2 اسفند 89، محمدحسن صفارهرندی، مشاور فرهنگی فرمانده سپاه با قاطعیت پیش بینی کرد که اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست مجلس خبرگان رهبری که 16 اسفند همان ماه برگزار شد، از صندلی ریاست حذف خواهد شد. حرفی که درست از آب درآمد. 4 سال پس از آن روزها، دوباره سخن از بازگشت هاشمی است، رقبا و مخالفان هم حاضر هستند البته.

هفته آینده، 19 و 20 اسفندماه، در نشست سالانه مجلس خبرگان رهبری که جعفری، فرمانده سپاه و ظریف، وزیر امور خارجه، میهمانان ویژه اش هستند، رئیس جدید مجلس خبرگان و جانشین مهدوی کنی هم انتخاب می شود.

مجلس خبرگان رهبری در شرایط جاری سیاسی کشور، همچون گذشته جایگاه ویژه ای ندارد ولی همواره تعیین رئیس از نظر سمبلیک اهمیت خاص خویش را داشته و به موقعیت سیاسی فرد برنده، کمک شایانی می کند. پیروزی در انتخابات هیات رئیسه همچنین به جناح های مختلف توان بازیابی و مانور سیاسی بیشتر می دهد. به عنوان نمونه، اکبر هاشمی رفسنجانی سال 85، یک سال پس از شکست سختی که از محمود احمدی نژاد خورده بود، توانست نفر اول حوزه انتخابیه تهران شود و موقعیتش را احیا کند. برکناری او در سال 89 نیز نشانه توفیق جناح تندرو در تلاش برای حذف گام به گام او از فضای سیاسی ارزیابی شد.

آبان ماه سال 90، محمدتقی مصباح یزدی در دیدار با جمعی از اصولگرایان گفت که در یکی دو سال اخیر، تلاش زیادی شد که مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری شود، و به عبارتی هاشمی رئیس نشود. تلاشی که اکنون نیز جاری است.

از این منظر بر خلاف تبلیغات رایج، همواره یک جنگ تمام عیار سیاسی بین جناح های مختلف برای تصاحب این صندلی در جریان بوده است. در دوره جدید، علاوه بر تلاش طیف هاشمی، برای احیا، برنده شدن این طیف، یک پالس مثبت خواهد بود برای انتخابات مجلس و مجلس خبرگان سال آینده، به قدرت سیاسی و میزان تاثیرگذاری دولت روحانی خواهد افزود و مهم تر از همه، زور طیف میانه روی مجلس خبرگان برای تاثیرگذاری در فرایند تعیین انتخاب رهبر آینده را بیشتر خواهد کرد، به ویژه اینکه با توجه به کهولت سن آیت الله خامنه ای، امر بعیدی نیست که این مجلس در موقعیت تصمیم گیری قرار بگیرد.

با این مقدمه اجمالی، می توان اهمیت انتخابات هیات رئیسه کنونی را بیشتر درک کرد. در حال حاضر، نام پنج نفر برای ریاست مجلس خبرگان رهبری شنیده شده است. اکبر هاشمی رفسنجانی، محمود هاشمی شاهرودی، احمد جنتی، محمد تقی مصباح یزدی، محمد یزدی. در این میان، هاشمی به عنوان نماینده اصلاح طلبان و دولت در یک سو ایستاده و چهار نفر دیگر در سوی دیگر.

سه نفر آخر به طیف تندرو تعلق دارند. به نظر می رسد هر کدام از آنها کاندیدا شوند، اکبر هاشمی رفسنجانی هم در مقابل شان خواهد ایستاد. او سابقه شکست دادن احمد جنتی را دارد و بعید نیست که دوباره بتواند چنین کاری را تکرار کند. مصباح یزدی هم نشان داده که وارد چنین بازی های علنی ای نمی شود ولی موقعیت محمد یزدی بهتر است. با این حال، شرایط جسمانی او حتی از مهدوی کنی هم وخیم تر است و باید با ویلچر مجلس خبرگان رهبری را اداره کند.

در شرایط کنونی، تندروها هم علاقه ندارد طوری بازی کنند که با شکست یکی از این سه نفر بازی تمام شود، چون در این صورت، قطعا در زمین هاشمی رفسنجانی بازی کرده اند، ولو اینکه یکی از این سه نفر مقابل هاشمی شاهرودی شکست بخورند.

