دعوت محمود احمدی نژاد از حسن روحانی برای مناظره درباره عملکرد دولت قبل ایران، در نگاه اول، یک اقدام هوشمندانه به نظر می رسد و واکنش مثبت رئیس جمهور ایران، می تواند آن را به یک خبر هیجان برانگیز سیاسی تبدیل کند. در روزهای اخیر، پس از ارایه گزارش تلویزیونی رئیس جمهور ایران درباره عملکرد هشت ساله دولت احمدی نژاد، بسیاری از حامیان روحانی خواستار برخورد قضایی با رئیس جمهور سابق شده بودند. گزارش حسن روحانی با انتقادات اندکی از سوی برخی اصولگرایان مواجه شد ولی کلیت افکار عمومی و رسانه ها، این گزارش را منطبق با واقعیت های کنونی اجتماعی و اقتصادی ایران دانستند. اقدام احمدی نژاد برای تغییر موازنه فضای کنونی، صورت گرفته است.

درخواست رئیس جمهور سابق برای مناظره، چندان غافلگیرکننده نیست. محمود احمدی نژاد، سابقه ای قوی در مناظره دارد. او در انتخابات 88، در کشاکش رقابت های تبلیغاتی ها، بارها وعده داد که در مناظره ای به گفته های موسوی، کروبی و رضایی درباره عملکرد دولت اولش پاسخ خواهد داد و تقریبا موفق شد این وعده را با حمایت های رسانه ای و سیاسی محقق کند. توانایی مدیریت مناظره، گفتمان تهاجمی، تسلط نسبی اش بر آمارهای اقتصادی و جزئیات، توان بروز رفتارهای پیش بینی نشده و مهارت کلامی قوی احمدی نژاد در کنار روحیه جسورانه اش، از وی یک چهره قوی در برنامه های مناظره محور ساخته است.

با این وجود، خصیصه های مثبت احمدی نژاد در مقابل رقبایی که از قابلیت هایی مشابه برخوردار باشند، کاهش پیدا می کند. بارزترین نمونه این امر، مناظره سوم وی در انتخابات 88 مقابل محسن رضایی بود که تسلط رقیب بر فضای اقتصادی کشور و توانش در اداره فضای مناظره، تا حدودی یک چهره محتاط از احمدی نژاد به تصویر کشید. همین خصیصه ها به نحو بارزتری در حسن روحانی وجود دارد. او سخنوری قوی است، به خوبی به جزئیات اقتصادی و آمارها تسلط دارد، رفتار کلامی اش تا حدودی تهاجمی و پیش بینی ناپذیر است و در عین حال از جسارت نسبی برای طرح مسائل برخوردار است. بدین اعتبار روشن است که او چهره ای دست و پا بسته مقابل محمود احمدی نژاد نخواهد بود. 

در واکنش به این پیشنهاد، اکبر جباری، یکی نزدیکان سیاسی احمدی نژاد در صفحه فیس بوکش نوشته است، اگر روحانی بپذیرد، بازی را 6 به صفر باخته است و اگر نپذیرد، 3 به صفر باخته است. این پیش بینی توام با اغراق است. بخش اولش به شیفتگی ویژه نویسنده به رئیس جمهور سابق ایران باز می گردد. در واقع، ممکن است احمدی نژاد با باخت در این مناظره، بازی را در ابعاد کلان تری باخته و به طور کامل در فضای سیاسی و رسانه ای منزوی شود. نمونه بارز این ماجرا را در ابعادی کوچک تر می توان در مناظره حجتی کرمانی و مصباح یزدی در سال 78 یافت. فضای پیش از مناظره به ویژه نزد اصلاح طلبان، به سود حجتی کرمانی بود ولی در طول مناظره، مصباح یزدی موفق شد شخصیت قوی تری از خود به نمایش بگذارد و ناکامی حجتی کرمانی به شدت بر حضور رسانه ای و سیاسی او تاثیر گذارد.

عکس این وضعیت، برای حسن روحانی صادق نیست، چون آنها با توجه به تسلط کنونی بر فضای رسانه ای و اجرایی می توانند تبعات باخت احتمالی را جبران کنند. از همین منظر می توان گفت احمدی نژاد با درخواست این مناظره، تن به یک ریسک بزرگ هم داده است.

