بلاگ

امید شمس؛ ادبیات باید آینده مدنیت ما باشد

۱۸ مرداد ۱۳۹۶
ادبیات و شما
خواندن در ۴ دقیقه

 

بخش دوم
محمد تنگستانی

در بخش اول از این گفت‌وگو «امید شمس» پیرامون نحوه برخورد  مخاطب با شعر، شاعران کلاسیک در پاسخ به این سوال که چرا دیوان اشعار شاعران کلاسیک ایرانی جزء پرفروش‌ترین کتاب‌های شعر در ایران است، گفت: « آیا مصرف شعر حافظ با مصرف شعر بیدل یکی است؟ نیست. شعر حافظ امروز با اهدافی غیر از خوانده شدن به مثابه یک اثر ادبی هم مصرف می‌شود. همینطور شعر نیما و شاملو و سپهری و فرخزاد. ادبیات، همچون هر هنر دیگری به دو مصرف می‌رسد، یکی ناظر بر امر هنری است و آن دیگری ناظر بر امر سرگرمی. بدیهی است که فروش سرگرمی از فروش هنر بیشتر است. ادبیاتی که راه خود را خواسته یا ناخواسته به بازار سرگرمی می‌گشاید به همان اندازه بیشتر می‌فروشد.» در ادامه بخش دوم گفت‌وگوی ایران‌وایر با «امید شمس» را می‌خوانید: 
در دهه‌
های گذشته شنیده شده که  فلان شاعر را  پدر غزل و شاعری دیگر را مادر غزل معاصر معرفی و خطاب کردهاند. یکی از دغدغههای جدی ادبیات معاصر و نویسندگان متعهد مقابله با تفکرات مراد و مرید بازی در ادبیات است. غزل مدرن  توانسته است جدا از این گونه تعارفا محفلی رضایت نگاه مخاطب را به خود جلب کند؟

_ به اعتقاد من این نحله توانسته مخاطبان خود را راضی نگه دارد. اما اینکه آیا مخاطبان غزل مدرن لزوماً مخاطبان ادبیات معاصر هستند مسئله دیگری است. من بر این باروم که  مخاطبان غزل مدرن این آثار را فارغ از مسئله  معاصر بودن آنها می‌پسندند و به عبارت دیگر این مخاطبان، مخاطب ادبیات معاصر نیستند. رویکرد و انتظار این مخاطبان از اثر ادبی تفاوت‌های بنیادین با رویکرد و انتظارات مخاطب ادبیات معاصر دارد. 
تقی رفعت می نویسد "ادبیات ما آینه مدنیت ماست". من معتقدم ادبیات باید آینده مدنیت ما باشد. یعنی نمونه‌ای از آن ساختار و شکل مدنیت مطلوب ما باشد. آیا مدنیت مطلوب جامعه ما با ساختار متحد المرکز غزل مطابقت دارد؟  با تبعیت بی‌چون و چرای مضمون و واژگان و لحن و باقی اجزای "جامعه شعر" از ولایت مطلقه یک ضرباهنگ متمادی در تمامیت یک شعر مطابقت دارد؟ علاوه بر این، کسی که غزل می‌سراید همچنان دلبستگی به شکلی قدیم و مستقر دارد. با چنین دلبستگی، حتی اگر بتواند به شکل دیگری به دنیا بنگرد باز خود را ناگزیر کرده است که نگاهش را در ظرفی منعکس کند که متعلق به دیروز است و محدودیت‌های واضحی دارد. در نتیجه خواننده علاقمند به چنین آثاری، معاصر بود مضمون و شکل ادبیات را به عنوان معیاری برای انتخاب یک اثر در نظر نمی‌گیرد. بلکه بیشتر پژواک نوستالژیکی از گذشته در فضای امروز را دنبال می‌کند. 

جمهوری اسلامی  در چهار دهه گذشته آنقدر که در حوزه ادبیات کلاسیک سرمایه گذاری کرده دغدغهای نسبت به ادبیات مدرن  نداشته است. ادبیاتی که از سوی ادارات و سازمانهای فرهنگی معرفی و عرضه میشود چه سهمی در ادبیات جدی دارد؟ 
ـ ادبیات حکومتی همواره تاثیری بر ادبیات جدی دارد و آن تاثیری بازدارنده و تحدید کننده است. حجم گسترده خرید آثار ادبی سفارش داده شده و منتشر شده از سوی حکومتی در مدارس و کتابخانه‌های عمومی، تبعیض نظام‌مندی را بر سایر آثار ادبی تحمیل می‌کند. هر کتابی که با رانت حکومتی در قفسه‌های کتابخانه‌ها یا در لیست کتابه‌ای آموزشی جای گرفته است عرصه را بر کتابی مستقل و فاقد چنین حمایت هایی تنگ کرده است.

آیت‌الله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، علاوه بر اینکه یک شخصیت سیاسی و مذهبی شناخته میشود، علاقه دارد خود را بهعنوان شخصیتی ادیب و شعر دوست معرفی کند. اسناد و مدارکی دال بر اینکه او از جوانی در جلسات شعرخوانی حضور داشته است، وجود دارددر جلساتی  که سالیانه با برخی از شاعران نزدیک به ایدئولوژی مذهبی و اسلامی خود برگزار میکند به کرات از خاطرات آن سالها  میگوید. بنا به گفتهها و خاطراتی که نقل میکند ادبیات کلاسیک، ژانر مورد علاقه اوستافراد شرکت کننده در این جلسات اکثرا  شاعران کلاسیک هستند. این شاعران چه از لحاظ پخش آثار و چه معرفی به جامعه، دارای تریبونها و امکانات گستردهای هستند و اشعارشان مخاطبین خاص خود را دارد.
جلسات شعرخوانی علیخامنهای و شاعران شرکت کننده در آن، چه سهمی در ادبیات جدی و متعهد ایران دارند؟

ـ جلسات شعرخوانی علی خامنه‌ای ادامه  سنت شعرخوانی در بارگاه سلطان است. با این تفاوت که خامنه‌ای تجسد یک حکومت توتالیتاریان (تمامیت خواه) است که حتی با مختصات یک حکومت سلطانی که از جنس حکومت اتوریتاریان (اقتدارگرا) است تفاوت دارد. حکومت اقتدارگرا تنها به دنبال قبضه قدرت سیاسی است و مادامی که قدرت سیاسی‌اش خدشه ناپذیر باشد با سایر آزادی‌های جامعه کاری ندارد. اما حکومت تمامیت خواه در تمام اجزا و در هر پدیده مرئی در ساحت جامعه به دنبال تصویری تایید کننده و تقدیس کننده از خویشتن می‌گردد. تمام شئونات جامعه مادامی حق موجودیت دارند که منعکس کننده این تصویر باشند. در نتیجه اگر برای یک سلطان، نفس حضور در بارگاه و شعر خواندن راضی کننده باشد، برای آقای خامنه‌ای مهم است که خودش محتوا و موضوع و طرز کار را هم در راستای آن تصویر اعظم تعیین کند.

بخش اول این گفت‌وگو را اینجا بخوانید

عکس:  مارتین کریستیانسن

ثبت نظر