان است، شماره (۱۰۸۲۳۳) که به ماده قانون‌‌های مجازات اسلامی اشاره دارد. ماده ۱۰۸ و ۲۳۳ دو ماده در قانون مجازات اسلامی هستند که به رابطه جنسی بین دو‌ مرد (لواط) اشاره دارند و‌ نشان‌دهنده ظلمی است که توسط حکومت به جامعه رنگین‌کمانی ایرانی روا می‌شود.

 در شرایطی که جامعه رنگین‌کمانی ایرانی فشارهای بسیاری را از سوی خانواده، جامعه، فرهنگ، مذهب و قانون متحمل می‌شوند، فعالیت‌های این‌چنینی از سوی هنرمندانی که خارج از کشور‌زندگی‌ می‌کنند و فضایی برای رساندن صدای خاموش این قشر مورد تبعیض و‌ خشونت دارند، بسیار با اهمیت و ارزشمند است. فعالیت‌های «علیرضا شجاعیان» و هنرمندانی مانند او که این مسئولیت را بر دوش خود می‌بینند تا صدای انسان‌هایی هم‌نوع خود باشند، قطعا در طول زمان، برای به بهبود شرایط تاثیرگذار خواهد بود.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}