احتمال ردصلاحیت حسن روحانی، رییس جمهوری ایران در انتخابات آینده حرف تازه ای نیست. در شش ماه گذشته بارها رسانه ها در این باره گمانه زنی کرده اند. این گمانه زنی ها اکنون با اظهارات «محمدرضا تابش»، نماینده اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی وارد دور تازه ای شده است: «اگر برخی اعضای شورای نگهبان چنین قصد و انگیزه ای هم داشتند، این مشکل با هدایت مقامات عالی رتبه نظام مرتفع شده است.»

پیش از این «مسیح مهاجری»، مدیرمسوول روزنامه «جمهوری اسلامی» گفته بود شورای نگهبان دوست دارد حسن روحانی را ردصلاحیت کند.

اصول گرایان در واکنش به تحلیل های اصلاح طلبانه درباره ردصلاحیت حسن روحانی گفته اند این افراد به فکر مظلوم نمایی هستند («محمدرضا باهنر»، نشست خبری ۱۳دی ۹۵) تا از این مسیر، ناکارآمدی دولت را پوشش دهند و با تحریک اجتماعی، بتوانند آرای مخالفان نظام تصاحب کنند («رضا سراج»، «مشرق نیوز»، ۱۵ دی ۹۵).

به عقیده آن ها، اصلاح طلبان مایل هستند از خلال دوگانه حسن روحانی – شورای نگهبان، یک سرمایه انتخاباتی برای روحانی بسازند و رییس جمهوری را وادار به موضع گیری تند و بی پرده علیه نظام و شورای نگهبان کنند (روزنامه «جوان»، ۲۴ مرداد۹۵).‌

با این وجود، گمانه زنی های سیاسی و رسانه ای درباره ردصلاحیت حسن روحانی، چند بستر داشت و چندان هم بی ربط نبود؛ بستر نخست، تاریخی است. «علی شکوری راد»، دبیرکل حزب «اتحاد ملت» خرداد ۹۵ گفت سال ۸۰ شورای نگهبان صلاحیت محمد خاتمی، رییس جمهوری وقت را رد کرد: «خودشان جرات اعلام آن را پیدا نکردند تا رهبری مداخله کرد و صلاحیت ایشان مجددا مورد تایید قرار گرفت.»

بستر دوم، سیاسی است که نشان دهنده انجام گام به گام یک پروژه سیاسی برای حذف وابستگان اکبر هاشمی رفسنجانی و روح الله خمینی از قدرت است. «محمدجواد حق شناس»، عضو شورای مرکزی حزب «اعتماد ملی» مرداد ۹۵ درباره سناریوهای حذف روحانی گفت: «اگر موضوع خود انصرافی به نتیجه نرسد، این امکان وجود دارد که بحث عدم صلاحیت روحانی را مطرح کنند که این موضوع هم قبلا کلید خورده است؛ مثلا در انتخابات گذشته، آقای هاشمی رفسنجانی حذف شد. ردصلاحیت حجت الاسلام سیدحسن خمینی هم گام دوم این پروژه بود. در همین حال، برای آن که هزینه حذف روحانی را هم کم جلوه دهند، امکان دارد محمود احمدی نژاد را هم حذف کنند تا به افکار عمومی بگویند هم رییس جمهوری قبلی حذف شده و هم رییس جمهوری فعلی.»

به طور کلی، از نظر سیاسی، این پروژه برای اصول گرایان ارزش و توجیه عملیاتی شدن دارد. ماندن حسن روحانی در سمت رییس جمهوری می تواند وزن سیاسی او را کماکان بالا نگه دارد و به طیف زیادی از اصلاح طلبان و حامیان هاشمی رفسنجانی و حسن خمینی قدرت مانور سیاسی بدهد. این وزن و مانور اگر در اثر یک حادثه، اصول گرایان را هم مثل اصلاح طلبان بی پدر کند و هاشمی‎شان بمیرد، می تواند به شدت مشکل ساز باشد.

بستر سوم اما قانونی است. در ماه های گذشته انتقاداتی از سوی اصلاح طلبان و اعتدال گرایان به احتمال رد صلاحیت رییس جمهوری کنونی ایران مطرح شد. اگرچه برخی آن را جنگ روانی برای تضعیف روحیه اصلاح طلبان و روحانی توصیف کردند، «محمدباقر نوبخت»، سخن گوی دولت گفت چنین بحثی، پوچ و بی ربط است و «عبدالله رمضان زاده»، سخن گوی دولت خاتمی احتمال رد صلاحیت روحانی را در حد یافتن انسان زنده بر کره مریخ توصیف کرد.
با این وجود، زمانی که «عباسعلی کدخدایی»، سخن گوی شورای نگهبان اعلام کرد هیچ تضمینی نیست که رییس جمهوری مستقر دوباره تایید صلاحیت شود، مشخص شد که موضوع از یک شوخی فراتر رفته است.

