بیژن خواجه پور

دومین سری از مجموعه مستند «خارج از دید» این بار با موضع نفوذ از شبکه ۳ در حال پخش است. این مجموعه مستند که توسط مهدی نقویان و به مناسبت سالروز راهپیمایی حکومتی ۹ دی ساخته شده  به شیوه مستندهایی که پیشتر نقویان درباره انتخابات ۸۸ساخته بود به روایت حکومت از پروژه نفوذ می‌پردازد.  پروژه نفوذ واژه ای است که جمهوری اسلامی  در سال‌های اخیر توجیه در مورد دستگیری ‌های  ایرانی‌های دو تابعیتی به کار برده است. سیامک و باقر نمازی یکی از سوژه‌های این مستند هستند. در این مستند به پیشینه خانوادگی نمازی‌ها اشاره می‌شود و ادعا می‌کند که آن‌ها تحت نفوذ غرب به منافع ایران ضربه زده‌اند. سیامک و باقر نمازی در حال حاضر دوران ده سال محکومیت خود را در زندان می‌گذرانند. یادداشت زیر را بیژن خواجه پور یکی از دوستان سیامک نمازی بعد از تماشای این مستند نوشته است

تماشای چند قسمت از سریال افسانه پردازی "خارج از دید" که اخیرا از شبکه۳ پخش شدند، انسان را یاد شعر زیر می اندازد:

 

 آن کس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 

آیا می‌شود نهادی یا گروهی این همه دروغ را در یک سری فیلم منتشر کند و هیچ مقام رسمی به آن واکنش نشان ندهد؟  این جهل مرکب که به نظر میرسد بر بخشی از ساختار امنیتی کشور حاکم است،  چه هزینه هایی را بر کشور و نظام تحمیل میکند؟

نگارنده این مطلب به عنوان دوست و همکار سیامک نمازی بر آن است که عمق فاجعه موجود در دستگاه امنیتی را با یک مثال به عنوان مشت نمونه ای از خروار نشان دهد.

 در بخشی از برنامه مذکور به گزارشی  اشاره می‌شود که سیامک نمازی تهیه کرده و مرکز ویلسون آن را در سال ۲۰۱۳ به چاپ رسانده است . تنها جلد گزارش، در این مستند نمایش داده می‌شود وهیچ اشاره ای به محتوای واقعی آن نمی‌شود . در این فیلم ادعا می‌شود که  سیامک طراح تحریم های دارویی آمریکا بر علیه ایران بوده است. سپس چون دروغ گویی برای تهیه کنندگان این نوع مطالب هزینه ای ندارد، اعلام می‌شود که سیامک طراح تحریم بنزین نیز بوده است. هر دو ادعا کذب محض است و کوچکترین مدرکی ارائه نمی‌شود.

اگر مسئولین مربوطه به خود زحمت می‌دادند و متن گزارش را می‌خواندند متوجه می‌شدند که سیامک از تاثیر منفی تحریم‌های آمریکا بر دسترسی مردم ایران به دارو شدیدا انتقاد کرده، تنگناهای حقوقی را شناسایی کرده و با رایزنی با مقامات آن دوره، لیست داروهای قابل صدور به ایران را از کمتر از صد قلم به بیش از ۴۰۰ قلم افزایش داده است.  کاری که سیامک در ۲۰۱۳ انجام داد به حدی در دفاع از منافع مردم ایران مثبت بود که اخیرا بسیاری از صاحبنظران خارج از کشور جای خالی او را در موج جدید تحریمهای ناعادلانه آمریکا علیه ایران گوشزد کرده‌اند.

ضمنا قابل ذکر است که ترجمه مقاله نیویورک تایمز که در آن مقطع راجع به گزارش مربوطه منتشر شده بود در اختیار مقامات وقت قرارگرفته و همگی ابراز قدردانی خود را در آن مقطع از سیامک نمازی ابراز نموده بودند.

ادعای دروغین فیلم در مورد نقش سیامک نمازی در واردات دارو نیز کذب محض بوده و نشانه عدم رعایت ساده ترین ارزشهایی اخلاقی در این مستند است. تهیه کنندگان و پخش کنندگان این دروغ ها بایستی منتظر شکایات دادگاهی از افراد و مقامات ذی ربط باشند. سیامک در ایران هیچوقت به کار بازرگانی مشغول نبوده و تا سال ۲۰۰۷ فقط به عنوان مشاور کار میکرد و سپس ایران را ترک کرده در دبی مشغول کار غیر مربوط با ایران شد.

لیست دروغها طولانی است و اکثر آنها کذب محض به شمار میایند، بهتر است به ویژگی های دیگر این مستندهای واهی اشاره کنم:

اولا تولیدکنندگان این مطالب دروغ، تلاش زیادی دارند که کیفیت بسیار پایین را با کمیت بالا جبران کنند که البته آن هم یک توهم است. با رجوع به تحولات تاریخی از نسلهای پیشین خانواده نمازی یا تاریخ استعمارگری آمریکا می خواهند ادعاهایی واهی خود را ثابت کنند. فکر میکنند مخاطب از هوش پایین برخوردار است و هر دروغی را خواهد پذیرفت.

دوما، جالب اینجاست که برای اثبات دروغهای خود از افراد دروغگو شناخته شده در واشنگتن همانند مایکل لدین و حسن داعی الاسلام و ... استفاده میکنند که نهایت بی ارزشی بودن آنها را نشان میدهد.  

حال باید منتظر بمانیم که چه دروغهای دیگری را تحویل مخاطبین خود خواهند داد، ولی بدیهی است که  نظامی که دستگاه های امنیتی آن با دروغ و افترا فعالیت میکنند، هیچوقت احساس امنیت نخواهد کرد.  متاسفانه به نظر می‌رسد که دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی منابع کشور را در پروژه‌ها و برنامه هایی خرج میکند که بر مبنای دروغ بنا شده و نه تنها کمکی به امنیت کشور نمیکند، بلکه به تدریج اعتبار نظام و کشور را از بین میبرند.  تلختر از آن نیز این حقیقت است که دستگاه قضایی کشور نیز بر مبنای همین دروغ های بی اساس افراد بیگناه را با جرائم واهی امنیت به زندان محکوم میکند.

نمی دانم چرا مقامات عالی نظام دست روی دست گذاشته اند و اجازه میدهند گروهی کوچک منافع کشور را تا به این حد زیر پا بگذارند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}