هفته گذشته، «ایران وایر» عکسی به شدت دردناک و اثرگذار منتشر کرد. در این عکس، اشکان و پروانه در یک دام پزشکی به خاطر سگ خود که به ضرب گلوله از پا درآمده بود می گریستند. اشکان «بابی» را برای راه بردن به پارک کوهسار تهران برده بود. به گفته اشکان، یک مأمور پلیس به بابی، که یک سگ ماده هفته ساله بود، نزدیک می شود، تفنگش را بیرون می آورد و تیری در گردن او می نشاند.

اشکان آمادگی صحبت در این باره را ندارد؛ به همین دلیل، ایران وایر با خواهر او، ملیحه، درباره این سانحه صحبت کرده است.

[ملیحه]  هر روز یکی از ما بابی را بیرون می‌برد. پنجشنبه شب اشکان بابی را برده بود بالای کوهسار. از ساعت ۶عصر رفته بودند و ساعت هفت و نیم از بالای پارک جنگلی برگشته بودند دم ماشین که بابی آب بخورد. بابی در حال آب خوردن بوده که فقط یکبار پارس می‌کند و اشکان متوجه مأمور پلیس می‌شود. قلاده و زنجیر دست اشکان بوده اما خب زنجیر بلند است و بابی مقداری جلوتر می‌رود ولی هنوز یک متر و نیم با پلیس فاصله داشته است. با این حال، اشکان بابی را صدا می‌کند و بابی برمی‌گردد به سمت اشکان. اشکان متوجه می‌شود که پلیس دستش را به سمت اسلحه برده. می‌گوید: نزن، نمی‌گیرد.

مأمور پلیس، مهدی شهبازی، مدعی است بابی را کشته چون از او ترسیده بوده. صاحب بابی معتقد است مأمور دروغ می گوید. شکی نیست که حادثه ای مثل این می تواند هر جای دنیا اتفاق بیافتد. ولی ایران وایر این ماجرا را پوشش داده چون در ایران، سگ ها فقط سگ نیستند؛ آن ها حیواناتی سیاسی هم هستند. محافظه کاران تندرو در ایران، صاحبان سگ را دشمنان ناپاک خدا و حکومت می دانند. نوامبر سال پیش، احمد سالک، نماینده مجلس، طرحی پیشنهاد کرد که به موجب آن، گرداندن یا بازی کردن با حیواناتی مثل سگ جرم تلقی می‌شود، و برای صاحبان سگ، مجازات شلاق در نظر گرفته شده است. می توان کشته شدن بابی را در این متن قرار داد و بررسی کرد.

اشکان می گوید مأمور پلیس وقتی بابی را به ضرب گلوله از بین برده، به او گفته: «جمع کن، جمعش کن این نجس را، بگذار توی ماشین از اینجا ببرش».

*

با وجود این فضای تیره میان صاحبان سگ و دشمنان آن ها و نیز علی رغم این که سگ داشتن در ایران در میان بسیاری محبوب و رایج است، ایران ظاهراً هنوز هیچ قانون شفافی در این مورد ندارد. دکتر پیام محبی، دامپزشک و بنیانگذار نخستین بیمارستان حیوانات خانگی در ایران، می گوید:

 [پیام محبی] حکومت هیچ چیز نمی گوید. خوشبختانه یا بدبختانه، هیچ قانونی در مورد نگهداری سگ در خانه وجود ندارد. در مجلس، چندباری تلاش شد تا نگهداری سگ ها را ممنوع کنند، ولی مردم هیچ وقت این جور قوانین را قبول نمی کنند چون داشتن سگ یا هر حیوان خانگی دیگری از نیازهای انسان است. آدم به آن احتیاج دارد.

محبی می گوید ایرانی ها هزاران سال است که سگ دارند. سگ تازی، که یکی از سگ های شکار ایرانی است، قدیمی ترین گونه سگ سانان در جهان است. در قدیم و به خصوص در زندگی روستایی، از سگ ها برای شکار و محافظت استفاده می شده، و حالا مردم آن ها را در خانه های کوچک شهری خود نگه می دارند. و جالب این که علی رغم تمام موانع و مشکلات به این کار ادامه می دهند. مخالفت رسمی حکومتی تا حدی است که بسیاری از صاحبان سگ مجبور می شوند به نوعی زندگی مخفیانه داشته باشند.

