مهدی نخل احمدی

در چهار دهه‌ حاکمیت جمهوری‌اسلامی در ایران، اقلیت‌های دینی، قومی و مذهبی با تبعیض‌های گوناگونی مواجه بوده‌اند. برخی از این تبعیض‌ها در قوانین و برخی در تفسیر مسئولان از قوانین و اجرا قابل پیگیری است. با نگاهی گذرا به وضعیت استان‌هایی که جمعیت اقلیت‌ها در آن‌ها بیشتر است و تفاوت سطح توسعه‌یافتگی در آن‌ها به نسبت دیگر استان‌ها، به‌سادگی می‌توان نشانه‌های این تبعیض را مشاهده کرد.

در دومین قسمت از برنامه لایو اینستاگرامی «ما ایرانیم»، با  آقای «رضا انتصاری»، خبرنگار، مستندساز و از فعالان رسانه‌ای دراویش گنابادی درباره این تبعیض‌ها گفت‌وگو کرده‌ایم. «ما ایرانیم» عنوان لایو اینستاگرامی «ایران‌وایر» با موضوع اقلیت‌های مذهبی، دینی و قومی است. این برنامه هر شنبه ساعت ۱۹ به وقت ایران آغاز می‌شود. ایران‌وایر تلاش می‌کند با کمک کارشناسان، تصویر روشنی از آن‌چه در این سال‌ها بر سر اقلیت‌ها آمده، ارائه دهد.

***

مختصری درباره دراویش گنابادی از نظر اعتقادات، پراکندگی جغرافیایی یا جمعیت آن‌ها در حال حاضر بفرمایید:

 

در مورد تعداد و جمعیت اطلاع دقیقی نداریم؛ زیرا درویشی یک مسلک و یک مرام عرفانی است و حزب و گروه نیست که خیلی منظم آمار آن مشخص باشد. اما چیزی که مشهود است در حال حاضر سلسله نعمت‌اللهی گنابادی جزء پرشمارترین سلاسل عرفانی موجود در ایران هستند و مرکزیت خاصی هم ندارند؛ به طوری که متعلق به یک قوم یا محل باشند و در سراسر کشور و در میان همه اقوام پراکنده‌اند و حتی در خارج از کشور هم حضور دارند و مجالس دراویشی در تمامی شهرها برگزار می‌شود.

 

ما از دهه نود شاهد برخورد با دراویش گنابادی هستیم، خصوصا در سال ۹۶ در واقعه گلستان هفتم، به اوج خودش رسید، سابقه برخورد با دراویش در چهار دهه انقلاب به چه صورت بوده است؟

اما با روی کار آمدن جمهوری اسلامی، در واقع این فقها هستند که قدرت سیاسی را نیز در دست می‌گیرند. بنابراین فقهایی که پیش‌تر با نزدیک شدن به سلاطین و دربار مخالفت و سعایت نسبت به اهل تصوف ابراز می‌کردند، در این دوران خودشان راسا قدرت را در دست دارند و این دشمنی علنی‌تر بروز می‌کند.

 

آیا در نظام گذشته، یعنی در دوره پهلوی فشار بر دراویش وجود نداشت و شرایط بهتر بود؟

به نظر من چون اولویت حکومت پهلوی توجه به هویت ایرانی و تجددگرایی بود، احساس می‌کرد در سنت‌زدایی مذهبی شاید با متصوفه بهتر از فقها بتواند همراهی داشته باشد، چون متصوفه معمولا خودشان را راحت‌تر با شرایط روز هماهنگ می‌کنند؛ از این رو شاید آن‌ها را همراه‌تر می‌دیدند.

