شهناز، زنی 41 ساله و مجرد است که از 10 سال پیش به دنبال فوت والدینش تنها زندگی می کند. حقوق بازنشستگی پدر متوفایش تنها منبع تامین مخارج روزمره و اجاره خانه اوست. در سال 1385 به او 10میلیون ریال سهام عدالت تعلق گرفته است.  شهناز تنها در سال 1386 موفق به دریافت سود سهامش، معادل 400 هزار ریال شده و از آن سال، هفت سال تا کنون، از محل این سهام درآمدی نداشته است. او نمی داند سهام عدالت آیا امروز چیزی جز کاغذ باطله هست یا نه؟

برنامه های اقتصادی به یادگار مانده از دولت محمود احمدی نژاد در یک نکته مشترک هستند: آینده همه آنها در هاله ای از ابهام است و دولت و مجلس هر یک دیگری را مسوول تصمیم گیری درباره سرنوشت آنها می داند. نتیجه این ابهام و عدم پذیرش مسوولیت توسط ارگان های دولتی سرگردانی میلیون ها ایرانی است که قرار بوده از اجرای این برنامه ها سود ببرند.

سهام عدالت یکی از این برنامه هاست که هفته پیش اعلام شد دولت و مجلس برای آن نه در سال 1393 و  نه در سال 1394  و نه احتمالا در سال 1395 تصمیمی نخواهند گرفت و خرید و فروش اوراق آن همچنان ممنوع باقی خواهد ماند.

سهام عدالت مانند مسکن مهر، با هدفی متعالی به اجرا گذاشته شد و اجرایش امید زیادی در میان خانواده های کم درآمد ایرانی ایجاد کرد. رسما هدف سهام عدالت "توزیع متعادل ثروت و درآمد در کشور، توانمندسازی و افزایش ثروت و ایجاد درآمد دائمی برای خانواده های نیازمند" اعلام شد تا طرحی باشد برای تسریع در روند خصوصی سازی و شفاف سازی روند واگذاری سهام شرکت های دولتی. ولی از همان ابتدا در اجرای این طرح گامهایی متناقض با اهداف رسما اعلام شده آن برداشته شد.

بعنوان نمونه رسما هدف سهام عدالت شفاف سازی روند واگذاری سهام و گسترش سهم بخش تعاون در اقتصاد کشور است ولی در عمل سهام عدالت  برای توزیع در اختیار شرکت های تعاون استانی قرار گرفت که اعضایشان توسط وابستگان دولت و استانداری ها تعیین می شدند. واگذاری سهام نه از طریق خرید و فروش در بازار سهام و ثبت در سازمان اوراق بهادار بلکه از طریق دیوانسالاری پنهانکار دولتی انجام  شد. سهام عدالت بدون آنکه به بزرگ تر شدن بخش خصوصی یا بخش تعاونی در کشور کمک کند، در عمل به تاسیس شرکت هایی دولتی منجر شد که تعاونی نامیده می شدند.

امروز بنا به تعریف دبیرخانه سهام عدالت نزدیک به هجده رده برای مشمولین طرح وجود دارند که شامل گروه هایی مانند مددجویان کمیته امداد، روستاییان، رزمندگان فاقد شغل، ایثارگران، خانواده شهداء، زنان کارگر و خدام مساجد و اماکن متبرکه هستند. در حال حاضر تخمین زده می شود 42 میلیون ایرانی مشمول طرح سهام عدالت باشند. این جمعیت در سال های آینده به بیش از 50 میلیون نفر خواهد رسید. دریافت سود سهام عدالت وابسته به زمان دریافت آن است و سود این سهام تنها در سال های 1385 و 1386 پرداخت شده است.

چالش دیگر طرح سهام عدالت شناسایی مشمولین این طرح است. در نهمین سالگرد تصویب طرح سهام عدالت هنوز مشمولین سهام عدالت بطور کامل شناسایی نشده اند. از سوی دیگر هزاران ایرانی که در زمره مشمولین طرح نبوده اند، سهام عدالت دریافت کرده اند تا گواه دیگری بر ناتوانی دستگاه اداری ایران در شناسایی مشمولین و مهندسی روند توسعه باشند.

حسین یک بساز و بفروش ساکن اصفهان یکی از این افراد است. او که دارای چند ملک مسکونی و تجاری در این شهر است و هیچ نیازی به سودهای 40 هزار تومانی سهام عدالت ندارد. اما در زمان دریافت ثبت نام سهام عدالت خود را کارگر ساختمانی معرفی کرده و  برای خود و چهار نفر دیگر از اعضای خانواده اش برگ سهام گرفته است. حسین تاکنون یک مرحله در سال 86 مبلغ 200 هزار تومان دریافت کرده است.

