پرچم سیاه و غول آسایی که با آغاز ماه محرم بر فراز «میدان سپاه» تهران نصب شده، با نسیم پاییزی به آرامی می رقصد و حال و هوایی هول انگیز به منطقه ای می دهد که معمولا فضایی اضطراب آلود برای بسیاری از پسران جوان دارد.

این جا «سازمان نظام وظیفه تهران» در ضلع شمالی میدان، نبش کوچه «شهید باباخانلو» یا همان کوچه «سرباز» قدیم واقع است. دری کوچک به فضایی تاریک با مساحتی حدود سه در چهار متر باز است. سربازی خواب آلوده ایستاده است و با بی حوصلگی و لحنی خشن به پرسش های مراجعه کنندگان پاسخ می دهد. بعد از آن، وارد حیاط خلوتی باریک می شویم که منتهی به درب اصلی سازمان می شود. روبه روی آن درب سالن مراجعان قرار دارد و سمت چپ، سالن انتظار.

پسران جوان با سر و وضع های متفاوت با بی قراری که در چهره شان هویدا است، از این سالن به آن سالن می روند. سالن مراجعان که روی درب ورودی آن نوشته ای مبنی بر رعایت «حجاب» نصب شده است، باجه های متفاوتی دارد: کفالت، معافیت پزشکی، خروج از کشور و ...

«علی‌رضا» به پارچه نوشته های عزاداری محرم روی دیوار تکیه داده، موهای فر و بلندش را از پشت بسته و نگاهش را به زمین دوخته است. نتایج ام .آر.آی که از «بیمارستان عرفان» گرفته، آرام بین انگشت شصت و اشاره اش معلق نگه داشته: «معلوم نیست بتونم معافی بگیرم. مشکل مهره دارم. خیلی جدی نیست ولی 50، 50 است. همش به این بستگی داره که چه کسی در شورای پزشکی باشه؛ حالشون خوب باشه یا نه. اصلا حوصله سربازی رفتن ندارم. اگر برم هم باید قبل از عید اعزام بشم. بی‌خودی درس رو ادامه دادیم شاید مدتش کم بشه اما 3 ماه هم اضافه کردند.»

دلهره ها برای رفتن به خدمت نظام وظیفه از هشتم مهرماه اوج گرفته است. در آن تاریخ، سردار «موسی کمالی» اعلام کرد به منظور تامین بخشی از متخصصان مراکز دولتی، مدت خدمت «دوره ضرورت» برای مشمولان اعزامی سال 94، 24 ماه تعیین شده است.

گفته های سخن‌گوی امور مشمولان ستاد کل نیروهای مسلح باعث شده تا خیلی از مشمولان تصمیم بگیرند پیش از پایان سال دفترچه اعزام به خدمت خود را پر کنند و راهی سربازی شوند تا مشمول 24 ماه خدمت نشوند.

سال های 88 تا 90 برای بسیاری سال های طلایی برای اعزام به خدمت بود؛ در آن زمان مدت خدمت سربازی به 18 ماه کاهش یافت و مشمولان به ازای داشتن مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا، بین یک تا سه ماه با کسری خدمت نیز روبه رو می شدند.

علی‌رضا عمیقا حسرت این را دارد که چرا در آن زمان دفترچه اش را نفرستاده است: «بهمن 90 فارغ التحصیل شدم؛ مهندسی شیمی. همان زمان کنکور هم دادم. می خواستم دفترچه بفرستم، گفتم بگذارم ارشد رو هم بگیرم که بشم 16 ماه خدمت. حالا اگر پیش از عید اعزام نشم، می‌شه 24 ماه.»

 با آغاز سال 91 قانون کسر خدمت به ازای مدرک تحصیلی به دلایل نامشخصی لغو و سربازی برای همگان 21 ماه تعیین شد. حالا از سال 94، این مدت به 24 ماه افزایش می باید.

«پوریا» که در سالن انتظار نشسته و به دستگاه سکه ای خوراکی و نوشیدنی خیره و غرق در افکار خود است، دکترای داروسازی دارد و 26 ساله است: «اومدم اگر بشه، دفترچه ام رو تمدید کنم. پذیرش تخصص گرفته ام از کانادا ولی دوره معافیت تحصیلی ام آذرماه تموم می‌شه . فکر هم نکنم ویزایم تا آن زمان درست بشه.»

