گزارش

مصطفی هاشمی طبا؛ لجوج، تندرو، اصلاح طلب ورزشی

۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
پیام یونسی‌پور
خواندن در ۱۰ دقیقه
از سعید فائقی به عنوان مرد همه کاره دوران ریاست هاشمی طبا در سازمان تربیت بدنی یاد می شود.
از سعید فائقی به عنوان مرد همه کاره دوران ریاست هاشمی طبا در سازمان تربیت بدنی یاد می شود.
هاشمی طبا نزدیک ترین مدیر سیاسی-ورزشی در دهه 60 و 70 به هاشمی رفسنجانی و خانواده اش بود.
هاشمی طبا نزدیک ترین مدیر سیاسی-ورزشی در دهه 60 و 70 به هاشمی رفسنجانی و خانواده اش بود.

«مصطفی هاشمی طبا» برای جامعه ورزش ایران یا سیاه بوده یا سپید. متولد اصفهان، 71 ساله و ورزشی ترین شخصیت میان نامزدهای دوازدهمین دوره ریاست جمهوری است. او از دانشگاه تهران مدرک کارشناسی برنامه و بودجه گرفته و پس از انقلاب، فوق لیسانس خود را از دانشگاه «امیرکبیر» در رشته نساجی با گرایش سیستم آنالیز به دست آورده است.

بعد از انقلاب، نخستین پستی که به چنگ آورد، وزارت صنایع در دولت «محمد جواد باهنر» بود. هاشمی طبا در دولت سوم، از سوی «میرحسن موسوی» هم به عنوان وزیر صنایع انتخاب شد. بعد اما آرام آرام از پست های سیاسی خودش را دور کرد. سال 1365 به ریاست «کمیته ملی المپیک» ایران رسید؛ پستی که دریچه ورود او به مدیریت ورزشی بود. در دولت چهارم هیچ سمتی نداشت اما از او به عنوان مهم ترین مشاور بخش ورزش دولت «اکبرهاشمی رفسنجانی» یاد می کنند. درست وقتی که «حسن غفوری فرد» ریاست سازمان وقت تربیت بدنی را در دست داشت، مصطفی هاشمی طبا پایه های ورزش ایران را با «فائزه هاشمی» پی ریزی می کرد. تا این که در دولت پنجم به صورت رسمی جای غفوری فرد را در سازمان تربیت بدنی گرفت و معاون رییس جمهوری شد. این آغاز حکومت مردی در ورزش ایران بود که می خواست طرحی نو در بدنه ورزش دراندازد.

مدیریت هاشمی طبا گرفتار در دوگانگی اصول گرایی و اصلاح طلبی بوده است. او در نخستین نشست خود با سردبیران و دبیران رسانه های معدود ورزشی وقت در سال 72، به شدت از دو طرح «مصطفی داوودی» انتقاد کرد. داوودی سال 1360 ریاست سازمان تربیت بدنی را در دست داشت. او برای نخستین بار طرح بازی فوتبال با شلوار، شنای مردان با لباس پوشیده و خروج تمام بازیکنان بالای 27 سال از تیم ملی را مطرح کرده بود. هاشمی طبا در نخستین روز حضورش در سازمان تربیت بدنی، از رسانه هایی مانند «کیهان ورزشی»، «دنیای ورزش»، «اطلاعات»، «کیهان»، «ابرار»، «بشیر»، «نیرو» و... که همگی هفته نامه های ورزشی یا روزنامه های سیاسی بودند، کمک خواست تا تندروی از بدنه ورزش ایران کنده شود.

اما همین مرد، چهره دیگری هم از خود نشان داده است؛ مثلا «ناصر حجازی» را «عرق خور» معرفی کرده و خطاب به «داریوش مصطفوی»، رییس وقت فدراسیون فوتبال گفته بود: «اسم آن الکلی (ناصر حجازی) را جلوی من نیاورید. ما آمده‌ایم تا جا برای بچه‌حزب‌اللهی‌هایی مثل "ممد مایلی" باز شود.»

این روایتی است که مصطفوی برای مرحوم حجازی از چرایی سرمربی گری مایلی کهن در تیم ملی نقل کرده بود.

حضور هاشمی طبا در سازمان تربیت بدنی توام با قدرت گرفتن فائزه هاشمی در ورزش بانوان شد. او یکی از موافقان راه اندازی یک تشکل غیردولتی به رهبری فائزه برای ورزش بانوان بود. این اتفاق دقیقا در سالی افتاد که هاشمی طبا فقط نقش مشاور خانوادگی هاشمی در ورزش را ایفا می کرد.