در میان رقبای هاشمی، گزینه هاشمی شاهرودی فعلا مهم ترین گزینه است. او معتمد آیت الله خامنه ای است و اغلب سمت های بالادستی در ساختار سیاسی را در دوران رهبری آیت الله خامنه ای کسب کرده است. عضو شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه، عضو ارشد مجمع تشخیص و شورای عالی انقلاب فرهنگی، نایب رئیس مجلس خبرگان و رئیس هیات عالی حل اختلاف قوای سه گانه. اینها مناصب سیاسی او هستند، او عضو جامعه مدرسین نیز است، سه سال است اعلام مرجعیت کرده، حکم ریاست‌ مؤسسه‌ دایره‌المعارف‌ فقه‌ اسلامی‌ را از رهبر جمهوری اسلامی دریافت کرده و از سال 87 عضو شورای افتایی است که توسط آقای خامنه ای اداره می شود. دفتر هاشمی شاهرودی علاوه در قم و نجف، در شهرهای مختلف ایران از جمله بابل، اصفهان و مشهد فعال هستند و دیدارهای او با گروه ها و چهره های مختلف عراقی در این سال ها ادامه داشته است.

هاشمی شاهرودی، رابطه مطلوبی با هاشمی رفسنجانی دارد، حداقل اینکه تنش علنی بین این دو رخ نداده است. همچنین بین هاشمی شاهرودی و دولت روحانی هم ستیز خاصی وجود ندارد. با این حال او رابطه قوی و جدی ای با محمود احمدی نژاد و نزدیکانش دارد. در همین حال، رابطه او با طیف صادق لاریجانی، اصلا خوب نیست. جمعی از نزدیک ترین چهره های او چون محمدشریف ملک زاده و سعید مرتضوی در دوران لاریجانی به شدت حاشیه نشین شدند و حتی به زندان افتادند. الیاس محمودی، رئیس حفاظت اطلاعات دوران حضور هاشمی شاهرودی در قوه قضائیه نیز چنین سرنوشتی پیدا کرد. اتهاماتی به نقل از صادق لاریجانی علیه رئیس دفتر هاشمی شاهرودی هم مطرح شد. در چنین وضعیتی، رابطه منفی صادق لاریجانی – که اکنون شخصیت مورد علاقه تندروهاست- با هاشمی شاهرودی و رابطه مثبت شاهرودی با احمدی نژاد – که به شدت مورد تنفر صادق لاریجانی است- سبب می شود که به سختی بتوان نتیجه گیری هاشمی شاهرودی می تواند گزینه مطلوبی برای همه لایه های تندرو باشد و اجماع آنها را برانگیزد.

در عین حال، او موقعیت فقهی جالب توجهی در قم ندارد. او در هر حال، نمادی از حوزه علمیه نجف محسوب می شود. از نظر تاریخی و سیاسی، این جالب توجه نیست که او موقعیت بالادستی سیاسی و فقهی پیدا کند، آن هم جلوی چشم علمای قم.

دی ماه 91،  اعلام موجودیت گروهی موسوم به تشکل اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم که تحت حمایت هاشمی شاهرودی قرار داشت، به نحو غیرمنتظره ای با واکنش منفی علمای مشهور قم مواجه شد. محمد یزدی که قرار بود سخنران این نشست باشد، با بالا گرفتن انتقادات در جلسه اعلام موجودیت حاضر نشد و هاشمی شاهرودی را تنها گذاشت، جعفر سبحانی، حمایت خویش از این تشکل را تکذیب کرد و ناصر مکارم شیرازی، وحید صافی گلپایگانی و وحید خراسانی، سه مرجع تقلید شیعه ساکن قم، پیش از افتتاح این تشکل، ظهور چنین جمعی را بدعت و سبب اختلاف دانستند. ناصر مکارم شیرازی پا را فراتر گذاشت و گفت: «تقابل و ایجاد تشکل جدید در برابر حوزه علمیه درست نبوده و بد‌تر از همه اینکه رگه‌های انتخاباتی هم در آن باشد، این امر قابل قبول نیست و نباید حوزه را ابزار انتخاباتی قرار دهیم.»

