روزی، چند ده سال قبل، تاج و پرسپولیس دربی را مانند الکلاسیکو معنی می‌کردند. یکی تافته «محمدرضا شاه» بود و ولیعهد، دیگری هم خود به خود حکم اپوزوسیون را برای خودش صادر کرد. فقط به این دلیل که مثلاً پرسپولیس از انحلال شاهین و بدون بودجه حکومت متولد شد.

تاج و پرسپولیس فقط یک نبرد فوتبالی نداشتند. دیروز (جمعه) فایل صوتی مصاحبه تیمسار پرویز خسروانی مؤسس باشگاه تاج منتشر شده که درآن اشاره‌هایی دارد به نقش این باشگاه در حوادث ۹ اسفند ۱۳۳1 علیه  دکتر مصدق. خسروانی  مارچ سال ۱۹۸۳ در گفت و گو با «حبیب لاجوردی» از نقش «شعبان جعفری» و «آیت‌الله محمد بهبهانی» و جلساتی که در ساختمان باشگاه تاج برای مقابله با مصدق صورت گرفته بود حرف زده است.

سوی دیگر، پرسپولیس بود. نامش را بعد از انقلاب مانند تاج تغییر دادند. تاجی‌ها با تغییر نام به استقلال مشکلی نداشتند. خیلی سریع هم این جابجایی پذیرفته شد. همان‌طور که وقتی نام باشگاه «دوچرخه‌سواران» به تاج تغییر کرد. اما پرسپولیس ابتدا قرار بود «آزادی» شود. علی پروین، مخالفت کرد. گفته بودند در شعار مشهور روزهای انقلاب، آزادی، پس از نام استقلال آمده و این حساسیت‌برانگیز می‌شود. گزینه «جمهوری» هم مطرح شد که بعد خودشان منصرف شدند. در آخر نام پیروزی برآن گذاشته شد. تا سرانجام روز ۲۳ فروردین‌ماه سال ۹۳ دادگاه دیوان عدالت اداری، بنا به شکایت «حبیب کاشانی»، رأی به تغییر نام پیروزی به پرسپولیس می‌دهد. 
 

پرسپولیس را «علی عبده» متولد کرد. فرزند «شیخ محمد عبده بروجردی» فقیه و قاضی دوران پهلوی. خودش دانش‌آموخته آمریکا بود و  جلال، برادر بزرگ‌ترش، نماینده ایران در سازمان ملل متحد در نظام پهلوی. بعد از انقلاب از ایران گریخت، چون شراکتی هم با «محمد خاتمی» (خلبان شخصی شاه) و «فاطمه پهلوی» (یکی از خواهران محمدرضا شاه) در شرکت سهامی سی‌آرسی داشت. سال ۱۳۵۸ در جکوزی خانه‌اش در آمریکا به دلیل سکته قلبی جان باخت. پیش از فوتش، مورد ترور هم قرار گرفت، اما زنده ماند. بعد از مرگش، چند هکتار زمین، دو کارخانه، یک بولینگ مشهور عبده در خیابان شریعتی، باشگاه پرسپولیس و اموال منقول و غیرمنقولی از او در ایران جا ماند که البته هرگز هم به خانواده‌اش نرسید. اما همین مرد و مجموعه‌اش شده بودند نشانه‌هایی از یک نهاد مردمی. چرا؟

«جواد الله‌وردی» اولین بازیکن تاریخ استقلال است که به‌صورت مستقیم از تاج به پرسپولیس می‌رود. در خاطراتش (گفت‌وگو با روزنامه جهان فوتبال در سال ۱۳۸۰) گفته بود: «بعد از بازی شش‌تایی‌ها، تیمسار خسروانی دستور به بازداشت تمام بازیکنان تاج داد. ما را بردند، بازخواست کردند. خسروانی مقابل ما ایستاد و گفت که شما یک مشت بی‌غیرت خودفروخته هستید. بلند شدم و اعتراض کردم. ۴۸ ساعت مرا فرستادند انفرادی. بعد که آزاد شدم، رفتم پرسپولیس.»

شکل بازخواست‌ها بعد از انقلاب تفاوت پیدا کرد. مثلاً دربی جنجالی سال ۷۹ خورشیدی هم نمونه‌ای متفاوت از بازداشت ستاره‌های سرخابی پایتخت بود. «حمید استیلی» در برنامه نود هفته گذشته، بخشی از اتفاقاتی که بعد از درگیری‌های فیزیکی وسط بازی اتفاق افتاد را تشریح کرد: «بازی که تمام شد، مأموران نیروی انتظامی آمدند. من، پرویز برومند، محمد نوازی، پایان رأفت و مهدی تارتار را بردند.» 
 

استیلی سال ۷۹ و یک هفته پس از آزادی از بازداشت به روزنامه «صبح ورزش» گفته بود که بازجویان رفتاری بسیار محترمانه با آنها داشتند و حتی مصرانه می‌خواست از تک‌تک بازجویان تشکر شود. اما این بار به برنامه نود گفت که روزهایی سخت و متفاوت را گذرانده. گفت مانند یک مجرم با آنها رفتار شده و حتی بند کفش آنها را برای جلوگیری از خودکشی در بازداشت، بازکرده و گرفته بودند.

