حدود 10 روز به پایان ضرب الاجل چهارماهه دولت استرالیا برای ثبت پرونده پناه‏جویانی که آن ها را «غیرقانونی» می خواند، باقی مانده است و تعداد زیادی از پناه‏جویان ایرانی هنوز فرصت ثبت نام پیدا نکرده اند.

بیش از هفت هزار پناه‏جوی غیرقانونی که 20 درصد آن ها را ایرانی ها تشکیل می دهند، نگران این ضرب الاجل هستند. آن ها با قبول خطرات مرگ‎بار، از طریق مرزهای دریایی وارد خاک این کشور شده و اکنون در شرایط ملتهبی به سر می برند.

«پیتر داتون»، وزیر امور مهاجرت استرالیا زمان اعلام این ضرب الاجل، با ادبیات خاصی خطاب به پناه‏جویان گفت: «اگر عده ای خیال می کنند می توانند سر مالیات دهندگان استرالیایی کلاه بگذارند و آن ها را گول بزنند، باید خطاب به آن ها بگویم متاسفانه این بازی تمام شده است و ما اجازه نمی دهیم از ما سواری بگیرند.»

نکته جالب این جا است که او در مورد پناه‏جویانی سخن گفته است که اغلب آن ها حتی فرصت ورود به کشور استرالیا را پیدا نکرده اند و در همان بدو ورود، به کمپ هایی در جزایر گینه نو که به «گوانتانامو استرالیا» شهرت دارند، منتقل شده اند.

دولت استرالیا به جای پذیرش پناه‏جویان در شهرهای بزرگ خود، ضمن عقد یک قرارداد با گینه نو، پناه‏جویان را به کمپ های پناهندگی جزایر دور افتاده ای مثل پاپوا، گینه نو، نائور، کریسمس و مانوس می فرستد.

بعد از روی کار آمدن دولت لیبرال استرالیا، یعنی از سال 2013، سیاست های سخت گیرانه­ای در قبال پناه‏جویان از سوی کشوری اتخاذ شده است که نه تنها بهشت پناه‏جویان نیست بلکه در زمینه پذیرایی از مهاجران، نام آبرومندی ندارد.

ضرب الاجل چهار ماهه دولت استرالیا با اولین روز اکتبر به پایان خواهد رسید. این مهلت، مشمول پناه‏جویانی می شود که از 13 آگوست 2012 تا ژانویه 2014 با قایق خودشان را به استرالیا رسانده اند.

پناه‏جویان اما با صف طولانی درخواست ها و بروکراسی اداری، نداشتن استطاعت مالی برای استخدام وکیل و مشکلاتی از این دست، برای ثبت روند پناه‏جویی خود روبه رو شده اند. ندانستن زبان انگلیسی هم این مشکلات را مضاعف کرده است.

«مرجان» پناه‏جوی ساکن جزیره «نائورو» است. او می گوید آن چه مهاجران را آزار داده، رفتار توهین آمیزمقامات استرالیا و رسانه های این کشور است:«ادبیات آن ها به دور از کرامات انسانی است. آن ها باید بدانند ما پناه‏جو هستیم، نه مجرم. چرا باید یک مقام دولتی در حد وزیر در رسانه های کشورش بگوید صبرش از دست "پناهندگان نامشروع" به سر آمده و جلوی سوء استفاده کنندگان از مهربانی استرالیا را خواهد گرفت!؟»

پیتر داتون، وزیر مهاجرت استرالیا هم چنین تاکید کرده است یا پناه‎جویان تا روز اول اکتبر تقاضای پناهندگی می کنند یا از این کشور اخراج خواهند شد.

«کوروش مومنی»، وکیل رسمی مهاجرت و متخصص حقوق مهاجران به «ایران وایر» می گوید: «پناه‏جویان معمولا زبان نمی دانند و خودشان نمی توانند این امور را انجام بدهند. به لحاظ مالی هم قادر به تامین هزینه وکیل خصوصی نیستند. به همین دلیل، به شرکت های دولتی مراجعه می کنند و شرکت های دولتی به علت ازدحام پناه‏جو، ماه های متوالی زمان مصاحبه آن ها را عقب می اندازند.»

مومنی در حوزه حقوق پناه‏جویان فعالیت می کند. او که بیش از 200 پرونده پناه‏جویی را به سرانجام رسانده است، می گوید: «تامین هزینه وکیل برای پناه‏جویان آسان نیست و حتی اگر این افراد درخواست خود را در مدت زمان تعیین شده و ضرب الاجل مورد نظر تحویل بدهند، آن قدر تعدادشان زیاد است که تا یک سال آینده امیدی به شنیدن پاسخ ندارند.»

