close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

در سودای تحول شخصیت انسان ایرانی

۱۸ آذر ۱۴۰۲
فرامرز داور
خواندن در ۱۰ دقیقه
کتاب «عقلانیت و توسعه‌یافتگی ایران» در زمانی که در حکم‌رانی اتکا به عقلانیت جمعی و وفاداری به توسعه‌یافتگی به کمترین میزان خود رسیده، تاکنون شانزده بار تجدید چاپ شده است
کتاب «عقلانیت و توسعه‌یافتگی ایران» در زمانی که در حکم‌رانی اتکا به عقلانیت جمعی و وفاداری به توسعه‌یافتگی به کمترین میزان خود رسیده، تاکنون شانزده بار تجدید چاپ شده است

شوکت ملی و توسعه از دست رفته، کلمات کلیدی کتاب «عقلانیت و توسعه یافتگی ایران» نوشته «محمود سریع‌القلم» است. چاپ شانزدهم این کتاب در ۴۹۶ صفحه همراه اضافات تازه در ایران توسط انتشارات «فرزان روز» منتشر شده است. این نوشتار مروری بر این کتاب است.

***

محمود سریع‌القلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در تهران و یکی از معدود دانشگاهیان ایران است که بیش از دو دهه اخیر وقت خود را صرف موضوعات پایه‌ای و ریشه‌یابی مسائل و مشکلات جامعه ایرانی به‌صورت پژوهشی و علمی کرده و آن را هرچند وقت یک‌بار در قالب کتابی منتشر کرده است.

صرف انتشار شانزده چاپ از عقلانیت و توسعه‌یافتگی در ایران، کشوری که تیراژ کتاب در آن حتی به ۱۰۰ نسخه هم رسیده، نشان می دهد که این مجموعه با به خدمت گرفتن علوم انسانی که آزمون خود را در جوامع توسعه‌یافته پس داده، در حال پاسخ به نیازی از فرهیختگان ایرانی است که اتفاقا به شکل رسمی نادیده گرفته و در سال‌های اخیر حتی سرکوب هم شده است.

در دوره‌ای که بیشتر نخبگان و تحصیل‌کرده‌های ایرانی از عقلانیت و توسعه یافتگی حرف می‌زنند و مدیران این کشور هم هیچ دلبستگی به آن نشان نمی‌دهند، مسائل پیچیده ایران با سرعتی باور نکردنی در مسیر گره خوردن بیشتر پیش می‌رود و ابربحران‌ها انجامیده است.

 نظام سیاسی کنونی ایران حتی اگر عزم حل این ابربحران‌ها مانند تورم، فساد ساختاری و سیستماتیک، چالش عظیم آلودگی هوا و ورشکستی آبی را هم داشت، از انجام آن به دلیل خالی شدن از نیروی متخصص همراه با دولت، ناتوان بود حال آن‌که حکومت زوال زده، در چنبره مشکلات چندلایه اش، دیگر نه علاقه‌ای به حل ریشه‌ای بحران‌ها دارد و نه بر اثر سوءمدیریت، توان مالی آن را دارد.

 

پاسخ‌های تازه به پرسش‌های کهنه

نویسنده کتاب «عقلانیت و توسعه یافتگی ایران»، پاسخی علمی برای این وضعیت دارد. به نظر او ایران از نظر تعاریف سیاسی و جامعه شناختی هنوز یک کشورـ ملت نیست و حتی در این کشور جامعه هم نداریم:

«شما در کشورهایی که اصطلاحا به آن کشورـ ملت می‌گویند می‌بینید که افراد اول مواضع سرزمینی و ملی دارند. اگر شما در فرهنگ لغت معنی لغت جامعه را بخوانید به معنی مجموعه‌ای از افراد است که به مشترکات فراوانی رسیده‌اند و دارای هدف مهمی هستند و با یک استراتژی به طرف آن هدف حرکت می‌کنند. 

مثال آن ژاپن، کشوری است که اکثریت مطلق شهروندان، دولت‌مردان، مدیران و متفکران آن جامعه حول‌محور افزایش قدرت و ثروت ژاپن عمل می‌کنند. هر کسی هم در این مسیر هم استفاده فردی دارد و هم استفاده ملی. آلمان هم در این قالب است. آمریکا حالا بعد جهانی هم دارد. یعنی می‌گوید من هم به دنبال شوکت ملی هستم و هم به دنبال شوکت جهانی.»

