رسانه های اصولگرا گزارش داده اند که رهبر جمهوری اسلامی در طول 5 سالی که از انتخابات ریاست جمهوری 88 گذشته، 900 بار از کلمه فتنه استفاده کرده است. آیت الله خامنه ای در این میان، 200 بار به عبارت "فتنه 88" اشاره کرده است.

او نخستین بار 15 تیرماه 88، حوادث پس از انتخابات 88 را به فتنه تشبیه کرد: "به لطف خداوند، فتنه‌هایی که دشمن در قضایای اخیر به آن‌ها امید بسته بود، تمام شد." آخرین بار نیز 6 دی ماه 93 گفت: "چند سال پیش در قضیّه‌ى فتنه گفتیم بصیرت؛ بعضى دهن‌کجى کردند که بصیرت! بله، بصیرت ... اطمینانى دیگر نیست به آدم بى‌بصیرت و بدون روشن‌بینى که دوست را نمى‌شناسد، دشمن را نمى‌شناسد و نمی فهمد کجا باید این احساس را، این نیرو را، این انگیزه را خرج کند."

در طول سال های اخیر اما یک روز مناسب پیدا شده که حامیان رهبر جمهوری اسلامی به خوبی می دانند احساس، نیرو و انگیزه شان را باید آنجا خرج کنند؛ 9 دی 88، روزی که با هماهنگی نهادهای نزدیک به حکومت، تظاهرات سراسری در ایران در حمایت از حکومت برگزار شد. تعداد شرکت کنندگان در این راهپیمایی از سوی رسانه های حکومتی بین 20 تا 50 میلیون نفر تخمین زده شد. آیت الله خامنه ای نیز 20 مهرماه 90 با میلیونی خواندن این راهپیمایی گفت: " آنچه در نهم دی در ایران پیش آمد، جز در تشییع جنازه‌ی امام، چنین اجتماعی، چنین شوری دیده نشده بود."

او همچنین بارها از 9 دی 88 تجلیل کرده، آن را "تجلی درست قدرت خدا" و "حادثه ای عجیب" توصیف کرد: "هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خدای متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن علی (علیه السّلام) را میبیند ... امام در یک موقعیت حساسی - که من بارها این را نقل کرده‌‌‌‌ام - به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهی را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا ...پای امام حسین در میان بود، پای عاشورا در میان بود."

بر مبنای چنین ذهنیتی، امسال نیز هواداران سیاسی و رسانه ای آیت الله خامنه ای، مانور عظیمی را برای برجسته سازی 9 دی تدارک دیده اند. مانوری که ظاهرا امروز تمام می شود ولی تبعاتش در فضای سیاسی ایران کماکان باقیست.

وجه اول برجسته سازی 9 دی، کسب رضایت رهبر جمهوری اسلامی است. آیت الله خامنه ای در طول سال های گذشته با توصیف حوادث پس از انتخابات 88 به عنوان یک "گناه نابخشودنی"، فهرستی از جرائم و اتهامات برای رهبران جنبش سبز برشمرده است: "پیش بردن جامعه به اغتشاش و ناامنی، ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی از درون، نابود کردن حادثه افتخار‌آمیز انتخابات پرشور ۸۸، هتک آبروی نظام در مقابل ملت‌ها، تهمت زدن به نظام اسلامی، خدشه به رأی مردم و نفی آن، تلاش برای تغییر نتائج قانونی انتخابات با خشونت و اردوکشی خیابانی، امیدوار کردن جبهه دشمن، سرپیچی از راه معقول قانونی، بازیچه دشمن شدن، بیزاری نجستن از آشوبگران، ایجاد هزینه و زحمت برای کشور، مردم و تلاش برای قراردادن مردم در مقابل نظام، قرار دادن کشور در لبه‌ی پرتگاه خشونت و خونریزی بر سر قدرت و جنگ داخلی." تحلیل محتوای اظهارات چهره ها و رسانه ای اصولگرا در طول یک ماه اخیر نشان می دهد که آن ها می کوشند همین محورها را برجسته و به تبلیغ و تشریح سخنان آیت الله خامنه ای بپردازند و نوعی دلگرمی اجتماعی برای او در موضعی رهبری که مدیریت و تصمیمات خودش در این زمینه را حق و درست می داند، به نمایش بگذارند.

