مونا وزیری، شهروند خبرنگار

 

پرسپولیس یکی از نمادهای فوتبال خصوصی در فوتبال آسیا بود؛ البته میان سال های 1342 تا 1357 خورشیدی که توسط «علی عبده» و به عنوان زیرمجموعه ای از شرکت «سی. آر. سی» بنا و اداره شد.

عبده مردی بود از جنس اقتصاد؛ متولد بروجرد و ساکن امریکا. در موردش نقل می کنند که در زندگی خصوصی خود چندان مقید نبوده اما در زندگی حرفه ای و کاری سخت گیری های ویژه داشته است.

در پرسپولیس، شعار «اخلاق، درس، ورزش» را پیاده کرد. در دهه 50 تنها بازیکنی که توانست بدون ورود به دانشگاه، پیراهن پرسپولیس را مالک شود، «علی پروین» بود. اما در مورد مصرف الکل برای بازیکنانش هیچ فرصتی برای بخشش قال نمی شد. روزنامه «گل» سال 88 در تشریحی از قوانین خاص عبده برای پرسپولیس نوشته بود که یک بار مقابل چشم تمام اعضای تیم، به خاطر ایستادن کنار یک هنرپیشه زن و عکس انداختن، به مرحوم «صفر ایرانپاک» سیلی زده بود. همین طور برای بازیکنانش قانون گذاشته بود که اگر بوی الکل از دهان بازیکنی به مشامش برسد، دهان آن بازیکن را با سیم برق خواهد دوخت.

عبده که رفت، پرسپولیس مانند تمام اموالش مصادره شد. اموال مصادره هم به «بنیاد مستضعفان» رسید. بنیاد مهم ترین دغدغه اش، تغییر نام باشگاه و همین طور تقسیم این مال مصادره ای با سازمان وقت تربیت بدنی بود.

اولین نام جدید در سال 60 ثبت شد؛ باشگاه فرهنگی ورزشی «شهید چمران». علی پروین در جلسه با نماینده های بنیاد مستضعفان و سازمان تربیت بدنی گفته بود: «ما به فحش خوردن در ورزشگاه عادت داریم اما نمی دانم شما می دانید که ممکن است به اسم یک شهید در ورزشگاه چه توهین هایی شود یا نه!»

«آزادی» و حتی «جمهوری» دو نامی بود که برای پرسپولیس انتخاب شد اما بازیکنان و هوادارانش نپذیرفتند. تا سال 65 زمان برد تا بنیاد مستضعفان و سازمان وقت تربیت بدنی با هم به نام «پیروزی» به عنوان جانشین پرسپولیس برسند. هرچند که سرانجام نامش در فروردین سال 91 به پرسپولیس تغییر کرد.

پرسپولیس مانند نامش، پس از انقلاب در دست مدیران ورزشی، سیاسی و نظامی دست به دست شده است. اولین مدیر انتصابی بنیاد، «محمدعلی دقت‌پور» بود. او پس از دو ماه به دلیل تغییر نام باشگاه به «آزادی» و اعتراض و تحصن بازیکنان به این نام، جای خود را به «عباس وکیل‌« داد.

عباس وکیل از بهمن 65 تا خرداد 67 مدیریت باشگاه را بر عهده داشت. در آخرین سال ریاستش، باشگاه به سه مقام قهرمانی هم رسید.
عباس را باید با خانواده اش شناخت. روایتی از زبان خودش وجود دارد که می گوید «ابوالقاسم»، برادر بزرگ ترش سال های 54 تا 57 در زندان «قصر» و زیر نظر «ساواک» بوده است. برادر کوچک ترش، یعنی «محمد حسین» به محض حضور روح الله خمینی در «جماران»، یکی از اعضای دفتر رهبری شد. خودش اما با راه اندازی بنیاد مستضعفان، به سمت مدیریت رفاه و ‏تفریحات سالم بنیاد رسید.

عباس وکیل از نظر کارنامه ورزشی، افتخاراتی مثال زدنی دارد؛ چهار مقام قهرمانی کشوری و یک نایب قهرمانی در آسیا. اما باشگاهی که او ساخته بود، از دیدگاه علی پروین، به پادگان نظامی شباهت داشت که تمام مربیان، بازیکنان و پرسنل باشگاه هم شخصیت هایی امنیتی پیدا کرده بودند. او برخلاف برادر کوچک ترش، هرگز عضو سپاه پاسداران نشد اما همکاری نزدیکی با نهادهای امنیتی داشت.

