«وقتی همه دنیا از شما متنفر شدند، بدانید به بهترین نحو ممکن کارتان را انجام داده‌اید.» این نه یک ضرب المثل از تکه‌ای از جغرافیا روی زمین است نه جمله‌ای فیلسوفانه از مشاهیر تاریخ. جمله از غرور و خونسردی و اعتماد به نفس مردی سرازیر شده که سال‌‌ها لقبش در فوتبال جهان «آقای خاص» بود. مردی که می‌گویند در فرم‌های اداری که پر می‌کرد هم مقابل گزینه «nick names» یا همان نام مستعار، می‌نوشت: «آقای خاص» . این شهرت «ژوزه مورینیو» سرمربی پرتغالی منچستریونایتد است که ساعات ابتدایی روز هجدهم دسامبر سال ۲۰۱۸ اخراج شد.

پدرش «ژوزه فلیکس مورینیو» از دروازه‌بان‌های فوتبال پرتغال بود. شهرت چندانی هم نداشت. چند سالی برای تیم‌های محلی شهر «ستوبال» پرتغال بازی کرد و مدعی بود یکی دو بار به تیم‌های ملی رده‌های پایه هم دعوت شده بود. اما پسرش خیلی زودتر از پدر فهمید که استعدادی در زمین فوتبال ندارد. برای همین از ۳۰ سالگی سراغ مربیگری رفت. وقتی که بیش از ۵ سال قبل کفش‌ها را آویخته بود. مربیگری را در تیم‌های پایه آغاز کرد. چند سالی کمک مربی و سرمربی تیم‌های پایه «کامستریو ای اینداستریه» بود و بعد همین موقعیت را در اسپورتینگ لیسبون به دست آورد. باشگاهی که در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی، یکی از قطب‌های فوتبال پرتغال و البته از سران اروپا به حساب می‌آمد.

دشمنان مورینیو بارها او را با جملاتی خاص میهمان کرده‌اند. مثلا «آرسن ونگر» سرمربی پیشین آرسنال که یک بار در موردش گفت: «او یک منشی ساده است؛ چرا باید در مورد منشی‌ها حرف بزنم.» و البته پیشتر هم گفته بود: «برای نخستین کسی که او را روی نیمکت اسپورتینگ نشاند متاسفم.»

وقتی آرسن ونگر چنین جملاتی را در توصیف کسی به زبان می‌آورد می‌توان تا حدودی متوجه تشخص سمت مقابل این فرانسوی آرام شد. مورینیو کارش را به عنوان مترجم کنار «بابی رابسون» در اسپورتینگ و پورتو پرتغال آغاز کرد و اواسط دهه ۹۰ میلادی همراه رابسون به بارسلونا رفت. نقشش در ابتدا فقط یک مترجم ساده بود. همین و بس. برای همین ونگر او را منشی باشگاه‌های اروپایی می‌دانست. استعداد مورینیو در یادگیری زبان‌های بین‌المللی حیرت انگیز است. به جز زبان مادری‌اش پرتغالی، او به زبان‌های اسپانیایی، آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و انگلیسی تسلط کامل دارد. سال ۲۰۱۵ در نکوهش «کلودیو رانیری» سرمربی ایتالیایی لسترسیتی گفت: «نمی‌فهمم چرا یک انسان باید تا این حد کودن باشد. من سه هفته بعد از ورودم به ایتالیا با بازیکنانم ایتالیایی صحبت می‌کردم. اما رانیری بعد از یک سال هنوز از مترجم استفاده می‌کند.» مغرور و دیوانه بود.

 زندگی مربیگری‌اش را اما سال ۱۹۹۸ با تصمیم بابی رابسون آغاز کرد. سرمربی بارسلونا از مدیران باشگاه خواست مورینیو همزمان مترجم و دستیارش باشد. نشستن روی نیمکت مربیگری بارسلونا آغاز یک زندگی باشکوه مربیگری مورینیو بود. شکوهی که خیلی سریع اوج گرفت ولی سقوطی چشمگیر داشت.  ژوزه سال ۲۰۰۰ سرمربیگری را با بنفیکا پرتغال آغاز کرد. یک سال بعد به لیریا رفت و سال ۲۰۰۲ سرمربی پورتو پرتغال شد. دو سال بعد برای نخستین بار باشگاه پورتو را به مقام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا رساند. چنین شکوهی را یک مترجم فوتبال رقم زده بود.

