بلاگ

لغو اعدام نامشروع در یک پرونده تجاوز جنسی

۹ آذر ۱۳۹۳
سوال و جواب حقوقی
خواندن در ۷ دقیقه
لغو اعدام نامشروع در یک پرونده تجاوز جنسی
لغو اعدام نامشروع در یک پرونده تجاوز جنسی

محمد اولیایی فرد

١. حکم دفاع مشروع در قوانین ایران چیست؟ ٢. چه دلایلی برای اثبات دفاع مشروع لازم است؟ ٣. موضوع دفاع مشروع چه مواردی می تواند باشد؟ محمد اولیایی فرد، حقوقدان ایرانی در این بلاگ پرونده یکی‌ از موکل‌های خود را  مرور کرده و به این سوال‌ها پاسخ می دهد.

سال ها پیش، پیشنهادی برای قبول وکالت در پرونده یک قتل در روستایی واقع در استان کردستان دریافت کردم. در این پرونده نوجوان ١٦ ساله ای به نام صالح، جوان ٢٢ ساله ای به نام نصیر را به دلیل تجاوز و آزار و اذیت به قتل رسانده بود. این پرونده ابتدا در شعبه اول دادگاه کیفری سنندج رسیدگی و منجر به صدور حکم اعدام شده بود اما با نقض حکم در دیوانعالی کشور، پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه کیفری کرمانشاه ارجاع شده بود. به همین سبب با پذیرش وکالت در این پرونده راهی کرمانشاه شدم. پس از ارائه درخواست وکالت به شعبه اول دادگاه کیفری کرمانشاه، با مجوز دادگاه برای ملاقات با موکل عازم زندان مرکزی کرمانشاه شدم. با توجه به نحوه قتل تصور می کردم موکل باید نوجوانی تنومند و قوی هیکل باشد ولی برخلاف تصورم با نوجوانی باریک اندام و نحیف اما فوق العاده خوش سیما به عنوان متهم پرونده یک قتل فجیع در سالن ملاقات رو به رو شدم.

از صالح خواستم که ماجرای قتل را به طور کامل و بی کم وکاست برایم توضیح دهد. صالح گفت: "اردیبهشت ماه سال گذشته یک شب در مسجد روستا مراسمی برگزار شد که من در آن مراسم شرکت کردم. در نیمه مراسم بود که به دستشویی مسجد رفتم اما بعد از لحظاتی نصیر و دوستش پشت سر من به دستشویی آمدند. همه سرگرم مراسم بودند و در دستشویی کسی نبود. نصیر جلویم را گرفت و به من پیشنهادی غیراخلاقی داد. قبول نکردم. نصیر که با مخالفت من روبرو شده بود به زور وارد عمل شد؛ دوست نصیر دست های من را گرفت و نصیر به زور به من تجاوز کرد. وحشت زده به خانه برگشتم. درد شدیدی داشتم ولی می دانستم که اگر موضوع را به خانواده ام اطلاع بدهم، با توجه به شرایط و بافت طایفه ای روستا، درگیری و خونریزی شدیدی بین خانواده ها و سپس بین طایفه ها ایجاد خواهد شد، به همین جهت تصمیم گرفتم که از افشای موضوع نزد خانواده ام خودداری کنم. نصیر بعد از این ماجرا چند روزی در روستا آفتابی نشد. تصور کردم که نصیر از انجام این کار پشیمان شده است اما ماجرا به اینجا ختم نشد. بعد از گذشت چند روز مجددا سر و کله نصیر در روستا پیدا شد و این بار جسورتر از دفعه قبل هر جایی که مرا می دید، اصرار به رابطه جنسی می کرد و همیشه در تعقیبم بود و دائم تهدید می کرد که اگر رابطه جنسی نداشته باشیم، موضوع را برای همه اهالی روستا افشا می کند. دیگر از دست مزاحمت های او خسته شده بودم تا اینکه یک شب که از مهمانی به خانه برمی گشتم، به نصیر برخورد کردم، ظاهرا تعقیبم کرده بود و در کمینم بود. نمی گذاشت به خانه بروم. تصمیم گرفتم با او صحبت کنم شاید از رفتار خود دست بردارد. شروع به قدم زدن کردیم. به او گفتم که فاش کردن این ماجرا اول به ضرر او است و از او خواهش کردم که دست از سر من بردارد و دیگر مزاحمم نشود ولی او توجه ای به حرف های من نداشت و دائم تقاضای رابطه جنسی می کرد. ساعت از نیمه شب گذشته بود که به نزدیکی رودخانه خارج از روستا رسیدیم. ناگهان نصیر ایستاد و دستم را گرفت و گفت لباس هایت را دربیاور. شروع به گریه کردم و با التماس از او خواستم که منصرف شود و این کار را نکند اما او توجه ای نداشت. دستم را گرفته بود تا فرار نکنم. گفتم دستم را رها کن تا لباسم را در بیاورم. دستم را رها کرد ولی مراقب بود که فرار نکنم. به ناگهان مشتی بر صورت او کوبیدم ولی موفق به فرار نشدم؛ این بار اما خشمگین تر به روی سینه ام نشست و قصد داشت به زور لباس هایم را در بیاورد و من در این حال مقاومت می کردم. در یک لحظه چاقویی را که همیشه برای محافظت از خودم در گله داری به همراه داشتم را به آرامی از گوشه کمرم درآوردم و چند ضربه به پهلوی او زدم.  نصیر به گوشه ای افتاد ولی مجددا بلند شد. فرصت فرار نداشتم. درگیری بین ما شدت گرفت. او قصد داشت چاقو را از دست من خارج کند برای همین با دندان هایش، گاز محکمی از مچ دستم گرفت به حدی که گوشت دستم کنده شد. در یک عکس العمل  ناگهانی چند ضربه چاقو به پیشانی و صورتش زدم. صورتش غرق در خون شده بود و تقریبا جایی را نمی دید ولی هنوز رهایم نمی کرد: با دستانش به شدت گلویم را می فشرد و قصد داشت خفه ام کند. نفسم بند آمده بود. در این لحظه با تمام قدرتم چند ضربه به گلویش زدم، سرتاسر گلویش شکافته شد و به گوشه ای افتاد. من هم سریع محل درگیری را ترک کردم. فردا صبح  با پیدا شدن جسد نصیر غوغایی در روستا برپا شد. پلیس با حضور در محل جنایت تحقیقات جنایی را آغاز کرد. می دانستم به زودی دستگیر می شوم به همین جهت نزد پلیس رفتم و خودم را به عنوان قاتل نصیر معرفی کردم."

