اواسط اسفند سال گذشته، چند فعال سیاسی و مدنی که خود را «تلاشگران نفی سلول انفرادی» نامیده‌اند، در نامه‌ ای خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهوری، خواهان توقف نگهداری زندانیان در سلول‌های انفرادی شدند.

امضاکنندگان این نامه از جمله هادی اسماعیل زاده، محمد توسلی، محمود دردکشان، مجید دری، حسین رفیعی، عیسی سحرخیز‌، هاشم صباغیان، ریحانه طباطبایی، اسماعیل عبدی، غنچه قوامی، شیما قوشه، فریده غیرت، فخرالسادات محتشمی پور، نرگس محمدی، احمد منتظری، آذر منصوری و فائزه هاشمی رفسنجانی و ابراهیم یزدی، با استناد به نظرات فقهایی چون آیت الله منتظری، طولانی شدن زندان انفرادی، بیماری های جسمی و روحی، اعتراف و اقرارهای تلویزیونی، فشارهای پس از زندان و ... را مورد اشاره قرار داده و خواستار دخالت رئیس جمهور ایران به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی برای برچیده شدن زندان انفرادی شده بودند. 

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر که از جمله امضاکنندگان این نامه است در گفت و گو با ایران وایر از تجربه شخصی خودش می گوید: «

 نظام جمهوری اسلامی ایران تقریبا یک تجربه ۳۵- ۳۶ ساله ای در مورد سلول های انفرادی دارد ولی من اولین بار در سال ۱۳۷۹ هنگامی که تعداد زیادی از نیروهای ملی - مذهبی و نهضت آزادی بازداشت شده بودند، با این مساله آشنا شدم. آن ها در سلول های انفرادی طولانی مدت در بازداشتگاه عشرت آباد نگهداری می شدند و من هم به دلیل مصاحبه هایی که انجام می دادم بازداشت شدم و به همان سلول های انفرادی در بازداشتگاه عشرت آباد منتقل شدم. من در بندی نگهداری می شدم که بند نهضتی ها بود ولی همسرم (تقی رحمانی) در بند ملی - مذهبی ها نگهداری می شد. برخی از دستگیر شدگان حتی تا ۱۳ ماه هم در سلول انفرادی به سر بردند.»

او با اشاره به اینکه این تجربه برایش روشن کرده که سلول انفرادی یک نوع شکنجه است، می گوید: «در آن دوران مقالات زیادی از سوی روان پزشکان در مطبوعات ایران منتشر شد که به لحاظ مبانی علمی اثبات می کرد که انفرادی نوعی شکنجه است و شیوه ای است برای شست و شوی مغزی متهم و آماده کردن وی به اقرار و اعتراف علیه خودش.»

او البته در خانواده تنها کسی نیست که این تجربه را داشته است: «همسر من ۷ ماه در انفرادی به سر برد و بعد از آن هم نیز البته هم چنان در همان سلول به همراه اقای هدی صابر نگهداری می شد. ایشان در اسفند ماه سال ۷۹ بازداشت شدند و در فروردین ماه سال ۸۱ از انفرادی آزاد شدند.«

نرگس محمدی در آن زمان پیگیری های اجرایی هم کرده است: "در کانون مدافعان حقوق بشر یک نشست مطبوعاتی با حضور تعدادی از افرادی که سلول انفرادی را تجربه کرده بودند، برگزار کردیم. خبرنگاران زیادی آمدند و پوشش خبری داخلی و خارجی خوبی انجام گرفت و همان موقع بود که آقای شاهرودی که آن زمان ریاست قوه قضائیه را بر عهده داشتند اعلام کردند که سلول انفرادی خلاف قانون است."

محمدی با اشاره به وقایع سال ۸۸ و افزایش سلول های انفرادی در دوران بازداشت افراد می گوید: "ولی بعد از آن به خصوص بعد از وقایع سال ۸۸ ما دوباره شاهد سلول های انفرادی در سطح بسیار وسیع تری بودیم. مدت زمانی که بازداشت شدگان در سلول های انفرادی به سر می بردند را بازجوها تعیین می کردند - سه، چهار ماه بیشتر یا کمتر- اما تقریبا می شد گفت که انفرادی یک روال شده بود برای هر فردی که بازداشت می شد، حالا چه فرد بازداشت شده روزنامه نگار بود و چه فعال زنان یا فعال مدنی و یا حتی وابسته به گروه های سیاسی و اجتماعی و حتی گروه های فکری."

دومین تجربه زندان انفرادی نرگس محمدی به سال ۸۹ باز می گردد: «۲۰ خرداد سال ۸۹ بازداشت شدم، بلافاصله به سلول انفرادی منتقل شدم و این دومین باری بود که سلول انفرادی را تجربه می کردم ولی تجربه این بار برایم بسیار دشوارتر بود برای این که من بعد از تقریبا یک هفته دچار بیماری شدم که در نتیجه آن از هوش می رفتم. خوب من هیچ آشنایی با این بیماری که آن جا بدان مبتلا شده بودم، هم نداشتم. درست نمی دانستم چه اتفاقی دارد برایم می افتد ولی واقعیت این بود که من قبل از رفتن به زندان از هیچ دارویی استفاده نمی کردم و هیچ نوع مشکل جسمی و روحی هم نداشتم، اما هنگامی که از انفرادی بیرون آمدم بلافاصله به بیمارستان منتقل شدم وبعد از آن مجبورشدم که روزانه بیش از ۱۵ قرص بخورم. آمپول های زیادی در بیمارستان به من تزریق می شد و در بیمارستان تحت مداوا قرار گرفتم. شاید ۵- ۶ ماهی طول کشید تا توانستم به حالت عادی بازگردم.»