مورینیو حالا «مترجم زبان رسمی فوتبال» جهان شد. چلسی با بلندپروازی‌های «رومن آبراموویچ» سراغ او را گرفت. سال ۲۰۰۴ به لندن رفت تا رویاهای مرد متمول روس در باشگاه آبی‌های لندنی را برآورده کند. قهرمان اروپا نشد، اما به تمام افتخاراتی که می‌توانست در انگلستان دست یابد چنگ زد. سال ۲۰۰۷ اخراج شد. خودش حرفی نزد، اما «اشپیگل» آلمان مدعی شد که «جان تری» ستاره خط دفاعی‌اش برای اخراج شدن او کارشکنی کرده است. مستقیم این بار به باشگاه اینترمیلان رفت. باز هم قرار بود رویاهای یک غول نفتی را برآورده کند؛ این بار در میلان.

«ماسیمو موراتی» مالک سابق باشگاه اینترمیلان یکی از مهمترین دلالان نفتی اروپاست. سال ۲۰۰۸ حین مذاکره با مورینیو جمله‌ای به او می‌گوید که مذاکره را به پایان رساند و ژوزه، قراردادش را امضا کرد. گفته بود: «به هرچه می‌خواستم رسیدم جز قهرمانی اروپا. برایش همه کاری خواهم کرد.» مورینیو سه سال در ایتالیا بود، سه سال پیاپی قهرمان کالچو شد. سال سوم (۲۰۱۰) جام قهرمانی اروپا را بالای سرش برد. مورینیو در کمتر از هشت سال مربیگری، دو بار فاتح جام قهرمانان اروپا شده بود. عنوانی که بسیاری از نامدارترین مربیان جهان هنوز به آن چنگ نزده‌اند. آیا لیاقت آن نام مستعار را نداشت؟

اما اخلاق‌مدار نبود. مثلا وقتی هنوز با باشگاه اینترمیلان ایتالیا قرارداد داشت، با رئال مادرید وارد مذاکره شد. رفتاری که می‌توانست با شکایت باشگاه ایتالیایی برای او توام با محرومیت باشد. اما اینتر به فینال لیگ قهرمانان رسیده بود و موراتی نمی‌خواست قدرنشناسی کند. «خاویار زانتی» اسطوره آرژانتینی باشگاه اینترمیلان که آن روزها در سمت راست خط دفاعی این تیم بازی می‌کرد، قبل از بازی فینال لیگ قهرمانان میان بایرن مونیخ و اینتر، از بازیکنانش خواست در صورت گلزنی، سمت نیمکت و مورینیو نروند. فینال در ورزشگاه سانتیاگوبرنابئو (استادیوم اختصاصی رئال مادرید) برگزار می‌شد. مورینیو پس از قهرمانی ایستاد و سکوهای ورزشگاه را نگاه کرد. داشت کد می‌داد که سال بعد من اینجا هستم.

فصل بعد در مادرید بود. وظیفه‌اش قهرمانی رئال در لیگ قهرمانان بود، اما سال اول قهرمان حذفی شد، فصل دوم قهرمان لالیگا و سوپرجام را کسب کرد و فصل سوم بدون هیچ جامی، دست خالی ماند. از رئال با هزاران کینه و نفرت رفت. وداعش با رکیک‌ترین حملات هواداران مادریدی همراه شد. شاید همین امروز، او و یکی از هم وطنانش که چند سال قبل‌تر در مادرید مربیگری کرده بودند، آخرین گزینه‌های سرمربیگری دوباره هواداران رئال در دنیا نباشند. پس از شش سال دوباره به چلسی برگشت. فصل اول با آبی‌های لندن فقط به مقام سوم رسید. فصل دوم قهرمان جزیره شد و فصل سوم باز هم اخراج. این بار پای هیچ توطئه‌ای هم در کار نبود.

مارچ سال ۲۰۱۶ خطاب به مدیران باشگاه منچستریونایتد نامه‌ای نوشت و از آنها خواست فصل بعد او را سرمربی این تیم کنند. در نامه‌اش نوشته بود: «لیورپول یک باشگاه بزرگ است، چلسی هم باشگاهی بزرگ است اما منچستر یونایتد یک هیولاست. من برای موفقیت با شما برنامه‌های گسترده‌‌ای خواهم داشت.»

