در چند ده سال گذشته هر کس در هر جای دنیا درس تاریخ معاصر ایران را خوانده باشد، با نام یک تاریخ‏دان بیش از بقیه آشنا است؛ «یرواند آبراهامیان» که سال‌ها در دانشگاه شهری نیویورک تدریس می‌کرد. کتاب او، «ایران بین دو انقلاب» (۱۹۸۲)، در فهرست درسی بیش تر اساتید این دوره هست و ترجمه فارسی ‌آن نیز از پرخواننده‌ترین کتاب‌های تاریخی سال‌های اخیر به شمار می رود. 
این اولین کتاب مشهور آبراهامیان بود اما کتاب‌های بعدی او نیز برای بسیاری به روایات رسمی تاریخ اخیر ایران بدل شده‌اند؛ «مجاهدین خلق»(۱۹۸۹)، «خمینیسم»(۱۹۹۳)، «اعتراف زیر شکنجه»(۱۹۹۹) و «تاریخ ایران مدرن»(۲۰۰۹). 
در سال ۲۰۱۳ او کتاب جدیدی در مورد کودتای ۲۸ مرداد منتشر کرد. «کودتا ۱۹۵۳؛ سازمان سیا و ریشه‌های روابط معاصر ایران و امریکا» روایتی پرشور از رویدادی است که در مرکز زندگی نسل‌های متوالی ایرانیان بوده و معلوم است آبراهامیان را نیز سال‌های سال به خود مشغول کرده است. در یک روز آفتابی، با استاد آبراهامیان بر نیمکت پارکی در میدان واشنگتنِ نیویورک نشستیم و از آن رویداد تاریخ‌ساز صحبت کردیم. قبلا چند بار تلفنی و ایمیلی با او در تماس بودم اما یک ساعت پای صحبت مستقیم استاد نشستن، تجربه‌ای یگانه بود. آبراهامیان وقت حرف زدن، هم دقت دارد و هم شور و شوق. بدون این‌که کاغذ و ورقی در دست داشته باشد، مدام به اسناد تاریخی مختلف ارجاع می‌دهد و بی‌سند حرف نمی‌زند. در عین حال، لحنی شیوا دارد و چنان با شوق و زندگی از رویدادهای چند دهه پیش می‌گوید که انگار همین الان در حال وقوع هستند. او در ۷۷ سالگی هنوز بسیار فعال است. سال گذشته از استادی بازنشسته شده و برای ما می‌گوید که تازه می‌خواهد بر پژوهش‌های تاریخی خودش تمرکز کند. باید هم‏چنان منتظر کتاب بعدی آبراهامیان باشیم.

***

بگذارید با سوالی در مورد اسناد جدید آغاز کنیم؛ لابد احساس عجیبی داشتید وقتی مدت کوتاهی بعد از این‌که کتاب جدیدتان را در مورد کودتا نوشتید، اسناد جدیدی در رابطه با آن منتشر شدند. به نظرتان این اسناد چه چیزی به تصویر ما از کودتا اضافه کردند؟ گفته بودید که می‌خواهید در کتاب‌تا تغییراتی بدهید.

بگذارید کمی به عقب برگردیم؛ در مقدمه کتاب‌تان در مورد کودتا، با شوق بسیار از این می‌گویید ‌که چرا کتاب جدیدی در این زمینه لازم است. به نظر می‌رسد خیلی وقت است مشغول پرداختن به این کودتا هستید. چه شده که این قدر به آن علاقه‏مند هستید؟

حتی بعضی منابع طرف‏دار مصدق هم می‌گویند که او خیلی کارآمد نبود یا توان مبارزه در دو جناح به طور هم‏زمان را نداشت؛ به نظر شما این انتقادها موجه است؟

نام عملیات کودتا را «تی پی آژاکس» گذاشته بودند [«تی پی» مخفف نام حزب توده بود و «آژاکس» مایه‌ای شوینده. منظور پاک‌سازی حزب توده بود]. این باعث شد خیلی‌ها بگویند که شاید حزب توده هدف اصلی کودتا بوده و نگرانی واقعی در مورد به قدرت رسیدن کمونیست‌ها بوده است. این نظریه چه قدر اعتبار دارد؟‌ به نظر شما، حزب توده هدف اصلی کودتا بود؟

نسل‌ها است که چپ‌های ایران با این سوال مواجه بوده‌اند که چرا حزب توده کاری برای توقف کودتا نکرد؟ چرا حتی وارد نبرد بر سر آن هم نشد؟ بعضی‌ها می‌گویند مصدق به آن ها اجازه نداد. به نظر شما چرا این کار را نکردند؟

به نظر شما، مصدق با عدم اتحاد قوی‌تر با کمونیست‌ها یا هراسی که از آن‌ها داشت، مرتکب خطایی استراتژیک شد؟

جلسه روز ۲۷ مرداد؟

سوال‌هایی هم در مورد سیاست داخلی در امریکا و بریتانیا مطرح است؛ مدت کوتاهی پیش از کودتا، دولت های هر دو کشور تغییر یافتند. به نظر شما اگر حزب «کارگر» بریتانیا و دموکرات‌های امریکا بر سر قدرت مانده بودند، جلوی کودتا گرفته می‌شد؟

در اسناد جدید از این می‌خوانیم که «خلیل ملکی» از امریکا پول می‌گرفته است گرچه شاید نمی‌دانسته که این پول‌ها از امریکا می‌آیند.

پس بگذارید سوال را این‌طور مطرح کنم که آیا اسناد جدید ثابت می‌کنند که منتقدان ملکی همیشه درست می‌گفته اند و او هم‏دست امریکا بوده است؟

آیا اسناد جدید باعث شده‌اند نظرتان به صورت بنیادین راجع به نیروهای سیاسی ایران در آن دوره تغییر کند؟

به نظرتان حالا که می‌دانیم ملکی از سازمان سیا پول می‌گرفته است، تصویر او به عنوان بدیل دموکراتیک سوسیالیستی در مقابل حزب توده خدشه‌دار می‌شود؟

شما مدت‌ها است روی این دوره کار می‌کنید. به نظرتان هنوز اسناد جدیدی هست که در آینده منتشر شوند و تاریخ‌نگاری کودتا را تغییر دهند؟ یا این کشتی به مقصد رسیده است؟

اگر مصدق کودتا را شکست داده بود، ایران و جهان امروز چه طور متفاوت می‌بودند؟

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}