هشت سال پیش با تصمیم مجمع جهانی اقتصاد، «شاخص شکاف جنسیتی در جهان» به عنوان چارچوبی برای اندازه گیری و بررسی میزان نابرابری جنسیتی در کشورهای جهان معرفی شد. هر سال این نهاد با تنظیم گزارش سالانه در این ارتباط و تعیین نمره برای شاخصه های مختلف تبعیض جنسیتی، میزان پیشرفت یا پسرفت کشورهای جهان را بررسی می کند.

در گزارش امسال، ایران رتبه بسیار پایین 137 در بین 142 کشور جهان را از آن خود کرده است. تنظیم کنندگان گزارش، چهار شاخص «مشارکت اقتصادی و برابری فرصت ها»، «دست‌یابی به آموزش»، «سلامت و بقا» و «اثرگذاری سیاسی» را برای بررسی تبعیض جنسیتی و مقایسه وضعیت مردان و زنان برگزیده اند.

نمره نهایی ایران به صورت ناامید کننده ای تقریبا از تمام کشورهای اسلامی به جز پاکستان، سوریه و یمن پایین تر قرار گرفته است. پنج کشور نخست جهان همگی متعلق به منطقه اسکاندیناوی هستند؛ ایسلند، فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک.

شاخص «مشارکت اقتصادی و برابری فرصت ها» خود پنج زیر شاخه دارد: مشارکت نیروی کار، دستمزد برابر برای کار یکسان، درآمد تخمینی، مقامات و مدیران ارشد اقتصادی ، کارگران حرفه ای و تکنسین. در تمامی این موارد، مرد ها با زن ها مقایسه شده اند؛ مثلا در مورد دستمزد برابر برای کار یکسان، میانگین نمره ایران،350/0است و میانگین جهانی 596/0.

رتبه ایران در این حوزه 139 است؛ یعنی تنها دو کشور دیگر در جهان هستند که وضع تبعیض جنسیتی زنان آن در کار از ایرانی ها بدتر است. در این میان، بهترین شاخص ایران مربوط به سلامت و بقا است. ایران در «سلامت در تولد» با نمره 95/0 و «امید طول عمر سالم» با نمره 03/1 در مجموع بالاتر از میانگین جهانی که 960/0 است قرار دارد و رتبه آن 89 است.

در زیرشاخص دسترسی به آموزش نیز نمره ایران از میانگین جهانی بالاتر است. چهار زیر شاخصه «برخورداری از سواد»، «ثبت نام در مدرسه های ابتدایی»، «ثبت نام در مدرسه های راهنمایی» و «ثبت نام در دیبرستان» در این بخش مورد ارزیابی قرار گرفته اند. در این بخش، میانگین نمره ایران 957/0 است که بالاتر از میانگین جهانی 935/0 قرار دارد و رتبه 104 را گرفته است.

بر اساس گزارش امسال اقتصاد جهانی، تبعیض جنسیتی در حوزه پر سر و صدای «سیاست» نیز در ایران بی‌داد می کند؛ شاخصه ای با سه زیرشاخصه «تعداد زنان در مجلس»، «تعداد زنان در پست وزارت» و «تعداد زنانی که در 50 سال گذشته ریاست حکومت را در دست داشته اند». اولی 3 به 97 است ، دومی 10 به 90 و سومی 0 به 50. نمره ها از این قرار است: 03/0 ، 11/0 و صفر.

در ایران اساسا زن ها به دلیل آن که «رجل سیاسی» محسوب نمی شوند، حق کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری را ندارند. به همین دلیل میانگین زیرشاخصه های تاثیرگذاری سیاسی شده است 037/0 که بسیار بسیار نازل تر از میانگین جهانی 214/0 است.

میانگین های جهانی در چهار شاخصه اصلی اگر با هم مقایسه شوند، نشان می دهند که اوضاع تبعیض جنسیتی در سلامت و بقا از همه قابل قبول تر است، بعد دسترسی به آموزشی، سپس مشارکت اقتصادی و در نهایت تاثیرگذاری سیاسی زنان.

