من، «شایا گلدوست»، زن ترنس و کنشگر جامعه رنگینکمانی هر هفته دوشنبه در اینستاگرام «ایرانوایر» با یکی از اعضای این جامعه درباره مسایل و مشکلات مربوط به این قشر گفتوگو میکنم. میهمان این برنامه، «ربکا سنائیکیا»، دانشجوی دکترای فلسفه و فعال در حوزه اخلاق پزشکی و فلسفه ترنس است و درباره حضور زنان ترنس در شکلگیری جنبشهای آزادیخواه جامعه رنگینکمانی صحبت میکنیم.
ماه جون، ماه افتخار رنگینکمانیها است. در این ماه در اکثر نقاط دنیا جامعه رنگینکمانی، کنشگران و فعالان حوزه جنسی و جنسیتی و برابریخواهان و حامیان آنها جشنها، مراسم، رژهها و فستیوالهای افتخار متعددی برگزار میکنند. میهمان برنامه، «ربکا سنائیکیا» درباره حوادث پیش آمده در آن سالها و تاریخچه رژه افتخار بیشتر توضیح میدهد: «در سال ۱۹۶۹، جامعه رنگینکمانی امریکا بسیار تحت فشار نیروهای امنیتی قرار داشت. آن زمان رابطه جنسی رضایتمندانه بین مردان یا بین زنان در همه ایالتهای امریکا جز ایلینوی، غیرقانونی بود. افراد همجنسگرا نمیتوانستند در دولت یا ارتش استخدام شوند و افرادی که علنی اعلام میکردند همجنسگرا هستند، اجازه کسبوکار در بسیاری از مشاغل، از جمله حقوق و پزشکی را دریافت نمیکردند. اعضای جامعه رنگینکمانی معمولا در بارهایی که معروف به گی بار بودند، دور هم جمع میشدند. یکی از معروفترین این بارها، باری به نام استون وال در دهکده گرینویچ نیویورک بود که سه حمله پیاپی در یک زمان کوتاه توسط پلیس و نیروهای امنیتی باعث شد تا اعضای جامعه رنگینکمانی و حامیانشان به این حملات اعتراض کنند و این اعتراضات بهسرعت تبدیل به یک جنبشی علیه این خشونتها و تبعیضها شد.»
استون وال بهسرعت تبدیل به نماد مقاومت برای حق زندگی برابر جامعه رنگینکمانی شد و الهامبخش جنبشهای مشابه در سرتاسر دنیا. در ۲۷جون۱۹۷۰، اولین رژه افتخار در لسآنجلس، شیکاگو و نیویورک برای یادبود استونوال برگزار و این موضوع دلیلی شد که این تاریخ و این ماه را بهعنوان ماه افتخار برای جامعه رنگینکمانی جشن بگیرند و این رژهها نمادی باشند برای اعلام همبستگی و ادامه راه مبارزاتی که از گذشته تا به امروز ادامه داشتهاند.
زنان ترنس، به ویژه رنگینپوستها در شکلگیری این مبارزات و پیشبرد آن نقش تعیین کنندهای داشتند؛ انسانهایی که نه تنها به دلیل رنگ پوستشان مورد تبعیض و خشونت واقع میشدند بلکه هویت جنسی و جنسیتی آنها نیز دلیلی برای اعمال تبعیضهای مضاعف علیه آنها بود.
«ربکا» به نام دو زن ترنس تاثیرگذار در جنبشهای آزادیخواه آن سالها اشاره میکند؛ «مارشا پی. جانسون» و «سیلویا ریوِرا» که از شناخته شدهترین زنان ترنس در تاریخ مبارزات جامعه رنگینکمانی در امریکای آن زمان هستند. مارشا، زن ترنس و فعال حقوق افراد کوئیر طبقه کارگر و طبقات فرودست و بیخانمانها، چهره زیبا و سرزنده جنبش کوئیر در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در نیویورک است. مارشا به همراه رفیق و یاورش، زن ترنس پورتوریکویی، سیلویا ریوِرا، سردمدار مبارزات استون وال و برابریخواهی برای افراد اچآیوی مثبت بودند. نقش پررنگ این دو زن ترنس در تاریخ مبارزات جامعه رنگینکمانی انکار ناشدنی است.
