یک زندانی ساکن بند 350 زندان اوین به ایران وایر می گوید در طول هفته گذشته و در سرمای زندان، آنها سه روز با قطعی گازوئیل روبرو بوده اند: «شوفاژ های اتاق مثل یک تکه یخند. دست  که می زنید، سوز سرما به تنتان می دود. در بهترین شرایط که موتورخانه روشن باشد، شوفاژها ولرم می شوند، حتی وقتی کمرمان را به شوفاژ تکیه می دهیم، هم گرم نمی شویم و عملا دست و پاهایمان از شدت سوز و سرمای داخل بند می لرزد. حق نداریم پتوی دو لایه یا لباس دولایه داشته باشیم، طبعا هر چند پتوی نازک که روی بیندازیم باز هم عملا  جلوی سرما مقاومت نمی کند و بی فایده است.»

این روزها خبر قطع سیستم گرمایشی بسیاری از زندان های ایران ، خصوصا زندان اوین، رجایی شهر و زندان مرکزی ارومیه به گوش می رسد.

«حسین» شش سال ساکن بند  350 زندان اوین بوده و به تازگی از زندان آزاد شده: «سال 89 که وارد بند 350 شدم تا زمان آزادی، همیشه فصل زمستان این مشکل به قوت خودش باقی بود. بافت زندان های ایران قدیمی است. از لای درز در و پنجره های فرسوده و چهارچوب های قدیمی، سوز عجیبی وارد فضا می شود. ما مجبور می شدیم هر شب دو سه پتوی نیمدار روی خودمان بکشیم و بخوابیم با این وصف تقریبا تمام زمستان، بیمار بودیم. شوفاژها از این شوفاژهای قدیمی است که کفاف نمی دهد. »

به گفت این زندانی تازه آزاد شده، همان سال حسین مرعشی، عضو حزب کارگزاران که در زندان بود، پیشنهاد نصب پنجره های دوجداره را داد. آنها نظرشان را به سختی به زندان تحمیل می کنند، خود زندانی ها هزینه دوجداره کردن در و پنجره ها را پرداخت می کنند و تا حدی این مشکل بند 350 حل می شود.

اما همه مشکل به مسئله ورود سوز و سرما  از درز در و پنجره برنمی گردد. وقتی موتورخانه زندان برای چند روز به طور کامل خاموش باشد، زندان به یخچال بزرگی برای ساکنانش تبدیل می شود. سیستم گرمایشی زندان اوین کماکان با گازوئیل کار می کند. زمستان ها و خصوصا در روزهای تعطیل، به علت پایین بودن بودجه سازمان زندان ها، گازوئیل، به موقع به موتورخانه زندان تزریق نمی شود به همین دلیل هم بارها پیش می آید که در دل سرمای زمستان، گازوئیل قطع و زندانی ها حتی از داشتن آب گرم هم محرومند.

به گفته یکی از زندانیان، هفته گذشته سه روز گازوئیل زندان قطع بود. زندانی ها مجبور شدند با گازهای خوراک پزی و با قابلمه آب گرم کنند و به حمام و نظافت بپردازند. با این وجود آنها با همان آب سرد و یخ زده، لباس ها و ظرف ها را می شورند.  

حسین خاطرات زمستانی اش را به یاد می آورد؛ روزهایی که قطع بودن گازوئیل و نبودن آب گرم زندان و سوز و سرمایی که عاصی شان کرده، منجر به تحصن شد: « شش روز بود که آب گرم نداشتیم. گفتیم خودمان هزینه گازوئیل را پرداخت می کنیم، فقط سیستم گرمایشی را درست کنید. واقعا غیر قابل تحمل بود. شب ها بچه ها سرفه می کردند یا از سرما می لرزیدند. مجبور بودیم در آن فضای سرد و منجمدکننده برای شستشوی لباس و ظرف ها هم از آّب یخ زده استفاده کنیم.»

سازمان زندان ها در مورد کمک گرفتن از زندانی ها در فصل زمستان برای تامین گرمایش و سوخت، سیاست واحدی ندارد. گاهی می گوید لزومی ندارد زندانی ها هزینه گازوییل زندان را پرداخت کنند و با این کار آبروی زندان را برده و سیاه نمایی کنند: « گوشه ای از حیاط تحصن کردیم. گفتند شما را می بریم انفرادی اما ما مقاومت کردیم و فردای آن روز گازوئیل را تزریق کردند و ما توانستیم آب گرم داشته باشیم.»

