close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
تغییر سایت‌ها
مجلس

سبزها و انتخابات تاریک مجلس یازدهم

۷ دی ۱۳۹۸
خواندن در ۸ دقیقه
سبزها و انتخابات تاریک مجلس یازدهم

مهرداد خیراندیش-

یکی از تاریک‌ترین سویه‌های انتخابات پیش روی مجلس یازدهم در ایران فقدان مطلق سیاست و دغدغه‌های محیط زیستی در آن است. نه تنها هیچ حزب و گروه سیاسی سبز گرایی در این انتخابات حضور ندارد بلکه بحران روبه رشد و فزاینده محیط زیست در ایران حتی در بحث ها و مجادلات آن نیز مطرح نمی شود. 

غیاب کامل سیاست محیط زیست گرا در این انتخابات از دو جنبه قابل توجه است. اول اینکه این غیاب در زمانه‌ای صورت می‌گیرد که توجه جهانی به بحران‌های زیست محیطی مانند گرمایش زمین بیش از بیش جلب شده  و در سراسر جهان جنبش ها و گرایش های سیاسی سبزگرا بیش از گذشته نیرو گرفته‌اند. تنها نگاهی به اقبال جهانی به فعالیت های گرتا ثانبرگ، نوجوان سوئدی که تبدیل به نماد این جنبش شده، می‌تواند اهمیت سیاست زیست محیطی در جهان امروز را نشان دهد.

به حاشیه رفتن بحران محیط زیست همچنین به ویژه با توجه به شرایط هولناک محیط زیست در ایران قابل توجه است. اگرچه تقریبا تمامی استان های ایران با این بحران فراگیر دست و پنجه نرم می کنند اما شماری از استان های کشور بیش از سایر نقاط با عواقب آن روبرو هستند. از جمله این استان ها می توان به خوزستان، سیستان و بلوچستان، کرمان، خراسان جنوبی، آذربایجان غربی و اصفهان اشاره کرد. این استان ها با بلایای زیست محیطی مانند خشکسالی، بحران ریزگردها، بحران آب و خشکیدگی دریاچه ها و رودها روبرو هستند.

 ناصر کرمی، اقلیم شناس، در گفتگویی با ایران وایر درباره ضرورت و اولویت بحران محیط زیست در ایران می‌گوید:  «اساسا مهم‌ترین مساله ما مساله محیط زیست است.» او در توضیح این دیدگاه می گوید: « بقیه مسایل ایران به ندرت ممکن است اثری برگشت ناپذیر و ابدی بر چشم انداز ایران باقی بگذارند. این قابل تصور است که یک روز در ایران سیاست تغییر کند و دموکراسی حاکم شود، ما بالاخره به روزی میرسیم که در ایران سکولاریزم حاکم شود، قابل تصور است که روزی تبعیض‌های اقتصادی، اجتماعی، جنسیتی و ...  در ایران به حداقل برسند. اما آن بخشی از ایران که به واسطه خشکاندن عمدی در حال مرگ اکولوژیک است تا آخر تاریخ باقی خواهد ماند.» 

سبزها و انتخابات تاریک مجلس یازدهم

این استاد دانشگاه با اشاره به این که ۹۰ درصد منابع آبی ایران به مصارف انسانی اختصاص داده شده است ادامه می‌دهد: «ما به سرعت در حال تبدیل به یک کشور بیابانی هستیم. ایران بالاترین نرخ رشد بیابان زایی تحت تاثیر مولفه انسانی را دارد و در هیچ کشوری مردم و حکومت دست در دست همدیگر اراضی زایا را تبدیل به بیابان نمی کنند.»

چندی پیش نماینده زابل در مجلس شورای اسلامی در سخنانی که تایید دیدگاه ناصر کرمی است گفته بود، با ادامه بیابانی شدن سیستان و بلوچستان و مهاجرت زیست محیطی از این منطقه، مرزهای واقعی ایران با افغانستان و پاکستان در عمل به استان های قم و سمنان رسیده است. 

به عقیده ناصر کرمی، اولویت امروز ایران که بسیار مهم‌تر و بزرگتر از مسائل اقتصادی و سیاسی است این است که رطوبت را به خاک ایران برگردانیم و مانع از این شویم که ایران اولین کشور بیابان زا و اولین کشور در زمینه فرسایش خاک در جهان باشد. 