شهریور سال 90، «خبرآنلاین» عباس وکیل را به عنوان اولین مدیری در تاریخ فوتبال ایران معرفی کرد که علی پروین را از پرسپولیس کنار گذاشته بود. فضای امنیتی و حس بدبینی که در آخرین سال مدیریت وکیل در باشگاه پرسپولیس حاکم شد، او را با وجود کامیابی های فراوان، منفور بازیکنان کرد.

وکیل به خبرآنلاین در مورد آن چه در فینال باشگاه های آسیا میان پرسپولیس و «محمدان» بنگلادش رخ داد، گفته بود: «اتفاق بسیار بدی بود؛ دو بر یک بازی را باختیم. یک توطئه ای باعث شد شکست بخوریم. من از آن پرده برنمی دارم. این یک سری است بین من و "محمد حسن انصاری فرد". این موضوع از طریق او به من منتقل شد.»

محمدحسن انصاری فرد به وکیل می گوید تیم علیه تو توطئه کرده است. بعد وکیل که نماینده بنیاد در پرسپولیس بود، برکنار می شود و «عباس انصاری فرد»، برادر بزرگ تر محمدحسن اولین مدیری شد که از سوی سازمان تربیت بدنی به باشگاه پرسپولیس هدیه شده است. تا پیش از این، تمامی مدیران از سوی بنیاد برای باشگاه ماموریت می گرفتند. عباس انصاری فرد از دهه 60 به استخدام بنیاد مستضعفان درآمده بود.

آبان ماه سال 72 عباس رفت و امیر آمد. باشگاه پرسپولیس را بنیاد و سازمان تربیت بدنی به وزارت معادن و فلزات واگذار کرده بودند و «امیر عابدینی» اولین مدیری شد که از سوی این وزارت خانه به پرسپولیس رسید.

نام واقعی او «حسن عابدینی» است. سال 1360 و وقتی 33 سال سن داشت، استاندار لرستان شد؛ اولین استانداری که «علی خامنه ای» در دوران ریاست جمهوری خود برای لرستان منصوب کرده، عابدینی بوده است. از بهمن سال 62 تا اردیبهشت سال 66 هم استاندار آذربایجان شرقی بود. از تیر 66 تا مهر سال 68 به استانداری خراسان رسید. زمان استانداری او با تبدیل شدن پست ریاست جمهوری به رهبری آیت الله خامنه ای برای همیشه تمام شد. در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی بدل شد به معاون وزارت معادن و فلزات. جای او را در خراسان، «علی جنتی» با حکم هاشمی رفسنجانی گرفت.

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود پیرامون چگونگی حضورش در استانداری مشهد به جای امیر عابدینی نوشته بود: «ظهر (۱۶ شهریور ۱۳۶۸) آقای سید هادی خامنه‌ای آمد. مطابق معمول شکایت داشت از آستان قدس و آقای واعظ طبسی در مسایل مشهد و خواهان این بود که آقای علی جنتی به جای آقای امیر عابدینی استاندار خراسان نشود.»

عابدینی سال 80 در گفت و گو با «خبرورزشی» مدعی شده بود که مدل فرماندهی او در استانداری خراسان برای مقابله با اشرار، مدل «رضاخانی» بوده است. در کارنامه اش هیچ سابقه ای از بازی در باشگاه پرسپولیس هم نیست اما پس از مدیرعاملی باشگاه، با شهادت علی پروین، مدعی شد که سابقه حضور در پرسپولیس پیش از انقلاب را داشته است.

او به جز سابقه استانداری و مدیریت باشگاه پرسپولیس یا عضویت در فدراسیون فوتبال، مشاغل جانبی دیگری هم داشت؛ مدیر عامل «شرکت توسعه راه‌ های ایران»، معاون اسبق وزارت صنایع و معادن، عضو پیشین شورای اسلامی شهر تهران، معاون مسكن «بنياد شهيد»، مدیر عامل «شرکت مهندسی فرودگاه‌ های کشور»، مدیر عامل «اتکا»، مدیر عامل «شرکت سهامی کل معادن ایران» و سهام‎دار باشگاه «داماش» بوده است.

