اولین کسی که در فوتبال طعم پرخاش و طغیان «علی کریمی» را به‌صورت جدی چشید، «تورو کامیکاوا» داور ژاپنی بود. بهمن‌ماه ١٣٧٧ در تورنمنت تدارکاتی جام دانهیل ویتنام (یکی از بی‌ارزش‌ترین تورنمنت‌هایی که فوتبال ایران در آن حضورداشته)  و در بازی مقابل میزبان مسابقات، کریمی به‌عنوان بازیکن جانشین به زمین آمد، باوجود آنکه بازوبند کاپیتانی بر بازو داشت، در اعتراض به اخراج «علی انصاریان» با کف دست به سینه داور ژاپنی، کوبید و او هم اخراج شد. دو روز بعد، کنفدراسیون فوتبال آسیا کریمی را دو سال از حضور در تمامی رقابت‌های فوتبال محروم کرد. چندی بعد این حکم شکست و به یک سال تقلیل پیدا کرد.

بهمن‌ماه سال ۷۸ برگشت، اما اردیبهشت‌ماه سال ۸۰ در بازی خیریه‌ای که در سالن گیشا برگزار می‌شد، با «علی دایی» زدوخورد کرد. گلاویز شدن کریمی و دایی، به کدورتی انجامید که تا امروز ادامه دارد. چهار ماه بعد، به دفتر هفته‌نامه «تماشاگران» رفت و گفت: «می‌گویند من خوش‌شانس هستم. اگر خدا من را بغل کرده، پس حتماً علی دایی رو بوسیده.»  در بخش دیگری از «امیر عابدینی»، مدیرعامل وقت باشگاه پرسپولیس انتقاد کرد و گفته بود: «خوشحالم که یک ریال از قرارداد من با فوتبال امارات به جیب عابدینی نرفت.» 

در همان مصاحبه، به «علی پروین» هم کنایه زد و در بخش‌هایی از گفت و گویش به فدراسیون فوتبال و مدیریت «محسن صفایی فراهانی» تاخت. اما بعد، آرام‌تر شد. «ابوالفضل جلالی» تاجر ساکن امارات و روزنامه‌نگار قدیمی، زیر بال و پرش را گرفت. بیش از ده سال جای او با رسانه‌ها صحبت کرد. تقریباً تمامی مصاحبه‌هایی که روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های ایران در دهه ۸۰ از «علی کریمی» منتشر کردند، گفته‌های «ابوالفضل جلالی» بود، نه علی کریمی. این را حتی می‌شد از تفاوت ادبیاتی که کریمی در مصاحبه‌های کوتاه تلویزیونی با دوربین‌ها داشت و آنچه از او در رسانه‌های نوشتاری منعکس می‌شد هم فهمید.

بخشی از جنجال‌های او هم مسکوت ماند. مانند درگیری‌اش با «مصطفی دنیزلی» قبل و بعد از دربی مشهور «ده نفره» که پرسپولیس شکست دو بر صفر را با پیروزی سه بر دو عوض کرد. یکی از نزدیک‌ترین دوستان رسانه‌ای «کریمی» در تهران موفق شده بود رامش کند.

اما محبوب بود و محبوب ماند. بخش عمده‌ای از مقبولت او، به رفتارهای اجتماعی‌اش برمی‌گردد. کمک به خانواده‌های بی‌بضاعت، تأمین هزینه‌های چند نهاد خیریه که برای کودکان کار و بد سرپرست فعالیت می‌کنند، بستن مپ بند سبز در بازی ایران و کره (سال ۸۸) به نشانه همراهی با مردم ایران و اعتراض به مفاسد فوتبال بخشی از دلایل مقبولیت ویژه علی کریمی است. البته طی سال‌های اخیر بارها موردنقد رسانه‌های تندرو قرارگرفته و حتی برای تخریب چهره‌اش، از واژه‌هایی مانند «کم‌سواد» یا «بی‌مایه» استفاده شده است.

درعین‌حال، هنوز ته مانده‌های رفتار عصبی و پرخاشگر جوانی را می‌توان در او دید. این بار بعد از بازی سپیدرود رشت مقابل استقلال خوزستان برافروخته شد. به‌عنوان سرمربی سپیدرود، به اخراج «میثم تهی‌دست» و ده نفره شدنش در اواسط نیمه اول اعتراض کرد. در دقیقه آخر داور یک پنالتی به سود حریف گرفت و این بار خشم کریمی قابل‌مهار نبود.

در سالن کنفرانس تقریباً به هیچ‌کس رحم نکرد؛ از مهدی تاج و فدراسیون فوتبال و کمیته داوران و کمیته انضباطی و جریمه‌های سنگین تا عادل فردوسی پور. کریمی در یک واکنش احساسی تند لوگوی میکروفن نود را از جایش درآورد و به گوشه‌ای پرت کرد. دلیلش اختلافاتی است که طی ماه‌های اخیر میان کریمی و صداوسیما و بخصوص برنامه ۹۰ به وجود آمده. در روزهایی که «علی کریمی» درباره فساد مالی فدراسیون فوتبال فاش گویی می‌کرد، برنامه نود حاضر نشد حتی یک ثانیه از وقت برنامه‌اش را به گفته‌های او اختصاص دهد. کریمی حالا مدعی شده که فردوسی پور صحنه‌های مربوط به بازی سپیدرود را سانسور می‌کند.

جمله آخر کریمی خطاب به مهدی تاج و فدراسیون فوتبال بود: «جرات دارید مرا محروم کنید تا من هم بگویم دنیا دست کیست.» به نظر نمی‌رسد داستان کریمی با فدراسیون مهدی تاج تمام شدنی باشد.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}