به اعتقاد نویسنده کتاب یکی از مشکلات در ایران مساله تعلق به سرزمین است. سریع‌القلم می‌نویسد که تعلیق سرزمینی ما و شوکت این سرزمین خیلی برای ما اهمیت ندارد: «احتیاطا می‌گویم ضعیف است نمی‌گویم اصلا وجود ندارد. این که یک شهروند در جامعه ما به راحتی آشغال ماشین خود را داخل خیابان می‌ریزد، این یک معنای تربیتی دارد. یک معنای عمیق دیگری هم دارد که به یک سرزمین تعلق خاطر ندارد. حداقل در وجود و خمیرمایه‌اش روی آن کار نشده است.»

یکی از ویژگی‌های اصلی کتاب عقلانیت و توسعه‌یافتگی ایران، روش تحقیق آکادمیک نویسنده و مشاهده عالمانه وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران با ذکر مثال‌هایی عینی و ارائه راه‌حل‌های علمی برای شروع به شناخت مشکلات ریشه‌ای آن است.

 موضوع  شوکت ملی و تعلق سرزمینی که یکی از محورهای کتاب سریع‌القلم است، با ذکر مثال‌هایی از غول‌های اقتصادی در حال توسعه مثل چین و ممالک پیشرفته‌ای همچون آلمان در جای جای کتاب به چشم می‌خورد.

«آلمان در تابستان ۱۹۵۴ (سال پایان جنگ جهانی دوم) یک کشور مخروبه بود. اما دست‌کم می‌گیریم که این کشور مخروبه، به جز کسانی که آمریکایی‌ها به اجبار آلمانی‌ها را برداشتند و بردند و یک عده را تقسیم کردند بین کشورهای دیگر که عمدتا دانشمندان این‌ها بودند، سندی دال بر مهاجرت آلمانی‌ها نداریم. این خیلی مهم است. عملکرد مهمی است از نظر آلمانی‌ها یعنی این که در فرد فرد شهروندان‌شان این نیرو و انرژی بود که ما واقعیت مخروبه بودن آلمان را بپذیریم و شروع به کار کردن بکنیم. بعد دیدیم که در عرض ۲۰-۳۰ سال کشور خود را اصلاح کردند و دومین قدرت اقتصادی جهان شدند. من فکر می‌کنم که ما در مفهوم تعلق به آب و خاک به یک بازبینی جدی نیاز داریم.»

 

کار در محیط جهانی درمان نقدناپذیری ایرانی

نویسنده کتاب عقلانیت و توسعه‌یافتگی ایران یکی دیگر از مشکلات در این کشور را همچون اسلاف خود موضوع نقد می‌داند و آن را بسیار جدی توصیف می‌کند اما راه‌حل‌هایی هم برای آن دارد.

البته موضوع نقد و لزوم پذیرش آن موضوعی است که بالاترین مقام‌های دولتی ایران تا دانش‌آموزان مدارس هم درباره آن در کلام، اتفاق‌نظر دارند اما درعمل نه حکومت روی خوشی به منتقدان (حتی دانشگاهی که رقیب سیاسی‌اش محسوب نمی‌شوند) نشان می‌دهد و نه به‌طور فردی انسان ایرانی نقد را در باطن مساله‌ای جدا از توهین و تحقیر می‌داند و در نهان و ضمیرش آن را با ابزاری برای منکوب شدن همسان نمی‌کند.

 محمود سریع‌القلم می‌گوید که شاید اصلا ما در نقدپذیری مشکلات ژنتیک داشته باشیم، اما تا به دنیا کار نکنیم، تغییر پیدا نخواهیم کرد.

«ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که اشتباه کردن خیلی هزینه دارد. اگر دو قرن پیش فردی یا کشوری اشتباه می‌کرد فرصت‌های فراوانی داشت تا خودش را اصلاح کند، الان سرعت تحولات در سطح جهانی به‌قدری قابل توجه است که اشتباهات بسیار پرهزینه است . . . ما الان  به گونه‌ای حرکت می‌کنیم که گویی با جهان کاری نداریم. تحولات جهانی اثر پایداری بر ما ندارد چون به معنای دقیق کلمه ارتباطات و اتصالات جهانی نداریم و هرآنچه می‌خواهیم را انجام می‌دهیم و می‌گوییم هزینه ندارد. هزینه‌های بی‌توجهی به تحولات جهانی را بعدا متوجه خواهیم شد.»

به عقیده نویسنده کتاب، مملکت‌داری مثل جراحی نیست که اشتباه خود را سریع نشان دهد، بلکه اشتباه در مملکت‌داری ممکن است نیم قرن بعد خودش را نشان دهد که زمان و هزینه زیادی برای جبران آن نیاز باشد.

اشاراتی غیرمستقیم به وضعیت کنونی ایران که نتیجه دست‌کم ۴ دهه سوءمدیریت و اشتباهات مهلک در کشورداری است.

