15 سال زندان، رد مال، جزای نقدی و انفصال از خدمت، این جزئیات حکم مهدی هاشمی رفسنجانی است که امروز منتشر شده است. بر اساس گزارش خبرگزاری فارس و سخنان سخنگوی قوه قضائیه، 12 سال از این حکم مربوط به اتهاماتی چون ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری است و 3 سال مربوط به اتهامات امنیتی.

در اوراق پرونده مهدی هاشمی می توان رگه های 5  تا 15 ساله یافت، حتی بیشتر، مثلا از دولت دوم هاشمی که حسین طائب، فرمانده کنونی سازمان اطلاعات سپاه از وزارت اطلاعات اخراج شد.

اصل اتهام مطرح شده در این پرونده، رقابت مهدی هاشمی با حسین طائب یا مجتبی خامنه ای نیست، نقطه ثقلش اتهام اقتصادی است.

سال 2000 میلادی، پای شرکت نروژی استات اویل به ایران باز شد. مهدی هاشمی متهم بود از این شرکت رشوه گرفته تا شرایط حضور و قراردادهایش در صنعت نفت ایران را تسهیل کند.

احمد توکلی، نماینده اصولگرای مجلس به تازگی اعلام کرده مبلغ رشوه 5 میلیون و 200 هزار دلار بوده است. نه تنها مجلس اصولگرای نهم که مجلس اصلاح طلب ششم هم دنبال چنین پرونده ای بود. ردیابی پرونده اقتصادی مهدی هاشمی در دوران اصلاح طلبان به جایی نرسید.

به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی، با درخواست او از علی خامنه ای، هیاتی ویژه تشکیل شد که حسن خامنه ای، برادر رهبر جمهوری اسلامی نیز عضوش بود و پس از بررسی به این نتیجه رسید اتهامی متوجه مهدی هاشمی نیست.

ظاهرا زور گزارش این هیات چنان بود که اصلاح طلبان را در به نتیجه رساندن پیگیری هایشان ناکام بگذارد. اگرچه از سال 80 تا 84، اندک اندک رابطه اصلاح طلبان و هاشمی بهبود یافته بود و انگیزه های سیاسی قوی برای به نتیجه رسیدن این پرونده وجود نداشت ولی دخالت دفتر رهبر ایران در مسکوت ماندن این پرونده تاثیری مهم داشت.

یک دهه پس از آن روزگار اما اصولگرایان دوباره با حمایت تمام عیار دستگاه قضایی پرونده استات اویل را گشودند. گشایش چنین پرونده ای در حالی صورت گرفت که پیش از این و به ویژه حدفاصل شهریور 88 تا مهرماه 91 که مهدی هاشمی رفسنجانی در لندن و دبی بود، از او به عنوان شاه کلید فتنه یاد می شد.

گزارش دی ماه 90 کمیسیون اصل 90 مجلس هشتم نیز اتهام راه اندازی اتاق جنگ در ایام انتخابات 88 را متوجه مهدی هاشمی کرده بود و او را یکی از رئوس فتنه بر شمرده بود. بر مبنای همین گزارش، انبوهی از اتهام های سیاسی نثار او و پدرش شد.

اما پس از بازگشت او به ایران در مهرماه 90 اندک اندک اما شیب اتهامات مهدی هاشمی، به اتهامات اقتصادی تغییر یافت و او به عنوان مفسد اقتصادی و امنیتی معرفی شد.

دلایل روشن بودند. اگر مهدی هاشمی به عنوان فتنه گر سیاسی معرفی می شد، این امکان داشت محبوب تر شود و محاکمه اش پر هزینه تر، مانند خواهرش، فائزه هاشمی رفسنجانی.

در عین حال از منظر تاریخ سیاسی، نام اکبر هاشمی رفسنجانی در اقتصاد و افکار عمومی ایران به فساد گره خورده است. همانگونه که محمود احمدی نژاد در مناظره های انتخابات 88 از این پاشنه آشیل استفاده کرد، اکنون نیز اصولگرایان فکر می کنند معرفی پسر هاشمی به عنوان یک مفسد اقتصادی هنوز جذابیت های خاص خودش را دارد.

 شرایط ویژه ماه های اخیر نیز این گزینه را محبوب تر کرده است. هاشمی و یارانش در رسانه ها بر طبل فساد دوران حاکمیت اصولگرایان و احمدی نژاد می کوبند، محمدرضا رحیمی را هم به عنوان معاون اول فاسد چسبانده اند به پیشانی آنها، حال غیرطبیعی نیست که مهدی هاشمی مفسد را در دامن شان ببینند.

اصولگرایان در ماه های اخیر گفته اند ریشه فساد اقتصادی به دوران سازندگی و اصلاحات باز می گردد. اعلام نام فرزند هاشمی به عنوان مفسد اقتصادی می تواند مدرکی باشد برای اثبات این ادعا.

در حال حاضر، مهدی هاشمی رفسنجانی و وکلایش 20 روز مهلت دارند که به این حکم اعتراض کنند. مهم تر از این اعتراض قانونی، اعتراض سیاسی احتمالی است که خانواده هاشمی به ویژه اکبر هاشمی رفسنجانی نشان خواهند داد.

هاشمی رفسنحانی از آذر 89 تاکنون بارها گفته چیزی در پرونده عزیزترین فرزندش نیست و خیالش راحت است و موضوع حل می شود ولی اکنون با 15 سال زندان مواجه است. موضوع مانند 6 ماه حکم زندان فائزه هاشمی رفسنجانی نه کوتاه است و نه سیاسی، طولانی است و اقتصادی-امنیتی.