امیر (حسن) عابدینی را می توان از مدیران میانی اطلاعات ایران دانست که تقریبا از زمان حضور «محمد خاتمی» در ریاست جمهوری، از چرخه کار «امنیتی» کشور دور ماند. می توان مدعی شد که تقریبا آخرین مدیر اطلاعاتی در بدنه باشگاه پرسپولیس هم بود. او حد فاصل سال های 72 تا 79 به تمامی افتخارات ممکن داخلی با پرسپولیس رسید؛ شش قهرمانی و یک نایب قهرمانی (لیگ و حذفی) کسب کرد و با این ادعا که باشگاه پرسپولیس بنا به دستور ریاست جمهوری، باید از وزارت صنایع به سازمان تربیت بدنی منتقل شود، آرام آرام از بدنه پرسپولیس کنده شد.

دو سال پس از او، پای عناصر مستقیم سپاه پاسداران به باشگاه پرسپولیس هم باز می شود. سردار «اکبر غمخوار» بی تردید شاخص ترین نظامی سال های اخیر است.

بخشی از مسوولیت های غمخوار طی سه دهه اخیر، ما را می رساند به پست هایی مانند عضویت در سپاه پاسداران، مسوول لجستيك قرارگاه «نوح» سپاه، معاون هتل‌داری و گردش‌گری بنياد مستضعفان، مدير عامل «بنياد تعاون» سپاه،عضو هيات مديره بانك «انصار‌المجاهدين» سپاه، رییس كانون‌هاى مسافرتى و جهانگردى و البته مدیرعامل باشگاه پرسپولیس.

سال 81 به روزنامه «جهان فوتبال» گفته بود: «تعداد عکس هایی که رسانه ها الان در یک هفته از من چاپ می کنند، از تمام اخبار و تصاویری که طی تمام این سال ها از من منتشر شده اند، بیش تر است.»

سردار غمخوار وقتی كه قرارگاه «خاتم‌الانبیا» تشكیل شد، فرمانده لجستیك آن قرارگاه شد. 18 سال داشت که فرماندهی لجستیک غرب کشور را به او سپردند. وظیفه اش هم این بود 600 تیپ، لشگر و گردان را امكانات دهد. جنگ كه تمام شد، لجستیكی‌ها رفتند در نهادهای اقتصادی.

غمخوار یک بار از قول یکی از هم‌رزم های سابقش، خاطره ای نقل کرد و گفت: «بچه ها دیگر آن آدم‌های هشت سال قبل نبودند. به قول یكی از آن ها، ما دیگر می‌دانستیم بازار چه می‌خواهد و ما از بازار چه می خواهیم.»

غمخوار هم از این دایره دور نماند. در تمام سال های جنگ ایران و عراق، یار نزدیک «محسن رفیق‌دوست» شده بود و از او حکم معاونت سیاحتی و زیارتی بنیاد را دریافت کرد.

غمخوار دومین مدیری شد که پروین را از پرسپولیس حذف کرد. علی پروین سال 82 در مصاحبه با روزنامه «نود» مدعی شد سردار غمخوار برای حذف او و شکستن تابوی محبوبیتش از «بالا» دستور داشته است.

سایت «تبیان» در مورد چرایی حضور سردار لجستیکی سپاه پاسداران در باشگاه پرسپولیس، گزارشی منتشر کرد. در بخشی از این گزارش، به مهم ترین جلسه ای میان غمخوار و «محسن مهرعلیزاده»، رییس وقت سازمان تربیت بدنی (در دولت محمد خاتمی) اشاره شده است.

تبیان در این گزارش مدعی شده است که محسن مهرعلیزاده برنامه های مورد نظر و خواسته هایش را به سردار غمخوار ابلاغ می کند. غمخوار پس از شنیدن حرف های رییس تربیت بدنی می گوید: «مهندس! حالا بگو برای این همه سفارش و استراتژی كه داده ای، چه قدر حقوق به من خواهی داد؟»

غمخوار یک بار هم به خبرگزاری «ایرنا» گفته بود وقتی خواسته های اولیه سازمان تربیت بدنی را شنیدم، تنم لرزید. این که دقیقا چه خواسته هایی از فرمانده سپاه شده که تنش را لرزانده، علنی گفته نشده است اما شاید ما را برساند به همان ادعای پروین و این فرضیه که قرار بود دو قطبی در فوتبال ایران بشکند. دو قطبی به معنای محبوبیت زایدالوصف دو باشگاه استقلال و پرسپولیس بود.