برای دریافت کنندگان سهام عدالت هنوز مشخص نیست که آیا واقعا به دارایی آنها اضافه شده است و اگر دارایی آنها افزایش یافته، این افزایش چقدر است. پیام، 36 ساله، که در بازار بورس تهران به خرید و فروش سهام مشغول است اعلام ارزش سهام عدالت را از سوی شرکت های تعاونی استانی تعجب آور می داند: "ارزش سهام  به بهاییست که خریدار برایش پرداخت می کند نه ارزشی که دفتردارها می گویند".

بارهای کسانی به او مراجعه کرده اند تا اوراق سهام عدالت خود را به او بفروشند اما او از خرید آنها خودداری کرده است:"هیچکس نمی داند این کاغذها واقعا چقدر ارزش دارند، من حرف های دولت و شرکت های سهام عدالت را نمی توانم باور کنم".

علی که  راننده آژانس و دارای یک خانواده چهار نفری است، با پیام هم عقیده است. او می گوید: "7 سال از زمان دریافت برگ سهام گذشته اما نه اجازه واگذاری به غیر را داریم و نه سودی به آن تعلق می گیرد". به گفته علی، این بازی و عوام فریبی دولت احمدی نژاد برای جلب نظر مردم به سمت خود و در واقع جمع کردن طبقات ضعیف جامعه در حزب و گروهش بوده است.

شهناز هم فکر نمی کند سهام عدالت در توزیع درآمد و ثروت درکشور موفق بوده است. در آخرین مراجعه اش به شرکت تعاونی سهام عدالت به او گفته اند: "ارزش سهام شما به 25 میلیون ریال رسیده است، اما هنوز اجازه خرید و فروش اوراق را ندارید و فعلا سودی هم برای آن اعلام نشده است".

برای درک تغییر ارزش واقعی سهام تعلق گرفته به شهناز، بهتر است بخاطر بیاوریم در سال 1385 ارزش اسمی سهام او بیش از یک هزار دلار بوده است در حالیکه امروز ارزش اسمی آن کمی بیشتر از هفتصد دلار است. این بازتوزیع کمکی به شهناز نکرده است. برای او "برگه های سهام عدالت دیگر به کاغذ باطله تبدیل شده است".

ابهام در ارزش واقعی سهام عدالت شاید یکی از دلایل ممنوعیت خرید و فروش آن باشد. هنوز میزان واقعی مطالبات دولت از شرکت های مشمول این طرح شناسایی نشده است. این در حالیست که در سال 1392 دولت 96 هزار میلیارد ریال بابت مطالباتش از این طرح دریافت کرده است. در سال 1393 این رقم به 150 هزار میلیارد ریال خواهد رسید. این به معناست که اطلاعات کافی درباره هزینه واقعی و ارزش واقعی شرکت های مشمول این طرح در اختیار سرمایه گذاران و سهامداران عدالت نیست.

کسی نمی داند یک برگ سهام عدالت واقعا در خرید و فروش در بورس چه ارزشی خواهد داشت. ضد و نقیض گویی های مقامات دولتی و نمایندگان مجلس به این ابهام اضافه کرده است.

این روزها بنظر می رسد مجلس رسیدگی به وضعیت سهام عدالت را منوط به ارائه لایحه از سوی دولت کرده است. در حالیکه پورابراهیمی  نائب رئیس کمیسیون ویژه اقتصادی مجلس می گوید با توجه به حجم طرح ها و لوایح مورد بررسی در کمیسیون تخصصی اقتصادی مجلس مانند لایحه انضباط مالی و رفع موانع تولید به نظر می رسد بررسی لایحه آزادسازی سهام عدالت تا پایان امسال به سرانجام نرسد. او مشغله نمایندگان را دلیل اصلی این امر می داند. از سوی دیگر عبدالله پوری حسینی، رئیس سازمان خصوصی‌سازی، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس در مورد آزادی سهام عدالت می گوید:" هنوز وقت آزادسازی طبیعی سهام عدالت نرسیده است، زیرا تا پایان سال 94 و اوایل سال 95 قرار نیست سهام آزاد شود و باید ده سال از زمان واگذاری سهام عدالت بگذرد".

برای علی و شهناز ده سال مدت زمان زیادیست. این روزها علیرغم ممنوعیت خرید و فروش سهام عدالت در روزنامه های کشور آگهی های فروش این اوراق را از سوی دریافت کنندگانشان منتشر می کنند. کسانی که دارند باور می کنند در سهام عدالت نه از پول خبری هست و نه از عدالت.​ اگر روزگاری محمود احمدی نژاد قطعنامه های تحریم را کاغذ پاره می خواند، در روزگار پس از او، انبوهی از ایرانیان برگه های سهام عدالت را کاغذ پاره هایی بیش نمی دانند، کاغذپاره هایی که یادگار رئیس دولت پیشین است. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}