«ابراهیم رییسی» که چندی ا‌ست نام ‌او به عنوان جانشین رهبر جمهوری اسلامی مطرح شده، در تبلیغات انتخاباتی خود برای ریاست جمهوری و هم‏چنین اظهاراتش در مناظره‌های انتخاباتی، به اقداماتی که در شهر مشهد انجام داده، اشاره داشته است. این اقدامات چه بوده اند، چه قدر او در این شهر پایگاه مردمی دارد و تا چه اندازه می‌تواند آرای مردم را به خود جذب کند؟ شخصیت و عملکرد او در شهر مشهد چه بوده است که خودش و حامیانش آن را مثبت ارزیابی می‌کنند؟

«ایران‎وایر» از «محمدصادق جوادی‌حصار»، عضو شورای مرکزی حزب «اعتماد ملی» و روزنامه‌نگار ساکن شهر مشهد در مورد عملکرد رییسی پرسیده است:

ساختار حکومتی و خصوصا فرهنگی ایران تحت تاثیر رفتار شخصی افراد مختلف قرار نمی‌گیرد. اشخاص می‌توانند در حوزه‌هایی نفوذ داشته و تاثیرگذار باشند اما بعید است بتوانند فرهنگ جامعه را تغییر بدهند و کشور علم الهدایی یا احمدی‌نژادی بشود. این نگرش مطابق با واقعیت نیست. رییسی فرقی با بقیه افراد ندارد و شخصیت متعارفی دارد. این جایگاه و موقعیت کاری ایشان است که پاره‌ای از ملاحظات را پررنگ‌تر کرده است. به هرحال، جایگاه قضاوت یا قاضی که حکم صادر می‌کند، پاره‌ای از مسایل را برنمی‌تابد. شخصیت افراد می‌تواند با جایگاه آن ها متفاوت باشد؛ مثل شاعر یا هنرمندی فکاهه یا طنزپرداز که ممکن است در زندگی شخصی خود فردی جدی باشد. جامعه را نمی‌توانیم متاثر از این افراد بدانیم.

خیر؛ من مقابله‌ای ندیده ام. اما در شعارهای ایشان در فضای انتخاباتی هیچ سنخیتی با مباحثی که از انسداد سیاسی یا فرهنگی حکایت داشته باشد، ندیده ام. به نظر من نباید بین نسبت فامیلی ایشان با علم الهدی و مواضع سیاسی وی رابطه محکمی برقرار کرد. بسیاری از پدر و فرزندها یا برادرها نظرهای متفاوتی دارند. علم الهدی و رییسی دو شخصیت جدای از هم هستند.

در دستورالعملی که رهبری برای ابراهیم رییسی در مشهد صادر کرد، دو وظیفه گنجانده شده بود؛ رسیدگی و توسعه خدمات‌دهی به زوار امام رضا و رسیدگی به فقرا و نیازمندان حوزه مشهد؛ یعنی مجاوران امام رضا. به نظر من ایشان در این دو حوزه همت خود را معطوف به انجام آن وظایف کرد. در این مدت در رسانه‌ها هم دیدیم که ایشان به مناطق مختلف شهر، به ویژه مناطق محروم می‌رفت، به عنوان میهمان به خانه‌های مردم سر می‌زد، پای صحبت‌ فقرا و نیازمندان می‌نشست و کمکی به آن‌ها می‌کرد. به نظرم ایشان در این ماموریت که مد نظر رهبری بود، تلاش‌های قابل مشاهده‌ای داشته است. نمی‌توان گفت که رییسی کار خاصی نکرده است.

بله؛ قبل از انتخابات. بنا به طبیعت کار ایشان، از قبل هم هرکجا می رفت، ضبط و ثبت می‌شد که بعد توانست برد تبلیغاتی هم داشته باشد.

