جامعه مدنی

تاریخ معاصر حقوق شهروندی، ایران و میثاق نامه بین المللی حقوق شهروندی

۴ بهمن ۱۳۹۴
ایران وایر
خواندن در ۲۶ دقیقه
تاریخ معاصر حقوق شهروندی، ایران و میثاق نامه بین المللی حقوق شهروندی
تاریخ معاصر حقوق شهروندی، ایران و میثاق نامه بین المللی حقوق شهروندی

سلسله مطالب و ویدیوهای «حقوق شهروندی» از طریق مصاحبه با صاحب‌نظران و یا کسانی که شاهد نقض حقوق شهروندی در ایران بوده اند، به سیر حمایت و یا نقض حقوق شهروندان در ایران می‌پردازد.

این پروژه، بازه زمانی ۱۳۴۷ تاکنون را شامل می‌شود. در این قسمت، به چگونگی شکل‌گیری و تصویب «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی- سیاسی»، اهمیت میثاق و حقوق مندرج در آن، از جمله حق زندگی، آزادی مذهب، آزادی بیان، آزادی تجمعات مسالمت‌آمیز و تشکیل سندیکاها، نفی هرگونه تبعیض، ممنوعیت شکنجه، حق دسترسی به محاکمه عادلانه و...، سازوکارهای اجرایی آن و پیوستن دولت ایران به کنوانسیون و موارد نقض آن در قبل از انقلاب پرداخته ‌شده است. 

هر چند دولت ایران در۱۵  فروردین ۱۳۴۷ این میثاق نامه را امضا و در۱۳۵۴ در داخل کشور از تصویب گذراند و متعهد به اجرای آن شد، دولت محمدرضاشاه پهلوی بارها این کنوانسیون را هم در تصویب قوانین و هم در اجرای قوانین نقض کرده است. 

 

شش مصاحبه شونده در این بخش، موارد نقض کنوانسیون را شرح می دهند.

«عبدالکریم لاهیجی»، رییس کنونی فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر از چگونگی تصویب میثاق بین المللی حقوق مدنی - سیاسی در سال ۱۹۶۶ در مجمع عمومی سازمان ملل و پیوستن دولت ایران بدان می گوید. به اعتقاد وی، تصویب میثاق اتفاق بزرگی بود چرا که باعث شد تا سرانجام پس از گذشت نزدیک به ۲۰ سال، حقوق بشر و به ویژه حقوق مدنی و سیاسی به صورت کاملا مفصل به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل برسد.
برای تصویب کنوانسیون، دولت ها باید اول آن را امضا می کردند و سپس با تصویب آن در مجلس قانون گذاری خود، آن را به صورت قانون داخلی درآورند. این روند در مورد ایران از زمان امضا کنوانسیون تا تصویب آن در مجلس شورای اسلامی نزدیک به ۱۰ سال طول کشید. در این فاصله، به درخواست ایران، نخستین کنفرانس جهانی حقوق بشر در تهران برگزار شد. البته درهای این کنفرانس به روی همه باز نبود.

 

«شیرین عبادی»، حقوق‎دان و برنده جایزه صلح نوبل از وضعیت آزادی های سیاسی و فردی در زمان حکومت گذشته می گوید. به گفته وی، برخلاف آزادی های فردی، آزادی های سیاسی در زمان شاه بسیار محدود بود: «به عنوان مثال، انتخابات صرفا جنبه نمایشی داشت.»

وی در مورد وضعیت اقلیت های مذهبی در این دوران می گوید: «اقلیت های مذهبی به غیر از بهاییان، با مشکلی مواجه نبودند. در مورد بهاییان، هر چند حکومت با آن ها مساله ای نداشت اما به تحریک برخی روحانیون، تحریکاتی علیه بهاییان ایران رخ می داد؛ به عنوان مثال، تحت تاثیر این تحریکات، به مرکز بهاییان ایران حمله شد.»

 

«عاطفه گرگین»، از دستگیری همسرش «خسرو گلسرخی» می گوید: «در سال ۱۳۴۸ با خسرو گلسرخی، شاعر و نویسنده ازدواج کردم. خسرو در فروردین سال ۵۲ در روزنامه کیهان دستگیر شد. یک هفته بعد از آن، من را جلوی چشم فرزند دو ساله ام دستگیر کردند. در پی این دستگیری، سه سال و نیم در زندان بودم. ساواک به من گفت که ما به خسرو گفتیم در دادگاه دومش حرفی نزند ولی او گوش نکرد؛ و در نتیجه تیرباران شد.»