این وکیل معتقد است دلیلی برای این  فشارها وجود ندارد:«این که آن ها مدام در رسانه های جمعی تاکید کنند دیگر اجازه سوء استفاده به پناه‏جویان داده نخواهد شد تا حقوق بی دلیل از دولت استرالیا بگیرند، طبعا تبدیل به نوعی فشار روانی برای مهاجران خواهد شد.»

او در این مدت کوتاه تلاش کرده است پرونده های بیش تری را قبول کند. مومنی به ویژه نگران زنان و کودکانی است که در جزایر اطراف زندگی می کنند؛ زنانی که شرایط مناسبی برای زندگی در این جزایر بومی و استوایی ندارند.

مرجان با پرداخت مبلغ قابل توجهی به قاچاق‏چیان انسان، خودش را به اندونزی رسانده اما مسیر سفری که می خواسته رویایی باشد، به زندانی در جاکارتا ختم شده است.

او به سختی خودش را از زندان جاکارتا رهانده و با پذیرفتن خطر مرگ، با یک قایق قدیمی راهی استرالیا شده است. اما به جای سیدنی که شرح زیبایی­هایش را از دوستانش شنیده بوده، مجبور شده راهی یک جزیره استوایی شود که به نظرش«خطرناک»، «غیرقابل سکونت» و «فاجعه­بار» است.

مرجان به دلیل تنبلی نبوده که درخواست پناهندگی خود را ثبت نکرده بلکه زبان نمی­داند و به روند حقوقی ماجرا و رسیدگی به فرم های متعدد اداری آگاه نیست. تعداد وکلایی که این کار را می­پذیرند هم محدودند و او پول کافی برای استخدام وکیل ندارد.

به گفته کوروش مومنی، با این که از روز 13 آگوست 2012 صدور ویزا برای ایرانیان پناه‏جو متوقف شد و دولت استرالیا با اندونزی برای جلوگیری از ورود ایرانی­ها هماهنگی­هایی انجام داد، اما کماکان روند ورود مهاجران غیرقانونی به این کشور متوقف نشده است.

او تایید می­کند مهاجرانی که ساکن جزایر گینه هستند، شرایط مناسبی ندارند: «هماهنگی و توزیع درستی انجام نشده است. با توجه به پرونده های مشتری هایم، مثلا یک جوان قبراق توانسته است ساکن سیدنی بشود و یک زن سرپرست خانوار با چند بچه کوچک را به جزایر اطراف فرستاده اند. این جزیره ها پر از مالاریا هستند و دولت برای هزینه واکسن مالاریا به مترجم هایی که به آن جا می فرستد، هربار 300 یا 400 دلار پرداخت می­کند.»

بنا به اطلاعاتی که این وکیل مهاجرت دارد، از سال 2012 به پناه‏جویانی که وارد خاک استرالیا شده اند، اجازه درخواست پناهندگی داده نشده است. این مهاجران حتی تا اواسط سال 2015 نتوانسته­اند هیچ گونه ویزای بلند مدت یا میان مدتی درخواست کنند و فقط ویزای کوتاه مدت موقت داشته اند.

پناه‏جویان می گویند حتی مهاجرانی که ویزای پنج ساله دارند، شرایط چندان روشنی ندارند. آن ها باید سه سال و نیم از پنج سال ویزایشان را در مناطق دور افتاده استرالیا خدمت کنند و نشان بدهند که به مدت سه سال و نیم از این پنج سال را خوب کار کرده اند تا بعد از آن واجد شرایط درخواست ویزاهای دیگر باشند.

مرجان می­گوید در مورد ثبت نشدن درخواست پناهندگان ایرانی، دولت استرالیا هم مقصر است: «به ما گفتند باید صبر کنید تا دولت از شما دعوت کند. در واقع، باید به شما بگوید که مجاز به ارایه درخواست پناهندگیَ هستید. به ما گفتند اگر قبل از این دعوت‎نامه اقدام کنیم، دولت موظف به پاسخ گویی نیست.»

کوروش مومنی هم این ادعای مرجان را تایید می کند. او می گوید موانع دولتی در بسیاری موارد جلوی ارایه درخواست پناهندگی را گرفته است: «برخی از موکلانم حتی تا همین دو ماه پیش هم این دعوت نامه را دریافت نکرده بودند. در یک دوره چند هفته ای، این دعوت نامه خطاب به شش هزار مهاجر ارسال شد و مدت زمان محدودی را برای اقدام مهلت دادند. تصور کنید شش هزار نفر نیازمند خدمات مشاوره و وکالت باشند. با وضعی که تعداد وکلای رسمی مرتبط با امور مهاجرت ایرانیان در این جا بیش از 10 یا 12 نفر نیست، یک باره هجوم افراد متقاضی به سمت وکلا شروع شد و این طبیعی است که هر کدام از ما ناچاریم به تعداد محدودی، قول همکاری بدهیم. بقیه کارشان زمین می ماند و سرگردان می مانند.»

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}