دومین وجه این برجسته سازی به پروژه حصر رهبران جنبش سبز باز می گردد. حامیان آیت الله خامنه ای با اشاره به حضور خیابانی شان در 9 دی 88، در مقابل خواسته رهبران جنبش سبز مبنی بر رفع حصر و آزادی رهبران این جنبش، درخواست محاکمه و اعدام رهبران جنبش سبز را مطرح می کنند. این رویکرد تقابلی هم دست نیروهای لابی گر را برای رایزنی سیاسی بسته نگه می دارد و هم به عنوان یک نیروی اجتماعی پشتیبان برای آیت الله خامنه ای خودنمایی می کند. شرط رهبر جمهوری اسلامی برای رفع حصر، عذرخواهی اعلام شده است. او یک بار به این موضوع به صراحت اشاره کرد: "صد بار ما سؤال کردیم؛ نه در مجامع عمومی، نخیر، به شکلی که قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهی نمی کنند؟" (6 مرداد 92، دیدار با دانشجویان) با این حال به نظر می رسد با انتشار سخنان دو روز پیش میرحسین موسوی و تاکید او بر حضور در دادگاه علنی و افشای فساد در جمهوری اسلامی، راهی برای پذیرش درخواست رهبر جمهوری اسلامی وجود ندارد.

وجه سوم عملیات 9 دی، ممانعت از بازگشت چهره های اصلاح طلب به میدان سیاست است. یکی از سرفصل های مهم و پیشگیرانه آیت الله خامنه ای در پنج سال گذشته ممانعت حداکثری از بازگشت چهره های اصلاح طلب ولو به قدرت ولو در لایه های میانی بوده است. او سال گذشته در دیدار با استاندار قم به او توصیه کرد که مانع از نزدیک شدن عناصر فتنه گر به استانداری شود. در هفته های اخیر هم علاوه بر برجسته سازی چهره های اصلاح طلب خارج از کشور، تلاش رسانه ها / چهره های اصولگرا بر خاطی، خیانت کار و مقصر نشان دادن اصلاح طلبان در طول 5 سال گذشته و اصرار بر حاشیه نشینی سیاسی آنها بوده است. در واقع به نظر می رسد از نظر اصولگرایان، فعالیت سیاسی در جمهوری اسلامی به دو دوره تقسیم می شود، از انقلاب 57 تا 9 دی 88، از 9 دی 88 به بعد. رمز عبور از در 9 دی و ورود به مرحله دوم نیز بصیرت اعلام شده است.

چهارمین وجه مهم برجسته سازی 9 دی اما امسال نمود بیشتری دارد. در طول یک سال گذشته، تحلیل گران و برخی چهره های اصلاح طلب و دولتی در تحلیل وضعیت کنونی جمهوری اسلامی به ویژه از منظر اقتصادی و بین المللی، رفتار دولت احمدی نژاد را سرچشمه مشکلات کنونی توصیف کرده اند، دورانی که آیت الله خامنه ای بیشترین تسلط را بر ساختار اجرایی کشور داشت. در طول ماه های اخیر، حامیان آیت الله خامنه ای کوشیده اند توپ را به زمین اصلاح طلبان بیندازند. آنها با اشاره به رویدادهای پس از انتخابات 88، رهبران جنبش سبز را عامل اصلی امیدوار سازی غرب، تشدید تحریم ها و خدشه دار شدن شخصیت جهانی جمهوری اسلامی معرفی می کنند.

وجه پنجم برجسته سازی 9 دی به تاکید ویژه بر دشمنی غرب باز می گردد. اصرار بر تداوم نگاه بدبینانه به غرب و متخاصم و غیر قابل اعتماد معرفی کردن اغلب کشورهای غربی و نمایش کلیپ های تلویزیونی درباره دخالت آنها در حوادث پس از انتخابات 88، کنایه تلویحی است به جناح های سیاسی و مقامات دولت روحانی که نباید به غرب دلخوش بود، چه درباره مسائل منطقه ای و چه درباره مذاکره هسته ای.

با ملاحظه چنین اهدافی می توان گفت 9 دی، به عنوان یک عملیات چند منظوره، انتخابی ناگزیر برای حکومت جمهوری اسلامی به ویژه شخص آیت الله خامنه ای به نظر می رسد: " من آن سال هم گفتم - پارسال بود یا پیرارسال بود - که این حادثه، حادثه‌ی کوچکی نیست. این حادثه، شبیه حوادث اول انقلاب است. این حادثه بایستی حفظ شود، بایستی گرامی داشته شود. (21 آذر 90، دیدار با اعضای ستاد بزرگداشت 9 دی)

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}