بلاگ

یادداشت‌های کسری نوری از زندان؛۱۹ اسفند ۹۷

۱۹ اسفند ۱۳۹۷
بلاگ دراویش گنابادی
خواندن در ۶ دقیقه

کسری نوری دانشجوی ارشد حقوق بشر از دانشگاه تهران و از مدیران وب‌سایت مجذوبان نور است که هم اکنون در زندان فشافویه زندانی است. این فعال حقوق درویشان گنابادی سحرگاه یکم اسفند مورد هجوم نیروهای لباس‌شخصی قرار گرفت و سپس با گذراندن یک دوره بازجویی  در بازداشتگاه اطلاعات به زندان تهران بزرگ (فشافویه) منتقل شد.

او که بارها از حضور در دادگاه به دلیل توهین به عقاید درویشان گنابادی و محرومیت آنان از حقوق اولیه قانونی خودداری کرده بود؛ سرانجام با حکم غیابی قاضی احمدزاده؛ رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۱۲ سال حبس تعزیری، ‏۷۴ ضربه شلاق،‏۲ سال تبعید به ثلاث باباجانی،‏۲ سال ممنوع‌الخروجی و ‏۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب و دسته‌جات سیاسی و اجتماعی و فعالیت رسانه‌ای محکوم شد. روز گذشته با توجه به عدم درخواست تجدید نظرخواهی در دادگاه بدوی محکومیت وی با مجازات‌های تکمیلی (ممنوع الخروجی، تبعید و شلاق) در دادگاه تجدید نظر عینا قطعی و به وی ابلاغ شده است.

این دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه تهران، از سال ۱۳۹۰ تا میانه‌ی ۱۳۹۴ را نیز به دلیل فعالیت رسانه‌ای، یک دوره حبس در زندان‌های پلاک ۱۰۰شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز و زندان اوین تهران را گذرانده بود.

بی دولتی

این روزها واژگان «فروپاشی»،«مشروعیت» و «براندازی» و از این قبیل رواج یافته است. دگرگونی‌های اجتماعی معمولا در انقلاب واژگان‌ پدیدار است. از همین منظر می‌توان از آنها به منزله‌ی علامت دهنده‌ای که از اتفاقات بعدی خبر می‌دهد بهره جست. البته من با این نگاه به احراز «بی دولتی» نخواهم پرداخت. تنها قصدم این است که عادی شدن واژگانی که تا سال گذشته یک تابو به حساب می‌آمد را برایتان یادآوری کرده باشم. البته، احراز بی‌دولتی در این موقعیت نیز کار شگرفی نخواهد بود. چرا که حالا دیگر همگان از آن سخن می‌گویند و به اندازه‌ی کافی خود عیان است. به قول مولانا : آفتاب آمد دلیل آفتاب.

در این یادداشت به پاره‌ای از مسائل حقوقی در باب اقتدار و فقدان آن که با مفهموم عدم مشروعیت در پیوند است،خواهم پرداخت. موضوعاتی که آنها هم به اندازه‌ی کافی محرز است و  وام دار اندیشه‌های صاحب‌نظران و حقوق‌دانان برجسته در حوزه‌ی حقوق اساسی هستند. از هابز، جان لاک و روسو گرفته تا حقوق‌دانان ایرانی مثل: دکتر تابنده، دکتر کاتوزیان، دکتر طباطبایی و...که سال‌ها بلکه قرن‌ها در این باب کوشش کرده‌اند.

در آغاز مناسب است به این پرسش پاسخ دهیم: "چه کسی حق به بردگی وا داشتن، حق سرکوب و حق ظلم و سلطه‌ی حکومت را بر مردم به حاکم اعطا کرده است؟" چه کسی را می‌توانیم در این باب بازخواست کنیم و خون‌های ریخته شده بر خاک را نشانش دهیم و شماتت‌اش کنیم که چرا چنین حقی به حاکم داده‌ای؟

بی شک با من هم عقیده‌اید که پاسخ سوال؛ خود ما "مردم" هستیم. ما به همان میزان که حق انسانیت داشته‌ایم، سزاوار سرزنش هستیم. که چرا چنین جفاهایی را بر خود روا داشته‌ایم. "فروپاشی" به‌دنبال "فقدان اقتدار" اتفاق می‌افتد. این گزاره‌ی صحیح را در مفهومی یکسان با عباراتی دیگر نیز به کار برده‌اند. من قصد دارم در تصویری آن را برای شما نقش کنم.

چنان که می‌دانید و همه حقوق‌دانان بر آن تاکید داشته‌اند و همه مبارزان راه آزادی برای آن جان داده‌اند؛حاکمیت ناشی از مردم است. قدرت حاکمیت برخواسته از همبستگی ملتی است که در بستر سرزمین و جمعیت به شکل ذاتی و نه اعطایی صاحب آن هستند. ملت اختیار تصاحب این قدرت را به واسطه‌ی نتیجه‌ی منطقی سازماندهی اجتماعی در ساختار و نظام سیاسی ( دولت) مطلوب، منتخب و مصلح خویش تفویض می‌کند. به عبارتی ملت با مشروعیت بخشیدن به نظام سیاسی مطلوب خود،آن نظم را به مانند سدی بر قدرت ذاتی خویش بنا می‌کند تا، با جاری شدن منطقی قدرت در ساز و کارهای این نظم سیاسی مبتنی بر حاکمیت قانون و دموکراسی؛ آبادانی و آسایش مردم و میهن حاصل گردد. جاری شدن قدرت احیا کننده‌ی مردم در نظم و سیستم اداره‌ی کشور و یا به عبارتی کاربرد مشروع قدرت را اقتدار می‌گویند.