اگر نمره های ایران را در 8 سال گذشته که گزارش شکاف جنسیتی مجمع جهانی اقتصادی منتشر شده است را  کنار هم بگذاریم  نیز نتایج جالبی به دست می آید. روی هم رفته، امسال پس از سال 2006 که نخستین ارزش‌یابی انجام شده، ایران بدترین نمره کلی را آورده است؛581/0. بهترین سال 2008 بوده که ایران توانسته است نمره 602/0 و رتبه 116 جهانی را کسب کند. در سال 2006 رتبه ایران 580/0 بوده است.

نتایج این گزارش البته چالش برانگیز هستند. «نغمه پژوهشگر»، 31 ساله که در حوزه های جنسیتی فعال است و کارشناسی ارشد رشته مطالعات زنان را دارد، در این زمینه به «ایران وایر» می گوید: «اتکای کامل به این گزارش ها گمراه کننده است. گرچه برخی شاخصه های آن اگر در مقام مقایسه با کشورهای دیگر قرار نگیرد، قابل تامل است. سیستم محاسباتی نمره ها در این نوع گزارش ها به دلیل این که آمارهای دقیقی از کشورهایی مانند ایران ندارند، خیلی مستند نیست و معیارها خطی است ولی این به معنای مغرضانه بودن آن هم نیست.»

نغمه که اتفاقا خود پرسش نامه ای در خصوص میزان تبعیض جنسیتی در محیط های کارگری تهیه کرده و قرار است از ابتدای آذر آن ها را توزیع کند، نظرش این است که رتبه ای که برای ایران در نظر گرفته شده، بدبینانه است: «خب! تردیدی ندارم که ایران کشوری است که تبعیض جنسیتی سیستماتیک در آن غوغا می کند اما وضع ما از خیلی از کشورهای منطقه بهتر است. ببینید اصلا خیلی جاها نیروی کار زن وجود ندارد که بخواهد تبعیضی رخ بدهد یا نه. در کشورهای خلیج فارس اصلا دموکراسی وجود دارد که زنان بخواهند به قدرت برسند یا نرسند؟ باز ما یک چیز نصفه و نیمه داریم؛ مثلا برای مجلس ششم وقتی فضا باز شد، تعداد قابل توجهی نماینده زن وارد مجلس شدند. بعد هم میزان مشارکت سیاسی در نظر گرفته نشده که اگر آن هم در نظر گرفته می شد، با توجه به تجربه ای مثل "جنبش سبز" و حضور میلیونی زنان در آن، ما رتبه خیلی خوبی در تاثیر گذاری سیاسی کسب می کردیم.»

به نظر می آید این موضوع به ویژه در حوزه تاثیرگذاری سیاسی و مقایسه آن با کشورهای منطقه بیش‌تر به چشم می آید؛ زمانی که برای نمونه، عربستان سعودی در تاثیر گذاری سیاسی زنان نمره بالاتری از ایران گرفته است. تعداد «زنان رهبر» در عربستان نمره صفر گرفته است، همین‌طور «تعداد زنان در پست وزارت»، اما در «تعداد زنان در پارلمان» نمره 25/0 کسب کرده است. این در حالی است که عربستان سعودی اساسا پارلمان ندارد اما تنظیم کننده های گزارش تصمیم گرفته اند «مجلس مشورتی» آل سعود را با اغماض، پارلمان در نظر بگیرند؛ مجلسی که بسیار از شاهزاده‌های سعودی نیز به طور سنتی و بدون داشتن نقشی در مشورت هایی که به پادشاه می شود، در آن عضو هستند و همین باعث افزایش نمره عربستان سعودی شده است.

با این حال، مشکل جایگاه کنونی ایران در این جدول، در مقایسه این کشور با سایر کشورهای منطقه و یافتن گزاره های آرامش بخش یا مخدوش کننده گزارش حل نمی شود؛ فعلا واقعیت تلخ این است که ایران در بسیاری از شاخص ها در قعر جدول قرار دارد.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}