 

نظریه ابهام استراتژیک برای دولت ایران

محمود سریع‌القلم در فصلی از کتاب که به ابهامات تئوریک اصلاحات در ایران پرداخته به موضوع تاثیر تنوع فرهنگی و اجتماع ناهمگون این کشور برتوسعه و پیشرفت اشاره کرده است.

در دو سوی جامعه ایرانی به عقیده نویسنده یک سو قشری ارتدکس مذهبی وجود دارد که معتقد است این دنیا، دنیای فاسدی است و هرچقدر ما با این دنیا کار کنیم به ضرر ما است. در سوی دیگر یک قشر ارتدکس غرب‌زده است که می‌گوید به دلیل ناتوانی و نداشتن لیاقت باید کشور را به دست غرب داد تا اداره کند. در میان این دو گروه، انواع و اقسام گروه‌ها با تفکرات متعدد و متنوع وجود دارند.

 سریع‌القلم به‌عنوان یک پژوهشگر سیاسی پیشنهاد داده که برای غلبه بر مشکلاتی که هریک از این گروه‌ها می‌تواند برای دولت‌های اصلاحی به وجود بیاورد، «ابهام استراتژیک» در مدیریت کلان کشور لازم است.

نویسنده در شرح نظریه ابهام استراتژیک می‌گوید اگر دولت‌مردی در ایران بیاید و با صراحت بگوید من این گونه فکر می‌کنم، این شخص با بخشی از جامعه مشکل پیدا خواهد کرد. به عقیده او مدیران ایرانی باید سعی می‌کرده که اکثریت جامعه ایرانی را که دارای مایه مذهبی است و به هیچ‌یک از دو قطب ارتدکس تعلق ندارد به طرف خود جذب کنند.

از نظر او هر مدیری که بتواند اکثریت معتدل جامعه ایرانی را با خود همراه کند، موفق‌تر است. بر اساس این نظر، به‌واسطه پیچیدگی‌های فراوان جامعه ایرانی جریان‌های غیرمنطقی با این شیوه خود به خود در حاشیه قرار می‌گیرند.

این بخش از کتاب عقلانیت به نظر می‌رسد که به توضیح بیشتر و تاویل مفصل‌تر نظریه یا تاکتیک ابهام استرانژیک احتیاج دارد وگرنه به‌کارگیری به احتمال زیاد ناقص با درک محدود از آن، خود آسیب تازه‌ای برای جامعه چندپاره و پنهان‌کار ایرانی است که در دهه‌های اخیر به پوشیده کردن بخشی از هویت خود برای بقا خو کرده است.

 

در سودای تحول در شخصیت ایرانی

بخش‌های اصلی کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران، مقدمه نظری است که درباره مکتب تحول در شخصیت ایرانی و عقل و توسعه است، بخش دوم درباره پایه‌های نظری توسعه‌یافتگی و بخش دوم درباره جهان سوم و توسعه‌یافتگی و بخش چهارم آن اختصاصا به مسائل ایران و توسعه اختصاص دارد.

نویسنده در بخش مکتب تحول در شخصیت ایرانی نوشته است که مطالعه مقایسه‌ای کشورهای موفق با کشورهای نیمه موفق و ناموفق چند عنصر را به عنوان شرط لازم برای پیشرفت در کشورهای در حال توسعه مطرح می‌کند.

اول نظام اقتصادی غیررانتی، دوم ناسیونالیسم قوی نخبگان ابزاری یا دلبستگی قابل توجه به توسعه‌یافتگی (رهبران نوساز)، سوم فهم مشترک نخبگان ابزاری و فکری از شرایط داخلی و جهانی، چهارم اتصالات تکنولوژیک، علمی و مدیریتی با غرب، پنجم سیاست خارجی هموارکننده سرمایه‌گذاری خارجی، ششم فرهنگ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی علاقمند به توسعه‌یافتگی رایج بین‌المللی و سرانجام شرط هفتم محیط امنیتی (داخلی و خارجی) قابل اتکا و باثبات است.