 

یک مستندی منتشر شده به نام «دکترین شوک در سرکوب دراویش گنابادی» که در بخشی از آن «سعید امامی» از دراویش به عنوان خطرناک‌ترین گروه‌ها نام می‌برد و تاکید دارد که باید با آن‌ها برخورد شود، به نظر شما در میان گروه‌های مختلف اعتقادی، چرا جمهوری اسلامی دراویش را یک گروه خطرناک می‌داند؟ آیا این خطر را می‌توان با صحبت‌های بزرگان این سلسله مخصوصا در دهه ۹۰ مبنی بر اینکه دراویش به عنوان شهروند باید در حوزه‌های سیاسی فعال باشند و خبررسانی کنند یا در مناسبات سیاسی جایگاهی داشته باشند، مرتبط دانست؟

 

می‌دانیم که دین یک امری درونی است و تاریخ نشان داده که دین هیچ وقت به صورت دستوری در بین مردم رشد و نمو نداشته است. به قول شما جمهوری اسلامی سعی کرده که با کمرنگ کردن سایر گفتمان‌های دینی، حتی میان خوانش‌های مختلف از تشیع، از بلند شدن نام و صدای آنها جلوگیری کند، اما در ظاهر گویا چندان موفق هم نبوده زیرا می‌بینیم تغییر دین یا حتی ضدیت با دین هم بیشتر شده، به نظر شما جمهوری اسلامی این مسائل را ندیده است؟

 

سال ۹۶ اتفاقات تلخی افتاد، اتفاقات گلستان هفتم پیش آمد که قطعا بسیاری از مردم ایران آن را از طریق رسانه‌ها دنبال کردند، مختصر بفرمایید که ریشه این اتفاق در کجا بود و چرا تا این حد دامنه‌اش افزایش پیدا کرد؟ چرا جمهوری اسلامی چنین برخورد سخت و خشنی با دراویش صورت داد؟

 

دراویش به حضور دین در سیاست معتقدند؟ آیا آن‌ها می‌توانند حکومت تشکیل بدهند؟

 

یکی از مخاطبان هم سوالی فرستاده و از نقش و رابطه قطب دراویش با مریدانشان پرسیده که چه تفاوتی با ولایت فقیه دارد؟

 

دراویش در دهه نود هم قائل به مبارزات خشونت‌پرهیز بودند، آیا همچنان به عقیده شخص آقای انتصاری اعتراضات خشونت‌پرهیز با توجه به نوع برخورد خشونت‌آمیزی که جمهوری اسلامی با مردم انجام داده است، مثمر ثمر هست و می‌تواند منجر به نتیجه شود یا خیر؟

در سال ۹۶ هم همین اتفاق برای دراویش افتاد. همچنین پروپاگاندایی در مورد دراویش تولید شد و گفتند این‌ها یک سری آشوبگر بودند و این‌ها دنبال اخلال بودند و با همین تبلیغات عده زیادی را بازداشت و مجروح کردند. آیا آماری از تعداد بازداشت‌شدگان و مجروحین وجود دارد؟ از کسانی که بازداشت شدند، چه خبر؟ چه میزان همچنان در بند هستند و از کسانی که آزاد شدند، در چه شرایطی هستند؟

در این بین، حاکمیت هم درون گروه‌های سیاسی یا گروه‌های مذهبی نفوذ می‌کند و یا ایجاد اختلاف می‌کند و از این اختلاف‌ها سوءاستفاده می‌کند؛ چون خودم اهل سنت هستم، این مسئله را می‌بینم. آیا در میان دراویش هم‌چنین مساله‌ای پیش آمده است؟


 

یکی از مخاطبین برنامه، سوالی را فرستادند که می‌خوانم: «سلام آقای انتصاری، شهامت شما را چه در سال ۹۶ و چه الان می‌ستاییم، ایشان آزادگی را به معنای واقعی به من نشان دادند، سوالم این است که آیا ایشان فکر می‌کنند که جمهوری اسلامی همچنان اصلاح‌پذیر هست یا نه، آیا می‌توان در شرایط کنونی امیدوار بود که جمهوری اسلامی دست به یک اصلاحی در جهت خواسته مردم بزند یا خیر؟»

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}