او پیش از این گفته اگر قاضی به حکم قانونی برسد، سکوت می کند و می پذیرد ولی اگر از بالا دستور برسد، هر کس که باشد، اعتراض می کند.

اصولگرایان به طور طبیعی انتظار دارند او از برخی چهره های سیاسی مانند جنتی، خزعلی و محمد گیلانی درس بگیرد و سکوت کند. آنها در برابر زندان و یا اعدام شدن فرزندان شان سکوت کردند، برای مصلحت نظام و اسلام.

اصولگرایان همچنین بارها گفته اند هاشمی وابستگی بیش از حد به فرزند و خانواده اش دارد و نصیحتش کرده اند که این امر می تواند به سقوطش منجر شود. از منتظری در دوران معاصر و نوح در دوران قدیم مثال زده اند ولی تاثیر مهمی نداشته است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نمی تواند و نمی خواهد باور کند که مصلحت، سکوت است، او نمی پذیرد که قاضی پرونده واقعا به چنین حکمی رسیده و باید آن را قبول کرد، او این حکم را دستور از بالا می داند و اعتراض می کند. چگونه؟

الیاس نادران، نماینده اصولگرای مجلس گفته است بحث های اخیر هاشمی رفسنجانی درباره احیای شورای رهبری در آینده سیاسی ایران، واکنشی است به حکم مهدی هاشمی رفسنجانی.

پوشیده نیست که لحن هاشمی رفسنجانی در ماه های اخیر، تندتر شده است. او از همزبانی تندروها با نتانیاهو گفته است، علاوه بر شورای رهبری، درباره لحظه حساس یعنی انتخاب رهبر آینده ایران بحث را باز کرده است.

او همچنین در گفت و گو با روزنامه آفتاب یزد از دیدارش با رهبری درباره پرونده هسته ای سخن گفته و تاکید کرده که به علی خامنه ای گفته است الان وقت سختگیری نیست. پیش از این، محمود نبویان، نماینده اصولگرا در یک سخنرانی که فایل صوتی اش اخیرا منتشر شده، به این دیدار اشاره کرده بود و گفته بود هاشمی رفسنحانی در این دیدار با علی خامنه ای از موضع بالا سخن گفته است.

کاندیداتوری او برای ریاست مجلس خبرگان رهبری هم یک نوع صف کشی آشکار در برابر نزدیکان و یاران علی خامنه ای بود. انتظار می رود با توجه به حکم صادر شده برای فرزند هاشمی، رویه و لحن او کماکان با همین شیب تند ادامه پیدا کند.

در ایران، چالش های لفظی تند بین سران قوا و مهره های درجه یک سیاسی همواره بخشی از یک بازی سیاسی برای گرفتن امتیازهای پشت پرده بوده است.

اما واکنش علی خامنه ای به شکست هاشمی در انتخابات رئیس مجلس خبرگان و برنده شدن محمد یزدی، جالب توجه بود. رهبر جمهوری اسلامی گفت انتخاب محمد یزدی به عنوان رئیس مجلس خبرگان، بجا و مناسب بود. آیا علی خامنه ای، چنین برداشتی درباره حکم مهدی هاشمی رفسنجانی را هم دارد؟

به طور طبیعی بعید است که علی خامنه ای در این باره به طور علنی ورود کند، صادق لاریجانی همانند پروند دانشگاه آزاد در این ماجرا نماینده ویژه رهبر جمهوری اسلامی خواهد بود و از جرات و انگیزه لازم برای مواجهه سیاسی با هاشمی رفسنجانی برخوردار است.

با وجود این سپر اما رهبر جمهوری اسلامی همانند 15 سال گذشته با پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی درگیر خواهد ماند. آذرماه 89، حمید رسایی، نماینده مجلس و از مخالفان درجه یک خانواده هاشمی گفته بود مهدی هاشمی رفسنجانی، شاه کلید فتنه علیه رهبر است.

اکنون امهره درجه یک، به دام افتاده است، 15 سال انتظار و حتی بیشتر اصولگرایان برای شکار سوژه به خوان هفتم نزدیک شده است. مهدی هاشمی، یک دهه ورق آس بابا بود، حالا ورق آس مخالفان بابا.

در همین موقعیت مطلوب، تندروها به خوبی می دانند مانند دوران اصلاحات، باز هم نوع تعامل هاشمی و خامنه ای است که می تواند تاثیر مستقیمی بر پرونده مهدی هاشمی بگذارد.

مخالفان هاشمی انتظار دارند با توجه به موقعیت تضعیف شده هاشمی و شیب منفی روابط او و خامنه ای، چنین حربه ای کارگر نیفتد ولی اکبر هاشمی رفسنجانی کماکان به تلاش هایشان در این زمینه ادامه خواهد داد. او نیک می داند راه اوین رفتن یا نرفتن مهدی از بیت می گذرد.

اکبر هاشمی رفسنجانی به همان اندازه که در خاطراتش از مهدی هاشمی به عنوان عزیز و عشق خانواده یاد کرده، در گفت و گوهایش از علی خامنه ای هم به عنوان و عشق سیاسی اش یاد کرده است.

در چالش بین این دو عشق، مسلم است که دشواری های هاشمی فزون تر شده، با این حال او هنوز هوشیارتر از آن به نظر می رسد که خود را در معرض انتخاب بین یکی از این دو عشق قرار دهد. اکبر هاشمی رفسنجانی این بازی عاشقانه را ادامه می دهد، با قیافه ای عبوس و لحنی ناراضی تر.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}