محیط زیست مساله ای مربوط به حوزه حکمرانی است

کرمی در پاسخ به این که چرا محیط زیست در بحث‌های انتخاباتی به یک مساله و چالش تبدیل نمی شود می گوید: «اساسا انتخابات مجلس جایی برای حل این گونه مسایل نیست.» به عقیده او، نگاه مردم در شهرستان‌ها به انتخابات مجلس این است که آن‌ها به عنوان یک توده محروم مانده از منابع دارند فردی را به مجلس می فرستند تا سهم شان را از مرکز بگیرد. این سهم یعنی تناسبی از پول نفت. آن ها می‌خواهند آدمی را بفرستند که دعوای بهتری انجام دهد برای به دست آوردن سهم بیشتری از پول نفت. در حقیقت یک نگاه به شدت قومی و قبیله ای در انتخابات مجلس حاکم است. محیط زیست مساله ای مربوط به حوزه حکمرانی است اما مردم آن را به آن شکل نمی بینند.

تشکل های محیط زیستی اجازه ورود به سیاست ندارند

این فعال حوزه محیط زیست درباره اینکه چرا در یک چشم انداز کلی تر جریان سیاسی سبز و محیط زیست گرا هرگز نتوانسته است در انتخابات مجلس در ایران به عنوان یک نیرو حضور پیدا کند می گوید: «سبزها و طرفداران محیط زیست به عنوان بخشی از جامعه مدنی ایران، مانند بسیاری دیگر از بخش های جامعه مدنی، هرگز امکان شکل گیری نداشته اند.»

او به این نکته اشاره می کند که ۱۷۰۰  تشکل ثبت شده محیط زیستی در ایران وجود دارد اما همه آن ها تعهد داده اند که مطلقا هیچ فعالیتی که ربطی به سیاست در ایران داشته باشد انجام ندهند. 

به عقیده ناصر کرمی، تشکل های محیط زیستی در ایران در واقع  کلوپ های دوستانه ای هستند که نه می خواهند وارد سیاست شوند و نه اساسا اجازه ورود به سیاست را دارند. 

وی با اشاره به تجربه خود به عنوان یک روشنفکر محیط زیستی می گوید، خود من به عنوان کسی که از ابتدای دهه هفتاد به شکل حرفه ای و تمام وقت درباره محیط زیست نوشته ام هرگز در تمام این سال ها تصور نکرده ام که مجلس شورای اسلامی نهادی تاثیرگذار در مساله محیط زیست است. چون می دانستم که در مجلس قرار نیست تصمیمی مرتبط  یا اثرگذار در حوزه محیط زیست گرفته شود.

مساله مجلس یازدهم بقای نظام است نه محیط زیست

اما با توجه به گستردگی ابعاد بحران زیست محیطی در ایران آیا ممکن است که شاهد چرخشی در سیاست ها و توجه مجلس یازدهم به مساله محیط زیست باشیم؟ پاسخ ناصر کرمی به این سوال منفی است. او در این باره می گوید: «من فکر می کنم تحولات سیاسی در ایران روی دور تند افتاده و دغدغه و موضوع اصلی نظام بحث بقاست. در این شرایط، نهادهایی مانند مجلس به سمت هرچه امنیتی شدن می روند و اولویت‌شان بحث بقای نظام خواهد بود. بنابراین، احتمالا افراد امنیتی تر وارد مجلس خواهند شد به همین خاطر، بعید است که اساسا مساله بحران محیط زیست در این مجلس مطرح شود.» 

خود جمهوری اسلامی مساله محیط زیست در ایران است

سبزها و انتخابات تاریک مجلس یازدهم

این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که آیا بین ایدئولوژی جمهوری اسلامی و امتناع از مواجهه با بحران محیط زیست رابطه ای وجود دارد می گوید: «اساسا وجود جمهوری اسلامی بحران محیط زیست در ایران است.»

کرمی در توضیح دیدگاه خود می گوید، جمهوری اسلامی به عنوان یک رژیم سیاسی توتالیتر در ۴۰ سال گذشته کوشیده، پروژه های خود را بر چشم انداز طبیعی ایران تحمیل کند و همین پروژه ها تمامی کشور را در آستانه خشکی دایمی و برگشت ناپذیر قرار داده اند. 