تبیان ادعا کرده که مهرعلیزاده سال 81 در دیدار با غمخوار، به او پیشنهاد حقوق ماهیانه یک میلیون تومان برای مدیریت در پرسپولیس را داده اما غمخوار گفته است: «می نویسم تعهد می كنم كه بالای پنج میلیارد تومان به باشگاه كمك نقدی كنم به آن شرط كه دست از سر من بردارید و بگذارید به بیزینسم برسم.»

نام اکبر غمخوار به عنوان اولین فرمانده سپاه پاسداران در تاریخ ورزش ایران ثبت شد که در ورزشگاه ها مورد فحاشی و هتاکی هواداران قرار گرفت. اگر اوایل دهه 60 علی پروین با این بهانه که یک شهید (چمران) نباید در ورزشگاه فوتبال مورد فحاشی قرار بگیرد، جلوی نام گذاری پرسپولیس به چمران را گرفت، روزی رسید که سردار لجستیک به دلیل کنار گذاشتن علی پروین مورد اهانت قرار گرفت.

غمخوار تا تابستان سال 83 مدیرعامل پرسپولیس بود. بعد «حجت الله خطیب» آمد؛ مدیری کاملا بی ارتباط با حوزه های امنیتی که یک عمر فقط ریاست اداره کل تربیت بدنی استان تهران (19 سال) یا سرپرستی فدراسیون کشتی را در کارنامه اش داشت. اما یک سال بعد همان مردی مدیرعامل شد که روزی به عباس وکیل گفته بود: «بازیکنان خیانت کردند.»

محمدحسن انصاری فرد، برادر کوچک تر عباس است. عباس تقریبا همه جا برای محمدحسن بزرگی کرده است. در دهه 60، وقتی محمدحسن بازیکن تیم ناشناس «تکاور» تهران بود، به واسطه ارتباطاتی که در بنیاد مستضعفان داشت، او را به عباس وکیل معرفی می کند تا ناگهان سر از پرسپولیس در بیاورد. همان سال ها هم او را به استخدام تربیت بدنی درآورد.

او سال 84 مدیرعامل باشگاه پرسپولیس شد. یک سال بعد به دلیل بدهی های مالی و ضعف اداره باشگاه پس از آخرین اخراج علی پروین از پرسپولیس و البته اضافه شدن دو عضو شورای شهر که به دولت محمود احمدی نژاد نزدیک بودند، استعفا داد. درحالی که سازمان وقت تربیت بدنی باید استعفای او را بررسی می کرد، نمایندگان مجلس از رییس سازمان تربیت بدنی وقت(محمد علی آبادی) درخواست می کنند که با استعفای مدیرعامل پرسپولیس مخالفت شود.

دو عضو تازه وارد که حساسیت انصاری فرد را برانگیختند، «حبيب كاشانی» و «حسن بيادی» بودند. حبیب کاشانی سال 86 به عنوان مدیرعامل باشگاه پرسپولیس، جای انصاری فرد نشست. او در ظاهر، یک عضو تندرو شورای شهر و نزدیک به دولت محمود احمدی نژاد بود اما در حقیقت، از فرماندهان قدیمی سپاه تهران محسوب می شد.

حبیب کاشانی متولد سال 1345 در آبادان است اما فرمانده حوزه بسیج در غرب تهران(خیابان هاشمی) در دهه 60 بود و مسوولیت جذب نیروهای نوجوان و جوان برای اعزام به جبهه را در منطقه غرب تهران برعهده داشت. در سوابقش گفته است بیش از چهار سال در جبهه و جنگ ایران و عراق بوده اما دانش آموزان مجتمع آموزشی پسرانه «اختر» در محله هاشمی تقریبا او را در تمام سال های دهه 60 در این مدرسه می دیدند. حبیب کاشانی با حفظ سمت فرماندهی بسیج، مدیر مجتمع آموزشی اختر (دبستان، راهنمایی و دبیرستان) هم بوده است.

او پس از جنگ، از سوی سپاه پاسداران در وزارت آموزش و پرورش مامور بود. مدتی هم به عنوان مسوول حوادث غيرمترقبه شهرستان رودبار به گیلان رفت و پس از دو سال دوباره به تهران برگشت. در تمام این سال ها، خودش را یکی از نزدیکان به «عبدالحمید محتشم»، دبیرکل «انصار حزب الله» هم معرفی کرده است. کاشانی یکی از مدیران گم‎نامی بود که با آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد معرفی شد. او ابتدا به عنوان عضو شواری شهر تهران در دومین دوره این شورا (از سال 81 تا 85) انتخاب شد و این حضور در دوره های سوم و چهارم (دوره کنونی) هم ادامه داشته است.