صالح در حالی که آرام می گریست، ادامه داد: "من فقط از جان و حیثیتم دفاع کردم و قصد قبلی برای قتل نداشتم، لطفا به من کمک کنید و بگوئید آیا مجددا حکم اعدام صادر خواهد شد؟" ابتدا صالح را آرام کردم و سپس به او گفتم: "قتلی که تو در مقام دفاع از جان و حیثیت خودت مرتکب شدی در صورت اثبات طبق ماده ٦١ قانون مجازات اسلامی ( ماده ١٥٦ جدید) دفاع مشروع محسوب می شود که از موانع مسئولیت کیفری است زیرا مطابق این ماده هركس در مقام دفاع از نفس يا عرض و يا ناموس و يا مال خود يا ديگري و يا آزادي تن خود يا ديگري در برابر هرگونه تجاوز فعلي و يا خطر قريب الوقوع عملي انجام دهد كه جرم باشد در صورت اجتماع شرايط زير قابل تعقيب و مجازات نخواهد بود: ١- دفاع با تجاوز و خطر متناسب باشد؛ ٢- عمل ارتكابي بيش از حد لازم نباشد. ٣- توسل به قواي دولتي بدون فوت وقت عملا ممكن نباشد و يا مداخله قواي مذكور در رفع تجاوز و خطر موثر واقع نشود." (در تبصره این قانون آمده است: وقتي دفاع از نفس و يا ناموس و يا عرض و يا مال ويا آزادي تن ديگري جايز است كه او ناتوان از دفاع بوده ونياز به كمك داشته باشد.)

سپس به صالح گفتم اگر بتوانیم در این پرونده اصل دفاع مشروع توام با رعایت شرایط آن را به اثبات برسانیم، امیدواری بسیاری وجود دارد. با صحبت های من، صالح کمی آرام شد. بنابراین قبل از خدا حافظی از صالح، مطالبی را برای هماهنگی در دفاع برای او توضیح دادم. مدتی بعد اولین جلسه دارسی در شعبه اول دادگاه کیفری استان کرمانشاه تشکیل شد. در ابتدای جلسه وکیل اولیاء دم ضمن بیان شکایت تقاضای قصاص صالح را کرد. سپس من در دفاع از صالح به این موارد اشاره کردم: ١- استناد به ماده ٦١ قانون مجازات اسلامی ( ١٥٦جدید) در تشریح دفاع مشروع و انطباق عمل موکل با این ماده که از موانع مسئولیت کیفری محسوب می شود ٢- استناد به گواهی پزشکی قانونی در خصوص تجاوز به موکل ٣- استناد به گواهی پزشکی قانونی در خصوص جراحت دست متهم بر اثر درگیری با مقتول ٤- استناد به شهادت شهود مبنی بر مزاحمت های مکرر مقتول برای متهم با توجه به اختلاف سنی ٥- استناد به تحقیقات محرمانه قضایی مبنی بر اشتهار مقتول به فساد اخلاقی ٦- استناد به ایرادات دیوانعالی کشور در نقض حکم اعدام صادره از  شعبه اول دادگاه کیفری سنندج.

در نهایت پس از برگزاری ٦ جلسه دادرسی و محاکمه، با پذیرش دفاع مشروع از طرف دادگاه کیفری استان کرمانشاه در این پرونده، صالح از حکم اعدام نجات پیدا کرد.

ثبت نظر

استان تهران

انتقاد رئیس دفتر خامنه ای به رواج "ازدواج سفید":دیری نمی‌رسد که نسل...

۹ آذر ۱۳۹۳
شهرام رفیع زاده
خواندن در ۱ دقیقه
لغو اعدام نامشروع در یک پرونده تجاوز جنسی