در آن دوران مکارم شیرازی خبر داد قرار است علی خامنه‌ای نظر خودش را درباره این تشکل تازه به شورای عالی حوزه اعلام کند. در سه سال گذشته، هنوز خبری درباره اعلام نظر رهبر ایران منتشر نشده و به نظر می رسد تندروها هم موفق شده اند جلوی رشد یا هویت یابی این تشکل را بگیرند و هاشمی شاهرودی را ناکام بگذارند. همین نزاع را می توان در مدلی وسیع تر بازسازی کرد و پیش بینی کرد خیز هاشمی شاهرودی برای ریاست مجلس خبرگان بسیاری از شاخک ها را حساس خواهد کرد و اوضاع را پیچیده تر.

در روزهای اخیر برخی رسانه های نزدیک به دولت و اصلاح طلبان گفته اند که اگر هاشمی شاهرودی کاندیدا شود، هاشمی رفسنجانی هم مخالفت خاصی ندارد. به نظر می رسد در شرایط کنونی، بیشترین تلاش هاشمی ممانعت از تسلط تندروها بر مجلس خبرگان است نه الزاما تصرف آن.

اما در حاشیه اعلام اسامی این 5 نفر، یک نام دیگر هم وجود دارد که شاید ورودش به میدان بازی بتواند تا اندازه ای آرایش سیاسی موجود را دگرگون کند؛ محمد مومن.

یک ماه پیش هفته نامه شما، نشریه حزب موتلفه در خبری کوتاه نوشت بین گروهی از اصولگرایان درباره ریاست این عضو مجلس خبرگان رهبری اجماع وجود دارد. او از معتمدان ویژه این روزهای علی خامنه ای است. تابستان 88، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با نمایندگان کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری گفت اگر نتوان در کشور به چهره هایی چون جنتی و مومن اعتماد کرد، به هیچکس نمی توان اعتماد کرد.

محمد مومن از سال 62 تاکنون در شورای نگهبان حضور دارد. شخصیت فقهی شناخته شده ای دارد، از جمله طراحان سوال امتحان مجلس خبرگان است، آزمونی که در واقع تعیین صلاحیت فقهی می کند برای داوطلبان ورود به این مجلس. از نظر سیاسی، مومن به اندازه کافی سابقه مخالفت با اصلاح طلبان از خود نشان داده و می تواند نظر مثبت تندروها را جلب کند و کاندیدای احتمالی آنها باشد که اگر هم شکست بخورد، همه شکست به نام آنها نوشته نشود.

محسن کدیور، دین پژوه و محقق حوزه پیش از این گزارش داده بود مومن از جمله چهره هایی بود که پس از فوت روح الله خمینی، مخالف اعلام مرجعیت علی خامنه ای بود ولی مومن در سال های اخیر نه تنها چنین اظهارنظری را تکذیب کرده، بلکه بارها سعی کرده وفاداری حداکثری خویش به رهبر جمهوری اسلامی را نشان دهد. او 3 بهمن امسال در برنامه تلویزیونی شناسنامه درباره رهبری جمهوری اسلامی گفت: " [برای انتخاب رهبر] بهتر از آقای خامنه‌ای نداشتیم و این لطف خدا بود که به ذهن ما خطور کرد ... آقای خامنه‌ای خیلی آقاست. ابدا خودش را نمی‌گیرد ... در زمان مقام معظم رهبری [در شورای نگهبان] احساس آزادی بیشتری می‌کنیم."

او رابطه خاصی با طیف احمدی نژاد ندارد که برخی نگرانی ها را برانگیزد، میانه روهای اصولگرا هم رابطه خوبی با او دارند. با این حال، مومن به اندازه کافی از نظر عمومی شناخته شده نیست، کاریزمای سیاسی کافی ندارد و سابقه مدیریت بالادستی هم در کارنامه اش به چشم نمی خورد. این نقاط ضعف مهم هستند ولی در ساختار سیاسی کنونی که تشدید منازعه می تواند آسیب زا باشد، پتانسیل او برای حل منازعه بین دو طیف تندرو و میانه رو، می تواند پوشاننده چنین نقاط ضعفی باشد.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}