 محمود سریع‌القلم نوشته است واقعیت تلخ این است که ما خیلی فکر نمی‌کنیم، صحیح فکر نمی‌کنیم، جمعی فکر نمی‌کنیم و به این نتیجه می‌رسیم که مسائل خود را خوب تشخیص نمی‌دهیم. مدام نظام‌های اجتماعی وسیاسی خود را تغییر می‌دهیم. شاید سامان و استقرار را دوست نداریم، چون خیلی زحمت دارد ترجیح می‌دهیم با هیجان و اوضاع روز زندگی کنیم. افکار ما با خلقیات‌مان سازگاری ندارد. هنرمندانه سخنرانی می‌کنیم. افکاری که هنوز دنیای صنعتی به دنبال تحقق آن‌هاست به زبان می‌آوریم، به جهانیان فن گفت‌وگو می‌آموزیم، همه را به وحدت فرا می‌خوانیم برخلاف آنچه دین‌مان به ما آموخته ترحم نداریم، بلکه حذف و تخریب و حسادت به شدت میان ما رواج دارد و خارج از خود به دنبال علت‌ها و مشکلات و ریشه‌ها هستیم. عمده مشکل توسعه‌نیافتگی ایران در افکار ما نیست در شخصیت پرورش‌نیافته ماست.

نویسنده به عنوان یک دانشگاهی ایرانی که دغدغه اصلی‌اش توسعه است در نهایت از آرزوی خود می‌نویسد که عبارت است از این‌که ما به یک ایرانی جدید نیاز داریم، یک ایرانی وظیفه‌شناس، مسوولیت‌پذیر، حدشناس، منصف، پرکار، متدین بدون هیاهو، با حس تعلق به سرزمین، قدرشناس، انتقاد پذیر، جوناپذیر، مطمئن از خود، خوداتکا، کم‌سخن، کم‌ادعا و خودشناس.

سریع‌القلم کتاب را به دانشجویانی تقدیم کرده که عقل‌شان به احساسات غلبه می‌کند، به واسطه زحمتی که می‌کشند همیشه خسته‌اند، برای چهل سال آینده خود برنامه دارند، قاعده‌مند فکر می‌کنند، عصبانیت خود را به تاخیر می‌اندازند، برای هر سووالی چندین پاسخ متفاوت دارند، شان را بر قدرت مقدم می‌شمارند، در رفتار قابل پیش بینی‌اند، فرق بین هشت و هشت و یک دقیقه را می‌فهمند، حتی در نگاه کردن دقت می‌کنند و سرانجام دانشجویانی که دغدغه وفای به عهد آن‌ها را شب از خواب بیدار می‌کند.

دغدغه پیشرفت و توسعه ایران، همچنان ادامه دارد و روزانه ده‌ها مقاله و عریضه و کتاب منتشر می‌شود و سخنرانی و قیل و قال و بحث و فحص حتی دولتی درباره آن برپا می‌شود. در حالی‌که، ایران از اولین کشورهای خارج از مجموعه غرب بود که با سودای زندگی بهتر انقلاب مشروطه به پا کرد و قدم در مسیر توسعه گذاشت، اما بسیاری از کشورهای هم‌ردیف ایران راه خود را پیدا کردند در حالی که در ایران هنوز صحبت از لزوم توسعه است.

در حالی که هم‌فکری تصمیم‌گیران کلان ایران با دانشگاهیان حداکثر محدود به سمینارهای بی‌حاصل دولتی و دیدار با اهل فکر هم‌فکر در سیاست است در کشورهای توسعه یافته، صبحانه رهبران کشور و رییسان دولت با دانشگاهیان است و اقداماتی که بر سرنوشت شهروندان حال و آینده تاثیر می‌گذارد بی‌حضور آکادمیسین‌ها ناممکن به نظر می‌رسد.

مطالعه کتاب عقلانیت و توسعه‌یافتگی ایران به کسانی که دغدغه توسعه برای ایران دارند و به دنبال شناخت موانع اساسی آن در این کشور هستند و به دولت‌مردان ایرانی دوستار تحول در کشورشان که هنوز در استفاده از ظرفیت‌های تکفیر شده علوم انسانی تردید ندارند، توصیه می‌شود.

هرچند شیوه حکم‌رانی و کشورداری خصوصا در سه دهه اخیر، توان ملی ایران، دارایی‌ها و سرمایه‌های انسانی و معنوی و مادی آن را فرسوده و مستهلک کرده اما باید قدری تامل کرد.

کتاب به ما می‌گوید نباید به دلیل گسترده شدن ابر سیاه ناامیدی در آسمان در تحول ایران، به‌کلی چشم بر مبنای توسعه بست و خود را حداقل از دیدگاه نظری، برای روزی که زمینه توسعه و رشد ایران دوباره فراهم شد، آماده نگه نداشت.

ثبت نظر

صفحه‌های ویژه

مهر یلدا در رویداد سپیدار؛ حرکتی دیگر از زنان سابقا روزنامه‌نگار

۱۸ آذر ۱۴۰۲
تارا روشنی
خواندن در ۲ دقیقه
مهر یلدا در رویداد سپیدار؛ حرکتی دیگر از زنان سابقا روزنامه‌نگار