علی کاظمی، جوانی که در کودکی مرتکب قتل شده بود، ظهر دیروز تا یک ساعت بعد از اعدام جان داشت و نبضش می زد. او از صبح علی الطوع  تا ظهر برای اجرای حکم اعدام در صحنه ماند، بعد از مرگ هم به آسودگی نمرد. سازمان عفو بین الملل مرگ او را «بیرحمانه» توصیف کرد. او وقتی مرتکب قتل شد یک کودک پانزده ساله بود و قصد قبلی برای قتل نداشت.

علی ملقب به شهرام هفت سال در زندان مرکزی بوشهر ماند. در تمام این لحظه ها کابوس اعدام رهایش نکرد، لابد بارها حین ملاقات با مادرش از ترس هایش گفته. لابد هزاران بار به چهره مرد بی گناهی فکر کرده که دست او را از سر یک خشم آنی کودکانه از زندگی کوتاه کرده ، و زیر سایه سنگین احساس گناه ، کاهیده و ترسیده تا از نوجوانی به جوانی رسیده. به سن بیست و دو سالگی. 

تمام این شش سال و اندی لابد مرگ پشت پلک چشم هایش ایستاده بوده و هر لحظه و هر دقیقه منتظر مردن بوده. هفت سال در انتظار مرگ بودن باید کار سختی باشد. او برای دو هزار تومان پول بنزین و بدون اینکه قصد قبلی برای مرگ مقتول داشته باشد، با مقتول گلاویز شده .علی نتوانسته خشمش را کنترل و   با چاقو مرد را کشته. او نمی خواسته آن مرد بمیرد. اما آن مَرد بی گناه مرده.

فعالان جمعیت امام علی می گویند قرار نبوده علی کاظمی را دیروز اعدام کنند. آنها گفته بودند تا زمانی که جمعیت و سایر فعالان حقوق کودک در حال تلاش برای جلب رضایت اولیای دم هستند، حکم علی اجرا نخواهد شد. روز پیش از اعدام،  دادستانی در پاسخ به تلاش ها و تماس های مسئولین جمعیت امام علی،  قول و وعده مساعد داده بوده که حکم اعدام متوقف خواهد ماند و تا زمانی که تلاشها برای جلب رضایت اولیای دم نتیجه نداده اجرا نخواهد شد.

اما علی را بعد از شش سال زندگی زیر سایه ترسناک مرگ و اعدام، شب گذشته به انفرادی منتقل کردند، صبح زود او را برای اجرای اعدام بردند اما به دلایل نامعلوم با وضعیتی شکنجه بار او را تا صلات ظهر در محل چوبه دار نگه داشتند، او تمام این سالها از بیماری قلبی رنج می برده و تمام دقایق زندانش را بین بیم و امید و خوف و رجا دست و پا زده. زمانی که زندان بوده دو برادرش را در یک تصادف از دست داده و حالا خودش مانده و برادر دیگر و یک مادر داغدیده دلشکسته.  تا سرانجام همزمان با ظهر او را به چوبه دار سپردند.

بعد از اجرای حکم و زمانی که توی آمبولانس می خواسته اند کاور مرگ را ببندند متوجه می شوند علی هنوز نفس می کشد و نبضش فعال است. او را سریع به بیمارستان منتقل می کنند و عملیات احیا انجام می شود. اما علی که قلبش تمام این سالها ناتوان بوده، بعد از یک ساعت دست و پنجه نرم کردن با هیولای مرگ ، در نهایت جان می دهد.

سازمان عفو بین المللی امروز با صدور یک بیانیه اعدام علی کاظمی را «فوق العاده بیرحمانه» خوانده و نوشته است این حکم بر خلاف همان قوانین ایران و در حالی صادر شده که وکیل و خانواده او در جریان اجرای حکم نبوده اند.

کودکان محکوم به اعدام زیر سایه ترس نفس می کشند. محمدرضا حدادی، کودک – مجرم شیرازی که در سن پانزده سالگی مرتکب قتل شد نیز چندین بار پای چوبه اعدام رفت و به سلول برگردانده شد. تمام مراسم را از صدر تا ذیل اجرا کردند فقط دم آخر از صحنه تمام و کمال اعدام برش گردانده اند سلول.

ماگدالنا مغربی، مسوول بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل گفته است «با این اعدام ایران نشان می دهد که کماکان در پی حفظ موقعیت شرم آورش به عنوان یکی از کشورهای مجری حکم اعدام کودکان است ، اقدامی که نشانه نقض کامل حقوق کودکان و قوانین بین المللی است.»

«محمد طالقانی» یکی از داوطلبان جمعیت امام علی که در مورد اعدام علی کاظمی  درصفحه توئیترش اطلاع رسانی کرده، در این مورد نوشته است  که بعد از مراسم اعدام، مددکاران این جمعیت به خانه علی کاظمی سر می زنند. مادرش بیتاب بوده، گریه می کرده، او از چهار فرزندش داغ سه جوان دیده، حین گریستن به مددکاران جمعیت گفته از شما سپاسگذارم .می گویند پسرم بابت شما چند ساعتی بیشتر زنده مانده بوده.

چرا مسئولان قوه قضاییه در پی اصلاح قانون ظالمانه اعدام کودکان نیستند؟ چرا قوه مجریه خودش را مقید و ملزم به اجرای پیمان نامه جهانی کودک که آن را امضا نکرده نمی داند؟  چرا مجلس شورای اسلامی با قید فوریت در پی بازنگری قوانین مرتبط به قصاص کودکان نیست؟ چرا ایران باید در راس هفت کشور اعدام کننده کودکان باشد؟ چرا قاتلان واقعی، مجرمان کلان، اختلاس گران، متجاوزان به عنف کودکان، زیر سایه های فراقانونی در اوج امنیت به آسودگی زندگی می کنند و یک کودک که مسئولیت و کیفری ندارد را چندین سال بعد از انجام بزه در اوج ترس و خوف و رجا در زندان نگه می دارند و سرانجام او را به چوبه دار می سپرند؟ هیچ کس پاسخ این سوالات را نمی داند....  

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}