دور دوم مناظرات تلویزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری هم به پایان رسید و ما طبق روال چکیده ای از این مناظرات را خدمت شما ارائه می‌نمائیم.
روش برگزاری دور دوم مناظرات نیز مانند دور قبل بود، یعنی مجری برنامه یک به یک اسامی کاندیداها را به قید قرعه از توی جام یا همان تنگ ماهی در می آورد و هر کاندیدا چهار دقیقه فرصت داشت پشت تریبون رفته و به سوال مخصوص به خودش جواب بدهد...سپس به هرکدام از کاندیداهای حاضر دو دقیقه فرصت داده می‌شد که وی را قهوه ای نمایند و بعد از این فرصت، کاندیدای پشت تریبون مجددا پنج دقیقه وقت داشت که خود را شسته و پاک نماید.
در این دوره تیم دو نفره روحانی و جهانگیری، تغییر تاکتیک مشخصی نسبت به دور اول داشتند و در حالی که حریف خودش را آماده یارگیری من تو من با نوک حمله ی چقر و بد بدن تیم روحانی یعنی آقای جهانگیری (ملقب به اسحاق لودر) کرده بود، این بازیکن عقب کشید، منتهی از آنجا که در کارهای دفاعی چندان تجربه ای نداشت متاسفانه در دقایق ابتدایی مناظره یک گل به خودی وارد دروازه آقای روحانی کرد... ماجرا این بود که آقای قالیباف با مطرح کردن دوباره قضیه وارد کردن لباس توسط دختر وزیر آموزش و پرورش (آن هم در جواب سوال مربوط به پژوهش علمی!)، شوتی روانه دروازه روحانی کرد که خب طبق معمول شوتهای قالیباف در چهارچوب نبود و داشت برای خودش به اوت می‌رفت که آقای جهانگیری تکل رفت و مسیر توپ عوض شد و طاق دروازه روحانی فرو ریخت... ایشان فرمودند که بله دختر آقای وزیر آموزش و پرورش، بنده خدا فوق لیسانس داشته ولی بیکار بوده و دویست میلیون تومان لباس از ایتالیا وارد کرده و کار بدی نکرده و اینها... آقای جهانگیری بعد از این گل زیبایی که تقدیم تیم حریف کرد، تصمیم گرفت که سایر صحبتهایش را از روی متن های از پیش آماده شده بخواند که البته آن را هم با توپوق و مکثهای فراوان خواند و خلاصه تا آخر مناظره دیگر کمر راست نکرد... البته برخی ناظران می‌گویند سوای مساله گل به خودی که سهوی بوده، این به حاشیه رفتن آقای جهانگیری عمدی و برنامه ریزی شده بود، چرا که ایشان در دور اول مناظرات، با فن بیان خود و پاسخهای دندان شکن و لهجه شیرین، آقای روحانی را به کل تحت الشعاع خودشان قرار داده بودند و حالا با عقب کشیدن آقای جهانگیری فرصتی برای آقای روحانی حاصل شده بود که ستاره میدان باشد... بالاخره رئیس جمهوری گفتن... معاون اولی گفتن!

در این مناظره ها آقای قالیباف همچنان به طرز مایوسانه ای با برگه ی 4درصدی/96 درصدی خودش بازی می‌کرد... ناظران معتقد هستند که اگر قالیباف با این شگرد نتواند رای بیاورد باید مشاورین خود را که به او چنین چیزی را به عنوان محور اصلی حرفهایش پیشنهاد داده اند، بگذارد سینه ی دیوار!
بالاخره هرجور حساب کنی نام شهرداری با زمین خواری و برج سازی و املاک نجومی و رانت و ویژه خواری گره خورده است و حتی طرح مساله  4 درصد و 96 درصد، برای کسی که سالها شهردار پایتخت بوده تف سربالاست.

اما بقیه شرکت کنندگان چه کردند؟

آقای مهندس میرسلیم در این مناظره سعی خودش را کرد که کمی جنجالی تر از قبل ظاهر شود و همان اول مناظره هم گیر داد به قالیباف... ولی ظاهرا از اتاق فرمان به ایشان خبر دادند که قالیباف خودیست و دیگر تا انتهای مناظره مثل یک معلم دقیق و دلسوز فقط دنبال این بود که کی جواب سوالش را نداده که به او تذکر بدهد.
آقای هاشمی طباء همچنان سعی می‌کرد در این مناظرات، عاقلانه حرف بزند که البته همه می‌دانیم که عاقلانه حرف زدن در یک مناظره اینچنینی نهایت بی عقلی ست... ایشان با این روش عملا خودشان را تبدیل به «میان برنامه» این مناظرات کرده بودند و اغلب مردم با شروع صحبتهای ایشان اگر می‌خواستند سری به غذایشان بزنند که ته نگیرد یا دستشویی ای چیزی بروند می‌رفتند.
آقای رئیسی نیز اصولا از آنجا که شخصیتی منبرمحور است و منبر در وجود ایشان نهادینه شده، در زمانهای مربوط به خود به بیان خطابه می‌پرداختند و اصولا فقط منبر خودشان را می‌رفتند و کاری به کار حواشی و حرفهای سایر کاندیداها نداشتند... در تمام زمان مناظره ایشان فقط به اصطلاح زیر توپ ‌زد!

به هر حال دور دوم مناظرات بر خلاف دور اول مهیج نبود و آنطور که باید و شاید کسی از روی کسی رد نشد و نامزدهای محترم در طول مناظره فقط چند بار با هم سپر به سپر شده و کمی هم به هم مالیدند... خسته هم نباشند.
امیدواریم در دور سوم و دور آخر این مناظرات شاهد رقابتی جذاب تر و خلق حماسه از سوی نامزدهای محترم ریاست جمهوری باشیم.
 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}