در پیرامون نامه تعدادی از سینماگران مستقل به دبیر جشنواره فیلم فجر

  روز گذشته نامه ای با امضای چند تن از سینماگران بخش «نوعی تجربه» جشنواره فیلم فجر خطاب به علیرضا رضاداد، دبیر این جشنواره در رسانه های خبری منتشر شد که از برخی جهات قابل توجه است.

 تورج اصلانی، مسعود امینی تیرانی، پناه برخدا رضایی، محمدعلی سجادی، کاوه سجادی حسینی، مهرشاد کارخانی، محمدرضا لطفی، شهرام مکری، فرزاد موتمن و فرهاد مهران فر از امضا کنندگان این نامه اند. آنها کسانی هستند که فیلم هایشان در بخش «نوعی تجربه» سی ودومین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد اما آنچنان که از متن نامه شان برمی آید، اکران نامناسب فیلم هایشان در سالن برج میلاد و بی توجهی مدیران جشنواره به این آثار، آنها را برانگیخت که با انتشار این نامه، به نحوه رفتار و برخورد مسئولان جشنواره با فیلم های مستقل تجربی اعتراض کنند.

اما این نامه، در واقع بیشتر از یک  شکواییه و گلایه ساده است و به نوعی نشان دهنده وضعیت اسفناک امروز سینمای مستقل در ایران است. قبل از هر چیز لازم است توضیح دهم که منظور من از سینمای مستقل در ایران، نوعی سینمای غیردولتی است که موجودیت آن متکی به وام ها و بودجه های دولتی یا کمک های تجهیزاتی نهادهای دولتی نبوده و سرمایه اش را اغلب خود فیلمساز یا بخش خصوصی تامین کرده است.

 این موضوع به روشنی در نامه سینماگران بخش نوعی تجربه جشنواره فیلم فجر بیان شده است. بر مبنای این نامه، فیلم های بخش نوعی تجربه، برخلاف «تمام فیلم های دولتی بخش سودای سیمرغ، که پولشان را از ارگان های مختلفی که دغدغه بازگشت سرمایه ندارند گرفته اند و توسط تلویزیون دولتی و سایت ها و روزنامه های دولتی حمایت می شوند»، محصول بخش خصوصی هستند.

 واقعیت این است که امروز سینماهای مستقل همه کشورها از سوی محصولات بلاک باستر هالیوودی یا کمپانی های بزرگ فیلمسازی تهدید می شود اما در سینمای ایران, همواره علاوه بر فیلم های بنجل و سطحی و عامه پسند، بزرگ ترین عامل تهدید کننده سینمای مستقل و حیات آن، دولت و نهادهای سینمایی تحت پوشش آن بوده است.

 در طی سال های گذشته، دولت تا جایی که در توان داشته، سعی داشته سینما را تحت کنترل خود درآورده و با ابزار و شیوه های مختلف، مانع از فعالیت سینماگران مستقل شود. لطمه ها و آسیب هایی که سینمای ایران در دوران مسئولیت جواد شمقدری و تیم او در امور سینمایی وزارت ارشاد متحمل شده، بر کسی پوشیده نیست و وزیر کنونی ارشاد و معاون سینمایی او نیز در گفته های خود بارها آن را تایید کرده اند. تشدید ممیزی و سانسور، ادامه سیاست تقسیم بندی سینماگران به خودی و غیر خودی و ایجاد محدودیت بیشتر برای سینماگران مستقل و غیر خودی، امنیتی کردن فضای سینمای ایران، مبارزه با نهادها و اتحادیه های صنفی نیمه مستقل مثل خانه سینما و تلاش برای دولتی کردن سینما و کنترل همه جانبه آن از سوی دولت، حمایت از یک نوع سینمای فرمایشی و ایدئولوژیک با تم های مشخص مثل سینمای دفاع مقدس، سینمای فرامنطقه ای، سینمای فاخر و سینمای معناگرا و ایجاد فضای مناسب و راحت برای فیلمسازان خودی، فرصت طلب و میدان دادن به باندهای مافیایی و کاسبکاران سینمایی، انحصاری کردن سرمایه، وام های بانکی و تجهیزات سینمایی و ایجاد فضایی آلوده و پرسوءظن در سینمای ایران، از پیامدهای سیاست های دولت قبلی بود که نتیجه آن تضعیف سینمای مستقل ایران و خانه نشین کردن بسیاری از سینماگران مستقل و میدان دادن به دسته ای از فیلمسازان به اصطلاح ارزشی و یا بسازبفروشان متملق بوده است.

