مانا نیستانی

کیومرث مرزبان، نویسنده و طنزنویس جوان، چهارم شهریور امسال بازداشت شد، ریختند خانه اش و کامپیوتر و وسایل‌ش را بردند و بعد سایت‌های وابسته به اصولگرایان اعلام کردند که اتهام او سفر به آمریکا و دریافت پول برای راه اندازی شبکه (یا مزخرفی مثل این) است در حالی که هیچوقت از مالزی آن طرف‌تر نرفته بود. طبق آخرین اخباری که وکیلش اعلام کرده بعد از چهار ماه و نیم تحمل حبس در بازداشتگاه اطلاعات سپاه، اتهام او تبلیغ علیه نظام و توهین به مقدسات اعلام شده. جرم اصلی کیومرث اما نوشتن طنز است و انتشارش در رسانه‌های منتقد و مخالف خارج از ایران.

نگاهی به تاریخ تولد کیومرث بیندازید. متولد هزاروسیصد و هفتاد و یک، فقط بیست و شش سال دارد! یعنی حتی دهه سیاه شصت را هم ندیده، چه برسد به زمان پیش از انقلاب. دستکم من خاطره محوی از پنج سال اول زندگی‌ام پیش از انقلاب دارم و البته چرخیدن و عوض شدن فضای جامعه به تیرگی و تاریکی و جنگ و عزا و سرکوب دهه شصت را. مرزبان هیچکدامشان را تجربه نکرده تعلق خاطری به دوران پیش از انقلاب ندارد، از نسلی است که فقط خواسته خودش باشد و مثل خودش فکر کنند. اگر کیومرث مرزبان فضای نقد، حتی تندترین شکل نقد و طنز را در ایران داشت، هیچوقت مطلب به جایی خارج از ایران می‌داد؟ روزی بیست سی کارتون و برنامه تند و تیز علیه شخص اول مملکت در آمریکا ترسیم می‌شود، از روی جلدهای نیویورکر تا انیمیشن‌های «فمیلی گای»، بسیار هم بحث موافق و مخالف برمی‌انگیزند اما طراحان و سازندگان هیچکدام اینها به اتهام تبلیغ علیه نظام،‌ بازداشت و زندانی و سانسور نشده‌اند. هیچکدام ناچار نشده‌اند بابت نقد دانلد ترامپ و سایر سیاسیون بروند مالزی و اندونزی زندگی کنند و آثارشان را برای انتشار به صداوسیمای ایران و روزنامه کیهان بفرستند، چون فضای تندترین نقدها در کشور خودشان فراهم است. 

جمهوری اسلامی ایران در آستانه چهلمین سالگرد استقرارش، همچنان با همان بی‌اعتماد بنفسی سالهای اول تاسیس که به حذف فیزیکی و سرکوب و زندان بسیاری از دگراندیشان منتقد انجامید ناچار است اتهام بزند، سرکوب کند و به زندان بیفکند، اما نوبت جوانانی شده که پرورده همین سیستم، همین آموزش و پرورش،‌ همین تلویزیون و همین محیطی هستند که چهل سال تمام و کمال دست خودشان بوده و اجازه ظهور هیچ رقیب سیاسی هم نداده‌اند.این روزها بحث دستاوردهای نظام بسیار بین زمامداران داغ است و تبلیغش را می‌کنند پیشرفت واقعی اما هوا کردن ماهواره‌ای نیست که از آن طرف سقوط کند، اقتدار هم فقط چاق و چله‌تر کردن نیروهای نظامی نیست، بخشی‌اش این است که ناچار نباشید فضای داخل را به هزار بهانه ببندید و بعد از ترس چهار تا نوشته طنز، گیریم با تندترین لحن (هرچند که مرزبان هیچوقت واقعا تند نمی‌نوشت) جوان کشور را با اتهاماتی که حتی خودتان باورش ندارید و از ماه اول تا چهارم تغییرش می‌دهید، به حبس افکنید. اقتدار جسارت دادن به نسل تازه مملکت است نه تحقیر و زهرچشم گرفتن از جوان طنزنویس، کارگر، معلم و دانشجو. 

شما با بستن و سرکوب و زندان، جز کاشتن بذر ناامیدی و نفرت در نسل کیومرث و تشدید افتراق و گسست اجتماعی سودی نخواهید برد. کاری که با نسلهای ما و جامعه ایران کردید.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}