18 سال از ازدواج "مهدی" می گذرد. او در تمام این سال ها از طریق کشاورزی و دامداری روزگار گذرانده است. پدر، پدربزرگ و سایر فامیلش هم کشاورز بودند اما این روزها برای پیدا کردن کار و و امرار معاش خانواده چهار نفره اش مجبور است به تهران و یا مشهد سفر کند، به عنوان کارگر ساختمان. مهدی تا همین چند سال پیش توانسته بود زندگی نسبتا خوبی را برای خانواده اش در شهرستان کوچک محل زندگیشان فراهم آورد؛ اما این روزها خشکسالی و کم آبی دامن زمین های زراعی و کشت و کار او را هم گرفته.

مهدی در یکی از دهستان های بیرجند زندگی می کرده، هنوز هم همسر و دو دخترش ساکن آنجا هستند. می گوید کم آبی سال های اخیر، کشت و کارش را به شدت تاثیر قرار داده، به طوری که حتی دیگر گندم هم برای آرد کردن و نان پختن ندارند و آرد را معمولا از شهر می خرند و یا گاه سازمان های حمایتی مثل کمیته امداد به آنها کمک می کنند. محصولات باغی و دام هایشان هم وضعیت بهتری ندارد. کم آبی در دهستان او و مناطق اطراف به حدی است که آب سالم آشامیدنی نیز به سختی پیدا می شود و اغلب با تانکر، آب رسانی می شود.

مهدی از ابتدای امسال به عنوان کارگر ساختمان و یا نگهبان مجتمع های تجاری و مسکونی در حال ساخت در تهران و مشهد زندگی و کار می کند تا بتواند پولی پس انداز کرده و برای امرار معاَش خانواده اش بفرستند. او در این مسیر تنها نیست، مردان دیگری هم به شهر آمده اند. خشکسالی، کم آبی، کاهش شدید آب های سطحی و زیرزمینی این روزها به یکی از بزرگترین مشکلات ایران تبدیل شده تا جایی که بخش های مختلف اقتصادی به ویژه، انرژی، کشاورزی، صنعت و اشتغال را به شدت تاثیر قرار داده است.

میزان بارندگی در تابستان امسال به حدود 4.2 میلیمتر رسید که نسبت به تابستان 92 که این رقم 10.5 میلیمتر بوده، حدود 60 درصد کاهش داشته، در همین حال، دمای هوا نیز در اکثر شهرهای کشور بین 2.5 تا 0.5 درجه سلسیوس بالاتر گزارش شده، در نتیجه تقاضا برای آب مصرفی افزایش یافته و کشاورزان برای حفظ محصولاتشان به آب بیشتری نیاز دارند.

از نظر جغرافیایی، ایران در بخش نیمه خشک و خشک جهان قرار گرفته، به گونه ای که میانگین بارش در آن حدود 250 میلیمتر است. میانگین جهانی بارش حدود 850 میلیمتر است، یعنی بیش از سه برابر ایران.

ناسا سال گذشته گزارشی در نشریه «تحقیقات منابع آب» سازمان ژئوفیزیک آمریکا منتشر کرد که حکایت از شروع یک دوره 30 ساله خشکسالی در خاورمیانه از جمله ایران داشت. در این گزارش آمده «به دلیل شرایط لایه اوزن و همچنین انحراف زمین به میزان یک‌ میلیونم‌ درصد از مسیر چرخشی خود به دور خورشید 45 کشور جهان دچار خشکسالی شدید شده و در صورت عدم ذخیره منابع آبی دچار بحران در تولید کشاورزی و همچنین دامداری خود می‌شوند.» نکته قابل‌ توجه این گزارش رتبه چهارم ایران در فهرست 45 کشور در معرض خطر خشکسالیست.

اما البته آنچه در ایران مهمتر از واقع شدن در اقلیم خشک است، مشکل مدیریت منابع آب است. بر اساس آمارهای جهانی ایران از نظر مدیریت منابع آب در جایگاه 131 جهان قرار گرفته است؛ تقاضا برای آب به دلیل رشد جمعیت، برنامه های توسعه کشاورزی و صنعتی و نیز شهرنشینی؛ همه و همه باعث شده دوره جدید خشکسالی در ایران که از سال 1386 آغاز شد، امسال به بحرانی ترین نقطه خود برسد.

بر اساس آمارهای وزارت نیرو از 130 میلیارد مترمکعب پتانسیل سالانه آب تجدید شونده 92 درصد در بخش کشاورزی، 6 درصد در بخش شرب شهری و روستایی و تنها 2 درصد در بخش صنعت مصرف می شود. در شرایطی که طبق میانگین جهانی سهم کشاورزی از پتانسیل منابع آب تجدید شونده 70 درصد، سهم مصرف 8 درصد و سهم صنعت 22 درصد است.

به گفته کارشناسان، سنتی بودن شیوه های کشاورزی در ایران، ریشه اصلی مشکلات است. دولت باید با آموزش، تغییر شیوه های سنتی آبیاری به شیوه های نوین بارانی و قطره ای که می تواند تا 50 درصد در کاهش مصرف آب موثر باشد و همچنین تغییر الگوی کشت برای کشاورزان مدیریت بخش کشاورزی را در دست بگیرد و جلوی کشت محصولات غرق آبی مثل صیفی جات که در اکثر مناطق کشور بدون در نظر گرفتن اقلیم منطقه انجام می شود را بگیرد.