فائزه هاشمی «فدراسیون ورزش های اسلامی زنان» را 1369 در تهران راه اندازی کرد؛ یک تشکل مستقل که بخشی از بودجه اش را از سازمان وقت تربیت بدنی و ردیف بودجه دولت می گرفت. پس از حضور هاشمی طبا در بدنه دولت، قدرت اجرایی این فدراسیون و البته شخص فائزه هاشمی هم افزایش یافت.ائتلاف این دو، یک اتفاق مبارک برای ورزش ایران بود؛ گسترش روابط بین الملل ورزش کشور.

مصطفی هاشمی طبا اولین مدیری بود که موفق شد به بالاترین کرسی بین المللی ورزش در جهان نزدیک شود. او عضو کمیته بین المللی المپیک شد. سال 91 به «رادیو ورزش» گفته بود: «مسوولین کمیته بین المللی المپیک در سفری که به ایران داشتند، به من پیشنهاد دادند که عضو کمیته بین المللی المپیک باشم اما متاسفانه همین مسوول کمیته المپیک زمانی که به سمت فرودگاه بدرقه اش می کردم، به من گفت فردی (هم‎وطنی که نام او را ذکر کرد) به من اطلاع داده است که شما دچار مشکلات و مسایلی در ایران هستید که نمی توانید این جایگاه را داشته باشید. همین موضوع موجب شد که عضویت من تا سال ۷۹ به تعویق بیفتد. سال ها بعد از جانب رییس شورای المپیک آسیا به عنوان رییس کمیته ملی المپیک در آسیا انتخاب شدم. پس از آن توانستم در رای گیری سال ۲۰۰۰ اجلاس سیدنی اکثریت آرا را کسب کنم و به عضویت کمیته بین المللی المپیک درآیم و چهار سال در این جایگاه باقی بمانم.»

او در عین حال سعی کرد که کمیته ملی المپیک را هم در ید قدرت خودش داشته باشد. برای همین طی سال های 1375 تا 1383 ریاست کمیته المپیک را هم در دست گرفت؛ در انتخاباتی که به نظر فرمایشی و نمایشی می آمد. پنج سال از عمر ریاست او در کمیته المپیک، توام با ریاستش بر سازمان تربیت بدنی بود در دولت اول «محمد خاتمی».

در تمام آن سال ها، تلاش کرد تا صاحب بهترین روابط در حوزه بین الملل باشد. به جز این که برای اولین و-تا امروز- آخرین بار او به عنوان یک مدیر ایرانی موفق به حضور در مجمع کمیته جهانی المپیک شد، روابط دیپلماتیک ورزشی ایران با کنفدراسیون ها و به ویژه کمیته المپیک آسیا را هم بهبود بخشید.

سال 1377 و پس ازحضور ایران در جام جهانی فوتبال، او کتابی نوشت به نام «داستان یک صعود» که به چگونگی راه‎یابی تیم ملی ایران به جام جهانی اشاره داشت. کتاب در 128 صفحه منتشر شد که بیش از نیمی از صفحات آن را تصاویر تیم ملی و آمار و ارقام مسابقات اشغال کرده است. ایرادهای نوشتاری و همین طور ماهوی بسیاری می توان در آن پیدا کرد. هاشمی طبا با تحصیل در زمینه نساجی، مدیریت در وزارت صنایع، حضور کم تر از هشت سال مدیریت به هم پیوسته ورزشی، تلاش کرده است در این کتاب، سیستم بازی تیم ملی ایران را نقد و بررسی کند؛ به شکل بازی «استاد اسدی» در دفاع چپ ایراد گرفته و حتی در بخشی از تحلیل بازی ایران مقابل قطر نوشته است که «علی دایی» خسته بوده و قدرت پریدن نداشته است.

اما در همین کتاب، نمونه ای از تلاش هاشمی طبا برای ایجاد روابط حسنه بین الملل به صورت ناخودآگاه بازگو شده است. او در مورد حضور زودهنگام تیم ملی کویت در ایران خاطره ای نقل کرده و نوشته است: «همراه تیم ملی کویت، "شیخ احمد فهد"، رییس فدراسیون فوتبال کویت و رییس شورای المپیک آسیا نیز آمده بود. حسب سمتی که داشت، برای استقبال به فرودگاه رفتم.»

