مجید سعیدی این بار جایزه «مستر» فتوژورنالیسیم ایتالیا را به خاطر مجموعه مستند «زندگی در جنگ» از آن خود کرد.

«زندگی در جنگ » مجموعه بسیار گسترده ای با زیرفصل های متفاوت و حاصل چند سال زندگی مجید در شرایط دشوار کشور افغانستان است که بخش هایی از این مجموعه مابین 600 اثر برجسته از 41 کشور دنیا برای بخش جایزه ویژه ی فتوژورنالیسم ایتالیا که مهم ترین جایزه این جشنواره است، به مجید سعیدی رسید

جایزه فتوژورنالیسم ایتالیا یک رقابت بین الملی در حوزه عکاسی است که در سه بخش «مستر» یا وِیژه، اسپات لایت و جایزه ی عکاسی برای داستان های کوتاه برگزار می شود.

دست اندرکاران این جشنواره علت برگزیده شدن مجموعه عکس های سعید را «توانایی و قابلیت هنرمند در به تصویر کشیدن جامعه بحران زده افغانستان در قالب تصویر» بیان کرده اند.

مجید سعیدی در این مجموعه ی عکس های صمیمانه و سیاه و سفیدی که پیش از آن نیزبخشی از آن برنده جایزه کتاب سال آمریکا شده بود، مردم افغانستان را در چهارچوب تنگ ویزور دوربینش نشان می دهد که دلزده از سالها جنگ و خونریزی و تباهی در قاب دوربینش در تلاش برای زندگی اند. او پرده را کنار زده و در پسله ی تاریک زندگی مردمی راه پیدا کرده که تلاش کرده اند با سیاهی ها و تباهی های جنگ کنار بیایند، زنده بمانند.

 تصاویری صمیمانه که به ما می گویند زندگی حتی در بن بست خشونت نیز ادامه دارد حتی اگر جنگ و تباهی و تهاجم همه ی دلخوشی ها، خانه ایی امن، پای راست کودکی مانده در مسیر مین، و تمامی دلخوشی های فرهنگی یک ملت را نشانه رفته باشد. در پناه آسمانی غبارآلوده و تیره زندگی به سرخوشی همان توپ گرد و لغزانی است برفراز دنیای کودکی که دو دستش را در جنگ گم کرده است.

ایران وایر در این مورد با مجید سعیدی گفت و گویی انجام داده که در اینجا می خوانیم:

آقای سعیدی مجموعه «زندگی در جنگ» تا کنون موفقیت های بسیاری برای شما کسب کرده. مجموعه ای که در افغانستان به تصویر کشیده اید. همیشه دلم می خواست از شما بپرسم چرا افغانستان را برای ادامه فعالیت های حرفه ای تان انتخاب کردید؟

آژانس عکس گتی برای ادامه فعالیت هایم به من چند کشور را پیشنهاد کرد که عراق و افغانستان خطرناک ترین آنها بود. به راحتی می توانستم جای آسوده تری مثل لبنان یا دبی را برای ادامه ی کارم انتخاب کنم ولی از آنجایی که به فرهنگ افغانستان به علت المان ها و شباهت هایش با فرهنگ خودمان احساس نزدیکی می کردم ، افغانستان را انتخاب کردم.

پیش از آن چندین بار به آن کشور سفر کرده بودم و البته ما سال های سال در کنار مهاجران افغانستانی در کشورمان همزیستی داشتیم ، من به خوبی حسشان می کردم به همین دلیل هم طبیعی ترین انتخاب این بود که جایی را برگزینم که مردمش و فرهنگ رایجش ، بیش از هر جای دیگری برایم ملموس و نزدیک باشد.

هنوز هم در افغانستان ماندگارید؟

خیر من چند ماهی است به تهران برگشته ام. احساس می کنم کارم در آنجا تمام شده، لااقل برای مدتی، به هر حال وقتی یک دوره کاری فشرده و روزگار سخت و دشواری را تجربه می کنی و جای پای خستگی  را روی تنت و جانت حس می کنی ، دلت می خواهد شکل دیگری از زندگی را هم تجربه کنی . شکل متفاوت ترش را.

ایده زندگی در جنگ چطور به ذهنت خطور کرد؟

این مجموعه حاصل پنج سال دشوار از زندگی من است. یک مجموعه گسترده که تشکیل شده است از زیرفصل های کوچک بیست یا سی تایی از موضوعات متفاوتی مثل وضعیت زنان در افغانستان یا حقوق کودکان در آنجا و ماحصلش شده است «زندگی در جنگ » که ترجیحم این بود کلیه عکس های حاصل این پنج سال با همین سرفصل در اذهان عمومی باقی بماند.

این مجموعه در ایتالیا نیز با همین عنوان شناخته می شود؟

بله. و همزمان با دریافت جایزه فتوژورنالیسم ایتالیا بخشی از این مجموعه نیز به نمایش گذاشته می شود.

این مجموعه همان مجموعه ایی که است که جایزه کتاب سال آمریکا را از آن خود کرد؟

همان طور که عرض کردم این مجموعه ، شامل عکس های متفاوت و زیر فصل های بسیاری است . بخشی از آن بود که جایزه کتاب سال آمریکا را برد و بخش دیگرش جایزه ورلد پرس و بخش دیگرش نیز توسط یونیسف و جاهای دیگر برگزیده شده است.

با این همه موفقیت های بین المللی چه احساسی داری ؟ حس خوشایندی است؟ حس می کنی وقت دویدن تمام شده حالا باید کتانی هایت را بیاویزی و به فراغت رسیده ای؟

به هر حال بخش جدانشدنی از هنر میل به ماندگار شدن و دست یابی به شهرت است. همه ی آرتیست های جهان در هر رشته ای تلاش می کنند هنرشان را عرضه کنند و مورد توجه باشند. این ناشی از شهوت انسان برای جاودانگی و میل به ماندگاری است . میلی که قابل انکار نیست. اوایل برای من هم این موفقیت ها جذاب و دوست داشتنی بود در قبال منی که یک مستندنگار و شاهد به تصویر کشیدن دردها ، تلخی ها و خشونت ها بودم نوعی تسکین خاطر به شمار می رفت. اما حقیقتش آنقدر برایم هیجان انگیز و خوشایند نیست که باعث دلخوشی دیگران و دوستانم می شود.

شاید به این دلیل که حسی در درونم مداوما به من متذکر می شود که به تصویر کشیدن رنج دیگران بهانه چندان دندانگیری برای دلخوشی نیست.

مجید سعیدی، نام شناخته شده ایی در حوزه عکاسی مستند است. او متولد 1352 تهران است که از 17 سالگی عکاسی را تجربه کرده  و تا کنون موفق به دریافت جوایز متعدد داخلی و بین المللی شده است.

جایزه عکس گلستان، جایزه سالانه عکس مرکز عدالت و حقوق بشر رابرت اف کندی، جایزه هنری نائن، جایزه یونیسف در سال 2010، جایزه بین المللی عکس مطبوعات چین، جایزه بین المللی لوسی ، جایزه ورلد پرس در سال 2013 ، جایزه لوکاس دولگا ، جایزه کتاب سال آمریکا و هم اکنون نیز جایزه فتوژورنالیسم ایتالیا در بخش وِیژه تنها بخشی از جوایز متعدد این عکاس مستندنگار ایرانی است که تا کنون موفق به دریافت آن شده است.

.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}