بهناز پورافشاری، از تهران، صاحب سگی به نام «لیلی» از نژاد «شیتزو» است؛ می گوید:

[بهناز پورافشاری] داستان های بامزه ای از بیرون بردن سگ مان داریم، چون همین طور عادی که نمی شود بیرون بردش. آخر شب ها ساعت ۱۱ یا ۱۲ بهتره. مثلاً باید ببریمش جاهای دور که کسی ما رو نبینه. هیج وقت نتونستم واقعاً با خیال راحت ببرمش بیرون. هی حواسم هست ببینم پلیس هست یا نه؛ کسی داره ما رو نگاه می کنه یا نه؛ نکنه کسی بیاد. باید قایمش کنم. همه اش استرس می ده به آدم. همه اش فکر می کنم نکنه کسی از دست ما شکایت کنه. نکنه بیان ببرنش.

بارها شده که مقامات سگ های اشخاص را توقیف کرده اند. در ایران وایر، می توانید عکس هایی را که در آن ها پلیس سگ ها را بازداشت می کند ببینید. سرنوشت سگ های «بازداشتی» نامعلوم است، و صاحبان سگ هم معتقد اند سگ ها اوضاع خوبی در بازداشت ندارند.

[بهناز پورافشاری] بارها شنیده ام که سگ ها رو بازداشت می کنند و صاحبانشون رو هم جریمه می کنند. سگ ها رو بدون غذا در جایی نگه می دارند. آخه چرا؟ این ور و آن ور خونده ام که وقتی سگ ها رو جمع آوری می کنند در کیسه می کنندشون، و شاید هم جایی پرت شان کنند. اکثر اوقات صاحبان اصلاً نمی دانند سگشون رو [مأمورها] کجا نگه می دارند. در شرایط بسیار بدی نگه شون می دارند. بعضی هاشون می میرند. بعضی وقت ها هم صاحب سگ باید یک عالمه بگرده تا سگش رو پیدا کنه. تازه در این صورت، مطمئن نیستم بتونه سگش رو برگردونه خونه. 

این جنگ بر سر سگ یکی دیگر از آن خطوطی است میان دو «ایران»ی که یکدیگر را درک نمی کنند. تصور عموم این است که یکی از این دو ایران، ایرانِ سکولار است و آن یکی دیگر هم ایرانِ اسلامی. ولی مسأله اندکی از این پیچیده تر است.

با «شیخ احمد حنیف»، روحانی شیعه از به «مرکز اسلامی انگلستان» در لندن، صحبت کردم. «شیخ احمد حنیف» کانادایی است ولی از شال ۱۹۹۴ تا ۲۰۱۳ در ایران زندگی کرده و در قم، به مطالعه اسلام پرداخته است. وقتی از او پرسیدم اسلام  در مورد نگه داری سگ در خانه چه گفته، پاسخی که داد شگفت زده ام کرد.

[احمد حنیف] مشکلی نیست. ممنوع [حرام] نشده است. سگ زمانی نجس محسوب می شود که با دست خیس لمسش کنید. به طور کلی، نگه داشتن سگ به عنوان حیوان خانگی یا برای شکار و یا برای راهنمایی و کمک، هیچ مانعی ندارد. مسلمان ها می توانند در خانه خود سگ داشته باشند ولی اکثراً این کار را نمی کنند چون سخنی از پیامبر هست مبنی بر اینکه فرشته گان از خانه ای که سگ در آن باشد می روند.

حنیف به شکاف سیاسی و فرهنگی در مورد داشتن سگ در ایران آگاه است.

[احمد حنیف] من ۱۹ سال در ایران زندگی کرده ام، و می دانم که سگ داشتن و نحوه برخورد با سگ در فضای عمومی امری سیاسی است. مردم سگ هایشان را در بغل می گیرند و می بوسندشان، مثل بچه خودشان، و در خیابان راه می روند. این کارها به یه یک معنا، نمایش ارزش های غیر اسلامی است، و در این مورد، ارزش های غربی. از این گذشته، صرفِ سگ داشتن خودش نشانِ نوعی خصومت منفعل با قانون اسلام است. مثل این می ماند که کسی در جامعه این جا [انگلستان] به خیابان بیاید و روی تی شرتش نوشته شده باشد: «من همجنس گرا نیستم و افتخار می کنم». با این کار، مستقیماً اصول جامعه را زیر سؤال می برد. معمولاً در این موارد جامعه تمایل دارد که به شدت جلوی آن بایستد.

ایران وایر بسیاری از این واکنش های خصمانه را در سال گذشته پوشش داده است. مرگ بابی آخرین نمونه آن ها است.در ماه آوریل امسال، ویدئویی در اینترنت پخش شد که در آن عده ای در شیراز که ظاهراً کارمندان شهرداری اند به سگ های ولگرد ماده ای تزریق می کنند که آن طور که مردم ادعا می کنند اسید است. فارغ از این که آن ماده چه بوده، ویدئو شکی به جا نمی گذارد که سگ ها با دردی بسیار شدید، زجرکش می شوند.

