«امیرحسین قاضی زاده هاشمی»، عضو «جبهه پایداری» به سایت «نامه نیوز» گفته است: «[ابراهیم] رییسی، نامزد اصلح برای انتخابات ریاست جمهوری است و فرد دومی در سطح او وجود ندارد.»قاضی زاده هاشمی عضو هیات رییسه مجلس دهم شورای اسلامی و مهم ترین شخصیت حقوقی جبهه پایداری است. با این حال، یک چهره طراز اول سیاسی نیست اگرچه جمله های مطرح شده در مصاحبه او، می توانند ارزش تحلیل داشته باشند:

1. نخستین عبارت مهم در این جمله، «نامزد اصلح» است. منطق بازی انتخاباتی جبهه پایداری و آیت الله «محمدتقی مصباح یزدی» بر این عبارت استوار شده است. آن ها می گویند مهم نیست که کاندیدای انتخاباتی قدرت رای آوری دارد یا نه، مهم و وظیفه شرعی این است که فرد «اصلح» باشد. می گویند باید اول کاندیدای اصلح را پیدا و بعد همه تلاش کنیم رای بیاورد و مقبول شود. این بر خلاف منطق برخی اصول گرایان است که می گویند باید در میان کاندیدای «رای آور = مقبول»، دنبال فرد صاحب صلاحیت و متعهدتر گشت که بازنده نباشیم. اما اعضای جبهه پایداری می گویند اسیر نتیجه نیستند و اصلح بودن فرد مهم تر از همه این موارد است. بنابراین، کماکان مرغ جبهه پایداری یک پا دارد و با الگوی قدیمی خود بازی می کند. اما چرا برای این بازی، کارت ابراهیم رییسی انتخاب شده است؟

2- قاضی زاده هاشمی هم چنین گفته است: «اگر یک زمانی آقای رییسی برای کاندیدا شدن راضی شود...، کل مکانیزم ها [مدل های هم‎گرایی در جریان اصول گرا]‌ جمع خواهد شد.» 

پس هدف اول جبهه پایداری این است که مدل های موجود انتخاباتی اصول گرایان که مهم ترین آن، «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» (موسوم به «جمنا» یا «جبهه منا») است را به هم بزند. این عضو جبهه پایداری گفته است: «مجموعه جامعتین هم روی نامزدی رییسی نظر مثبت دارند.» 

مهم ترین چهره های جامعتین، «محمد یزدی»، مصباح یزدی و «محمدعلی موحدی کرمانی» هستند که با روش های جدید اصول گرایان برای انتخابات، حداقل از نظر ظاهری به حاشیه رانده شده اند. بنابراین، جبهه پایداری می کوشد با احیای الگوی قدیمی، چهره های مدنظر خود، یعنی محمد یزدی و مصباح یزدی را در کانون تصمیم گیری حفظ کند. حداقل فایده طرح این مسایل، این است که رفتار تازه جبهه پایداری، نوعی ابهام درباره فضای انتخاباتی اصول گرایان را به وجود می آورد و بدنه و بسیاری از اعضا گیج می شوند که تکلیف چیست، شاید از بالا دستور آمده، می آید،‌ نمی آیدو... . همین سوال ها برای فشل شدن مکانیسم های انتخاباتی اصول گرایان کافی است.

3- دیگر جمله مهم مصاحبه اما این جا است: «اصلح در مقطع زمانی کنونی،‌ متعین در آقای رییسی است.»  
مقطع زمانی کنونی از نظر انتخاباتی مهم است ولی از یک نظر دیگر هم اهمیت دارد؛ در ماه های اخیر بحث های گسترده ای درباره احتمال انتخاب ابراهیم رییسی به عنوان جانشین علی خامنه ای مطرح شده است. جبهه پایداری با جمع شدن گرد ابراهیم رییسی، در واقع می خواهد از همین اکنون‌ خود را مدافع و نیروهای پا به کار او معرفی کند و بگوید که حامیان رهبری این جا ایستاده اند. هم‏چنین می خواهد پیام دهد که اگر در مسیر رهبر شدن، سرمایه سیاسی و نیروی میدانی می خواهد، جبهه پایداری آماده است. از نظر آن ها، این یک بازی رو به جلو و آینده نگرانه است. حتی اگر ابراهیم رییسی قبول نکند و به میدان نیاید، باز هم آن ها پیام را فرستاده اند.

