اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور ایران که رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی نیز است، نوروز امسال گفت اگر نتوانیم در انتخابات مجلس برنده باشیم، کارمان نیمه تمام می ماند. این جمله به خوبی اهمیت انتخابات مجلس دهم را روشن می کند. اما چرا معاون اول روحانی با چنین صراحتی از نگرانی های سیاسی و انتخاباتی حرف می زند:

  1. این نخستین انتخاباتی است که دولت حسن روحانی برگزار می کند. انتخابات تست سیاسی و اجتماعی مهمی برای دولت محسوب می شود. نحوه مواجهه دولت با مسئله ردصلاحیت ها و همچنین نتیجه انتخابات، در واقع می تواند تصحیح کننده بسیاری از قضاوت ها و یا آغازگر قضاوت های تازه درباره دولت روحانی باشد.
  2. این نخستین انتخابات پس از دوران تحریم است. در صورت شکست دولت در این انتخابات، پازل های داخلی دولت تکمیل نشده و توافق هسته ای ایران از کارآمدی سیاسی لازم برخوردار نخواهد بود. شکست دولت می تواند تبعات اقتصادی منفی هم داشته باشد. کابینه اقتصادی دولت در حال حاضر از نظر اقتصادی منسجم نیست، زیر فشار سنگین مجلس هم قرار دارد، یک شکست انتخاباتی می تواند مثل یک ضربه آپرکات، دولت را گیج تر و خسته تر کند.
  3. در صورت شکست در انتخابات، دولت همچنین از نظر روانی تحت فشار قرار می گیرد. این فشار قطعا در دو سال آینده که به انتخابات ریاست جمهوری 96 نزدیک می شویم، مخالفان را در موقعیت قوی تری قرار می دهد. مهم ترین رویای آنها این است که دولت روحانی در سال 96 تمام شود. شکست در اولین تجربه الزاما به معنای شکست کامل نیست. یاران محمود احمدی نژاد هم پس از ریاست جمهوری 84، در اولین تجربه انتخاباتی شان در شوراهای شهر و روستا شکست خوردند ولی قافیه را به طور کلی نباختند. موقعیت دولت روحانی اما اندکی متفاوت تر است. احمدی نژاد پس از آن شکست می توانست کماکان روی اصولگرایان حساب کند ولی روحانی نمی تواند حساب جدی باز کند. در واقع، مجلس دهم حتی اگر ترکیبی شبیه مجلس کنونی داشته باشد، معنایش این است که دولت کماکان در حوزه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، کَت بسته است. بهانه و توجیه هم در سیاست، محدوده زمانی خاص خودش را دارد و در صورت ادامه وضعیت موجود، در بهترین حالت، دولت متهم به مماشات، زد و بند و یا بی عرضگی می شود.
  4. در نمایی کلی تر، در طول دو سال گذشته، موقعیت سیاسی میانه روها در ایران رو به تقویت و ترمیم بوده است. این انتخابات می تواند این موقعیت را تقویت کند. اگر تندروها موقعیت کنونی خویش را در مجلس حفظ کنند، کماکان آزاردهنده خواهند بود و فضای سیاسی ایران در وضعیت تعلیق و ابهام باقی خواهد ماند. بنابراین تعیین تکلیف تندروها مهم ترین مسئله انتخابات پیش رو است.
  5. بدنه اصلاح طلبان پس از انتخابات 88 برای دومین بار اجازه عرض اندام سیاسی یافته است. تجربه حضور آنها در انتخابات شورای شهر تا حدودی با موفقیت همراه بود. در انتخابات مجلس به دلیل تیغ ردصلاحیت امکان حضور حداکثری را ندارند ولی بازگشت آنها به سیاست فعلا از کانال مجلس ممکن است.
  6. در سیاست داخلی، بازیگران تازه ای ظهور کرده اند و آرایش سیاسی در حال تغییر است. پیش از انتخابات مجلس پنجم، اختلافات هاشمی رفسنجانی و جامعه روحانیت مبارز به ظهور حزب کارگزاران سازندگی منجر شد و اکنون همان موقعیت را علی لاریجانی پیدا کرده است. او قدرت تشکیل حزب را نداشت ولی قدرت مانور در انتخابات را دارد. بازیگران تازه اصلاح طلب مثل محمدرضا عارف و صادق خرازی و همچنین نیروهای وابسته به محمود احمدی نژاد هم می توانند بخشی از معادله انتخابات را تغییر دهند. حزب اعتدال و توسعه به عنوان حامی دولت نیز یک بازیگر تازه محسوب می شود. انتخابات مجلس یک تست مهم برای همه بازیگران تازه است. این تست می تواند در آینده سیاسی آنها نقش مهمی ایفا کند.
  7. اصولگرایان ایرانی در شکننده ترین شرایط سیاسی قرار دارند. آنها مایل هستند تندروهای داخل طیف شان منزوی تر شوند و یا شکست بخورند ولی فعلا مسئله اصلی احتمال شکست خودشان است. اگر آنها نتوانند در انتخابات برنده شوند و اکثریت را در دست گیرند، سایر نهادهای مخالف دولت در خارج از مجلس نیز موقعیت ضعیف تری خواهند داشت. در واقع مجلس در فضای سیاسی کنونی یک ابزار فشار حقوقی قوی بر دولت محسوب می شود. جنگ قدرت در بیرون از مجلس در جریان است و از دست دادن مجلس یعنی باخت مضاعف. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}