در ژانویه هم ایران وایر گزارش داد که کارمندان شهرداری رشت و بوشهر سگ های ولگرد را با تیر می کشند. سال گذشته نیز از منبعی در تبریز شنیدیم که می گفت مقامات سگ ها را آن قدر گشنگی می دهند که تلف شوند، گاهی هم با سیم خاردار خفه شان می کنند و حتی زنده به گورشان می کنند.

حنیف هیچ یک از این کارها را قابل قبول نمی داند.

[احمد حنیف] رفتار صحیح با حیوانات امری است که موجب خشنودی خدا می شود. قساوت با حیوانات می تواند فرد را به جهنم ببرد. از آن طرف، روایتی داریم که در آن فردی سگ گرسنه ای را می بیند و به سگ غذا می دهد؛ یا تشنه بوده و به آن آب می دهد، دقیقاً یادم نیست. در روز قیامت، خداوند نظر لطفی به آن شخص داشته است.

در ایران، چه در اثر تعالیم دینی و چه فارغ از آن، افراد زیادی هستند که سگ ها را دوست دارند، و بدرفتاری با سگ ها به جنبش جدیدی در دفاع از حقوق حیوانات دامن زده است.

مثلاً، در واکنش به سگ کشی در شیراز، معترضین رو به روی ساختمان شهرداری شیراز تجمع کردند تا مقامات را وادارند که سگ های ولگرد را به جای آن که بکشند واکسینه کنند. یکی از معترضین پلاکاردی به همراه داشت که رویش نوشته شده بود: «سگ بودن جرم نیست».

از آن سو، پناهگاه های حیوانات هم به تدریج رونق می گیرد. ژیلا پورایرانی‌ «پناهگاه حیوانات پردیس» را افتتاح کرده و از مقامات و مسئولان شهر خواسته تا برای رسیدگی به وضعیت حیواناتِ خیابانی و ولگرد، آن‌ها را به این مرکز منتقل کنند.

صاحبان بابی هم از سگ های آسیب دیده و تصادفی و بی پناه مراقبت می کنند، و بعد از اینکه شرایط شان بهتر شود، آن ها را به داوطلبان واگذار می کنند.

شاید برخی خوانندگان از خود بپرسند چرا ایران وایر تا این حد به این موضوع می پردازد، در حالی که ایران یکی از بدترین کارنامه ها را در حقوق بشر دارد. در پاسخ، باید گفت که این دو موضوع به هم مرتبط اند.

مثلاً، سال گذشته، نیروهای امنیتی علی‌ طبرزدی، فعال حقوق حیوانات، را به دلیل فراخوانی برای اعتراض به وضعیت حقوق حیوانات بازداشت کردند. او صفحه‌ای در فیسبوک درست کرده بود تا با طرح مجلس برای محدود کردن نگهداری سگ‌های خانگی مقابله کند. در این صفحه نوشته بود:«حرف ما اینست: ظلم نکنیم ... به هیچ موجودی. به هیچ بهانه ای. کشتار حیوانات بی دفاع به بهانه های خودخواهانه و واهی ترویج خشونتی است که دودش خیلی زود به چشم خود ما آدمها می رود ...ظلم به سایر موجودات، از آدمها دیو می سازد نه انسان !»

اگر کشورهایی را در نظر بگیرید که با شهروندان خود به خوبی برخورد می شود، می بینید که به رفتار با حیوانات هم توجه و حساسیت نشان می دهند. 

جنبش های حقوق حیوانات، درست مثل جنبش های حقوق بشر، وابسته به فعالیت های جامعه مدنی هستند. توانایی ها و مهارت هایی که افراد در یک مورد به کار می برند به پیشبرد اهداف مورد دیگر هم کمک می کند، چراکه توانایی درک احساسات دیگران قابل انتقال است؛ و البته عدم توانایی درک این موضوع هم هم قابل انتقال است. ببینید ملیحه درباره مأمور پلیسی که سگش را کشته چه می گوید:

 [ملیحه] همه با هم رفتیم کلانتری کوهسار. من به مأمور پلیس گفتم برای چه سگ ما را کشتی؟ به چه گناهی سگ را کشتی؟ این‌ها را که گفتم برای تهدید من گاز اشک‌آور بیرون آورد و گفت: کشتم که کشتم ده تای دیگر مثل او را هم می کشم.

این ماجرا نشان می دهد که تا چه اندازه ایرانِ امروز چندپاره است. افرادی مثل ملیحه طوری زندگی می کنند که گویی شهروندانی آزاد اند؛ و افرادی مثل مهدی شهبازی، مأمور پلیس، در خفا می مانند ولی غالباً حرف آخر را می زنند.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}