بعد از پخش برنامه روشنگر «طراحی سوخته» از صدا و سیمای جمهوری اسلامی که مانند عصای موسی بر فرق ضد انقلاب فرود آمد و تمام سِحر و جادوهای اپوزسیون و عوامل بیگانه را بلعید، ما نیز بیکار ننشستیم و هیأت حقیقت یاب خود را مامور کردیم که بگردند و ناگفته های تکان دهنده بیشتری از طراحی سوخته معاندین برای مقابله با نظام مقدس جمهوری اسلامی پیدا کرده و برملا نمایند و کلا طراحی دشمنان نظام را جزغاله نمایند.
گزارش این هیأت حقیقت یاب را بخوانید تا بفهمید پشت پرده اعتراضات کارگری به کجاها وصل است و صحنه گردانهای اصلی چه کسانی هستند :

اول – یکی از اولین مسائلی که مورد توجه این هیأت حقیقت یاب قرار گرفت تناقض در صحبتهای مطرح شده در زمان بازجویی و بعد از آن است. این افراد در زمان بازجویی اظهاراتی کرده اند که حاکی از فریب خورده بودن و آلت دست شدن و این چیزها بوده که خوشبختانه همه آنها فیلمبرداری و ضبط شده است. اما بعد از بیرون آمدن اظهارات دیگری نموده اند که با صحبتهای اولیه شان در تنافر است. به راستی چطور می‌شود کسی یکجا بگوید که رفتار مسئولین محترم وزارت اطلاعات با او برادرانه و سرشار از احترام بوده و حتی اینها را بنویسد و زیرش را هم امضا کند ولی بعد از آزادی بگوید که بله من را کتک زده اند و با شوکر شکنجه کرده اند و به فلانجایم ضربه زده اند و کذا و کذا...!؟
تحقیقات ما نشان داده است که این افراد در زمان بازجویی، تحت تاثیر فضای دوستانه، معنوی و بزرگمنشی بازجویان خود، به شدت منقلب شده و صادقانه مسائلی را مطرح می‌کنند که توضیح دهنده وابستگی و مزدور بودنشان است اما به محض بیرون آمدن با فشارهای کمرشکن رسانه های خارجی و تحریک و تهدید معاندین داخلی مجبور می‌شوند زیر این فشارها اظهارات دیگری بیان کنند که در تناقض با واقعیت و اظهارات اولیه ایشان است.

دوم – در مورد اینکه پشت درهای بسته اتاقهای بازجویی چه میگذرد افسانه های زیادی توسط ضد انقلاب ساخته شده است. اما جالب است بدانید که بازجوی آقای اسماعیل بخشی چندین بار در هنگام تحقیق از ایشان مورد هتاکی و ضرب و شتم این فرد کارگرنما قرار گرفت و حتی تهدید به تجاوز شد که هر بار ایشان با چابکی موفق به خروج اضطراری از اتاق بازجویی شدند. در این موارد تیم VIP وزارت اطلاعات با چند فنجان جوشانده گل گاوزبان وارد عمل می‌شد و سعی می‌کرد که متهم آرامش خودش را به دست آورده تا بازجوی محترم برای ادامه بازجویی امنیت جانی داشته باشد. جالب اینجاست که این فرد بعد از آرام شدن هر بار علت عصبانیت خود را چیزی اعلام می‌کرد که فقط یک قلم آن عدم تمکن مالی برای خریدن عروسک برای دختربچه کوچکش بود. بد نیست بدانید همانجا بازجوی بزرگوار ایشان با حقوق ناچیز بازجویی خود، اقدام به خریدن عروسک و ارسال آن برای دختر بچه این شخص چشم سفید نمود که خب همه دیدیم این به اصطلاح شخص بعد از آزادی چطور جواب محبتهای تیم بازجویی را داد.

سوم - نیروهای اطلاعاتی که رفتارهای پرخاشگرانه این شخص را در اتاق بازجویی دیده بودند متوجه شدند که این فرد به هیچ عنوان یک کارگر معمولی نمی‌تواند باشد و به احتمال زیاد تحت آموزشهای ویژه ای قرار داشته است. در نهایت تمامی ارتباطات و تماسهای ایشان زیر رصد سنگین اطلاعاتی قرار گرفت و بعد از ساعتها کار اطلاعاتی فلوچارت ایشان تهیه شد و مشخص شد این فرد با همراهی شخصی به نام سپیده قُلیان (رفیق قُلیان) معروف به «گنجشک سرخ» شبکه ای را تشکیل داده بودند تا یک حکومت کمونیستی مشابه شوروی سابق در کشور ایجاد کنند. این افراد همگی در خارج از کشور آموزشهای پیچیده جاسوسی و براندازی دیده و از طریق سرشاخه های خود در خارج از کشور (ک.م. ، و.ل. ، ج.ا.) که همگی از چهره های شناخته شده چپ هستند برنامه های خود را هماهنگ و اجرا می‌کردند. در واقع خواسته های صنفی و معیشتی و این چیزها فقط پوششی برای فعالیتهای براندازانه شان بود.
 

پ.ن: خوشبختانه در آخرین لحظاتی که مطلب برای انتشار آماده می‌شد ما موفق شدیم با مجوز مقامات قضایی اجازه انتشار اسامی این سه سرشاخه را به دست بیاوریم. این سه نفر کسانی نبودند جز کارل مارکس، ولادیمیر لنین و جوزف استالین که زیر نظر مریم رجوی و دونالد ترامپ هدایت اصلی جریانهای اغتشاشی کارگری را بر عهده داشتند.

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}