او در این بخش تاکید کرده که از فائزه هاشمی، «سعید فائقی» و «بهرام افشارزاده» هم خواسته بود تا او را برای استقبال از شیخ احمد فهد تا فرودگاه همراهی کنند.

هاشمی طبا را می توان محصول و پرورش یافته دولت میرحسین موسوی دانست. او دقیقا زندگی سیاسی خود را با رجایی و موسوی بعد از انقلاب آغاز کرد. در ورزش هم تلاش داشت تا مدلی از رابطه رییس جمهوری و نخست وزیر به نمایش بگذارد. نخست وزیرش هم سعید فائقی بود.

هرگز در مورد سوابق انقلابی هاشمی طبا پیش از انقلاب حرف به میان نیامده است اما در مصاحبه ای که معاون سابقش سال 82 با روزنامه «همشهری» داشت، در مورد اولین دیدار و آشنایی با هاشمی طبا گفته بود: «ما در بند يك زندان اوين بوديم. طبقه فوقانی ما، افرادی مثل آقايان طالقانی، هاشمی رفسنجانی، رهبر انقلاب، منتظری، دكترشايگان، مقدم سليمی و هاشمی طبا بودند. ما هم سعی می كرديم ببينيم آن ها چه طور رفتار می كنند.»

فائقی ليسانس مهندسی مكانيك، فوق ليسانس مديريت صنايع از دانشگاه «پلی تكنيك» و دكترای اقتصاد از بلژيك داشت. سال های اول انقلاب به عشق تدریس به آذربایجان برگشت اما بعد از جنگ در قزوین کارهای اقتصادی را آغاز کرد. هاشمی رفسنجانی اولین کسی بود که او را به سازمان تربیت بدنی غفوری فرد تحمیل کرد اما هاشمی طبا با حضورش در بدنه ورزش، به او اختیاراتی نامحدود داد؛ نمونه اش را می توان در اعزام تیم های ورزشی دانست. فائقی تقریبا تصمیم گیرنده نهایی بود، حتی وقتی هاشمی طبا خوی استبدادی خود را نشان می داد.

سال 75، هاشمی طبا نامه ای خطاب به «داریوش مصطفوی»، رییس وقت فدراسیون فوتبال و محمد مایلی کهن، سرمربی تیم ملی می زند و دستور می دهد «مجتبی محرمی» حق همراهی تیم ملی را ندارد. فائقی در خاطرات خود گفته است: «هاشمی طبا نامه زد و گفت اگر مجتبی محرمی را همراه تیم ملی به مسابقات ببرند، کل تیم را به ایران برمی گرداند. اما مایلی کهن اصرار داشت این بازیکن را با خود ببرد. مجبور شدم تا همه چیز را مخفیانه انجام بدهم. نقش من در ورزش این بود که میانه کار را بگیرم تا به تیم ملی ضربه وارد نشود. تیم را یواشکی با محرمی فرستادیم امارات و بعد من گفتم حالا که گذشته، می خواهی چه کار کنی؟»

این دو تقریبا از هم ناگسستنی هم هستند. حتی وقتی حضور هر دو در اواخر دولت محمد خاتمی در ورزش ایران کم رنگ شد و بعد در دولت محمود احمدی نژاد به صورت کامل محوشدند. بعد از پیروزی دولت حسن روحانی، در کارگروه فرهنگی- اجتماعی ستاد او، یک کارگروه جدید به نام ورزش شکل یافت و ریاست آن را نیز مصطفی هاشمی طبا برعهده گرفت. «مسعود سلطانی‌فر»، اولین گزینه روحانی برای وزارت ورزش و البته وزیر کنونی این وزارت‎خانه نیز به عنوان دبیر این کارگروه انتخاب شد.

بیش از 12 نفر عضو این کارگروه بودند که وظیفه آن ها حول محورهایی مانند بررسی وضعیت فعلی ورزش و شاخص‌های انتخاب وزیر ورزش و جوانان بود. قرار بود سعید فائقی هم به عنوان وزیر ورزش معرفی شود. این مهم ترین خواست هاشمی طبا در ستاد حسن روحانی بود.

تنها سهمی که هاشمی طبا از بدنه دولت روحانی برد، مشاور امور زیربنایی، سرمایه گذاری و توسعه زیرساخت‌های ورزش کشور بود که حکم خود را فرودین ماه سال ۱۳۹۳ از «محمود گودرزی»،وزیر وقت ورزش و جوانان گرفت. اما پس از روی کارآمدن سلطانی فر در وزارت ورزش، همان پست مشاوره را هم از دست داد.