وی با رد این اتهام که خسرو جز گروهی بود که می خواست خانواده سلطنتی را برباید، می گوید خسرو جزو هیچ دسته و گروهی نبود. او فقط یک نویسنده و شاعر بود که اندیشه چپ دموکرات داشت.

 

«محمدعلی عمویی»، سیاستمدار ایرانی و عضو «سازمان افسران حزب توده ایران» از وضعیت فقر فرودستان جامعه بعد از شهریور ۱۳۲۰ می گوید و آن را از عواقب و عوارض یک نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی معین که در راس آن دربار پهلوی با وابستگی هایی که از دوران پدرش وجود داشت، می داند.

به گفته وی، تاثیر حضور سیاست انگلستان در ایران و میزان نفوذی که در طبقات حاکم این مملکت، به ویژه دربار ایران داشت، زبان‎زد عام و خاص بود.

 

«ابراهیم یزدی»، فعال سیاسی و دبیر کل «نهضت آزادی ایران» در مورد دوران پس از ۲۸ مرداد تا زمان انقلاب گفته است: «بعد از کودتای ۲۸ مرداد، شاه یک شخصیت و منش جدیدی پیدا کرد و به شدت و با قدرت استبدادی بیش تری حکومت کرد. بعد از رفتن رضا شاه، به مدت ۱۲ سال از منظر سیاسی، جامعه ای نسبتا آزاد داشتیم و روزنامه ها، مجلات و احزاب نسبتا آزاد بودند. اما بعد از ۲۸ مرداد تمام این آزادی ها از بین رفتند و شاه با دیکتاتوری، تمام مملکت را اداره کرد. علاوه بر آن، فساد مالی نیز در دوران بعد از کودتا بیش تر شد. مستشاران امریکایی در ایران حضور چشم گیری پیدا کردند و بسته شدن راه های اعتراضات اجتماعی، چاره ای به جز مبارزه برای خلع شاه برای مردم ایران باقی نگذاشت.»

 

«فرج سرکوهی»، منتقد ادبی، روزنامه نگار و مبارز سیاسی با نگرش چپ نوین، معتقد است استبداد سیاسی، دیکتاتوری و بی عدالتی اجتماعی در زمان شاه، چاره ای جز مبارزه با رژیم برای او و همراهانش باقی نگذاشت: «در نظام های دیکتاتوری، یا شما باید بی تفاوت باشی و فقط زندگی عادی و روزمره خودت را بکنی... ، یا باید به نظام بپیوندی و یا این که با آن مبارزه کنی.»

وی می گوید اولین باری که به نزد ساواک احضار شد، کلاس ۷ یا ۸ بود و دلیل احضارش، رفتن به کتاب‏فروشی برای خرید یک کتاب بود. وی در دوران دانشجویی هم دو بار دستگیر می شود.

قسمت اول: تاریخ معاصر حقوق شهروندی، ایران و میثاق نامه بین المللی حقوق شهروندی

قسمت دوم: نقض حقوق شهروندی با تاریخ انقلاب ایران گره خورده است

قسمت سوم: قانون اساسی جمهوری و تفسیر عده ای خاص از قوانین اسلام

قسمت چهارم: پیام هشت ماده ای خمینی؛ ارثیه ای چالش برانگیز برای نظام‎

قسمت پنجم: حقوق شهروندى در عصر پر ابهام هاشمى

قسمت ششم: حقوق شهروندی و اصلاحات نافرجام

قسمت هفتم: حقوق شهروندی در دوران احمدی نژاد؛ سکوت و انکار، هیاهو و شعار

قسمت آخر: منشور حقوق شهروندی دولت روحانی 

ثبت نظر

گزارش ويژه

رئیس هیات نظارت خراسان شمالی؛ صلاحیت برخی کاندیداها را به دلیل کمبود...

۴ بهمن ۱۳۹۴
شهرام رفیع زاده
خواندن در ۲ دقیقه
تاریخ معاصر حقوق شهروندی، ایران و میثاق نامه بین المللی حقوق شهروندی