کاشانی حالا عضو جبهه «آبادگران» است و البته از سال 90 تا امروز پست هایی مانند مدیریت تیم فوتبال امید ایران را هم برعهده داشته است؛ مسوولیتی که توام با ابهاماتی در مورد بودجه این تیم در آبان ماه سال 94 شد.

«تابناک» در مورد مخارجی که حبیب کاشانی مدعی بود از جیب شخصی خود برای تیم «امید» هزینه کرده، نوشته بود: «این سوال پیش آمده که حبیب کاشانی هزینه تیم امید را از کجا تامین می‌کند؟ او می‌گوید معلم آموزش و پرورش است و غیر از حقوق معلمی، دریافتی دیگری ندارد؛ حتی از شورای شهر که سه دوره پیاپی عضوش است.»

شهریورماه سال 90 «محمد عباسی»، وزیر ورزش دولت حسن روحانی، سردار «محمد رویانیان» را به عنوان مدیرعامل جدید باشگاه پرسپولیس معرفی می کند. کارنامه رویانیان تا پیش از دولت محمود احمدی نژاد لبریز از عناوین و پست های نظامی بوده است.

«انوشیروان (محمد) رویانیان» سال 57 در سن 18 سالگی به عضویت کمیته انقلاب شهرستان نور در آمد. کم تر از دو سال بعد، وقتی هنوز 20 ساله نشده بود، فرمانده کمیته شهرستان نور بود. جمله مشهورش در شهر نور را جوانان سابق مازندرانی در دهه 60 به یاد دارند: «جوانان ما شهید نمی شوند که شما هرکاری خواستید، بکنید.»

او البته خودش حتی یک روز هم عازم جبهه نشد تا شاید کمی طعم شهادت را مزه کند.

سال 1370 پس از شهربانی و ژاندارمری، به عنوان نخستین فرمانده نیروی انتظامی شهرستان نور منصوب می شود. خودش مدعی است که طرح اولیه راه اندازی «پلیس 110» را او به «محمدباقر قالیباف»، فرمانده نیروی انتظامی داده است. شاید برای همین نخستین فرمانده پلیس 110 کشور هم شد.

او از سال 1370 تا 1380 این مسوولیت را بر عهده داشت و پس از آن به عنوان معاون راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی منصوب شد. نکته قابل توجه در مورد محمد رویانیان این است که از سال 70 از سپاه پاسداران به نیروی انتظامی مامور بوده است.

دایره مدیریت رویانیان در دولت محمود احمدی نژاد گسترده است؛ سال 87 که از فرماندهی راهنمایی و رانندگی کنار رفت، از سوی رییس جمهوری وقت به عنوان رییس ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور و هم‎زمان، مدیر عامل شرکت قطارهای شهری کشور و البته مشاور ویژه احمدی نژاد در حوزه حمل و نقل حکم گرفت.

دو سال پس از آن، اظهارنظر تاریخی او در مورد معترضان به انتخابات ریاست جمهوری 88 جنجال به پا کرد که گفته بود: «معترضین به رهبری، آشغال هستند.»

او به عنوان مدیرعامل باشگاه پرسپولیس وارد ساختمانی شد که حالا جولانگاه فرماندهان سپاه بود. مهم ترین اقدامی که می توان به نام محمد رویانیان ثبت کرد، بازگرداندن برند و نام اصلی باشگاه پرسپولیس بود؛ شکایتی که حبیب کاشانی به دادگاه برد را ادامه داد و در نهایت نام پرسپولیس را جایگزین «پیروزی» کرد.

اما آمار و ارقام در مورد میزان بدهی هایی که او روی دست باشگاه پرسپولیس گذاشت، قابل تامل است. سه سال قبل و در زمانی که هیات مدیره باشگاه پرسپولیس حکم به خروج او داد، مدعی شد که تراز مالی باشگاه مثبت شده و پرسپولیس کم ترین بدهی به فرد یا نهادی ندارد. اما خبرگزاری «مهر» بر اساس اعلام سازمان بازرسی کل کشور در سال 92، (طبق گزارش ناظر سازمان بازرسی و همین طور هیات مدیره باشگاه)رقم بدهی های این باشگاه را  بیش از 40 میلیارد تومان اعلام می کند.