بعضی نام نویسی او برای انتخابات را نوعی لجاجت با حسن روحانی می دانند. پیش از این هم در زمانی که معاون محمد خاتمی رییس دولت هفتم بود، به نشانه اعتراض به رییس دولت اصلاحات، در انتخابات ریاست جمهوری سال 80 نام نویسی کرد.او البته می دانست در دولت بعد جایی در کابینه محمد خاتمی ندارد؛ همان طور که بلافاصله بعد از انتخابات سال 80 جایش را در سازمان تربیت بدنی به «محسن مهرعلیزاده» داد. برای همین، نخستین معاونی شد که با رییس جمهوری خود مبارزه کرد. نتیجه اش هم شد 28هزار و90 رای و قرار گرفتن در رده دهم. حالا به «تسنیم» گفته است که به نفع حسن روحانی یا «اسحاق جهانگیری» از انتخابات کناره‌‌گیری نخواهد کرد.

مصطفی هاشمی طبا را می توان تنها شخصیت غیرورزشی ایران دانست که از وقتی وارد مدیریت ورزشی ایران شد، دیگر سایر مدیریت ها را برعهده نگرفت. به جز دو بار تلاش برای ریاست جمهوری، از تمامی پست های سیاسی یا اقتصادی به نوعی دوری کرده است و حتی در دولت روحانی، در پی مهندسی کمیته ملی المپیک و سازمان تربیت بدنی به سود خودش و سعید فائقی بود؛ طرحی که خیلی زود شکست خورد.

مهم ترین دست‎آوردهایش در عرصه مدیریت ورزش را می توان تلاش او برای باز کردن درهای ورزش جهان به روی ایران و همین طور استفاده از مدیرانی دانست که سال ها یا خودشان و یا آثارشان در ورزش ایران باقی ماندند. سرآمدشان، «محسن صفایی فراهانی» بود و البته مدیرانی مانند بهرام افشارزاده، سعید فائقی، «علی کفاشیان» و «رباب شهریان».

***********************

اگر مصطفی هاشمی طبا رییس جمهوری ایران شود، می توان میان او و «نیکولا سارکوزی»، رییس جمهوری سابق فرانسه یک اشتراک ویژه دید. سارکوزی سال 2011 میلادی و پس از فعالیت آتش فشان ایسلند که باعث لغو تمامی پروازها در اروپا شد، نسبت به برگزاری لیگ قهرمانان اروپا انتقاد کرد. او مدعی شد که اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) مدیریتی ناکارآمد دارد و «میشل پلاتینی»، رییس فرانسوی و اسطوره سابق فوتبال این کشور، صلاحیت مدیریت بر فوتبال اروپا را ندارد.

میشل پلاتینی یک روز بعد بخشی از شایعات پیرامون فساد اخلاقی و مالی سارکوزی را به او یادآوری کرد و گفت که مسلما مدل او برای اداره فوتبال اروپا متفاوت از شیوه ای است که رییس جمهوری فرانسه برای کشورش اتخاذ کرده است.

پیش از این، هاشمی طبا و «خداداد عزیزی» هم درگیری هایی علنی با هم داشته اند. یک بار هاشمی طبا به خداداد می گوید که او فقط نان گلی که به استرالیا زده است را می خورد و خداداد در پاسخ به هاشمی طبا گفته است: «به ایشان گفتم اگر من نان گل استرالیا را می خورم، شما چلوکبابش را می خورید.»

خداداد همین طور در پیش از بازی ایران مقابل امریکا در جام جهانی 1998 ابتدا حاضر نشد در جلسه ای که هاشمی طبا برای بازیکنان ترتیب داده بود شرکت کند اما پس از وساطت چند بازیکن، به جلسه می رود. او در برنامه تلویزیونی «نود» سال گذشته گفته بود: «رفتم بالا و دیدم آقای هاشمی‌طبا دارد انواع پاس دادن را توضیح می دهد و می گوید ما پاس از روی محبت داریم، پاس از روی ترس و انواع پاس‌های مختلف.»

ثبت نظر

بلاگ

آیا در قوانین ایران تدبیری برای شفاف بودن شمارش آرا پیش بینی...

۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
سوال و جواب حقوقی
خواندن در ۱ دقیقه
مصطفی هاشمی طبا؛ لجوج، تندرو، اصلاح طلب ورزشی