با این حال، بهاره شاهی، کارشناس مسائل اقتصادی در گفت و گو با ایران وایر، ریشه مشکل را جای دیگری می داند.

او با رد اینکه علت اصلی بحران کم آبی سال های اخیر ایران هدر رفتن آب در بخش کشاورزی است گفت: «بیشترین مشکل کم آبی کشور، مصارف بالای خانگی و البته نگاه سیاسی اقتصادی در سایه بی توجهی و بی تدبیری مسئولان در مواجهه با این موضوع است.»

بهاره شاهی با اشاره به اینکه در حال حاضر دولت برنامه ای جدی برای مدیریت بحران آب در درازمدت ندارد، می افزاید: «در حال حاضر اصلی ترین علت کم آبی در ایران، مصرف خانگی بی رویه و همچنین بخش های صنعتی است، دولت با صرف میلیون ها دلار آب شهروندان پایتخت – به دلیل واقع شدن در محدوده حاکمیت- را تامین می کند، در حالیکه تا زمانیکه مردم عمق مشکل کم آبی در کشور را درک نکنند، درست مصرف نخواهند کرد.»

وی سرانه مصرف آب در دنیا را 580 متر مکعب برای هر نفر و برای هر ایرانی این رقم را 1300 متر مکعب عنوان کرد.

بهاره شاهی در رابطه با هدررفتن آب در بخش های صنعتی نیز می گوید: «واحدهای صنعتی اغلب در مناطقی گسترش یافته که از آب کافی برخوردار نیستند به همین دلیل اقدام به حفر چاق عمیق و استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی و خشک شدن سفره ها می شود.»

در عین حال در حال حاضر تنها 10 درصد آب های سطحی کشور مدیریت می شوند. بقیه بلا استفاده هدر می رود. علاوه بر آن، سیسم جداسازی آب شرب از غیرشرب وجود ندارد، اتلاف آب و استفاده مجدد از پسامدها نداریم؛ این عوامل از یک سو و از بین بردن جنگل ها و مراتع و آلودگی ناشی از گازهای گلخانه ای وضعیت کم آبی را تشدید نموده است.

شاهی با تاکید بر اینکه مصرف آب در بخش کشاورزی نیز باید با اصلاح الگوی کشت مدیریت شود می افزاید: «حفر 110 هزار چاه آب غیر مجاز – به گفته مدیرعامل شرکت آب ایران- و ده ها چاه مجاز غیرضروری نیز به شدت بر از بین رفتن منابع آبی زیرزمینی تاثیر گذاشته است. به طوریکه در حال حاضر برداشت آب از 9 میلیارد متر مکعب نیز به بیش از 60 میلیارد متر مکعب در سال رسیده است.»

ظاهرا وضعیت کم آبی در روستاهای کشور وخیم تر از شهرهاست تا جایی که آب آشامیدنی در برخی روستاها با تانکر تامین می شود. به گفته وزیر نیرو در حال حاضر، آبرسانی به 6400 روستا از طریق تانکر انجام می شود. به اعتقاد کارشناسان، اگر مشکل آب روستاهای کشور حل نشود به زودی شاهد موج جدید مهاجرت روستاییان به شهرها خواهیم بود.

بحران کم آبی سال های اخیر ایران و تاثیر منفی آن بر زراعت و کشاورزی همچنین باعث شده منابع ارزی زیادی برای تامین مواد غذایی اولیه از کشور خارج شود. به گفته عباس پاپي زاده، سخنگوي کميسيون کشاورزي مجلس، در سال 91، 22 ميليون تن مواد غذايي به ارزش 12 ميليارد دلار وارد کشور شده، این در حالیست که در سال 92 نیز تنها در بخش گندم 7 میلیون تن واردات داشته ایم.

عبدالرضا عزيزي، رييس کميسيون اجتماعي مجلس نیز هم درباره تاثیر خشکسالی و کم آبی را بر مهاجرت روستاییان به شهرها، افزایش نرخ بیکاری، رشد حاشیه نشینی و افزایش جرم و جنایت، اعتیاد و فقر و هم چنین عقب ماندگی هشدار داده است.

عمده ترين تصميم و سياست درباره منابع آب كشور در سال ۱۳۸۲ از سوي هيأت دولت صورت گرفت. اين طرح كه به برنامه «راهبردهاي توسعه بلندمدت منابع آب كشور» که در سال 1382 از سوی هیئت دولت به تصویب رسید، اساسی ترین تصمیم حاکمیت در مورد مدیریت بحران آب است که بر مبنای آن اولويت اصلي تخصيص آب در 20 سال آینده باید مصارف شرب سالم، بهداشت، صنعت و خدمات، باغداري و زراعت باشد، طرحی که با گذشت 10 سال از آن پیشرفت چندانی در آن حاصل نشده و همچنان زندگی «مهدی» و هزاران خانواده ای که اساس امرار معاش شان به تامین آب وابسته است، به سختی می گذرد. در واقع او و بسیاری دیگر از باغداران، کشاورزان و دامداران که روزی خود تولید کننده بودند و محصولاتشان را به دولت می دوختند، حالا چشم به دست دولت دوخته اند تا لااقل آب خوردن و نان سفره های خالیشان را تامین کند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}