این استاد دانشگاه که کتابی درباره رابطه توتالیتاریسم و محیط زیست در دست انتشار دارد، اضافه می کند: «رژیم های توتالیتر همان طور که به وجود تنوع های فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی در جامعه اعتقاد ندارند و می خواهند پروژه های سیاسی خود را بر چشم اندازهای انسانی تحمیل کنند، در حوزه طبیعت نیز به وجود تنوع‌های زیستی اعتقاد ندارند.»

به عقیده ناصر کرمی، رژیم های توتالیتر مانند جمهوری اسلامی پروژه های خود را بر چشم اندازهای طبیعی تحمیل می کنند و سپس چشم اندازها را وادار می کنند تا در مقابل آن پروژه ها تسلیم شوند. 

وی با اشاره به تجربه های مشابه در کشورهایی مانند کامبوج، کره شمالی و سوریه می گوید: «در کامبوج و کره شمالی رژیم های توتالیتر تصمیم گرفتند تا به شماره اول دنیا در بهره وری از مزارع برنج تبدیل شوند اما نتیجه این پروژه ها نابودی خاک این کشورها و شیوع قحطی بود.»

کرمی در توضیح پروژه توتالیتر جمهوری اسلامی می گوید، حکومت ایران از ابتدای انقلاب طرحی داشته با عنوان خودکفایی کشاورزی و خودکفایی در تولید مواد غذایی. به گفته او، این حکومت نه تنها خواسته است تا همه ی غذای جمعیت ایران را در داخل تولید کند بلکه سیاست افزایش شدید جمعیت را نیز در پیش گرفته است. 

اشاره ناصر کرمی به برنامه های رهبر جمهوری اسلامی برای افزایش جمعیت ایران به ۱۵۰ میلیون نفر است که در قانون برنامه ششم توسعه نیز در نظر گرفته شده است.

 به گفته کرمی، حکومت جمهوری اسلامی برای رسیدن به این خودکفایی غذایی همه آزمون و خطاهای ۷ هزار سال گذشته در فلات ایران را کنار گذاشته است. سطح زیر کشت در چهل سال گذشته دو برابر شده و تعداد چاه های ایران که از ۷ هزار سال پیش تا سال ۱۳۵۶ تنها ۵۰ هزار حلقه بود اکنون به یک میلیون حلقه رسیده است.

 کرمی همچنین به این آمار هولناک اشاره می کند که ۹۰ درصد آب رود‌های ایران با استفاده از سدها و آب بندها مهار و مصرف می شود در حالی که میزان استفاده از این آب‌ها نباید بیش از ۴۰ درصد باشد.

کرمی با تکان دهنده خواندن این آمار می گوید: «جمهوری اسلامی بیشتر مساحت ایران را عمدا خشکانده تا به سیاست خودکفایی غذایی برسد. بنابراین خود جمهوری اسلامی جان و مساله محیط زیست در ایران است.»

جمهوری اسلامی یک سیستم اقتصادی طبیعت خوار است

این اقلیم شناس با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی یک سیستم اقتصادی طبیعت خوار و طبیعت مصرف کن است اضافه می کند: «این حکومت توانایی و اراده کنار گذاشتن این سیاست را ندارد چون روستاییان را عمق استراتژیک خود می داند  و به همین دلیل اجازه بهره برداری حداکثری از طبیعت را به آنها داده و از سوی دیگر توانایی ایجاد اشتغال جایگزین برای این جمعیت را نیز ندارد.»

از گفته های ناصر کرمی چنین برمی آید که مجلس یازدهم نه تنها اقدامی برای کند کردن روند خشکی دائمی و در نتیجه غیر قابل سکونت شدن بخش های وسیعی از ایران انجام نخواهد داد بلکه با قرار گرفتن در دست نیروها و جریان های امنیتی که سیاست های رهبری را پیش می برند به عاملی در تسریع این روند تبدیل خواهد شد. 

ثبت نظر

استان‌وایر

ثبت ازدواج برای ۲۹۵ دختر زیر ۱۵ سال در گیلان

۷ دی ۱۳۹۸
خواندن در ۱ دقیقه
ثبت ازدواج برای ۲۹۵ دختر زیر ۱۵ سال در گیلان