حالا دیگر، استقلال و پرسپولیس، روزهایی متفاوت دارند. دهه هشتاد خورشیدی وقتی اساسنامه دو باشگاه از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا موردمطالعه قرار گرفت، یک ایراد اساسی به آن وارد شد. کنفدراسیون آسیا نمی‌توانست برای دو باشگاهی که توسط یک شخص واحد اداره می‌شوند، مجوز حرفه‌ای بودن صادر کند.

رئیس مجمع دو باشگاه استقلال و پرسپولیس از ابتدای انقلاب تا امروز، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی و حالا وزیر ورزش و جوانان است. یعنی هر دو امروز به‌دست «مسعود سلطانی فرد» وزیر ورزش و جوانان اداره می‌شوند. پنج روز قبل (هجدهم بهمن‌ماه) ایلنا نوشت: «وزیران تعاون کار و رفاه اجتماعی (علی ربیعی)  و فرهنگ و ارشاد اسلامی (رضا صالحی امیری) به‌عنوان نمایندگان سهام دولت در ترکیب مجامع عمومی شرکت‌های استقلال و پرسپولیس منصوب‌شده‌اند.» حکم را هم «اسحاق جهانگیری» معاون اول رئیس‌جمهور امضا کرده است. 
 

استقلال و پرسپولیس پیش از انقلاب یگانه نبودند. نقشه سازمانی این دو، شباهتی بی بدیل به رئال مادرید و بارسلونای کنونی داشت. میلان ایتالیا از سال ۱۹۸۶ میلادی درید قدرت «سیلویو برلوسکونی» قرار گرفت. حتی روزهایی که ریاست باشگاه را عهده‌دار نبود هم تصمیماتی کلان برای میلان می‌گرفت. «برلوسکونی» را می‌توان این‌گونه شناخت؛ سیاستمدار ایتالیایی، دومین نخست وزیر (به لحاظ طول سابقه نخست‌وزیری) تاریخ ایتالیا و رئیس حزب «به‌پیش ایتالیا».

آن سوی میدان، اینتر را می‌بینیم. باشگاه را «آنجلو موراتی» سرمایه‌دار بزرگ ایتالیایی بنا کرد. بعد پسرش «ماسیمو» آن را به ارث برد و به شکوفایی محض رساند. در آخر هفتاد درصد سهامش را هم به «اریک توهیر» تاجز اندونزیایی فروخت، اما هنوز سایه‌اش با همان سی درصد سهام باقی‌مانده بر سر تیم است. میلان را حکومت ایتالیا به‌پیش برده و اینتر را سرمایه ایتالیایی.

در اسپانیا، جدایی طلب‌های کاتالونیای اسپانیا، نوامبر سال ۱۸۹۹ بارسلونا را بنا کردند. رئال اما دست پرورده خاندان سلطنتی است از سال ۱۹۰۲ میلادی. «فلورنتینو پرز» در مبارزه انتخاباتی‌اش برای ریاست باشگاه، وقتی سال ۲۰۰۹ با رامون کالدرون می‌جنگید گفت: «من بخشی از وجود سلطنت اسپانیا هستم.» پس از قهرمانی تیم بسکتبال رئال مادرید در رقابت‌های اسپانیا، پرز همراه با اعضای تیم بسکتبال رئال به دیدار فلیپه ششم پادشاه اسپانیا رفت، یعنی همین یک سال قبل.

سوابق پرز، لبریز است از همراهی باسیاست اسپانیا. از سال ۱۹۷۹ عضو حزب دموکرات کشورش بوده، سال ۱۹۸۶ یکی از بنیان‌گذاران «حزب اصلاحات دموکراتیک» اسپانیا شده، سال ۱۹۹۳ هم معاونت رئیس‌جمهور را تجربه کرده. آن‌سوی در بارسلونا، هر یک از این مشاغل، برای یک عضو هیئت‌مدیره باشگاه هم جرم است. 
 

در ایران، اما استقلال و پرسپولیس را یک فکر مشخص اداره می‌کند. قبل از بازی، اعتراض‌هایی شد به برگزاری جشن مشترک میان استقلال و پرسپولیس. جشنی که می‌گویند سفارشی است و برای رسیدن به یک جو دوستانه و تساوی احتمالی. اما بازهم دربی در تهران، آمیخته می‌شود به استرس و هیجان و تپس قلب. مانند آن چه که قرار است فردا یکشنبه در ورزشگاه آزادی رخ دهد.

دربی تهران، از دیدگاه مجله «ورلد ساکر» میان ۵۰ دربی بزرگ جهان قرارگرفته. ورلد ساکر در مورد این دربی نوشته: «حداقل ۹۰ هزار مرد، دربی تهران را از نزدیک تماشا می‌کنند.» یعنی این دربی، جایی برای دختران ندارد. نکته جالب این که دربی میلان (اینتر- آث میلان) پانزدهمین دربی حساس جهان شده. ورلد ساکر، دربی تهران را بزرگ‌ترین و مهم‌ترین دربی خاورمیانه نامیده بود. یک بازی، از جنس سیاست و فوتبال. یک پدر، نبرد دو فرزندش را به تماشا می‌نشیند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}