حضور امنیتی ابراهیم رییسی تا پیش از قرار گرفتن در این موقعیت در مشهد، به ویژه پیش از کاندیداتوری برای انتخابات ریاست‌جمهوری برجسته نبود. مردم ایشان را نمی‌شناختند. تنها اقشاری از جامعه که درگیر مباحث امنیتی و شبه امنیتی بودند یا با قوه قضاییه ارتباط بیش تری داشتند، با او آشنا بودند. ضمن این‌که رییسی سال‌های سال در مشهد هیچ منصبی نداشت. او بیش تر عمرش را از ابتدای انقلاب در تهران و قوه قضاییه گذرانده است. رییسی را در مشهد مثل بقیه مسوولان جمهوری اسلامی و به عنوان یک مقام قضایی می‌شناختند.

اگر در حال حاضر ایشان به عنوان کاندیدای اصول‌گرایان مطرح نبود، این حجم از اتفاق نظر هم درباره وی به وجود نمی‌آید. هر کس دیگری هم از قوه اصول‌گرایان کاندیدا می‌شد، همین وضعیت پیش می‌آمد؛ یعنی دو طیف اصول‌گرای سنتی و متعادل‌تر در مشهد که امروز پیرامون رییسی گردهم آمده‌اند، حول آن کاندیدا جمع می‌شدند. نمی‌شود اجتماع پیرامون رییسی را به حساب شهرت شخصی او گذاشت. اگر سعید جلیلی یا محمدباقر قالیباف هم کاندیدای اصول گرایان بودند، همین اتفاق می افتاد. البته اگر ایشان مثل برخی از علما و روحانیون در مسجدی نماز می‌خواند، می‌توانستیم طور دیگری تحلیل کنیم؛ یعنی مثل آیت‌الله زنجانی یا دیگر افرادی که در مشهد مسجدی دارند و ظهر و عصر نماز می‌خوانند، اگر نمازگزاران در مسجدی به ایشان اقتدا می‌کردند و شلوغی بیش از حد متعارفی داشت، می‌توانستیم بگوییم رییسی وضعیت ویژه‌ای دارد. اما چنین نیست.

این نکته قابل توجهی است. شاید بعضی‌ها رییسی را فردی بسیار توانا ارزیابی نکنند اما برای آن‌که مقابل روحانی پیروز شود، یا از آن جایی ‌که کاندیدای بهتری ندارند تا به او رای بدهند. به عقیده آن‌ها، رییس‌جمهوری آینده باید مورد نظر اصول گرایان باشد. در نتیجه، با وجود کاستی‌ها و نواقص، باز هم به او رای می دهند. کمااین‌که بسیاری همین رویکرد را درخصوص حسن روحانی دارند. به باور آن‌ها، روحانی نیروی مطلوب‌شان نیست اما در بین کاندیداهای ریاست‌جمهوری، بهترین گزینه است و برای همین به او رای می‌دهند.

با توجه به آمار و نظرسنجی‌هایی که رصد می‌کنیم، آقای روحانی در مرحله اول رای می‌آورد. البته ممکن است درصد آن بالا نباشد و تا ۵۵ درصد برسد. اما اگر اتفاقی رخ دهد که این دو قطبی پررنگ‌تر شده و جامعه هیجانی‌تر و منسجم‌تر در انتخابات شرکت کند،‌ این امکان وجود دارد که رای بیش تری به روحانی داده شود.

به نظر من، سناریوی خاصی پشت این ماجرا نیست. تحلیل‌هایی شنیده می‌شود که زیر پای او پوست خربزه گذاشته اند که مهره‌ای سوخته شود یا می‌خواستند او را محک بزنند که چه قدر پشتیبانی دارد. اما هیچ‌کدام از این تحلیل‌ها بر اساس اخبار موثق نیستند. من هم در این‌باره خبر موثقی از مراکز تصمیم‌سازی مرتبط با حوزه‌های معطوف به رهبری ندارم. اما به نظرم آن‌هایی که رهبر شدن ایشان را تایید می‌کنند، در صدد بودند تا او زودتر به قدرت برسد یا بستری برایش ایجاد شود تا نمود و جلوه‌ بهتر و بیش تری داشته باشد. برای همین از او خواستند کاندیدای ریاست‌جمهوری بشود.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}