توییت اخیر «سردار دکتر محسن رضایی میر قائد» مبنی بر اینکه عملیات کربلای چهار یک عملیات ایذایی و برای پرت کردن حواس دشمن بوده این روزها حواشی زیادی ایجاد کرده است. از آنجا که این عملیات در آن زمان منجر به یکی از بزرگترین شکستهای نظامی ایران در جنگ شد، برخی به ایشان حمله کردند و پرسیدند شما که می‌دانستید عملیات از قبل لو رفته است با انجام آن دشمن را فریب دادید یا رزمندگان تحت امر خودتان را؟ و کلا اینکه طرف کی بودید توی جنگ؟
کار به قدری بالا گرفت که روز بعد «سردار دکتر» در برنامه تلویزیونی حاضر شد و به دفع حملات مغرضین و معاندین پرداخت که در ادامه همان برنامه تلویزیونی «سردار عارف» یا همان سردار سلیمانی خودمان هم به بحث اضافه شد و این دو سردار دوش به دوش هم به مقابله با هجمه های دشمنان نظام پرداختند. ما نیز تصمیم گرفتیم حالا که دو سردار گرانقدرمان در خط مقدم حضور دارند ما نیز برای پشتیبانی از ایشان تیپ دوی گردان حقیقت یاب خود را مامور کنیم که به بهترین شکل این دو سردار عزیز را پوشش داده و از حجم آتشبار دشمنان نظام بکاهند. عملیات پدافندی هیأت حقیقت یاب ما در مورد این ماجرا به شرح زیر است:

اول – همانطور که هر دو سردار تاکید داشتند عملیات کربلای چهار از ابتدا عملیات فریب نبود. متاسفانه توییت آقای رضایی با استفاده از ترفندهای کامپیوتری، تحریف، برش و همگام سازی شده بود و باعث ایجاد سوء تفاهماتی گردید. این عملیات از ابتدا قرار بود یک عملیات معمولی باشد که خب متاسفانه نقشه عملیات لو رفت. اما فرماندهان قهرمان ما نشان دادند بیدی نیستند که با این بادها بلرزند و قهرمانانه دستور به انجام عملیات دادند. اینجا بود که در اصل دشمن باید فریب می‌خورد چرا که فرماندهان ارتش بعث قاعدتا تصور نمی‌کردند که هیچ فرمانده عاقلی دست به انجام عملیاتی بزند که همه چیز آن لو رفته است. البته متاسفانه «عاقل نبودن فرمانده های ایرانی» مساله دیگری بود که لو رفته بود و به همین خاطر این فریب در آن مقطع مثمر ثمر واقع نشد و دشمن توانست با آمادگی کامل در برابر رزمنده های ما حاضر شده و با تلفات سنگینی نیروهای ایرانی را مجبور به عقب نشینی نماید.

دوم – در نظر داشته باشید یک سردار اسلام با یک ژنرال چند ستاره در طراحی تاکتیک جنگی فرق دارد. در سیستم نظامی ما شهادت ارزشمند ترین پیروزی محسوب می‌شود و به همین دلیل این عملیات در واقع یکی از پیروزمندانه ترین عملیاتها در تاریخ جنگ تحمیلی بوده است. یعنی اگر در این عملیات ما موفق نشدیم مواضع دشمن را بگیریم اما تعداد زیادی از رزمنده های اسلام به فیض عظمای شهادت نائل آمدند که از نظر ارزش نظامی بسیار والاتر از هرچیز دیگریست. در واقع اینجا هم دشمن به نوعی فریب خورد چرا که نمی‌دانست با وارد کردن تلفات زیاد به نیروهای ما بزرگترین پیروزی معنوی را برای ما به ارمغان خواهد آورد.

سوم – بعد از این عملیات بلافاصله یک عملیات ظفرمند دیگر نیز انجام گرفت که آن عملیات کربلای پنج بود. آن عملیات هم یکجور فریب دیگر بود. کلا انقدر که ما در جنگ با نقشه های زیرکانه دشمن را فریب دادیم ژنرال رومل ملقب به روباه صحرا در شمال آفریقا دشمنان خود را فریب نداد. در آن زمان دشمن که گمان می‌کرد نیروهای ایرانی بعد از کربلای چهار حالا حالاها دست به اقدامی نمی‌زنند ناگهان با یک عملیات قهرمانانه دیگر مواجه شد که در آن عملیات هم تعداد زیادی از رزمندگان اسلام موفق شدند به فیض عظمای شهادت نائل شوند. تعداد تلفات در این عملیات دوم به حدی بود که از عملیات کربلای پنج به عنوان پر تلفات ترین عملیات در تاریخ دفاع مقدس یاد می‌شود.

چهارم – در نهایت جنگ تحمیلی با چنین نقشه های هوشمندانه ای که همگی توسط نوابغ اتاق جنگ و به قصد فریب دشمن طراحی و اجرا شده بود به گونه ای پیش رفت که امام راحل در نهایت با قبول قطعنامه ۵۹۸ با آتش بس موافقت نمودند. البته اینکه امام امت پذیرش این قطعنامه را به نوشیدن جام زهر تشبیه کرده بودند نیز خودش نوعی فریب دادن دشمن بود که شاید در فرصتی دیگر به ابعاد این حماسه نیز بپردازیم.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}