منچستر یونایتد اما داستانی غم‌بار را روی صفحاتش می‌نوشت. الکس فرگوسن پس از ۲۶ سال مربیگری، کسب ۳۸ جام که ۱۳ قهرمانی لیگ انگلیس و دو قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا در آن گنجیده، در سال ۲۰۱۳ برای همیشه از دنیای مربیگری خداحافظی کرد. فرگوسن براساس تمام معیارها، بزرگترین مربی تاریخ فوتبال جهان بوده و هست و خواهد بود. جانشینی او ساده نیست. خودش می‌خواست پس از جدایی‌اش «پپ گواردیولا» جایش را روی نیمکت بگیرد. یک بار با «پپ» در نیویورک قرار شام دوستانه و خصوصی گذاشت. گواردیولا در خاطراتش گفته: «از این که میهمان سر الکس فرگوسن بودم حس دیوانه‌واری داشتم. آن روزها زبان انگلیسی من خوب نبود. نمی‌توانستم بسیاری از جملات فرگوسن را بفهمم. او به من گفته بود آیا حاضری پس از من جانشین من شوی و من در حالی که غذایم را می‌خوردم فقط به او لبخند زدم.»

سر الکس البته بی‌میل هم نبود که مورینیو یکی از جانشین‌هایش باشد. قبل از مورینیو، منچستر تمام جانشین‌های الکس فرگوسن را بلعیده بود. دیوید مویس، لوییز فن‌خال و رایان گیگز. شباهت منچستری که با چراغ سبز الکس فرگوسن سراغ ژوزه مورینیو رفت با سایر باشگاه‌هایی که این سال‌های قبل انتخاب می‌کرد در مدیریت متمولش بود. «مالکوم گلیزر» تاجر شهیر آمریکایی دقیقا برای ژوره مورینیو نقش کیسه‌های زر گنج قارون را داشت.

مورینیو در نخستین فصل حضورش ۷۸۴ میلیون یورو خرج روی دست مالکان باشگاه یونایتد گذاشت. این رقم در فصل جاری به بیش از ۸۰۰ میلیون پوند رسید. نتیجه اما اسف‌بار بود. منچستریونایتد در فصل اول مربیگری مورینیو (۲۰۱۷ – ۲۰۱۶) به مقام ششم لیگ برتر انگلستان رسید. اما به دلیل قهرمانی در یوفا کاپ، به لیگ قهرمانان اروپا صعود کرد. در فصل جاری هم باز روی پله ششم جدول نشسته‌اند با این تفاوت که نمی‌توان کمترین شانسی را برای آنها در راه رسیدن به قهرمانی در نظر گرفت.

ژوزه، به بدترین شکل ممکن رفت. صبح روز سه شنبه برای گفت و گو با رییس اجرایی باشگاه منچستریونایتد به باشگاه می‌رود و کمتر از پنج دقیقه بعد، خبر اخراجش روی خروجی رسانه‌های جهان قرار می‌گیرد. واکنش‌ها به اخراج آقای خاص متفاوت است. به صورت نمونه «گری لینکر» ستاره سابق و کارشناس کنونی فوتبال انگلستان نظر منطقی داشته و در توییتر خود نوشته است: «می توان تصور کرد که یکی از دلایل اخراج زودهنگام مورینیو، تلاش سران باشگاه برای جلوگیری از خروج ستاره های بزرگ تیم است.» بی‌بی‌سی گزارش داده که «قرار است یک مربی به صورت موقت تا انتهای فصل جانشین مورینیو شود. این شخص نیکی بات، کریک و ونگر نخواهند بود.» این سه برای جانشینی مورینیو ابراز تمایل کرده بودند. لیام گلگر، خواننده مشهور انگلیسی و هوادار سرسخت سیتی از اخراج مورینیو ابراز ناراحتی کرد. همچنین «جاست تون ایت» کارتونیست معروف، به محض اخراج مورینیو کاریکاتوری کشید که مربیانی مانند کلوپ، گواردیولا، ساری و پوچتینو از اخراج ژوزه ناراحت هستند و اشک می‌ریزند. کنایه او به موفقیت مداوم این مربیان مقابل منچستریونایتد در حضور مورینیو بود.

آقای خاص رفت. اما قطعا نه جایی خیلی دور. او حتما دوباره یکی از مدیران و مالکان متمول و تاجر فوتبال درجه یک اروپا را مفتون و شیدای خودش می‌کند. او خاص است؛ فراموش نکنید. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}