صلح و آبادانی تا جایی حاصل است که این ساز و کار به خوبی عمل کند. هر چند در این میان ممکن است نظام سیاسی با اختلال‌های رایج به علت ضعف کارآمدی، مشکلات اقتصادی و معضلاتی از این قبیل رو به رو گردد. اما این‌ها به تنهایی موجب از کار افتادن سیستم یا بی‌دولتی نخواهد شد. و قدرت حاصل از پشتوانه‌ی مقبولیت، ثبات را تامین خواهد کرد. حتی مجموع این اختلال‌ها در نظم سیاسی اگر به مرز بحران هم برسد؛ تا طغیان و در هم شکسته شدن سد فاصله دارد.

آنچه عمده‌ی حقوق‌دانان در نظریه‌ی مشهور مشروعیت بر آن صحه گذاشته‌اند؛ این نکته است که قدرت عالی عنصر تشکیل دهنده‌ی دولت باید نزد عامه‌ی مردم حائز مشروعیت باشد. بدون چنین کیفیتی نمی‌توان به آن نظام سیاسی، نام دولت را اطلاق کرد. حتی حکومتی که در پیشگاه مردم مشروعیت نداشته و یا آن‌را از دست داده است، نه تنها سزاوار اطاعت نیست بلکه نافرمانی از آن یک تکلیف اخلاقی محسوب می‌گردد.

مردم با معیارها باورها و عقایدی که ریشه در تاریخ و فرهنگ ایشان و فهم مشترک بشر امروزی از جهان زمانه‌اش دارد، درباره‌ی مشروعیت و مقبولیت حکومت قضاوت می‌کند. هر چند نظام سیاسی و ساز و کارهای نظام‌مند آن در جامعه حائز قدرت مادی است که در وجود تشکیلات حکومتی و دستگاه‌های امنیتی و پلیسی (نیروهای سرکوب) متبلور می‌شود اما؛ تکیه گاه و بستر این قدرت مادی به پشتوانه‌ی قدرت مردم است که حکومت را تشکیل می‌دهد و به عبارتی همین حمایت معنوی مردم که به منزله‌ی تفویض قدرت به نظم سیاسی است به آن مشروعیت بخشیده و بقای آن را تضمین می‌کند. نظام سیاسی مبتنی بر خشونت عریان و زور (قدرت مادی) نظامی سست، لرزان و نا پایدار است و از ثبات و استحکام برخوردار نیست.

نظریه پردازان انقلاب،غالبا معتقدند آغاز ناگهانی انقلاب از ضعف یا فلج کامل دولت ناشی می‌شود. به نوعی انقلاب با حمله‌ی یک نیروی قدرتمند جدید به دولت آغاز نمی‌گردد. بلکه صرفا با آگاهی ناگهانی تقریبا همه گروه‌های منفعل و فعال از این موضوع که دیگر دولتی وجود ندارد، آغاز می‌گردد.

بحران‌های حکومت از ناکارآمدی تا موضوعات بین‌المللی در هنگامه‌ای که با بحران مشروعیت هم‌ساز شود، بانگ فروپاشی و در هم شکستن سد حکومت را به صدا در خواهد آورد. سدی که ترک‌های اصلی- نهایی و کاری آن را نه بحران‌های دیگر،که بحران مشروعیت موجب شده است.

بی دولتی احراز وضعیتی است که نظام سیاسی به واسطه‌ی بحران‌های متعددش بر بستر نامشروعی و عدم مقبولیت دچار فقدان اقتدار گشته است.در چنین شرایطی هر ظلم و جوری که بر مردم می‌رود، می‌تواند به منزله‌ی آخرین ترک بر بنیان فرسوده‌ی سد استبداد باشد. استبدادی که با خروش ملت در هم شکسته خواهد شد. بی دولتی انتظار یک رخداد است که دیگر از آن گریزی نیست. فروپاشی سد استبداد و خروش قدرت ملت.

پ.ن : یکی از نظریه پردازان انقلاب، تعبیر جالبی از انقلاب و وضعیت بی دولتی دارد، ساموئل هانتینگتون به نقل از پتی می‌گوید انقلابیون چراغ بدست وارد می‌شوند اما نه مانند مردانی سوار بر اسب و در نقش توطئه گران پیروزی که در عرصه ظاهر می‌گردند بلکه مانند کودکان ترسانی که یک خانه‌ی خالی را جستجو می‌کنند اما، مطمئن نیستند که خانه خالی است.

مطالب مرتبط:

یادداشت‌های کسری نوری از زندان، ۸ اسفند ۹۷

یادداشت‌های کسری نوری از زندان، ۲۱ بهمن ۹۷​

یادداشتهای کسری نوری از زندان ، ۱۶ بهمن ۹۷​

یادداشت‌های کسری نوری از زندان، ۱۲ بهمن ۹۷​

یادداشت‌های کسری نوری از زندان- ۹ بهمن ۹۷​

یادداشت های کسری نوری در زندان، ۳ بهمن ۹۷​

 

ثبت نظر

گزارش

موسسه‌های اجتماعی، پزشکی و آموزشی آستان قدس رضوی؛ فصل چهارم

۱۹ اسفند ۱۳۹۷
بهنام قلی‌پور
خواندن در ۳ دقیقه
یادداشت‌های کسری نوری از زندان؛۱۹ اسفند ۹۷