در ایران نیز با وجود همه محدودیتها و خفقانهای ناشی از حاکمیت جمهوری اسلامی، هستند افرادی که از گذشته نقش تاثیرگذاری در شکلگیری جنبش حقخواهی جامعه رنگینکمانی و ایجاد برخی از تغییرات داشتهاند؛ افراد تاثیرگذار و شناخته شدهای که حضور و زیست آنها در عرصههای عمومی و اجتماعی خود بهسان مبارزهای هر روزه برای تحقق حقوق نادیده گرفته آنها بود.
ربکا سنائیکیا معتقد است که از میان زنان ترنس، نام «مریمخاتون ملکآرا» از سالهای آغازین انقلاب ۱۳۵۷ تا به امروز همچنان بر سر زبانها مانده است؛ زنی که به دلیل سرسختی و پافشاری در بهدست آوردن حق حیات خود و دیگر افراد ترنس، لقب «مادر ترنسها» را به خود اختصاص داده است.
او در ادامه میگوید: «مریم خاتون ملکآرا متولد سال ۱۳۲۹ در آبکنار بندر انزلی بود. اولین تلاش او برای انجام جراحی منتسب به بازتایید جنسیت در سال ۱۳۵۳ در دیدار با ملکه وقت، فرح پهلوی بود. گفته میشود که در آن دیدار، فرح پهلوی به او پیشنهاد داده بود افراد ترنس دیگری را نیز پیدا کند تا با یکدیگر انجمنی را تشکیل دهند و امتیازاتی برای آنها در نظر گرفته شود اما متاسفانه این پیشنهاد به دلیل اتفاقات زمستان سال ۱۳۵۷ به سرانجام نمیرسد.»
مریمخاتون که خود را فردی مذهبی میدانست و به دنبال دریافت حکمی شرعی برای انجام ترنزیشن و جراحی بود، بارها با افراد بلندپایه مذهبی دیدار کرده و به پیشنهاد آنها، چندین بار برای «روحالله خمینی» که در آن زمان مرجع تقلید شیعیان بود و در عراق در تبعید به سر میبرد، نامه نوشت و خواستار مجوز شرعی برای انجام جراحی شد. اما جوابی که دریافت میکرد، حکمی مرتبط با افراد اینترسکس یا بیناجنسی بود؛ افرادی که در فقه اسلامی از آنها به عنوان افراد «خنثی» نام برده میشود.
سرانجام، پس از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۶۵ با سختی فراوان توانست در «جماران» با روحالله خمینی دیدار و درباره این موضوع با او صحبت کند و فتوای انجام این عمل جراحی را بگیرد؛ فتوایی که سرنوشت هزاران فرد ترنس در ایران را تغییر داد:
مریمخاتون در خاطرات خود درباره این دیدار میگوید: «سعی کردم آیتالله خمینی را در جماران ملاقات کنم ولی این کار سادهای نبود، زیرا جماران تحت تدابیر امنیتی شدید بود. کت و شلواری پوشیدم، قرآن را در پرچم ایران پیچیدم، کفشهای خود را از گردن آویزان کردم و راهی جماران شدم. ماموران امنیتی مانعم شدند ولی آیتالله حسن پسندیده، برادر بزرگتر امام خمینی پس از دیدنم اجازه ورودم را داد و شخصا من را داخل منزل برد. پس از ورود، سعی کردم وضعیت خود را توضیح دهم ولی ماموران امنیتی به پارچهای که به دور سینهام پیچیده بودم، شک کرده و تصور کردند مواد منفجره حمل میکنم. بعد از باز کردن پارچه، متوجه شدند سینهبند است. زنان حاضر در خانه به من چادری دادند تا خود را با آن بپوشانم.»
هرچند سالها پیش نیز انگشتشمار افرادی اقدام به انجام جراحی تصدیق و یا بازتایید جنسیت در ایران کرده بودند اما او اولین فرد ترنس شناخته شده پس از انقلاب اسلامی در ایران و نخستین شخصی است که توانست با حکم پزشکی قانونی عمل بازتایید جنسیت را انجام دهد.
در ماههای گذشته، با آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی» نیز شاهد حضور بسیاری از اعضای جامعه رنگینکمانی، بهویژه زنان ترنس در خیابانهای ایران، در اعتراض به حاکمیت جمهوری اسلامی هستیم؛ زنان ترنسی که موجودیت و زیست آنها و هویت بیان جنسیتیشان به خودی خود مبارزهای هر روزه علیه ایدئولوژیهای جنسیتزده حاکمیت به شمار میآید.
مطلب مرتبط:
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر