کمتر از یک روز بعد از نمایش تیم ملی در روسیه، «کارلوس کی روش» وارد یک جنگ روانی مخرب علیه «برانکو ایوانکوویچ» سرمربی پرسپولیس و با فاصله از او، «وینفرد شفر» سرمربی استقلال می‌شود. دلیلش تا حدودی مشخص است. او یک حکومت تک نفره می‌خواهد. آخرین جمله‌اش را با صراحت روی زبان چرخانده و به بیرون پرت کرده: «آقای برانکو! این کشور برای بودن من و شما کوچک است. من برادرم و خانواده‌ام را در کنارم ندارم. الان مردم باید تصمیم بگیرند، یا من یا شما.»

حملات کی روش به مربیان پرسپولیس و استقلال، در ظاهر بی دلیل اما هدفمند بود. او سعی می کند مانند مربیگری اش، توپ را به حریف بدهد و زمین بازی را بگیرد. این دقیقاً نشانه‌ای است از تعیین خط و مشی کارلوس کی روش برای فوتبال ایران. او می‌خواهد مربی یک باشگاه را هم مشخص کند. اما این باز هم همه ادله کی روش برای حمله به سرمربی پرسپولیس نبود.

فکر و برنامه‌های کی روش برای آینده ایران را باید در حرف‌هایش بررسی کرد. مثلاً جایی که می‌گوید: «این حرف‌ها را مستقیم به آقای برانکو می‌گویم و کسانی که از او حمایت کردند تا برنامه‌های ما لطمه بخورد.» بعد ادامه می‌دهد که «فاصله کوچکی را که با موفقیت داشتیم از بین ببرد و جزئیات کوچکی که می‌توانست ما را کمک کند» و به‌این‌ترتیب عامل عدم موفقیت را «تلاش برانکو برای لغو اردوهای تیم ملی» معرفی می‌کند.  

جملاتش سراسر نقد و فریاد است: «ما سم‌های پروفسورگونه که برانکو پخش می‌کند را می‌شناسیم. شما فراموش کردید که بازیکنانی مثل وحید امیری، روزبه چشمی، مجید حسینی و کمال کامیابی نیا در هفته به مدت یک تا دو روز در اختیار تیم ملی بودند. در کنار تمجید کردن از بازیکنان لیگ داخلی، فراموش کردید که رامین رضاییان و مهدی طارمی که شما از باشگاه فراری دادید هم در تیم ملی بازی کردند و درخشیدند.»

این جملات به آن ادعای برانکو ایوانکوویچ مربوط است که گفته بود: «ملی پوش‌های لیگ ایران نمایش فوق‌العاده‌ای داشتند.» حالا سرمربی تیم ملی ایران مدعی شده که ایران به این دلیل در دو بازی آخر نتیجه نگرفت که برانکو جو تیم را به هم زد: «تحسین شما از این بازیکنان داخلی یک سم‌پاشی است که می‌خواهید اختلاف‌افکنی کنید. وقتی فراموش کردید از رامین و مهدی تمجید کنید، یعنی در تیم مشکلات به وجود آورید.»

آیا واقعاً با یک تمجید ساده، جو تیم ایران متشنج شد؟ کارلوس کی روش خوب می‌داند چه می‌گوید و چه می‌کند. مشخصاً هنوز برای ادامه همکاری با فدراسیون فوتبال به قطعیت نرسیده است. برای همین توپ را به زمین «دیگری» می‌اندازد. اگر ماند، دعوا ادامه خواهد داشت و اگر رفت، «دیگری» در جدایی‌اش مؤثر بوده، نه بندهای قراردادش.  

کارلوس کی روش دست روی نقاط حساس جامعه می‌گذارد. مثلاً می‌گوید: «مردم ایران یادشان است شما بازیکنان اوکراینی را با چند صد هزار دلار آوردید. در پشت‌صحنه برنامه تیم ملی را بایکوت کردید. اعضای خانواده من در تیم ملی نیستند. برادرم و پسرم را به عنوان مربی نیاورده‌ام. در کارم دخالت در بیزنس و تجارت نکرده‌ام.»

این همان «فساد مالی» است که مردم ایران این روزها اعتراضشان در قبال آن را علنی نشان می‌دهند. البته وقتی در مورد مسئله مالی حرف می زند، اشاره‌ای به اتهاماتی که «علی کریمی» به او و «بامداد میرزایی» مشاورش وارد کرد نمی‌کند. کارنامه رفتاری کارلوس کی روش هم چندان روشن نیست. بازی با تیم محلی «سیرالئون» را به یاد داریم یا لغو اردوهایی که از سوی فدراسیون فوتبال هماهنگ می‌شد، نه با واسطه‌گری شرکت فرانسوی «اِوول اسپورت». کی روش خطاب به «برانکو ایوانکوویچ» که برادرش و «دینفرد شفر» که پسرش را به‌عنوان دستیار به تیم ملی آوردند فریاد می‌زند، اما هرگز پاسخی به اتهامات وارده در قبال مربی ماساژوری که علی کریمی او را «فرزنده خوانده» کی روش می‌دانست نداده بود.  

کی روش بازی را شروع کرده است. کارگردانی او برای نمایش روزهای آینده خواهد بود. این‌که می‌ماند یا نه و حتی در صورت ماندن، چه رفتاری در قبال استقلال، پرسپولیس و تک تک مربیان لیگ برتر خواهد داشت. او گفته: «اعتقاد دارم که هیچ تفاوتی بین داخلی‌ها و خارجی‌ها قائل نیستم. این یک توهین و یک سم‌پاشی است.» درعین‌حال به یاد داشته باشیم که تفکیک میان بازیکنان داخلی و خارجی را ابتدا کی روش با بیانیه‌های خود بعد از بازی رئال مادرید و بایرن‌مونیخ آغاز کرد. جایی که گفت بازیکنان لیگ ایران توان مهار رونالدو را ندارند.

تصور این‌که قرار است چهار سال آینده در چنین فضایی تنفس کرد دردآور است. این تصویر که بازیکنان لیگ ایران از حضور در استقلال و پرسپولیس و مورد غضب قرار گرفتن از سوی کی روش رانده شوند هم چشم‌نواز نیست. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}