مولوی «عبدالمجید مرادزهی»، مدیر موسسه فرهنگی – پژوهشی  «فروق اعظم »و هم چنین مدیر موسسه فرهنگی «المرتضی» است. او بعد از جریان حمله تروریستی به تهران، در محکومیت این جریان بیانیه صادر کرده و شاهد عزاداری و رنجش مردم منطقه از این اتفاق بوده است. «ایران‎وایر» از او درباره واکنش ها و بازتاب های حمله تروریستی تهران پرسیده است:

اهل تسنن با هر نوع خشونت و خون‎ریزی مخالف هستند. درست است که در گذشته گروهک هایی بودند که متوسل به خشونت می شدند اما همان موقع هم جامعه اهل سنت در مقابل این افراطی گری ها مقاومت نشان داده و با آن ها مبارزه کرده است. در همین انتخابات گذشته، ما مشارکت حداکثری را از سوی مردم داشتیم.

خشونت منحصر به اهل سنت نیست. طبع انسان های سالم از کشتن افراد بی گناه دچار نفرت می شود. متاسفانه در فیلم های منتشر شده دیدم که افراد تروریست با خیال راحت مردم را هدف قرار می دهند. چه طور ممکن است دینی به این مساله خشونت بار توصیه کند؟ ما روایت داریم اگر کسی کلنگ بردارد و خانه خدا را با دست خودش تخریب کند، آن قدر مورد غضب پروردگار قرار نمی گیرد تا این که خون بی گناهی را بریزد.

بحث افراط گرایی متاسفانه امروز در جوامع اسلامی، اعم از شیعه و سنی وجود دارد. گروه های افراطی در هر دو گروه ظهور و بروز کرده اند. کشتن انسان بر پایه قرآن، بین اهل سنت و تشیع محکوم است. این افراد بر اساس برداشت اشتباه و به دلیل شست وشوی روان و مغزشان متوسل به این روش می شوند. آن ها از وضعیت محیطی خودشان به تنگ آمده اند و از استبداد منطقه ای عاصی شده اند. حذف فیزیکی در دوران امروز قابل گذشت نیست اما در عین حال باید بررسی شود که چه عواملی گروه های افراطی ناراضی را که تا این پایه متوسل به بی رحمی می شوند، به این سمت و سو سوق می دهد؟ باید مراکز علمی و دانشگاهی در مورد عوامل پیوستن مردم عادی به این گروه ها تحقیق و پژوهش کنند. علمای اهل سنت و مردم استان سیستان و بلوچستان معتقدند هر مساله ای را باید در چهارچوب منطق، گفتمان و قانون کشور پی گیری کرد. آن ها نه خودشان به خشونت متوسل می شوند و نه از خشونت گرایان حمایت می کنند. هیچ دین و آیین و مذهبی کشتن افراد بی گناه را تایید نمی کند؛ آن هم در ماه مبارک رمضان که  محل حمله، جای تجمع مردمی بوده که لابد مشکلات و مسایلی داشته اند که برای دیدار با نماینده خودشان مراجعه کرده اند.

به نظر من، بخش اعظمی از ریشه های شکل گیری گروه های افراطی به استبداد حاکم در کشورهای منطقه برمی گردد؛ حاکمانی که نسبت به مردم و ملت خودشان بی تفاوت بوده و حاضر نشده اند مشکلات عمومی را گوش بدهند، مذاکره کنند و فاصله بین دولت و ملت را بردارند. من توصیه می کنم دولت‎مردان تلاش کنند این فاصله را بردارند و به مسایل اقوام ایرانی در چهار چوب قانون اساسی توجه کنند، آن ها را در جریان مدیریت های منطقه ای و کشوری مشارکت دهند و با این مشارکت، بهانه «القاعده» و داعش برای یارگیری بین افراد فریب خورده را منتفی کنند.

بزرگ ترین مشکل ما تبعیض است. از نخبگان اهل سنت استفاده نمی شود. با توجه به این که بیش از سه یا چهار دولت گذشته با رای موافق اهل سنت پیروز شده اند، در این دوره هم حدود هفت میلیون نفر از اهالی سنت به آقای روحانی رای دادند، انصاف و وجدان حکم می کند که از جامعه اهل سنت در مدیریت های منطقه ای و کلان بهره ببرند. از خودمان بپرسیم که چرا ما در کابینه دولت یک وزیر بلوچ یا اهل سنت نداریم؟ چرا استاندارهای شهر ما بلوچ نیستند. این ها حقوق حقه و قانونی ما است. این در حالی است که در قانون هیچ منعی در مورد آن وجود ندارد. می گویند ملاک استخدام، شایسته سالاری است و قومیت گرایی اهمیت ندارد. طبعا در این جامعه گسترده، انسان های شریف و کارآمدی وجود دارند که اگر امکان مشارکت برایشان به وجود بیاید، بیش از برادران شیعه به مردم خدمت خواهند کرد. به هر حال، اهل سنت محافظت از مرزها را به عهده دارند. منطقه امن نیست. بسیاری از دشمنان تلاش می کنند از این مسیر، ناامنی را به داخل کشور بکشانند. باید اهل سنت مورد عنایت قرار بگیرند تا آن ها هم بهانه ای برای متمایل شدن به گروه های بنیادگرا نداشته باشند.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}