اینکه معلمان و به تعبیر گسترده‌تر فرهنگیان و فعالان این صنف در ایران چه دغدغه‌هایی را دنبال می‌کنند، ممکن است سئوال متداول خیلی از ما ایرانیان باشد. اما چطور می‌توانیم از دغدغه‌های فعالان صنفی و فرهنگیانی (معلمانی) که ممکن است در همسایگی ما یا در میان اعضای فامیل یا خانواده‌مان باشند، آگاه شویم؟ چطور می‌توانیم حرفها و دغدغه‌های خودمان را برای دورانی که در کلاس‌های درس گذراندیم؛ با آن‌ها در میان بگذاریم؟

ایران وایر به‌عنوان یک رسانه تلاش می‌کند تا ضمن انتشار اخبار و گزارشات مرتبط با فرهنگیان و آموزش و پرورش، ارتباط میان آنها و مخاطبان خود را از سوی دیگر برقرار سازد.

در اولین اقدام، ایران وایر پس از نظرسنجی‌های انجام شده از مخاطبان خود در شبکه‌های اجتماعی، هفت پرسش از مخاطبان دریافت و به معلمان منتقل کرده است. پاسخ معلمان و فعالان فرهنگی به اولین پرسش مخاطبان ایران وایر را بخوانید.

ایران وایر از همه شما مخاطبان عزیز دعوت می‌کند سوالات خود از معلمان را از طریق راه‌های زیردرمیان بگذارید:
راه‌های ارسال سوالات:
ایمیل به [email protected]
ارسال به تلگرام به آدرس @shomairanwire
پیام به فیسبوک iranwire.com ایران وایر

***

به عنوان یک فعال فرهنگی، از نظر شما مهم‌ترین مشکلات و مسائل معلمان چه شامل مواردی است؟

معلم اول: اول:متاسفانه کماکان اصلی‌ترین مشکل بر می‌گردد به نگاه حاکمیتی که هنوز متوجه نشده‌، آموزش و پرورش یک ساختار تولیدی است نه مصرف کننده. از این رو کمترین بودجه صرف این ابر وزارت می‌شود که آن هم نزدیک به تمام بودجه صرف حقوق ناچیز پرسنل می شود و عملا امکان هیچ تغییر محسوسی باقی نمی‌ماند

 دوم: نگاه امنیتی و ایدئولوژیک به آموزش و پرورش سبب شده است که آموزش در سطوح مدیریتی خرد و کلان از حوزه اهل فن آموزش خارج شود و به کسانی سپرده شود که بیشترین اهتمام‌شان تامین خواست ایدئولوژیک حاکمیتی است نه تربیت و آموزش کودکان برای ارتباط اجتماعی و یا مهارت اولیه برای حضور در بازار کار

معلم دوم: در اولویت نبودن آموزش و پرورش برای حکومت، از اساسی‌ترین مشکلات جامعه فرهنگی است. حقوق زیر خط فقر و نداشتن کانون‌های معلمی مستقل و حافظ منافع بدنه به همراه گزینش  ناصواب معلمان و آموزه های ایدئولوژیکی که بر مفاهیم آموزشی، سایه انداخته است.

معلم سوم: مهم‌ترین مشکل فرهنگیان، «معیشت» است. زندگی زیر خط فقر هیچ‌گونه توان و رمق و روحیه‌ای برای زندگی و به تبع آن تدریس باقی نمی‌گذارد.

دومین مشکل ما فرهنگیان، عدم تشکل‌یابی صنفی است. حاکمیت راه‌های ایجاد تشکل را آنقدر سخت و غیرممکن کرده به طوری که ما یک سندیکای قوی نداریم تا بتوانیم با قدرت تشکیلاتی، امتیازهای لازم را از کارفرما(دولت)بگیریم. حتی با وجود همین کانون‌های به محاق رفته هم هر زمان حرکت اعتراضی انجام دادیم، منجر به دستگیری فعالان شناخته شده و صدور احکام سنگین و دست و پاگیر بر علیه آنها شده.

البته سیستم حاکمیتی هم طوری عمل کرده که در «گزینش معلمان» حساسیت به خرج داده و معلمانی طبق میل و مطیع حاکمیت گزینش شده که به حداقل‌ها هم راضی هستند.

اولین مورد می‌توان از کانون‌های صنفی پویا و شورای هماهنگی به خواسته‌ها رسید اما متاسفانه اکثر کانون‌های صنفی ما به محاق رفته اند.

«بیمه ناکارآمد» به طوری که با پرداخت دو نوع حق بیمه که یکی بیمه خدمات درمانی(بیمه سلامت) و دیگری بیمه پوششی و تکمیلی است؛ باز هم خدمات قابل قبولی به ما ارائه نمی‌دهند. قسمت اعظم بخش تشخیص و درمان بر روی دوش ماست. در ضمن به دلیل نرخ بالای خدمات دهان و دندان و عدم پوشش بیمه‌ای، اکثر فرهنگیان با مشکل مواجه هستند.

از مشکلات دیگر هم می‌توان به «سیاست‌زدگی سیستم آموزشی»، «در اولویت نبودن آموزش در سیاست‌های حاکمیت» و «عدم توجه به سیستم‌های آموزشی نوین و تخصصی» و «توجه ویژه به آموزش مسائل دینی و عقیدتی» نام برد.

در کشوری که بجای گسترش علم و تخصص به گسترش خرافه پرستی توجه شود، بیمار به جای مراجعه به مراکز تخصصی برای درمان به رمال‌ها و امامزاده‌ها متوسل می‌شود برای بهبودی!  مشکلات چنان زیاد هست که بنظر نگارنده اکثر آنها تنها با وجود داشتن تشکیلات و سندیکای قوی قابل حل خواهد بود.

معلم چهارم: دستمزد و حقوق پایین، کیفیت آموزشی بسیار ضعیف که هر دو موثر از سیاست‌های خصوصی آموزشی است.

معلم پنجم: مشکلات معلمان جدای از مشکلات جامعه و مردم نیست. نرخ بالای تورم و پایین بودن درآمد، مشکل معلمان و البته همه مردم است. امروزه درآمد معلمان، اجاره خانه آنها را هم تامین نمی‌کند‌. به‌طور عام، «پایین بودن کیفیت آموزشی» و «انحراف تفکر دانش‌آموزان به سمت خرافه پرستی»، «عقیده به قیمت نان و کار»، «نرخ بسیار بالای بیکاری»، «فراوانی و تقریبا رایگان بودن مواد مخدر» از بزرگترین مشکلات مردم و معلمان است.

معلم ششم: مهم‌ترین مشکل و معضل معلمان،«شکاف عجیب و متصاعدانه میان تورم‌های افسارگسیخته و دستمزد» است.به گونه‌ای که اساسا زندگی را از روند مشقت آمیز با چنین حقوق ناچیز به امری ناممکن تبدیل کرده است.

مساله دوم بیمه‌های ناکارآمد است که اساسا در هیچ امر جدی درمانی اعتباری ندارد.

معلم هفتم: حاکمیت، دولت، سیاست زدگی، ایدئولوژیک بودن، معیشت و منزلت، کمبود بودجه، ترس و محافظه کاری

معلم هشتم: مشکلات مالی و معیشتی، فشار کاری ناشی از عواملی چون شلوغی کلاسها و...، آموزش و پرورش ایدئولوژیک و دین زده

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}