در کنار این ریسک، اما منافع متعددی می توان برای رئیس جمهور سابق برشمرد. احمدی نژاد بارها نشان داده علاوه بر شیفتگی به تیتر یک بودن رسانه ها، از دامن زدن به شکاف های سیاسی درونی در ایران نیز لذت می برد. این لذت بخشی سیاسی که به بازگشت قوی او به عرصه سیاسی-رسانه ای منجر می شود، نه تنها از منظر تثبیت چهره ای به عنوان یک وزنه سیاسی، بلکه از نظر تشکیلاتی و روحیه بخشی با اندک حامیان سیاسی باقیمانده هم بسیار حایز اهمیت است. این مناظره، همچنین می تواند دوگانه هاشمی – احمدی نژاد را به دوگانه روحانی – احمدی نژاد تغییر بدهد. برای احمدی نژاد و یارانش مهم نیست که با چه چهره ای، یکی از محورهای این دوگانه باشند، سیاه یا سفید، آنها می خواهند باشند.

در همین حال، رئیس جمهور کنونی در طول مناظره و همچنین به تصریح اکبر هاشمی رفسنجانی، بسیاری از واقعیت های تلخ درباره وضعیت ایران را نگفته است. او در مواجهه با چهره ای چون احمدی نژاد، احتمالا مجبور است چنین حجب و حیایی را کنار بگذارد و بی پرده تر سخن بگوید. تصویر سیاه نظام سیاسی که خروجی مناظره احتمالی این دو نفر خواهد بود، چیزی نیست که مطلوب سایر ارکان نظام سیاسی ایران و به ویژه رهبرش باشد. اصولگرایان ایرانی همچنین نگران افشاگری های احتمالی احمدی نژاد درباره نسبت آنها با وقایع هشت ساله گذشته نیز هستند، این نقش و نسبت کم نیست ولی فعلا آنها فرصت یافته اند با انداختن توپ تمام مشکلات در زمین احمدی نژاد، از مسئولیت شانه خالی کنند. مناظره می تواند آرامش آنها را نیز بر هم زند.

درگیرسازی رسانه ای و سیاسی دولت یازدهم در فضای مناظره نیز یکی دیگر از اهداف احتمالی احمدی نژاد است. به باور آنها، پیشنهاد مناظره، روحانی را از قامت طلبکار – برنده به هیبت طرف مناظره تغییر می دهد. از این منظر، پذیرش این درخواست، می تواند ماه ها دولت را در یک بازی فرسایشی درگیر کند و عدم پذیرش آن، از رئیس جمهور، چهره ای ترسو و یا ناصادق به تصویر می کشد. البته در فضای کنونی سیاسی ایران، اجماع کامل برای محکومیت منش و عملکرد احمدی نژاد وجود دارد و او یک بازنده تمام عیار شناخته می شود. حامیان رئیس جمهور سابق سعی می کنند از این فضا برای ترسیم چهره ای مظلوم از او تلاش کنند ولی ضعف رسانه ای، نداشتن تشکیلات قوی، فقدان چهره های موثر سیاسی و توان دولت روحانی در دیپلماسی عمومی، سامان دهی فضای رسانه ای داخلی و جلب اعتماد لایه های موثر اصولگرا، این تلاش را ناکام گذاشته است. به همین سبب بعید است عدم پذیرش این درخواست، حداقل در فضای فعلی، آسیب قابل توجهی به موقعیت سیاسی و شخصیت حسن روحانی وارد سازد.

رد درخواست احمدی نژاد، امری بی سابقه نیست. در دوران ریاست جمهوری وی، بارها برخی چهره های اصلاح طلب خواستار مناظره با رئیس دولت های نهم و دهم بودند ولی این درخواست ها با سکوت و بی توجهی احمدی نژاد مواجه شد. همانگونه که درخواست شخص وی برای مناظره با روسای جمهور آمریکا هم بی پاسخ ماند. به همین دلیل می توان انتظار داشت نامه رئیس جمهور سابق مانند نامه های اخیر نزدیکان وی به حسن روحانی درباره تعیین تکلیف ساختمان لادن، بی پاسخ بماند. موج اولیه واکنش نزدیکان دولت به پیشنهاد احمدی نژاد که او را به پاسخگویی در محکمه قضایی حواله داده اند و یا از همسان نبودن شخصیت اجرایی روحانی و احمدی نژاد سخن گفته اند، مقدماتی است که این احتمال را تقویت می کند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}