 اما با روی کار آمدن دولت جدید و وعده های امیدبخش مسدئولان فرهنگی و  سینمایی آن، بسیاری از سینماگران مستقل به آینده کارشان امیدوار شدند. اگرچه شاید هنوز زود باشد که بتوان درباره عملکرد و سیاست های سینمایی مدیران کنونی وزارت ارشاد، داوری قطعی کرد اما آنچه که در جشنواره فیلم فجر امسال پیش آمد و آنچه که در نامه سینماگران مستقل به دبیر جشنواره فیلم فجر منعکس شده تا حد زیادی بیانگر نوع نگرش و جهت گیری سینمایی مسئولان کنونی سینمای ایران است.

در جشنواره فیلم فجر امسال، اگرچه شاهد نمایش برخی فیلم های توقیف شده دوران قبل مثل خانه پدری کیانوش عیاری، زندگی خانم و آقای محمودی روح الله حجازی و قصه های رخشان بنی اعتماد بودیم و دستگاه ممیزی نسبت به فیلم هایی که به شهادت رسانه های اصول گرا، تابوشکنی کرده و خطوط قرمز نظام را زیر پا گذاشتند، سخت گیری کمتری نشان داد اما باز هم فیلمی مثل «آشغال های دوست داشتنی» ساخته محسن امیر یوسفی از جشنواره حذف شد و مدیران جشنواره در واکنش به فشارهای گروه های اصول گرا و نیروهای مذهبی تندرو، از سیاست های وعده داده شده خود عقب نشینی کرده و با تغییر در رای هئیت داوران در مورد فیلم «من عصبانی نیستم» رضا درمیشیان و جلوگیری از اهدای جایزه به بازیگر و عوامل دیگر این فیلم، عملا تسلیم خواست های گروه های فشار شدند.

بی عدالتی در مورد برخی فیلم های به نمایش داده شده در جشنواره از سوی مسئولان این جشنواره، در نامه سینماگران بخش نوعی تجربه خطاب به دبیر جشنواره نیز منعکس شده است: « هرچند که حرف زدن از شجاعت وعدالت در این دوره جشنواره کمی غریب است. امیدواریم که در سال بعد مدیریت شما بر این جشنواره، شاهد عدالت در نمایش فیلم ها و فرصتی برای تصمیم گیری مخاطبان برای برقراری ارتباط یا عدم ارتباط با آنها باشیم.»

 اما فشار بر سینماگران مستقل، فقط سانسور و ممیزی نیست و روش های مختلفی برای تحت فشار قرار دادن سینماگران مستقل وجود دارد. فشار می تواند این باشد که هیچ سینمایی حاضر نباشد فیلم ترا با اینکه پروانه نمایش دارد نشان دهد یا در زمان های مرده و در سالن های پرت و دورافتاده و بی مشتری نشان دهند و یا آنچنان که در نامه سینماگران بخش نوعی تجربه خطاب به دبیر جشنواره آمده، در جشنواره نادیده گرفته شود و به رغم خواسته منتقدان و نویسندگان مطبوعات برای نمایش برخی فیلم های این بخش در سالن اصلی جشنواره، مسئولان جشنواره با وجود داشتن سانس خالی در این سالن، درخواست شان را نادیده بگیرند و یا جلسات نقد و بررسی و گفتگو با اهالی مطبوعات را برای فیلم های این بخش درنظر نگیرند، و یا «کمترین حجم مطالب نشریه روزانه جشنواره» و «همین طور کمترین پوشش سایت رسمی جشنواره فیلم فجر»، مربوط به این بخش باشد و باز به رغم عده های داده شده در مورد داوری شدن فیلم های این بخش، بیست و چهار ساعت قبل از مراسم اختتامیه، اعلام شود که «داوری در این بخش تنها یک پیشنهاد بوده و تصمیمی برای داوری این فیلم ها وجود ندارد.» به نوشته این سینماگران، این نوع برخوردها «نشان می دهد که جشنواره فیلم فجر سعی در پنهان کردن بخشی دارد که خود به جشنواره اضافه کرده است.»

 این سینماگران در پایان نامه خود می نویسند: «درشکل فعلی ما تا قیام قیامت می توانیم مدعی باشیم که شرایط ناعادلانه باعث دیده نشدن فیلم هایمان است و شما می توانید پیش داوری کنید که این فیلم ها مخاطب گسترده ندارند. بگذارید در شرایطی یکسان، مخاطب امکان انتخاب داشته باشد و فیلم خوب را از بد تشخیص دهد.»

به نظر می رسد، مدیران کنونی وزارت ارشاد اگر می خواهند اعتماد سینماگران مستقل ایران را جلب کرده و سیاست های شکست خورده دولت گذشته را در زمینه سینما ادامه ندهند، باید به خواست های این سینماگران احترام گذاشته و از روش های انحصارطلبانه و قیم مآبانه خود دست بردارند.

  متن اصلی این نامه را اینجا بخوانید

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}