او احساس متناقضی پیرامون رفتن یا نرفتن به امریکای شمالی دارد و اصلی ترین دلیل خود را سربازی عنوان می کند: «چند تا از دوستانم که سال بالایی بودند، رفتند و درسشون هم الان تمام شده. می تونند بمونند ولی اگر برگردند ایران، باید برن سربازی. می گن واقعا غیر ممکنه یکهو از اون فضا پاشن بیا برن سربازی. حالا شانس شون ایننه که بتونند امریه ای بگیرند، برند یک مرکز پژوهشی. ماها بعد از آموزشی، می ریم داروخانه های ارتش. ولی اصلا از کجا معلوم کدوم داروخانه. هر جایی ممکنه بیفتی اگه پارتی نداشته باشی. یکی از دوستام بوشهر افتاده ولی مساله اینه که بعد از 4 سال زندگی و درس تو کانادا، دو سال بی‌گاری و بشینی تو داروخانه از صبح تا ظهر تو یک شهر کوچیک! واسه همین، از یک طرف می گم برم، شاید فرجی شه این چند سال و سربازی رو بردارند یا کم کنند. اما از یک طرف آدم می گه جون دادنی رو بده و برو سربازی و بعد ادامه تحصیل. ولی توی این دو سال همه انگیزه های آدم می‌ره. موندم واقعا، دپرس شدم. این همه درس بخونی و بعد این دو راهی هایی که فکرش آدم رو بی‎چاره می کنه.»

فقط تحصیل کرده ها نیستند که احساس می کنند سربازی آینده و رویاهایشان را به خطر انداخته است. «وهاب» از رباط کریم آمده است تا برای دیدارهای هفتگی رییس سازمان نظام وظیفه وقت بگیرد. سری تراشیده و چهره ای آفتاب سوخته دارد: «آقام مرده ولی یک داداش دارم جز خودم. واسه همین کفالت مادرم رو نمی تونم بگیرم. باید بریم زیر نظر بهزیستی تا بشه کفالت مادرم رو بگیرم.»

وهاب در یک تراش‌کاری شاگردی می کند و از درآمدش راضی است: «من اگه سرباز شم دیگه کارم رو از دست می دم. اوستام سریع یک وردست دیگه می‌آره. کار می ره، پول می ره... بعد آقا، من دارم خرجی می دم. اومدم وقت بگیرم برای دیدار مردمی شاید نجات پیدا کنم.»

پوریا به او یادآوری می کند که برای دیدار مردمی باید به سایت سازمان وظیفه عمومی مراجعه و از آن جا اسم نویسی کند. بعد به من می گوید: «آدم می مونه واقعا واسه چی زیاد می کنند سربازی رو. خیلی پول دارند؟ دوست من آموزشی همین تهران بوده، می گه غذا نداشتند بِدَن. یک وعده گوشت نمی دهند. این قدر غذاها بد بوده که سربازها اعتصاب کردند. پولی هم که نمی دهند. همه سوء تغذیه گرفته بودند. حالا هم که سه ماه اضافه کردند.»

حتی سردار «احمدی مقدم» هم وضعیت فاجعه بار تغذیه سربازان را تایید کرده است. فرمانده نیروی انتظامی بهمن سال گذشته «کمبود منابع مالی» را مانعی دانسته بود تا نهادهای نظامی بتوانند غذاهای دارای «ویتامین و پروتئین» را بین نیروها و سربازان وظیفه توزیع کنند.

از حقوق حرفه ای به سربازان هم هیچ خبری نیست؛ در حال حاضر درآمد سربازان بین 100 تا 110 هزار تومان است. شش ماه پیش سردار «حمید صدر سادات»، رییس سازمان نظام وظیفه عمومی گفته بود افزایش حقوق هم چنان در دستور کار این سازمان قرار دارد. گرچه او از یاد برده بود که درست یک سال پیش «اسماعیل کوثری»، نماینده تهران و از سرداران سابق سپاه آب پاکی را روی دست نیروهای مسلح ریخته و گفته بود بودجه ای برای افزایش حقوق سربازان وجود ندارد.

بر اساس طرح جدید سازمان، دیگر نه مدرک تحصیلی بلکه وضعیت تاهل و تعداد بچه است که در سرنوشت کسری خدمت مشمولان سرنوشت ساز است. ازدواج سه ماه و هر بچه سه ماه کسری خدمت دارد.

پوریا به خنده می گوید: «تنها راه این است که هفت تا بچه بیاریم تا معاف بشیم. بابا می خوان جمعیت رو افزایش بدن، دیگه این مسخره بازی ها چیه؟ چرا آدم رو از همه چیز متنفر می کنند؟»

نوبت مراجعه اش می شود، خداحافظی می کند و می رود. وهاب در سالن این طرف  و آن طرف می رود و از دیگران سوال می پرسد. علی‌رضا هم ظاهرا سالن را ترک کرده است. از راهی که آمده ام، بیرون می روم. روبه روی در، راننده های تاکسی از مراجعان می پرسند: «دربست می خواهید؟»

پسرهایی که خارج می شوند آن  قدر بی حوصله اند که حتی جواب منفی به آن ها نمی دهند. عده ای نیز با تشویش وارد سازمان می شوند. پرچم سیاه میدان سپاه نیز کماکان به رقص آرام خود در زیر نور خورشید ادامه می دهد.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}