در غالب زندان های ایران، سوخت سیستم گرمایشی، سهمیه بندی است و به همین دلیل هم معمولا فضای زندان ها سرد و نمور و مرطوب است. در برخی زندان ها، به نوبت بندها را گرم می کنند یا یک روز در میان آب گرم مابین بندهای زندان توزیع می شود.

بر خلاف بند 350 زندان اوین، زندان رجایی شهر از داشتن پنجره های استاندارد محروم است و بافت فرسوده و قدیمی این زندان، قطع بودن گازوییل و آّب گرم همه بندها، باعث شده زندانی های ساکن آنجا مدام راهی بهداری زندان بشوند.

یک زندانی ساکن رجایی شهر از روشن شدن نیمه وقت شوفاژها می گوید: «شوفاژ به اندازه کافی در اتاق و راهروها نصب نشده اند. درجه حرارت شان را معمولا روی کمترین حد ممکن تنظیم می کنند تا از مصرف گازوئیل جلوگیری کنند.»

از این زندانی می پرسم آیا قادر به وارد کردن لباس یا پتوی کافی از بیرون نیستند؟ او پاسخ می دهد که زندانی ها بعد از ورودشان به زندان ملزم به تهیه پتو هستند اما آنها از آوردن پتو و لباس های زمستانی دو لایه معذورند.

مسئولان زندان فقط پتوی یک لایه را قبول می کنند و نداشتن پتوی دو لایه در آن هوای سرد بسیار سخت است. خانواده ها باید بروند دادستانی مجوز بگیرند. اینکه آیا مسئول این کار آن روز در دادستانی حالش خوش باشد یا نباشد، مجوز بدهد یا ندهد، برای سلول انفرادی مجوز می دهد یا برای بندهای عمومی، خودش حکایت و پروسه سختی است.

استدلال مسئولان زندان برای عدم پذیرش لباس های دو لایه یا پشمی، احتمال ورود مواد مخدر به داخل بندهاست. آنها می گویند زندانی ها، لابلای پتو و لباس های دو لایه، مواد مخدر قاچاق جاسازی می کنند.

آنها امکانات پیشرفته ای برای شناسایی مواد مخدر جاسازی شده ندارند، به همین دلیل هم تنها راه آسوده و بی دردسری که وجود دارد، منع پذیرش لباس های دو لایه یا پتوهای دولایه است.

«حسین» احتمال مردن یک نفر در زندان از سرما را بعید می داند: « ما که زندانی سیاسی بودیم، از همان تابستان شروع می کردیم به نامه نگاری تا وقتی به اوایل پاییز نزدیک می شویم، بتوانیم امکان ورود پتو یا لباس گرم را فراهم کنیم.»

با اینکه سازمان زندان ها، افراد متمول و پولدار را در بندهای های مختلف جا می دهد تا از توان و امکانات این افراد برای تجهیز زندان بهره برده و از خودیاری و همیاری آنها برای بهینه سازی فضای بند استفاده کند اما باز هم سیاست واحدی در این مورد وجود ندارد.

به گفته حسین، گاهی مسئولان برای در سنگ کاری نمای بند همکاری می کردند ولی برای خرید کولر همکاری نمی کردند: «وقتی ساکن 350 بودم تابستان ها هم مشکل گرما وجود داشت. کولرها خراب بودند و اصلا کفاف گرمای تابستان را نمی داد. ما مجبور می شدیم برویم زیر شیر آّب سرد تا گرما را قابل تحمل کنیم. این بار هم آقای مرعشی پیشنهاد داد به جای کولر آبی از کولرهای گازی استفاده کنیم. باز هم با همیاری همه بچه های بند کولر خریدیم اما مسئولین زندان می گفتند چون برق سه فاز برای نصب کولرها نیاز است، ما قادر به راه اندازی آنها نیستیم. منظورشان این بود که خودشان کنتور جداگانه برای کولرها نصب می کنند و پول برق سیستم خنک کننده را ما پرداخت کنیم.»

در این مورد رویکرد واحد و قانونی وجود ندارد. چند سال پیش خانواده زندانیان سیاسی درخواست کردند برای کمک به افرادی که کهولت سن دارند و قادر نیستند 45 پله طبقه پایین تا سالن ملاقات را طی کنند، یک آسانسور با هزینه خودشان در زندان نصب کنند اما سازمان زندان ها چنین پیشنهادی را نپذیرفت.

چنین جدال هایی بخشی از زندگی زندانیان شده است، آنها این روزها برای شوفاژ، پتوی دولایه و آب گرم نامه نگاری و اطلاع رسانی می کنند، مشخص نیست تا پایان زمستان چقدر توجه به این درخواست ها شود ولی فعلا تنها کاری است که از دست شان بر می آید. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}