این گفته ها علی‏رغم این که ظاهر حقوقی داشتند، یک پیام روشن به اصلاح طلبان بودند که می توان در کره مریخ شورای نگهبان، انسان زنده پیدا کرد.

با وجود این سه بستر تاریخی، سیاسی و قانونی، می توان گفت در شرایط کنونی، نگرانی اصلاح طلبان و اعتدال گرایان از رد صلاحیت حسن روحانی، یک نگرانی جدی بوده است.

اصلاح طلبان در مواجهه با این وضعیت، چند راه‎کار داشتند؛ یک راه‎کار که در ماه های اخیر درباره آن تبلیغ شده، داشتن گزینه جایگزین است. مدافعان این طرح، چهره ای چون «اسحاق جهانگیری»، معاون اول رییس جمهوری را معرفی کرده بودند تا در صورت رد صلاحیت روحانی، او کاندیدای اصلی باشد. این پیشنهاد با واکنش منفی نزدیکان روحانی روبه رو شد: «در حزب اعتدال و توسعه اعتقاد داریم بهترین کاندیدا خود آقای روحانی است. پس آلترناتیو برای چه بخواهیم؟ دلیلی ندارد که چنین تصمیمی را بگیریم.» («محمود واعظی»، «تابناک»، ۶ بهمن ۹۵)

او پیش از این گفته بود: «هرکس با هر تفکری در انتخابات ۹۶ کاندیدا شود، هدفش تخریب روحانی است.» (۲۰آذر ۹۵، سفر استانی به کردستان)

سناریوی دوم می توانست امیدواری به دوران انتخابات و دخالت آیت الله علی خامنه ای برای حل مشکل باشد. او علاوه بر دخالت در تایید صلاحیت خاتمی در سال ۸۰، سال ۸۴ نیز در تایید صلاحیت «مصطفی معین» و «محسن مهرعلیزاده» دخالت کرد. با این حال، نیمه خالی لیوان به انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و انتخابات مجلس خبرگان رهبری باز می گردد که او برای تایید صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن خمینی اقدامی نکرد. به نظر می رسد آن ها حالت دوم را جدی گرفته و کوشیده اند که پیش از ورود به صحنه انتخابات، این مشکل را حل کنند. خبر محمدرضا تابش درباره هدایت مقامات عالی نظام چنین معنایی دارد.

معنای بزرگ تر این اقدام اما در سخنان اخیر «محمد هاشمی» نهفته است: «اصلاح طلبان پس از خلاء هاشمی، به این فکر افتاده اند که ارتباط مستقیم و مستقل با آقا داشته باشند، مطالب خودشان را بگویند و مطالبات آقا را بشنوند.»

محمدرضا تابش نیز ۱۷ بهمن گفت: «باید تلاش کنیم ارتباط نزدیک با رهبری اتفاق بیفتد... این تقاضا از سوی گروه ها و طیف های مختلف اصلاح طلب خدمت ایشان ارایه شده است. انشاالله که مورد پذیرش قرار گیرد و مکانیسم آن را نیز باید خود ایشان تعیین کنند که به چه صورتی باشد.»

«حسین مرعشی»، سخن گوی حزب «کارگزاران» نیز چنین درخواستی را مطرح کرد: «بخشی از گروه های سیاسی تقاضا دارند که پس از رحلت آیت الله هاشمی، ارتباط این گروه ها به صورت مستقیم با مقام معظم رهبری برقرار شود. در مرحله اول ما منتظر خواهیم ماند تا نظر مقام معظم رهبری را در این زمینه مشاهده کنیم.»

تردیدی نیست که رییس جمهوری شدن حسن روحانی در سال های آینده به طور عملی او را به مهم ترین واسطه بین علی خامنه ای و اصلاح طلبان تبدیل خواهد کرد. با این وصف، آیا دخالت پشت پرده برای منتفی شدن ردصلاحیت حسن روحانی و رفع نگرانی اصلاح طلبان می تواند اولین چراغی باشد که رهبر جمهوری اسلامی روشن کرده است؟‌ 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}