شهریار نکوزاد، شهروند خبرنگار

آیت الله علی خامنه ای کم تر در مورد ورزش اظهارنظر کرده اما آن چه گاه و بی‎گاه به عنوان رهبر و یا در زمان ریاست جمهوری خود به زبان آورده، ماندگار شده است. رهبر جمهوری اسلامی سال 77 و دو ماه پیش از دیدار تاریخی ایران و امریکا در جام جهانی فرانسه گفت: «من آن بازی را نگاه کردم. البته حقیقتش این است که آن شب هم نمی خواستم نگاه کنم چون دیروقت بود و وقت خواب من بود لیکن همین طور که نشسته بودم، تلویزیون را روشن کردم و ناگهان با گل ایشان (حمید استیلی) مواجه شدم و دیگر خواب از سرم رفت و نشستم تا آخر بازی را تماشا کردم!»

این تنها اظهارنظر ورزشی یا به عبارتی، فوتبالی علی خامنه ای نیست؛ پیش از این نیز در سال 1362 در گفت و گویی تلویزیونی، در مقام رییس جمهوری به بازی تاریخی تیم های ملی فوتبال ایران مقابل اسراییل در زمان پهلوی اشاره کرده بود.

ایران و اسراییل روز ۲۹ ارديبهشت ۱۳۴۷ در ورزشگاه «امجديه» (شیرودی کنونی) مقابل هم قرار گرفتند. جام ملت های آسیا بود و ایران می خواست آقایی و قهرمانی خود را در آسیا اثبات کند. قبل از بازی، شایعه ای در شهر پیچید. گفتند «حبیب‌القانیان»، سرمایه‌دار متمول یهودی و مالک ساختمان «پلاسکو»، تمامی بلیت های ورزشگاه را خریده است تا کسی به امجدیه نرود. بعد گفتند از 30 هزار بلیت، نیمی را خریده و فقط به یهودیان به صورت رایگان می دهد. اما روز بازی، ورزشگاه لبریز بود از جمعیتی که داشتند برای ایران فریاد می زدند.

فینال جام ملت های آسیا بود و ایران دو بر یک پیروز شد. دو گل را «همایون بهزادی» و «پرویز قیلچ‌خانی» زدند. گل‎زن دوم سال ها است که حق ورود به ایران را ندارد. تهران غرق در شادی بود و همین دلیلی شد برای این که رییس جمهوری دهه 60 ایران از شادمانی مردم برای قهرمانی در آسیا به عنوان ابزاری برای «اسراییل ستیزی» یاد کند. علی خامنه ای در سال 1362 گفته بود: «آن روزها طلبه جوانى بودم كه به تهران آمدم. جو عمومى در تهران عليه تيم اسراييل بود و بعد از مسابقه، همه مردم شادى خود را از اين پيروزى نشان مى دادند. در تاكسى هم راننده مى گفت ديديد چه طور به آن ها گل زديم كه اين ها نارضايتى ملت از همكارى شاه با اسراييل را نشان مى داد.»

یعنی اگر امروز در خیابان به هم بگویید که دیدید چه طور به عراق گل زدیم، می تواند نشانه ای از نارضایتی مردم از همکاری دولت ها و حکومت ها باشد. همین طور مباحثه در مورد گل‎زنی بازی برزیل مقابل آلمان هم می تواند چنین تحلیلی را پشت خود داشته باشد.

تصور عمومی این است که ایران درست پس از انقلاب تمامی رویارویی های خود با ورزشکاران و تیم های اسراییلی را تحریم کرده است اما ورزشکاران ایرانی پس از انقلاب هم مقابل نمایندگان اسراییل قرار گرفته اند. سال ۱۹۸۳ در رقابت های کشتی آزاد و فرنگی جهان در «کی یف» شوروی، «بيژن سيف‌خانى»، فرنگى كار گيلانى وزن ۷۴ كيلوگرم مقابل «رابينسون كوناشويلى»، کشتی گیر اسراییلی کشتی می گیرد و در نهایت با نتيجه ۷ بر ۴ پيروز می شود.

جریان اطلاع رسانی در آن زمان مانند امروز نبود. بيژن سيف‌خانى به مقام نهم جهان رسید اما چون حریف اسراییلی را برده بود، روزنامه «كيهان» و مجله «كيهان ورزشى» از این مقام به عنوان قهرمانی بزرگ ایران یاد کردند. بی خبر از این که همین مساله، آغاز و پایانی بود بر تاریخ مشترک ورزش ایران و اسراییل پس از انقلاب.

«على‌ اكبر ولايتى»، وزير امور خارجه وقت ایران دستور می دهد که تمام کاروان باید به ایران برگردند. خبر شبانه به گوش کشتی گیران ایران رسید. مربیان به اتاق تک تک بازیکنان رفتند، آن ها را بیدار کردند و گفتند وسایل خود را جمع کنید، باید به تهران برگردیم. در بازگشت، تمامی کادر فنی و البته شخص بیژن سيف‌خانى توبیخ شدند.

