مریم دهکردی

سال اول دانشکده بودیم که با بهاره آشنا شدم. بهاره فرزند یکی از پزشکان سرشناس شهر بود. او چهره ای زیبا داشت، رویی خندان و خیلی خوش سر و زبان بود. به راحتی می توانست آدمها را مجذوب کند، وضع مالی خیلی خوبی هم داشت. در خوابگاه دانشکده هم‌اتاق شدیم. اوایل همه چیز خوب بود تا اینکه آرام آرام سر و صدای بچه ها بلند شد که پول یا وسایلشان گم شده است. انگار دستی از غیب می آمد و وسایل بچه های اتاق ما را بر می داشت. هر بار هم وقتی متوجه ماجرا می شدیم که بهاره در خوابگاه نبود. کم کم تردید ها و شک و شبهه ها آغاز شد. مدتی طول کشید تا اسناد و مدارک لازم برای اثبات این نظریه که دزد وسایل هم اتاقی ها بهاره است جمع شود. یک شبی که جشن تولد نرگس یکی از بچه های اتاق بود کفش نایک و ساعت سواچ زیبایی را نشانمان داد و گفت هدیه پدر و مادرش درست چیزهایی است که دوست داشته. بعد هم آنها را جایی دم دست گذاشت. صبح با صدای قیل و قال و جر و بحث نرگس و بهاره بیدار شدم. پای حراست به میان آمده بود و نرگس که به عمد وسایلش را در معرض دید گذاشته بود تا به وقت خروج بهاره مچش را بگیرد و آنها را در وسایل او پیدا کند و ثابت کند که حرفهایش بی اساس نیست داشت میگفت:« تو چی کم داری آخه؟ وضع مالیت از همه ما بهتره، اینهمه زیبایی و اعتماد به نفس داری باورم نمیشه دزدی می کنی!»

بهاره به همین دلیل یک ماه از دانشگاه و حضور در خوابگاه تعلیق شد. بعدها ازدواج کرد، بچه دار شد و در رشته دیگری درس خواند و حالا مشاور خانواده است. نمی دانم موفق شد عادت بد برداشتن وسایل دیگران را ترک کند یا نه اما پرسش امروز کاربر توصیه های روانشناسی من را به یاد او انداخت. این کاربر سوال کرده است:

«من عادت خیلی بدی دارم که متاسفانه علیرغم نداشتن نیاز مالی به پول یا وسایل دیگران اونها رو بر میدارم. خودم و همسرم هر دو تحصیلکرده ایم. نمیخوام به این دلیل ازدواجمون به شکست منجر بشه.  وسوسه برداشتن وسایل دیگران سالهاست که با منه اغلب هم در برابرش شکست می خورم. الان بعد از مدتها دوباره این اتفاق افتاده و من گردنبند یکی از دوستان خانوادگی رو برداشتم و  به شدت مضطرب و نگرانم. لازمه بگم که قبلا هم بارها مشاوره گرفتم اما هر بار تکنیک ها برای مدت کوتاهی جواب دادند. لطفا من را راهنمایی کنید.»

دکتر نانازپیرنیا متخصص روان‌درمانی و مغزدرمانی ساکن آمریکا با این توضیح که درمان چنین ماجرایی پیچیده، زمان‌بر و البته ممکن است می گوید:

«مشکل دزدی و وسوسه برداشتن وسایل دیگران "کلپتومِنیا" نام دارد و نوعی بیماری اعتیادی روانی است که به دلیل عدم وجود توازن بین هورمون های خوشحالی و کنترل در مغز بوجود می آید و سپس بصورت عادت و اعتیاد ادامه پیدا می کند. با انجام این رفتارهای ریسکی و خطرناک - چون هر لحظه امکان دستگیری و ایجاد دردسر برای فرد خاطی و مبتلا وجود دارد-  مغز مقدار زیادی هورمون های هیجانی ترشح می کند. این هورمون ها دقیقا مشابه هورمون هایی است که به هنگام مصرف مواد مخدر و وران‌گردان در بدن فرد ایجاد می‌شود.»

خانم پیرنیا ضمن تایید آنچه کاربر در خصوص اضطراب ناشی از برداشتن وسایل دیگران گفته است اضافه می کند:

« همانطور که این کاربر محترم هم گفته اند شخص پس از انجام هر عمل ریسکی و برداشتن وسیله یا پول دیگران به شدت مضطرب می شود و امکان ایجاد تنش در روابط خانوادگی و زناشویی در این شرایط بسیار بالاست. نکته مهم اینجاست که با هر بار هیجان و بعد فروکش کردن آن بخشی از سلول های مغز به خاطر اینهمه فشار، استرس و شرم ناشی از این رفتار آسیب دیده و ادامه رفتار ناهنجار نیز ناگزیر می شود. احساس گناه، شرم و پشیمانی روی عزت نفس، احترام به خود و اعتماد به نفس تاثیر گذاشته و زندگی را برای فرد مبتلا دشوار می کند. گفتاردرمانی، رفتار درمانی در کنار دریافت داروهای مناسب برای ترمیم سلول های آسیب دیده مغز و به تعادل رساندن هورمون های خوشحالی و کنترل بهترین راه درمان برای این افراد است. فراموش نکنید که وسوسه برداشتن وسایل دیگران هیچ ارتباطی به شرایط مالی و اجتماعی فرد ندارد. پیشنهاد من این است که حتما به یک پزشک روان درمانگر مراجعه کرده و درمان خود را نیمه کاره رها نکنید.»

برای ارسال سوالات خود یکی از این روش‌ها را استفاده کنید:
ایمیل به [email protected]
ارسال به تلگرام به آدرس @shomairanwire
پیام به فیسبوک http://iranwire.com  ایران وایر​

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}