بیماری مانع از آن نمی شود که او از تجربه دوباره سلول انفرادی بی نصیب بماند: «اردیبهشت سال ۹۱ برای بار سوم بازداشت شدم، مجددا به بند ۲۰۹ منتقل شدم. شب اولی که در انفرادی به سر بردم با خودم فکر کردم که تا چه زمان و با چه توجیهی افراد تنها به خاطر فعالیت های مسالمت آمیزشان باید در سلول های انفرادی به سربرند؟ مخصوصا با توجه به این که بعد از سال ۸۸ قربانیان سلول انفرادی افزایش پیدا کردند و دیگر تنها شامل فعالان اجتماعی و سیاسی نمی شدند، بلکه طیف وسیعی از بازداشت شدگان - حتی افرادی که تنها برای یک بار در تظاهراتی شرکت کرده بودند - را نیز شامل می شدند. به همین دلیل به همراه سایر امضا کنندگان فکر کردیم که جا دارد که حالا که آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده و شعارشان این است که "من یک حقوقدان هستم" و در واقع با ترغیب مردم به تحقق جامعه مدنی از فعالیت جامعه مدنی برای رسیدن شهروندان به حقوق خودشان حمایت می کنند، این مساله را با ایشان در میان بگذاریم و خواستار برچیده شدن سلول انفرادی - که نه تنها یک نوع شکنجه است که همان طور که در نامه خود  شرح دادیم حتی خلاف قوانین ایران و شرع نیز است- شویم.»

احمد منتظری، فعال سیاسی و مذهبی، فرزند و رئیس دفتر آیت‌الله حسینعلی منتظری نیز از امضا کنندگان این نامه است. او در گفت و گو با ایران وایر در پاسخ به این سوال که چرا امضاء کنندگان نامه را خطاب به رئیس جمهور ایران نوشته اند، می گوید: "یکی از وظایف رئیس جمهورعمل به قانون اساسی است یعنی اگر دستگاهی برخلاف قانون اساسی عمل کند، ایشان مسئول هستند و باید تذکر دهند. قانون اساسی به صراحت در اصل ۳۸ عنوان می کند که "هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار یا سوگند، مجاز نیست‏ و چنین‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندی‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏." سلول انفرادی به گواهی تمامی کسانی که تجربه آن را دارند - چه قبل و چه بعد از انقلاب - مصداق شکنجه روحی و جسمی است. علاوه بر آن رئیس جمهور سوگند یاد کرده است که حافظ قانون اساسی باشد و چنین سوگندی وظیفه ایشان را دوچندان می کند، پس باید به هر نحوی که می توانند و با هر راهکاری که در اختیار دارند، این مساله را پیگیری کنند و نگذارند که این روند ظالمانه ادامه پیدا کند."

او هم تجربه زندان انفرادی داشته: "تجربه من در مورد سلول انفرادی در حد یکی دو روز بود (در سال ۷۸ در قم منزلی برای دفتر تهیه کرده بودیم که سپاه آمد و با این ادعای بی اساس که آن جا موقعیت استراتژیک دارد و ما نباید آن جا را می خریدیم، آن را اشغال کرد. از آن جا که ادعای سپاه بی اساس بود، به دفتر رفتیم و به کار خود ادامه دادیم که آمدند و ما را دستگیر کردند و به سلول تحت نظر سپاه بردند. همان وقت سردار جزایری از سرداران سپاه اعلام کرده بود که ما هیچ بازداشتگاهی نداریم در حالی که ما در همان زمان در سلول انفرادی سپاه قم به سر می بردیم. البته با تجربه یکی دو روز نمی شود شدت انفرادی را احساس کرد ولی برادر من به مدت ۳۲۵ روز تجربه زندان انفرادی را در سال ۷۹-۸۰ در بند ۵۹ بازداشتگاه عشرت آباد داشته و مسایلی که ایشان از این دوران تعریف می کند بسیار تاسف بار است. ایشان خود در این دوران مقاومت کردند ولی تعریف می کردند که بعضی افرادی که در سلول مجاور ایشان در انفرادی به سر می بردند، حالت روانی بدی پیدا کرده بودند. حتی شخص بزرگی مانند مرحوم عزت الله سحابی تعریف می کردند و می گفتند که چنان فشاری به ایشان در انفرادی وارد می شد که گاهی اوقات از شدت فشار ناخن هایشان را به دیوار سلول می کشیدند. برای من غیرقابل تصور بود که به چنین شخصیت بزرگواری تا این حد فشار وارد شده بود که چنین کاری می کردند و به همین دلیل است که معتقدم به غیر از شکنجه نام دیگری بر انفرادی نمی توان گذاشت."

احمد منتظری درباره نظر فقهی پدرش می گوید: "اولا ایشان خود تجربه سلول انفرادی را به مدت چهارماه در زندان اوین در سال‌ 1354 داشتند و ثانیاً آیت الله منتظری در شرایطی چنین نظری را بیان کردند که به ایشان گزارشاتی رسید مبنی بر این که فشارهایی بر افراد در سلول های انفرادی وارد شده و آن ها را مجبور به اقرار به کارهای نکرده می کنند. این در نظر ایشان ظلم بزرگی بود و اعلام کردند که این امر که افرادی را بازداشت کنند و تحت فشار قرار دهند و از آن ها اقرارهایی در مورد کارهایی که انجام نداده اند بگیرند، اصولا حرام است. همان طور که می دانید آیت الله منتظری، رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بود و در آن جا بحث شد که بر اصل ممنوعیت شکنجه، استثنایی [در موارد ضروری] منظور شود ولی ایشان به هیچ  وجه اجازه ندادند استثنایی وضع شود و در نهایت اصل ممنوعیت شکنجه بدون هیچ گونه استثنایی در قانون اساسی به تصویب رسید."

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}