این بازی البته برای رییسی هم بد نیست. ما در حال حاضر هر چه می دانیم، درباره شخصیت قضایی ابراهیم رییسی است. او اکنون دو سمت مهم دارد که یکی از آن ها، یعنی ریاست دادگاه ویژه روحانیت، باز هم قضایی است. تولیت آستان قدس رضوی اما به او شخصیت اجرایی داده است ولی کماکان او از نظر شخصیت سیاسی، ضعف دارد. طرح نام او به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می تواند یک سرمایه سیاسی باشد و جنبه شخصیت سیاسی او را تقویت کند. بنابراین، ولو در حد یک هفته، طرح این موضوع می تواند به رشد موقعیت سیاسی ابراهیم رییسی کمک کند. البته خودش به خوبی می داند که اگر بخواهد به میدان بیاید و رییس جمهوری شدن را سرمایه رهبر شدن بکند، باید کل هسته نظامی، امنیتی و نظارتی نظام پشت سر او بایستد و به تعبیر سردار «محمدباقر ذوالقدر»، طراحی چندلایه کند تا حتما برنده انتخابات شود.

در فضای انتخاباتی اردیبهشت ۹۶ که مدیریت صندوق های رای در دست دولت حسن روحانی است و او هم کاندیدای اصلاح طلبان و اعتدال گرایان برای جانشینی رهبر است، جدال این دو نفر در انتخابات خیلی پیچیده تر از انتظار خواهد شد. مثل بازی های فوتبال، فینال زودرس را خواهیم دید.

4- قاضی زاده هاشمی هم چنین رییسی را تلویحا این طور توصیف کرده است:«شخصیتی واجد خصوصیات کلان مورد قبول همه نیروهای وابسته به انقلاب و نظام.» 

گفته است اگر بیاید، نتیجه طور دیگری می شود. این نتیجه را او، هم متوجه مکانیزم های انتخاباتی اصول گرایان می داند و هم نگاه مردم به کاندیداها. اصول گرایان در ماه های اخیر بسیار تبلیغ کرده اند که مردم از روحانی عبور کرده اند و می شود انتخابات را دور دومی کرد. دقیقا به همین خاطر است که خیلی ها هوس کاندیداتوری کرده اند و حس می کنند دوره و فرصت خوبی است که رییس جمهوری شوند. با این وجود، عاقل ترهای اصول گرا به خوبی می دانند زور حسن روحانی در شرایط کنونی به اندازه کافی زیاد است. به همین سبب، در طول یک سال گذشته بارها سعی کرده اند چهره های هراس افکن علیه او رو کنند تا حداقل از نظر روانی دست پر خودشان را حفظ کرده باشند. چهره اول، «قاسم سلیمانی» بود که اعتقاد داشتند می تواند روحانی را شکست بدهد. چهره دوم، محمود احمدی نژاد بود که گفته می شد کماکان توان رقابت جدی دارد. 

این احتمال حتی در حرف و حدیث ها درباره کاندیداتوری «مرضیه وحیددستجردی» و «پرویز فتاح» هم وجود داشت. در واقع، مکانسیم جنگ روانی و انتخاباتی علیه حسن روحانی از سوی طیف های مختلف اصول گرا، بازی با چهره هایی بود که توان هراس افکنی در اردوگاه انتخاباتی حسن روحانی را داشته باشند. آن ها سعی می کردند با چهره های تکراری بازی نکنند و دنبال چهره های تازه یا قدرتمند می گشتند. به همین سبب است که وقتی همه رسانه ها می نویسند «سعید جلیلی»، کاندیدای جبهه پایداری است، آن ها ابراهیم رییسی را رو می کنند.

جمع بندی: مولفه های کنونی بازی جبهه پایداری، بازی تخریبی است،؛ خراب کردن بازی اصول گرایان و اصلاح طلبان. نام ابراهیم رییسی هم اساسا بازی خراب کن است؛ چه برای رییس جمهوری مطرح شود، چه برای جانشینی آیت الله خامنه ای. کلا شخصیت جبهه پایداری در حوزه سیاست ورزی هم بازی تخریبی بوده است. فعلا آن ها گزینه خوبی برای این بازی انتخاب کرده اند. از نظر قانونی،‌ ابراهیم رییسی نیازی ندارد از تولیت آستان قدس و یا دادگاه ویژه روحانیت استعفا بدهد و تنها باید از عضویت در هیات مرکزی نظارت بر انتخابات کنار بکشد که آن هم چون قانون تاریخ مشخصی اعلام نکرده است، می تواند تا آخرین روزها به ارزیابی ماجرا بپردازد. ولی طبعا حضورش تا آخرین لحظه می تواند بیش از هر زمان دیگر، حاشیه سیاسی برای هیات مرکزی نظارت بر انتخابات ایجاد کند. بنابراین، سایر رقبا انتظار دارند زودتر اعلام موضع کند. این اعلام موضع حتی اگر منفی هم باشد، جبهه پایداری پیام های لازم را فرستاده است؛ لبیک یا رییسی.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}