حکومت ایران با قاطعیت اعلام می کند که دیگر هیچ ورزشکار ایرانی، تحت هیچ شرایطی و در هیچ رقابت رسمی و غیررسمی، حق مبارزه با حریف اسراییلی (صهیونیست) خود را ندارد. استدلال، به رسمیت نشناختن کشور اسراییل و دفاع از مردم فلسطین بود. در تمام این سال ها، تیم ها و ورزشکاران فلسطینی مقابل ورزشکاران اسراییلی گاه و بی‌گاه دیدار کرده اند؛ نمونه بارز آن را می توان موافقت «بنیامین نتانیاهو» و «محمود عباس» در اردیبهشت ماه سال قبل برای برگزاری یک دیدار دوستانه فوتبال میان تیم های ملی فوتبال اسراییل و فلسطین دید؛ دیداری که پیشنهادش را «سپ بلاتر»، رییس وقت فدراسیون جهانی فوتبال داده بود. بلاتر به اسراییل سفر کرد و گفت: «پیغامی از طرف نتانیاهو برای آقای محمود عباس دارم.»
او وعده داد که مشکلات دو سرزمین در زمینه فوتبال را رفع خواهد کرد. فلسطینی ها بارها از فیفا خواسته بودند که اسراییل را از فدراسیون جهانی اخراج کند.

اتفاق ویژه در مورد ورزش دو کشور اما این بود که سال ۲۰۱۵ وقتی فلسطین برای نخستین بار حضور در جام ملت‌های آسیا را تجربه کرد، اخباری پیرامون حضور پنج بازیکن اسراییلی الاصل در ترکیب تیم ملی این کشور به گوش رسید؛ اتفاقی که در کم تر از 12 ساعت واکنش صریح و سریع وزارت اطلاعات ایران را به همراه داشت. تمامی رسانه های داخلی از انتشار این خبر منع شدند.

اما در این سوی، ورزشکاران ایرانی نه تنها از هر نوع مبارزه ای با ورزشکاران اسراییلی منع شده اند که حتی ایستادن در کنار آن ها نیز توام با توبیخ یا جریمه بوده است؛ مثلا تیرماه امسال، در جام جهانی تیراندازی که در شهر باکو با حضور80 کشور برگزار شد، یکی از این موارد رخ داد. «حسین باقری»، تیرانداز ایرانی در بخش 10متر مردان، در سالنی که نماینده اسراییل هم حضور داشت، رقابت کرد و اولین مدال ایران در این مسابقات را به دست آورد. حسین با نقره ای که روی سینه اش دید، به نخستین مدال تاریخ تیراندازی ایران در این رشته رسید اما «باشگاه خبرنگاران جوان» تیتر زد: «مدالی که بوی خون می دهد.»

از حسین باقری در زمان بازگشت نه تنها تقدیر نشد که حتی برای پاسخ به این سوال که چرا در سالنی بوده که یک اسراییلی حضور داشته است،احضار شد.

سال های دهه 60 و 70 برای دولتمردان ایران سال هایی طلایی بود. آن ها با افتخار عدم حضور ورزشکاران ایرانی مقابل حریفان اسراییلی را فریاد می زدند. اما تغییر در قوانین و اساس‎نامه کمیته جهانی المپیک، روال را تغییر داد. اول بار «ژيل ديويس»، سخن گوى كميته بين المللى المپيك نثر جدید قوانین کمیته جهانی را برای رسانه ها خواند: «در صورتی که ورزشکار یا ورزشکارانی از حضور مقابل ورزشکار یا ورزشکارانی دیگر به دلایل سیاسی، مذهبی، نژادی و قومیتی امتناع کنند، آن ورزشکار مادام العمر از حضور در رقابت های بین المللی محروم خواهد شد. همین طور فدراسیون و کمیته المپیک آن کشور با تهدیداتی از جریمه نقدی تا محرومیت از حضور در رقابت های بین المللی و المپیک مواجه خواهند بود.»

آخرین ورزشکاران ایرانی که به صورت رسمی حاضر به دیدار با حریف اسراییلی نشد، «آرش میراسماعیلی» بود؛ جودوکار ایران در رقابت های المپیک آتن. او نه تنها بخت مسلم ایران برای کسب نخستین مدال به شمار می رفت که پرچم‏دار ایران هم در روز افتتاحیه بود.