رویانیان سال 92 با 40 میلیارد بدهی که هنوز پرونده هایش در فدراسیون جهانی فوتبال باز است و خطر کسر امتیاز یا تعلیق این باشگاه را تهدید می کند، از پرسپولیس جدا می شود اما با دستور سرلشکر«سیدحسن فیروزآبادی»، در بهمن ماه همان سال به عنوان رییس بازرسی ویژه معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح حکم می گیرد.

اردیبهشت ماه سال بعد «غلامحسین محسنی اژه‌ای»، دادستان کل کشور و سخن گوی قوه قضاییه ایران به خبرنگاران می گوید که سه نفر در ارتباط با پرونده مربوط به تخلف در «ستاد مدیریت حمل و نقل وسوخت» بازداشت شده اند که یکی از آن ها، محمد رویانیان است.

رویانیان فروردین ماه سال گذشته از سوی «حمیدرضا مهرعلی»، رییس فدراسیون به سمت مشاور عالی رییس فدراسیون موتورسواری و اتومبیل رانی در حوزه حمل و نقل و ایمنی جاده‌ای انتخاب شد؛ انتخابی که توام با اعتراض «محمود گودرزی»، وزیر ورزش و جوانان وقت بود.

مهرعلی در مورد آن چه پس از انتصاب رویانیان رخ داد، سال قبل به «تسنیم» گفت: «روز چهارشنبه آقای رویانیان را به‌ عنوان مشاور انتخاب کردم. روز پنج شنبه با من تماس گرفتند و گفتند که وزیر از این انتخاب ناراحت شده است. ولی من در پاسخ گفتم که از مراجع ذی‌صلاح در مورد ایشان استعلام کرده‌ام و گفته‌اند که آقای رویانیان مشکلی ندارد.ولی از طرف وزارت خانه اصرار داشتند که ایشان از فدراسیون برود. شنبه صبح آقای رویانیان با من تماس گرفت و گفت که نمی‌تواند این مسوولیت را قبول کند. همان روز هم آقای سجادی با من تماس گرفتند و گفتند باید استعفا بدهی.»

پرسپولیس پس از رویانیان، مدتی را با سرپرست های موقت مانند علی پروین، «بهروز منتقمی» یا «حمید سیاسی» ادامه حیات داد. در نهایت، پس از جنجال دیدار با «امیرحسن جهانشاهی» در مادرید، وزارت ورزش تصمیم گرفت «علی اکبر طاهری» را به عنوان سرپرست باشگاه پرسپولیس منصوب کند.

علی اکبر طاهری تنها مدیر سال های اخیر پرسپولیس است که رابطه ای با سپاه نداشته است اما شاید در لایه های دور از این نهاد نظامی قرار گرفته باشد. در کارنامه اش می توان فقط عناوین اقتصادی دید. او از سال 67 وارد «گروه صنعتی خاور» شد. سال 70 به عضویت هیات مدیره «شرکت پیستون سازی ایران» درآمد اما سال بعد به هیات مدیره شرکت «ساپکو» «ایران خودرو» رسید.

طاهری حد فاصل سال های 72 تا 81 عناوینی مانند معاون مدیرعامل و رییس «سازمان خرید»، مدیرعامل و عضو هیات مدیره «داشت» و بعد در سال های 79 تا 82 ریاست «موسسه فرهنگی ورزشی ایران خودرو» (پیکان) را تجربه کرد.

اما در میان اعضای هیات مدیره باشگاه می توان نام «جعفر کاشانی» را دید؛ مردی که تا قبل از انقلاب بازیکن پرسپولیس بود و پس از آن کارمند سیاسی وزارت امور خارجه و کاردار و سرکنسول ایران در کشورهای انگلستان، آلمان، سوریه و امارات شد.

پرسپولیس طی سال های اخیر، محلی برای ورود و خروج عناصر سپاه و نیروهای اطلاعات مستقر در بنیاد مستضعفان بوده است؛ مردانی که گاه و بی‌گاه لابه لای پست های اقتصادی و نظامی، سری هم به آوردگاه فوتبال می زنند، شهرتی کسب می کنند و بعد بدهی های باشگاه پرسپولیس را به مرز قابل تامل بیش از 40 میلیارد تومان کنونی می رسانند.

 

 

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}