آرش در اولین قرعه، به حریف اسراییلی خورد. کاپیتان تیم ملی جودو ایران می دانست که حق رقابت با حریف اسراییلی را ندارد، پس خودش مدعی شد که به وزن استاندارد نرسیده است. اما رسانه های ایران به صراحت از ممنوعیت مبارزه آرش با ورزشکار اسراییلی نوشتند. روزنامه «جهان فوتبال»(به صاحب امتیازی «مهدی تاج»، رییس کنونی فدراسیون فوتبال) تیتر زد «پرچم‏دار زمین خورد». خبرگزاری «ایپنا»، متعلق به باشگاه «پاس» (نیروی انتظامی) تیتر روزنامه جهان فوتبال را توهین به مقدسات مردم ایران دانست.

آرش در بازگشت به فرودگاه بین المللی «امام خمینی»، مورد استقبال «غلامعلی حداد عادل»، رییس وقت مجلس شورای اسلامی و جمعی از نمایندگان مجلس قرار گرفت. رهبر ایران در دیدار با ورزشکاران، با تجلیل از میراسماعیلی گفت: «در این قضیه جوسازی فراوانی شد تا این اقدام محکوم شود ولی این جوان مؤمن ایرانی توانست آن ها را در انفعال و در مقابل عمل انجام شده قرار دهد.»

همین طور «سیدمحمد خاتمی»، رییس جمهوری وقت مبلغی معادل ۱۲۵ هزار دلار امریکا جایزه نقدی به او پرداخت کرد. از سویی دیگر، «محمدباقر قالیباف»، شهردار تهران هم سال 91 مجموعه ای در بزرگراه «رسالت»، حد فاصل میدان رسالت و پل «سیدخندان» (محله مجیدیه) را به نام آرش میراسماعیلی نام نهاد و این اقدام را جهت تشکر از مردی عنوان که در حمایت از مردم فلسطین، با حریف اسراییلی مبارزه نکرده است.

نکته این جا است که همان عدم رویارویی، دو بازخورد منفی برای ورزش ایران داشت؛ اول حساسیت ویژه کمیته جهانی المپیک برای مبارزات بعدی ورزشکاران یا تیم های ایرانی مقابل رقبای اسراییلی و دوم، تذکر جدی در پرونده آرش میراسماعیلی. همین تذکر جدی در آبان ماه سال 94 برای او محرومیتی پنج ساله از حضور در تمامی پست های مدیریتی ورزشی را به همراه داشت.

کمیته انضباطی فدراسیون جهانی جودو با بسنده کردن به تذکر کمیته جهانی المپیک، آرش میراسماعیلی را به دلیل آن چه در رقابت‌های قهرمانی جهان در ایران رخ داده بود، پنج سال از مدیریت ورزشی محروم کرد.

سال 90 در رقابت های جهانی کشتی فرنگی و در وزن 120 كيلوگرم، «بشير باباجان زاده» كه در دور اول، حريف روسی خود را برده بود، در كشتی دوم، در حالی كه در زمان دوم 3-1 پيش بود، خود را با عنوان مصدوميت از مسابقات كنار کشید. او در صورت پيروزی، در نيمه نهايی با حريفی از اسراییل دیدار می کرد.

سال 1383 هم «وحید هاشمیان»، بازیکن تیم ملی ایران و «بایرن مونیخ» آلمان، در لیگ قهرمانان اروپا مقابل «مکاپی» اسراییل حاضر نشد. او در دو بازی رفت و برگشت مدعی شد که مصدوم است. همین اتفاق برای «اشکان دژاگه» هم افتاد؛ سال 87 اشکان بازیکن تیم ملی جوانان آلمان بود و در روز بازی جوانان آلمان و اسراییل مدعی شد که مصدوم است و قادر به همراهی تیم خود نیست.

هر دو بازیکن هم به نوعی در خفا از سوی آلمانی ها تنبیه شدند. قرارداد هاشمیان در سال بعد تمدید نشد. سال بعد از آن، «علی کریمی» در قرارداد خود با باشگاه بایرن مونیخ بندی را گنجاند که تیم بایرن را در دیدار با نمایندگان اسراییلی همراهی نخواهد کرد. این بند امروز در قرارداد «سردار آزمون»، «علیرضا جهانبخش»، «سعید عزت الهی» و اشکان دژاگه با باشگاه هایشان وجود داد.

البته اشکان دژاگه که تمامی رده های فوتبال آلمان را تجربه کرده بود، پس از خودداری از بازی در مقابل تیم اسراییلی و مصدومیت ساختگی، دیگر به تیم ملی آلمان نرسید و پیراهن تیم ملی ایران را پوشید. همان زمان، «ولفگانگ شويبله»، وزير كشور آلمان از تصميم دژاگه انتقاد كرد.

مهم ترین بازخواست را اما «حامد حدادی» و «صمد نيكخواه بهرامى»، دو ستاره بسکتبال ایران پس دادند. نوامبر سال ۲۰۰۹ سایت ورزشی «FanHouse» از حامد حدادی یک فایل صوتی منتشر کرد که در پاسخ به این سوال که آیا با بازيكن اسرایيلى تيم «ساكرامنتو كينگز» دست خواهی داد، گفته بود: «بله، چرا که نه؟ شماره پیراهنش چند است؟»

کمی قبل تر در المپيك پكن، «ديويد بلت»، سرمربى اسرایيلى تيم ملى بسكتبال روسيه و بازيكنان ايران در پايان مسابقه با يك ديگر دست دادند. صمد نيكخواه بهرامى در كنفرانس مطبوعاتى وقتى با اصرار خبرنگاران خارجى براى توضيح پيرامون آن اتفاق مواجه شد، گفت: «ما براى بازى كردن در اين‌جا هستيم، نه چيز ديگر.»

اما هر دو نفر برای بازخواست به حراست تربیت بدنی دعوت شدند. طی سه سال اخیر، فدراسیون بسکتبال هر دو را با وجود انتقاد رسانه ها، از تیم ملی کنار گذاشته است.

حالا شعار «برای دفاع از مردم مظلوم فلسطین» با وجود قوانین جدید، نرم نرم از زبان دولتمردان و بعد از ادبیات رسانه ای ایران حذف شده است. کمیته جهانی المپیک می گوید به دلایل سیاسی، مذهبی، قومیتی و نژادی. در این بین، عذر موجه، «مصدومیت» تعریف نشده است. حالا مصدومیت مهم ترین راه کار برای ورزشکاران ایرانی شده است؛ نمونه هایش کم نیستند.

اما گاهی همین حیله هم جواب نمی دهد؛ مثلا سال 92 و در جریان رقابت های جهانی کشتی آزاد، «محمد طلایی»، سرمربی این تیم پس از ارایه دو گواهی پزشکی برای دو جوان کشتی گیر ایران که باید روبه روی دو حریف اسراییلی قرار می گرفتند، به «ایسنا» گفت: «کمیته پزشکی مسابقات گفته است نفر سوم فقط در صورتی که دستش قطع شود، مصدوم به حساب می آید!»

یک مورد عجیب هم هست در مورد «علیرضا دبیر»؛ همان مردی که امروز در شورای اسلامی شهر تهران، یکی از نزدیک ترین عناصر به اصول گرایان و شخص محمدباقر قالیباف به حساب می آید. او دارنده مدال طلای المپیک 2000 سیدنی بود. در آستانه سفر به المپیک 2004 آتن، خطاب به «مهرعلیزاده»، رییس وقت سازمان تربیت بدنی گفته بود: «اگر با قرعه اسراییل روبه رو شوم، کنار نمی کشم.»

ادعای دبیر، ترس هیات ورزشی ایران را به همراه داشت. او اما در دو بازی پیاپی مقابل حریفان روس و ازبک شکست خورد و وداعی زودهنگام با المپیک داشت.

دبیر، ابداع کننده یک روش قرعه کشی خاص هم بود. سال 2003 از کشتی گیران دعوت می شد تا قرعه های خود را انتخاب کنند. در مسابقات جهانى ۲۰۰۳ نيويورك، عليرضا دبير با تاكتيك ابداعى خودش، دو قرعه را با یک دست برمی دارد تا اگر يكى از قرعه ها اسراييل بود، آن را بياندازد و دومى را نشان دهد. برحسب اتفاق، يكى از قرعه ها «دومتريو سوكاليوك» از اسراييل بود! آن را انداخت تا با رقيب اصلى خود، يعنى «سرافيم بارزاكف» از بلغارستان رو به رو شود. این تاکتیک همان جا لو رفت. فدراسیون جهانی کشتی از کشتی گیران خواست در هر بار انتخاب، فقط یک قرعه را بیرون بکشند.

ورزشکاران ایرانی تقریبا در تمامی رشته های ورزشی (حتی گلبال، کبدی، دوومیدانی، شنا یا تیراندازی) عواقب عدم رویارویی با حریفان اسراییلی را دیده اند. اما هنوز نوبت به فوتبال نرسیده است. یکی از نگرانی های دایمی، مواجه شدن با اسراییل است در جام جهانی فوتبال. آیا آن زمان هم تمامی بازیکنان ایران می توانند گواهی پزشکی آماده کنند؟

ورزشکارانی که مقابل حریفان اسراییلی قرار نگرفته اند، بیش ترین ضرر شخصی را برده اند. آرش میراسماعیلی فقط یک استثنا بود. از آن ها گاهی تقدیری دم دستی شده و گاهی هم نه. آن چه اهمیت دارد، رکورد ایران است برای عدم رویارویی با اسراییل؛ ولو این که تیم ملی فلسطین در ترکیب خود در جام ملت های آسیا از بازیکن اسراییلی سود برده باشد.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}